بسم الله
 
EN

بازدیدها: 139

قانون آيين دادرسي مدني- قسمت ششم

  1396/12/1
قسمت قبلي

فصل هشتم- در امور اتفاقي

مبحث اول- در ايرادات

ماده 197 : در موارد زير مدعي عليه مي تواندضمن پاسخ ازماهيت دعوي ايرادكند : 
1- وقتي كه دادگاه صلاحيت ذاتي نداشته باشد.
صلاحيت دادگاه شهرستان نسبت به دادگاه استان وبالعكس ودادگاههاي دادگستري نسبت به مرجع غيردادگستري صلاحيت ذاتي است .
2- درصورتي كه دعوي ازجهت صلاحيت نسبي راجع به دادگاه ديگري است .
3- درموردي كه دعوي بين همان اشخاص درهمان دادگاه يادادگاه ديگري كه ازحيث درجه باآن دادگاه مساوي است قبلااقامه شده وتحت رسيدگي است ويا اگرهمان دعوي نيست دعوائي است كه باادعاي مدعي ارتباط كامل دارد.
4- درصورتي كه دعوي مشمول مرورزمان باشد.

ماده 198 : درمواردزيرمدعي عليه مي تواندبدون آنكه پاسخ مدعي رابدهد ايرادكند : 
1- درصورتي كه مدعي اهليت قانوني ،براي اقامه دعوي نداشته باشد، ازقبيل صغيروغيررشيدومجنون ياكسي كه ممنوع ازتصرف دراموال خوددرنتيجه حكم ورشكستگي باشد.
2- وقتي كه ادعامتوجه شخص مدعي عليه نباشد.
3- هرگاه كسي بعنوان نمايندگي اقامه دعوي كرده ازقبيل وكالت يا ولايت ياقيمومت وسمت اومحرزنباشد.
4- وقتي كه دعوي طرح شده سابقابين همان اشخاص يااشخاصي كه اصحاب دعوي قائم مقام آنهاهستندرسيدگي ونسبت به آن حكم قطعي صادرشده باشد.

ماده 199 : مدعي نيزحق داردنسبت به كسي كه بعنوان وكالت ياولايت يا قيمومت ياوصايت پاسخ دعوي راداده است درصورتي كه سمت اومحرزنباشد ايرادكند.

ماده 200 : درصورتي كه مدعي عليه اهليت نداشته باشدمي تواندازپاسخ درماهيت دعوي امتناع كند.

ماده 201 : ايرادات دردادرسيهاي عادي بايددراولين لايحه اي كه در پاسخ طرف داده مي شودبعمل آيدودردادرسيهاي اختصاري دراولين جلسه دادرسي مگراينكه سبب ايرادبعدحادث شود.
(ايرادمرورزمان رامدعي عليه مي توانددرمحاكمات عادي دراولين لايحه كه درجواب دعوي مي دهدوردمحاكمات اختصاري دراولين جلسه ودرمورد حكم غيابي ضمن اعتراض بااولين لايحه كه درجواب اعتراض داده مي شود، بنمايدوهمچنين است درموردشكايت پژوهشي ازحكم غيابي ).

ماده 202 : دادگاه درموردبند1و2ماده 197باصدورقرارعدم صلاحيت پرونده رابارونوشتي ازقراربه مرجعي كه صالح تشخيص داده ارسال مي داردو مرجع اخيرنيزدرصورتي كه خودراصالح نشناسدپرونده رابراي حل اختلاف به مرجع حل اختلاف مي فرستدتاطبق راي آن مرجع عمل شود.
تبصره - درمورداين ماده پس ازتعيين مرجع صالح تبادل لوايح در دادرسي عادي وهمچنين اقدامات تاپايان جلسه اول دادرسي اختصاري تجديد نمي شود.

ماده 203 : دادگاه درصورت قبول ايرادمدعي عليه راجع به عدم صلاحيت ، قرارعدم صلاحيت مي دهدودرموردشق 3ازماده 197هرگاه دعوي دردادگاه ديگري تحت رسيدگي باشدازرسيدگي به دعوي امتناع كرده وپرونده امررابه دادگاهي كه دعوي درآن مطرح است مي فرستدودرسايرمواردمذكوردرماده 197دادگاه قراررددعوي ميدهد.

ماده 204 : درمحاكمات عادي پس ازمبادله لوايح وارسال پرونده به دادگاه ودرمحاكمات اختصاري دراولين جلسه ،دادگاه مكلف است قبل ازورود درماهيت دعوي نسبت به ايرادات رسيدگي كرده وراي مقتضي صادركندودر صورت ردايراددرماهيت دعوي رسيدگي مي نمايد.

ماده 205و206 : ملغي شده .

ماده 207 : هرگاه ايرادات مذكوردرمواد197و198دراولين لايحه دادرسي عادي يادراولين جلسه دادرسي اختصاري بعمل نيامده باشددادگاه مكلف نيست عليحده ازماهيت دعوي نسبت به آن راي دهدوهمچنين است ايرادات ديگري كه دراين مبحث ذكرنشده .

مبحث دوم- رد دادرسان

ماده 208 : دادرسان دادگستري درمواردزيربايدازرسيدگي امتناع نمايندواصحاب دعوي مي توانندآنهاراردكنند : 
1- وقتي كه دادرس يازوجه اونفع شخصي درادعائي كه اقامه شده است داشته باشد.
2- وقتي كه دادرس يازوجه اوبايكي ازاصحاب دعوي قرابت نسبي يا سببي تادرجه سوم ازطبقه دوم دارند.
3- وقتي كه دادرس قيم يكي ازاصحاب دعوي ياكفيل اموراوست ويايكي ازاصحاب دعوي مباشراموردادرس است .
4- وقتي كه دادرس يازوجه اووراث يكي ازاصحاب دعوي هستند.
5- وقتي كه دادرس بايكي ازاصحاب دعوي يااشخاصي كه باآنهاقرابت نسبي ياسببي تادرجه سوم ازطبقه دوم دارنددادرسي جنائي ياجنحه اي داشته اند وهنوزپنج سال درصورت جنائي ودوسال درصورت جنحه اي ازمان صدورحكم قطعي نگذشته است .
6- درصورتي كه مابين دادرس ويكي ازاصحاب دعوي يازوجه اودادرسي مدني دردادگاه ديگري قبلاوجودداشته وفعلاهم مطرح باشدويادادرس يازوجه او بريكي ازطرفين اقامه دعوي مدني نمايد.
7- وقتي كه دادرس سابقادرموضوع دعوي اقامه شده بعنوان دادرس يا داوري ياكارشناسي ياگواهي اظهارعقيده كرده ياكتباتوصيه كرده باشد.

ماده 209 : رددادرس ازطرف اصحاب دعوي بايدمنتهي تاجلسه اول رسيدگي بعمل آيدمگرآن كه جهت رددادرس جزدرموردقسمت اول شق 6ماده 208 درحين دادرسي حادث شود.

ماده 210 : دادرس نمي توانددرغيرمواردمذكوردرماده 208ردراقبول كرده ياازرسيدگي امتناع نمايد.

ماده 211 : اظهارردممكن است كتبي باشدياشفاهي  : 
درصورتيكه اظهارردكتبي باشدمديردفترمكلف است فوراآن رابنظر دادرس برساندواظهارشفاهي درصورت جلسه دادگاه قيدوبه امضاي اظهار كننده مي رسد.

ماده 212 : دادرس پس ازاطلاع ازايراد،مكلف است درظرف دوروزقرار صادركندوهرگاه دادرس ردراقبول نكردبايدبه رسيدگي ادامه دهدوايراد كننده مي تواندضمن پژوهش ازحكم نسبت به اين موضوع اعتراض وتقاضاي رسيدگي كند.

ماده 213 : ملغي شده .

ماده 214 : هرگاه دادرس ردراقبول كردياخوداوامتناع ازرسيدگي نمود به شعبه ديگرهمان دادگاه ارجاع واگرشعبه ديگري نباشدبه كارمندعلي البدل واگرنباشدبه نزديكترين دادگاه رجوع مي شود.
ردمورداين ماده اگرشعب دادگاه متعددباشدپرونده براي اجراي مقررات فوق نزدرئيس شعبه اول دادگاه فرستاده مي شودوالاخوددادرس به ترتيب مقرراقدام مي نمايد.

ماده 215 : هرگاه دادرسي كه ردخودراقبول نكرده ازكارمندان دادگاه استان باشد،همان شعبه دادگاه استان بايدازكارمندان سايرشعب يا كارمندان سايرشعب ياكارمندان علي البدل دادگاه استان تكميل ودرغياب دادرسي كه درخواست رداوشده است قرارمقتضي رابدهد.

ماده 216 : اگرقراربررددادرسي كه كارمنددادگاه استان است صادرشود يادادرس ازابتداءامتناع كرده ياردراقبول نمود،دادگاه استان باكارمند علي البدل ياكارمندشعبه ديگرتكميل وبه دعوي رسيدگي مي نمايد.

ماده 217 : هرگاه چندنفرازكارمندان دادگاه استان ردشوندوردراقبول ننمايدوعده باقي مانده آن دادگاه وكارمندان علي البدل براي رسيدگي كافي نباشدامرراجع به ديوان كشورمي شود.ديوان كشوردرصورتي كه درخواست ردرا واردديدكاررابه دادگاه ديگري كه درهمان درجه باشدمحول مي كند.

مبحث سوم- در تاميني كه اتباع دولتهاي خارجه بايد بدهند

ماده 218 : اتباع دولتهاي خارجه اعم ازاينكه مدعي اصلي باشندويابه عنوان شخص ثالث واردعوي گردندبايددرصورت درخواست طرف  ،براي تاديه خسارتي كه ازبابت هزينه دادرسي وحق الوكاله ممكنست به آن محكوم گردند تامين دهند،درخواست نامبرده فقط ازمدعي عليه تبعه ايران پذيرفته مي شود وبايددادرسي عادي درضمن اولين لايحه كه به دادگاه داده مي شودودردادرسي اختصاري دراولين جلسه بعمل مي آيدوالامسموع نخواهدبود.

ماده 219 : درمواردزيراتباع خارجه ازدادن تامين معاف هستند : 
1- درصورتي كه درخاك  دولت متبوع تبعه خارجه اتباع ايران ازدادن چنين تاميني معاف باشند.
2- دردعاوي راجعه به برات وفته طلب وچك .
3- دردعاوي متقابل .
4- دعاوي كه مستندبه سندرسمي است .
5- دعاوي كه براثرآگهي هاي رسمي اقامه مي شودازقبيل اعتراض به ثبت ودعاوي برعليه متوقف وغيره .

ماده 220 : هرگاه دراثناي دادرسي تابعيت خارجي مدعي ياپژوهش خواه كشف ياتابعيت ايران ازاوسلب وياسبب معافيت ازتامين ازاوزائل گردد مدعي عليه ياپژوهش خوانده ايراني مي توانددرخواست تامين نمايد.

ماده 221 : دادگاه راجع به درخواست تامين ،قراري داده وضمن قرار ميزان تامين راتعيين ونيزمدتي براي دادن تامين معين مي نمايدومادامي كه تامين داده نشده دادرسي متوقف خواهدمانددرصورتي كه مدت مقرربراي دادن تامين منقضي گشته ومدعي تامين نداده باشد،به درخواست مدعي عليه درمرحله نخستين وبه درخواست پژوهش خوانده درمرحله پژوهش قراررددادخواست صادرمي شود.

ماده 222 : هرگاه بردادگاه معلوم شودميزاني كه براي تامين تعيين گرديده كافي نيست ،مقداركافي رابراي تامين تعيين مي كندودرصورت امتناع مدعي ياپژوهش خواه ازدادن تامين نامبرده موافق ماده فوق اقدام مي شود.

ماده 223 :  قرارتاميني كه درموردموادقبل صادرمي شودقابل پژوهش وفرجام نيست مگرباحكمي كه دراصل دعوي صادرمي شود.

مبحث چهارم- در تامين خواسته

1- درخواست تامين

ماده 224 : ملغي شده .

ماده 225 : مدعي مي تواندقبل ازتقديم دادخواست ياضمن دادخواست راجع به اصل دعوي يادرجريان دادرسي درمواردزيرازدادگاه درخواست تامين خواسته نمايدودادگاه مكلف به قبول آنست  : 
1- دعوي مستندبه سندرسمي باشد.
2- خواسته درمعرض تضييع ياتفريط باشد.
3- مدعي خساراتي راكه ممكن است برطرف مقابل واردآيدنقدابه صندوق دادگاه بپردازد.
تعيين ميزان خسارت بنظردادگاهي است كه درخواست تامين راپذيرفته است درصورتي كه قرارتامين اجراشده ومدعي دراصل دعوي به موجب راي نهائي محكوم به بي حقي شده وجه توديع شده بابت خسارت تامين به محكوم له پرداخت مي شود.
4- درسايرمواردكه بموجب قانون مخصوص دادگاه مكلف به قبول درخواست تامين باشد.

ماده 225مكرر : دركليه دعاوي مدني اعم ازدعاوي اصلي ياطاري و درخواستهاي مربوط به امورحسبي به استثناءمواردي كه قانون امورحسبي مراجعه به دادگاه مقررداشته است مدعي عليه مي تواندبراي تاديه خساراتي كه ازبابت هزينه دادرسي وحق الوكاله ممكن است مدعي محكوم شودازدادگاه تقاضاي تامين نمايدودادگاه درصورتي كه تقاضاي مزبور را باتوجه به نوع ووضع دعوي وسايرجهات موجه بداندقرارتامين صادرمي نمايدوتاوقتي مدعي تامين ندهددادرسي متوقف خواهدماندودرصورتي كه مدت مقرردرقراردادگاه براي دادن تامين منقضي شودومدعي تامين ندهدبه درخواست مدعي عليه قراررد دادخواست مدعي صادرمي شود.
دردعاوي كه مستندآن چك ياسفته يابرات باشدوهمچنين درمورددعاوي مستندبه اسنادرسمي ودعاوي عليه متوقف ،مدعي عليه نمي تواندبراي تامين خسارات احتمالي خودتقاضاي تامين نمايد.
تبصره  : چنانچه بردادگاه محرزشودكه منظورازاقامه دعوي تاخيردر انجام تعهدياايذاءطرف  ياغرض ورزي بوده دادگاه مكلف است درضمن صدور حكم ياقرار،مدعي رابه تاديه سه برابرهزينه دادرسي به نفع طرف متقابل محكوم نمايد.

ماده 226 : درخواست تامين ازدادگاهي مي شودكه صلاحيت رسيدگي به دعوي رادارد.

ماده 227 : درصورتي كه درخواست كننده تامين تاده روزبعدازصدورقرار تامين دادخواست نسبت به اصل دعوي ندهدقرارتامين رادادگاه به درخواست طرف مقابل ملغي مي نمايد.

ماده 228 : نسبت به طلب يامال معيني كه هنوزموعدتسليم آن نرسيده ، درصورتي كه حق ،مستندبه سندرسمي ودرمعرض تضييع ياتفريط باشدمي توان درخواست تامين نمود.

ماده 229 : بعدازصدورحكم نيزممكن است محكوم له درخواست تامين محكوم به نمايدهرچندحكم غيابي باشدواين درخواست ازدادگاهي مي شودكه حكم راصادركرده است .

ماده 230 : درخواست تامين درصورتي پذيرفته مي شودكه ميزان خواسته معلوم ياعين معين باشد.

ماده 231 : هرگاه دعوي راجع به داورشده باشددرخواست تامين از دادگاهي مي شودكه دعوي درآن اقامه ورجوع به داورشده است .

مواد232-233 : ملغي شده .

ماده 234 : درصورتي كه درخواست تامين شده باشدمديردفترمكلف است پرونده رافورابنظردادگاه برساندودادگاه بدون اخطاربطرف فورابه دلائل درخواست كننده رسيدگي نموده قرار رد يا قبول درخواست تامين راصادر مي نمايد.

ماده 235 : قرارتامين بطرف ابلاغ ومشاراليه حق داردظرف  ده روزبه قرارنامبرده اعتراض نمايدودادگاه درمحاكمات عادي پس ازمبادله ودر محاكمات اختصاري دراولين جلسه به اعتراض رسيدگي نموده ونسبت به آن تعيين تكليف مي نمايد.

ماده 236 : قرارتامين بايدبه مدعي عليه فوراابلاغ وپس ازآن اجراشود، جزدرمواردي كه ابلاغ فوراممكن نباشدوتاخيراجراباعث تضييع ياتفريط خواسته گرددكه دراين صورت قرارتامين اجراوپس ازآن ابلاغ مي شود.

ماده 237 : درصورتي كه موجب تامين مرتفع گردددادگاه به درخواست مدعي عليه قراررفع تامين خواهددادودرصورت صدورحكم به بطلان دعواي مدعي ، تامين طبعامرتفع مي شود.

ماده 238 : قرارقبول ياردتامين قابل پژوهش وفرجام نيست .

ماده 239 : درصورتي كه درخواست كننده تامين بموجب حكم نهائي محكوم به بطلان دعوي شود،طرف اوحق خواهدداشت خسارتي راكه ازتامين واردشده است مطالبه كند.

2- در اقسام تامين

ماده 240 : تامين عبارت است از : توقيف اموال اعم ازمنقول وغير منقول .

ماده 241 : اگرخواسته يامحكوم به ،عين معين وتوقيف  آن ممكن باشد دادگاه نمي تواندمال ديگري رابعوض آن توقيف كند.

ماده 242 : درصورتي كه خواسته يامحكوم به ،عين معين نبوده وياعين معين بوده ولي توقيف آن ممكن نباشددادگاه معادل قيمت خواسته يامحكوم به ،از سايراموال مدعي عليه يامحكوم عليه توقيف مي كند.

ماده 243 : مدعي عليه يامحكوم عليه مي تواندبعوض مالي كه دادگاه مي خواهدآن راتوقيف كندوياتوقيف كرده است وجه نقديابرگهاي بهاداربه ميزان همان مال درصندوق دادگستري يايكي ازبانكهاي معتبر،وديعه بگذارد ونيزمي توانددرخواست تبديل مالي راكه توقيف شده است به مال ديگربنمايد مشروط به اينكه مالي كه پيشنهادمي شودازحيث قيمومت وسهولت فروش از مالي كه قبلاتوقيف  شده است كمترنباشدونيزمي تواندبادادن ضامن معتبر درخواست رفع توقيف نمايد.
درمواردي كه عين خواسته يامحكوم به توقيف شده باشدتبديل تامين منوط به رضايت مدعي يامحكوم له است .

ماده 224 : ضامني كه بموجب ماده قبل داده مي شودممكن است يك ياچند نفرباشدودرصورت تعددضامن هريك ازآنهابايدصريحاقيدكندكه چه مقداراز خواسته راضمانت مي كند.

ماده 245 : ضمانت اشخاص مذكوردرزيربدون رضايت طرف قبول نمي شود : 
1- مامورين دولت وشهرداريها.
2-اشخاصي كه مصونيت ازتوقيف دارند.
3- وكلاي دادگستري براي موكلين خود.

ماده 246 : درخواست تبديل تامين ازدادگاهي مي شودكه قرارتامين را داده است .

ماده 247 : كسي كه ضامن مي دهدبايدضامن رادردادگاه حاضركرده يا ضمانت نامه اي كه دردفتراسنادرسمي ثبت شده است به دادگاه تقديم كند- ضامن دهنده مكلف است درصورت درخواست طرف ،اعتبارضامن وياضامنهاي خودرادردادگاه ثابت كند.
درصورتي كه يكي ازبانكهاي معتبرياشركتهاي بازرگاني معتبر،ضمانت كنندوامضاءومهربانك ياشركت درنظردادگاه معروف باشد،حضوردردادگاه ياتنظيم ضمانت نامه رسمي لازم نيست .

ماده 248 : بعدازمعرفي ضامن يارسيدضمانت نامه دادگاه روزي رامعين مي كندكه طرفين درجلسه دادگاه حاضرشده ،درباب پذيرفتن ضامن مذاكره نمايد واين اقدام بايدفورادرجلسه فوق العاده وخارج ازنوبت بعمل آيد.

ماده 249 : اگردرخواست كننده تامين ياوكيل اودرروزمعين حاضرنشوند دادگاه مي تواندضمانتي راكه براي تامين كليه ياقسمتي ازخواسته كافي مي داندقبول كند.

ماده 250 : ضمانت ضامني كه شخصادردادگاه حاضرمي شوددرصورت مجلس قيدوبه امضاي اوميرسد- اين ضمانت نامه اثرضمانتي راداردكه بموجب سند رسمي بعمل آمده باشد.

ماده 251 : پس ازقطعيت حكم وصدوربرگ اجرائي برگ نامبرده به محكوم عليه وكسي كه براي تامين خواسته يامحكوم به ،ضمانت كرده ابلاغ مي شودوهرگاه محكوم عليه درظرف ده روزپس ازابلاغ برگ اجرائي مفادحكم رااجراننموده ، محكوم به ازضامن به ترتيبي كه براي اجراي احكام مقرراست وصول مي شود.

3- توقيف اموال غيرمنقول

ماده 252 : دفتردادگاه مكلف است درظرف دوروزرونوشت قراردادگاه رادرباب توقيف مال غيرمنقول به اداره ثبت اسنادواملاك محل وقوع ملك ارسال دارد،درقرارنامبرده بايدنام ونام خانواده وسايرمشخصات مدعي عليه وميزان خواسته ونوع وسايرمشخصات ملك توقيف شده صريحاقيدگردد.
هرگاه ملك بموجب دفتراملاك ،بنام غيرمدعي عليه ثبت شده باشدياآن كه غيرمدعي عليه درخواست ثبت كرده ويامدعي عليه درخواست ثبت نموده ولي مورداعتراض ديگري واقع شده باشداداره ثبت بايددرظرف دوروزآن را به دفتردادگاه اطلاع دهد.
بعدازرفع توقيف رونوشت قراردادگاه دايربه رفع توقيف رادفتر دادگاه به اداره ثبت اسنادواملاك مي فرستدتادردفتراملاك قيدشود.

ماده 253 : توقيف اموال غيرمنقول به مجردابلاغ قراردادگاه به مدعي عليه ياثبت قراردادگاه دراداره ثبت املاك محل حاصل مي شود.
توقيف مال غيرمنقول موجب توقيف محصول آن نيست .

ماده 254 : توقيف محصول املاك وباغهااگرچه محصول عين خواسته باشد قبل ازبرداشت وتعيين سهم مدعي عليه ممنوع است مگردرمواردي كه ساير دارائي منقول وغيرمنقول مدعي عليه براي تامين خواسته كفايت نكندويامدعي عليه به توقيف عين محصول رضايت دهد.
درصورتي كه مدعي نتواندبراي طرف دارائي ديگري ارائه دهدوبدين جهت محصول ملك ياباغ قبل ازبرداشت وتعيين سهم ،توقيف شودمدعي عليه حق دارد درخواست توقيف مال ديگرنموده يامطابق مقررات فوق ضامن بدهدوقبول اين درخواست الزامي است .

ماده 255 : درمواردي كه مطابق ماده فوق ممكنست محصول توقيف شود بطريق زيرعمل خواهدشد : 
اگرمحصول جمع آوري شده باشدسهم مدعي عليه پس ازوضع هزينه معموله زراعتي ازقبيل علوفه عوامل وبذروهزينه تنقيه قنات وهزينه عادي رودخانه به اندازه اي كه به سهم مدعي عليه تعلق مي گيردبطوري كه براي توقيف اموال منقوله مقرراست توقيف  خواهدگرديدهرگاه محصول جمع آوري نشده باشد برداشت محصول خواه دفعتاباشدخواه به دفعات باحضورماموراجرابعمل خواهدآمد.
مامورنامبرده حق هيچگونه مداخله درامربرداشت محصول نداشده وفقط براي تعيين ميزان محصولي كه جمع آوري مي شودحضورپيداخواهدكرد،مدعي يا نماينده اونيزدرموقع برداشت محصول حق حضورخواهدداشت پس ازبرداشت هر قسمت ازمحصول توقيف آن مطابق مقررات فوق بعمل خواهدآمد.

ماده 256 : هرگاه ميزان هزينه معموله زراعتي بين مدعي عليه وطرف اودر صورت حاضرنبودن طرف بين مدعي عليه وماموراجرااختلاف باشد،حداقل ميزان هزينه مزبورراموضوع وبقيه راتوقيف مي شودتادادگاهي كه قرارتوقيف صادر كرده تصميم قطعي اتخاذنمايد.

ماده 257 : درصورتي كه محصول قبلافروخته شده وبهاي آن درموقع توقيف هنوزپرداخت نشده باشدبهانزدخريدارتوقيف گرديده واقساطآن درموقع وصول درصندوق دادگستري توقيف خواهدشد.

ماده 258 : هرگاه ملكي كه عين مدعي به است توقيف شودمدعي عليه حق نداردابنيه آنراخراب كنديااشجارآن رابيندازدمگربه اندازه اي كه براي حفظ ملك ازخرابي لازم است .

4- توقيف اموال منقول

ماده 259 : توقيف اموال منقول به ترتيبي بايدبعمل آيدكه درقوانين مربوط به اجراي احكام مصرح است .

ماده 260 : مهروموم كردن اموال منقول ياسپردن آن بخودمدعي عليه يا سپردن آن به شخص ثالث منوط بنظردادگاه وبارضايت مدعي سپردن آن به مدعي عليه الزامي است .

ماده 261 : درصورتي كه اموال توقيف شده مهروموم شده باشدشكستن يامحو كردن مهرممنوع است .

ماده 262 : توقيف عين اموال ضايع شدني ممنوع است ،اين اموال به فروش رسيده وبهاي آن توقيف خواهدشد.

5- مقررات مشتركه و توقيف طلب

ماده 263 : درهرموردكه مالي اعم ازمنقول وغيرمنقول توقيف شودوبيم آن رودكه ادامه توقيف عين مال موجب ضايع شدن مال ياتنزل بهاي آن خواهدبود هريك ازطرفين حق درخواست فروش داردولي هرگاه طرف ديگرموافق بافروش نبوده وضرري راكه ازنفروختن مال ممكنست ناشي شودتامين نمايدمطابق نظراو عمل خواهدشد- درصورت فروش ،ماموراجرانظارت داشته وبهاي آن درصندوق دادگستري توقيف خواهدگرديد- مدعي نيزحق نظارت درفروش دارد.

ماده 264 : هرگونه نقل وانتقال نسبت به عين اعم ازمنقول ياغيرمنقول ومنافع (درصورتي كه منافع توقيف شده باشد)ممنوع است وترتيب اثربر انتقال مزبورمادام كه توقيف باقي است داده نخواهدشدمگردرصورت اجازه كسي كه آن مال يامنافع براي حفظ حق اوتوقيف شده است .

ماده 265 : هرگاه مدعي عليه ياضامن اوبراي اجراي قرارتامين مال متعلق به غيررامال خودمعرفي كنندونسبت به آن مال عملياتي شود،مدعي مسئول خسارت وارده برصاحب مال نخواهدبود و صاحب مال فقط به كسي كه مال اورامال خودمعرفي كرده حق رجوع خواهدداشت .

ماده 266 : هرگاه اموال ياوجوهي كه توقيف مي شودنزدشخص ثالث باشد ياموردتوقيف طلبي باشدكه مدعي عليه ازشخص ثالث داردرونوشت قرار توقيف به شخص مزبورابلاغ و در نسخه ثاني آن رسيددريافت مي شودومراتب فورابه مدعي عليه نيزاخطارمي گردد.

ماده 267 : هرگاه شخص ثالث منكروجودتمام ياقسمتي ازمال ياطلب باشدبايددرظرف ده روزازتاريخ ابلاغ قرارتوقيف مراتب رابه دادگاهي كه قرارصادركرده اطلاع دهدوالامسئول پرداخت طلب ياتسليم مال خواهدبود.

ماده 268 : هرگاه درخواست كننده تامين ،ثابت نمايدكه درحين ابلاغ قرارتوقيف به شخص ثالث ،مال ياطلب نزدشخص ثالث وجودداشته وبرخلاف واقع منكرشده است وياآنكه شخص ثالث ازتسليم مال ياطلبي كه درنزداو توقيف  شده است امتناع نمايددايره اجراءعين يامعادل مال ياطلب توقيف شده راازاموال شخصي اواستيفاءخواهدكردودرصورتي كه دسترسي به اموال او نباشدتاموقعي كه حقوق تضييع شده طرف راجبران ننموده درتوقيف خواهد ماند.

ماده 269 : درخواست كننده تامين دراستيفاءطلبش ازمال موردتامين برسايرطلبكاران حق تقدم دارد.

مبحث پنجم- در ورود شخص ثالث

ماده 270 : هرگاه شخص ثالثي درموضوع دادرسي اصحاب دعوي اصلي براي خودمستقلاحقي قائل باشدوخودراذينفع درمحق شدن يكي ازطرفين بداندمي تواند مادام كه اعلان ختم دادرسي نشده است وارددعوي گردداعم ازاينكه دعوي در مرحله نخستين مطرح باشدويادرمرحله پژوهش دراين صورت شخص نامبرده بايد به دادگاهي كه دعوي درآنجامطرح است دادخواست داده ودردادخواست منظور خودراصريحاقيدنمايد.

ماده 271 : هريك ازطرفين دعوي مي توانندبه ورودشخص ثالث دردعوي ايرادكنددراينصورت دادگاه بايدقيل ازرسيدگي به دعوي ،تكليف ايراد مذكوررامعين نمايدچنانچه قراررددعوي شخص ثالث صادرشوداين قرارقطعي خواهدبود.
هرگاه بردادگاه ثابت شودكه دعوي ثالث به منظورتباني وياتاخير رسيدگي است مي توانددعوي ثالث راازدعوي اصلي تفكيك نموده وبهريك عليحده رسيدگي كند،چنانچه بردادگاه محرزشودكه دعوي ثالث باتباني بايكي ازطرفين دعوي براي اطاله رسيدگي اقامه شده درصورت محكوميت ثالث به بي حقي ،دادگاه مكلف  است علاوه برخسارات قانوني اورابه دوبرابرهزينه دادرسي بنفع دولت محكوم نمايد.

ماده 272 : ردياابطال دادخواست ويارددعوي شخص ثالث مانع ازورود اودرمرحله پژوهشي نيست .

ماده 273 : دادخواست وسايرترتيبات دادرسي ،درموردورودشخص ثالث درهرمرحله ،اعم ازنخستين ياپژوهش مطابق مقررات عمومي راجع به آن مرحله است .

مبحث ششم- در جلب شخص ثالث

ماده 274 : هريك ازاصحاب دعوي كه جلب شخص ثالثي رالازم بداند مي تواندبموجب دادخواست ازدادگاه درخواست جلب آن شخص رابنمايداعم ازاينكه دعوي درمرحله نخستين باشدياپژوهش .

ماده 275 : دادخواست جلب شخص ثالث دردادرسي هاي عادي ازمدعي عليه تاموعدآخرين لايحه كه مي دهندپذيرفته مي شود.

ماده 276 : دردادرسي هاي اختصاري هرگاه يكي ازاصحاب دعوي بخواهد درخواست جلب ثالث نمابدبايدتاآخرجلسه اول اظهاركرده ودادخواست آن رادرظرف سه روزپس ازجلسه به دفتردادگاه بدهد.

ماده 277 : ملغي شده .

ماده 278 : دادخواست جلب شخص ثالث ورونوشت مدارك ولوايح بايد به عده اطراف دعوي بعلاوه يك نسخه باشد.

ماده 279 : جريان دادرسي درموردجلب شخص ثالث مانندجريان دادرسي اصلي است .

ماده 280 : درمحاكمات اختصاري درصورتي كه ازموقع تقديم دادخواست تاجلسه دادرسي كه معين شده مدت براي فرستادن دادخواست ورونوشت مدارك براي اطراف  دعوي كافي نباشد مديردفتربااجازه دادگاه جلسه دادرسي را تغييرداده وبه اطراف دعوي ابلاغ مي نمايد.

ماده 281 : شخص ثالثي كه جلب مي شودمدعي عليه محسوب وتمام مقررات راجعه به مدعي عليه درباره اوجاري است هرگاه بردادگاه محرزشودكه جلب ثالث به منظورتباني وياتاخيررسيدگي است مي توانددادخواست جلب ثالث راازدادخواست اصلي تفكيك نموده بهريك  عليحده رسيدگي كند،چنانچه بر دادگاه محرزشودكه جلب شخص ثالث باتباني مجلوب براي اطاله رسيدگي اقامه شده درصورت محكوميت جالب به بيحقي دادگاه مكلف است علاوه بر خسارات قانوني ،اورابه دوبرابرهزينه دادرسي به نفع دولت محكوم نمايد.

ماده 282 : هرگاه شخص ثالث درموعدمقررپاسخ نداديادرروزجلسه حاضر نشده طرفي كه خواستارجلب شده مي توانددرحين جريان دادرسي اصلي ياپس از ختم آن باهمان دادخواست كه داده است رسيدگي به دعوي رامستقلابخواهد.

ماده 283 : قراررددادخواست جلب فقط باحكم راجع به اصل دعوي قابل پژوهش است درصورتي كه قراردرمرحله پژوهش فسخ شود،رسيدگي پس ازفسخ قراربادعواي اصلي دردادگاهي كه رسيدگي پژوهشي مي نمايد،بعمل مي آيد.

مبحث هفتم - دعوي متقابل

ماده 284 : مدعي عليه حق دارددرمقابل ادعاي مدعي اقامه دعوي كندوچنين دعوي رادرصورتي كه بادعوي اصلي ناشي ازيك منشاءيابادعوي نامبرده ارتباط كامل داشته باشد دعوي متقابل نامندوبه آن دعوي درهمان دادگاه بادعوي اصلي رسيدگي مي شود،مگراينكه دعوي متقابل ازصلاحيت ذاتي دادگاه خارج باشد.
بين دودعوي وقتي ارتباط كامل موجوداست كه اتخاذتصميم درهريك موثردرديگري باشد.

ماده 285 : دعوي متقابل بموجب دادخواست اقامه مي شودليكن دعوي تهاتروصلح وفسخ وردخواسته وامثال آن كه براي دفاع ازدعوي اصلي اظهارمي شود دعوي متقابل محسوب نبوده ومحتاج به دادخواست عليحده نيست .

ماده 286 : درصورتي كه ادعاي مدعي عليه درمقابل دعوي مدعي متقابل نباشدبه درخواست مدعي دادگاه به آن دعوي عليحده رسيدگي مي كندواگررسيدگي به دعوي از صلاحيت ذاتي دادگاه خارج باشدعدم صلاحيت خودرادررسيدگي نسبت به دعوي نامبرده اعلام مي دارد.

ماده 287 : اگردعوي اصلي دردادگاه بخش اقامه شده ورسيدگي به دعوي متقابل ازصلاحيت دادگاه بخش خارج باشددادگاه بخش هردودعوي رابه دادگاه شهرستان صلاحيت دار احاله خواهدنمود.

ماده 288 : دادخواست دعوي متقابل دردادرسي هاي عادي بايددرموقع تقديم اولين لايحه پاسخنامه مدعي عليه ودردادرسيهاي اختصاري تااولين جلسه دادرسي داده شود.

ماده 289 : دردادرسي هاي اختصاري اگرمدعي عليه دعوي متقابل رادرجلسه دادرسي اقامه نمايدمدعي مي تواندبراي تهيه پاسخ وادله خودتاخيرجلسه را بخواهد.

مبحث هشتم- توقيف و تعقيب و بطلان دادرسي و استرداد دعوي

ماده 290 : توقيف دادرسي درمواردزيربعمل مي آيد : 
1- ملغي شده .
2- درصورتي كه يكي ازاصحاب دعوي ياوكيل آنان فوت نمايديامحجور شودوياوكيل به جهتي ازدادرسي ممنوع شود.
3- درصورتي كه سمت يكي ازاصحاب دعوي كه به آن سمت داخل دادرسي شده بوده ،زائل گردد.

ماده 291 : درموردماده فوق اگردادرسي به مرحله صدورحكم رسيده باشد، دادگاه حكم خواهدداد.

ماده 292 : درموقع توقيف  يازنداني شدن يكي ازاصحاب دعوي ياعزيمت به محل ماموريت نظامي ياماموريت دولتي يامسافرت ضروري دادرسي توقيف نمي شودولي دادگاه مهلت كافي براي تعيين وكيل به آنان مي دهد.

ماده 293 : درصورت توقيف دادرسي دادگاه مي تواندخواسته راموافق قانون تامين نمايد.

ماده 294 : ملغي شده .

ماده 295 : تعقيب دادرسي درهمان دادگاهي بعمل مي آيدكه توقيف شده است .

ماده 296 : ملغي شده .

ماده 297 : درموردبند(2)ازماده 290درصورت فوت ياحجرياممنوعيت وكيل ،دادگاه به موكل اطلاع مي دهدتابرحسب موردشخصابراي دادرسي حاضرشود وياوكيل ديگربه محكمه معرفي كندودرصورت فوت يكي ازاصحاب دعوي دادگاه بطرف ديگراخطارمي نمايدكه جانشين متوفي راتعيين نمايدوپس ازتعيين جانشين برگهاي لازم به ورثه ،وصي ،ولي ياقيم درصورتي كه وارث محجورباشد ابلاغ مي شودودرصورت حجريكي ازاصحاب دعوي برگهاي لازم به نماينده قانوني اوابلاغ مي گرددودرموردبند(3)ماده 290برگهاي لازم به كسي كه بجاي شخص سابق كه سمت اوزايل شده ،معين گرديده است ابلاغ ميشود.

ماده 298 : مادام كه دادرسي به مرحله صدورحكم نرسيده مدعي مي تواند دعوي خودرااستردادكنددراين صورت به درخواست مدعي عليه به تاديه خسارات مدعي عليه محكوم مي شود.
استرداددعوي دردادرسيهاي عادي پس ازمبادله لوايح ودراختصاري پس ازختم مذاكرات طرفين درموردي ممكن است كه يامدعي عليه راضي باشدويامدعي ازدعوي خودبكلي صرفنظركنددرصورت اخيردادگاه قرارسقوط دعوي راخواهد داد.

مبحث نهم- درخواست ارائه سند از طرف

ماده 299 : هرگاه يكي ازطرفين سندي ابرازكندكه درآن سندبه سندديگر رجوع شده ومربوط به دادرسي باشدطرف مقابل حق داردابرازسندديگررا بخواهد.

ماده 300 : هرگاه سندمعيني كه مدرك ادعايااظهاريكي ازطرفين است در نزدطرف ديگربه درخواست طرف بايدآن سندابرازشود.
هرگاه طرف مقابل بوجودسنددرنزدخوداعتراف  كندولي ازابرازآن امتناع نمايددادگاه مي تواندآن راازجمله دلائل مثبته بداند.

ماده 301 : هرگاه يكي ازطرفين به دفاتربازرگاني طرف ديگراستناد كند،دفاترنامبرده بايددردادگاه ابرازشود- درصورتي كه ابرازدفاتردر دادگاه ممكن نباشددادگاه كارمندي رامامورمي نمايدكه باحضورطرفين دفاتر رامعاينه وآنچه لازم است خارح نويس نمايد.
هيچ بازرگاني نمي تواندبه عذرنداشتن دفترازابرازوياارائه دفاتر خودامتناع كندمگراينكه ثابت نمايدكه دفتراوتلف شده يادسترسي به آن ندارد.

ماده 302 : هرگاه بازرگاني كه به دفاتراواستنادشده است ازابراز دفاترخودامتناع نمايدوتلف ياعدم دسترسي به آن راهم نتواندثابت كند دادگاه مي تواندآن راازادله مثتبه اظهارطرف قراردهد.

ماده 303 : هرگاه ابرازتمام ياقسمتي ازسنديااظهارعلني مفادآن در دادگاه بامنافع يكي ازاصحاب دعوي وياشخص ثالثي منافي بوده ويابرخلاف نظم ويامنافع عمومي باشددادرس دادگاه ياكارمندعلي البدل يامديردفتر به تعيين دادگاه درحضورطرف ياطرفين آن سندرامعاينه وفقط آنچه راكه لازم وراجع به مورداختلاف است خارج نويس مي نمايد.

ماده 304 : هرگاه سنديااطلاعات ديگري كه راجع به موردنزاع است در ادارات دولتي ياشهرداريهاياموسساتي كه باسرمايه دولت تاسيس واداره مي شوندبه استثناء بانكها وجود داشته باشد و دادگاه آن راموثردرتشخيص حق بداندبه درخواست اصحاب دعوي نامه اي به اداره مربوطه نوشته ارسال رونوشت سنديااطلاع لازم راباذكرموعددرخواست مي كند.
اداره مربوطه مكلف است فورادرخواست دادگاه راانجام دهدمگراين كه ابرازسندمنافي مصالح سياسي كشوري وياانتظامات عمومي باشدكه دراين صورت اداره مزبوربايدپاسخ منفي را با توضيح به دادگاه فرستاده ورونوشت آن رابراي دادستان شهرستان آن حوزه ارسال دارد،دراين صورت دادستان پس ازرسيدگي ،وزيردادگستري راازمراتب مطلع وچنانچه وزير دادگستري موافقت نمودجوازعدم ابرازسندمحرزخواهدشدوالابايدسندارائه شودوكسي كه مسئوليت عدم ابرازسندباوجودلزوم ابرازآن متوجه اواست ازخدمت منفصل خواهد شد هرگاه تهيه رونوشت اسناددرادارات مستلزم هزينه اي باشد بعهده هريك ازاصحاب دعوي است كه به درخواست اودادگاه سندراازادارات خواسته است .
تبصره 1- قسمت اخيرماده 303درمورداين ماده نيزرعايت خواهدشد.
تبصره 2- ادارات دولتي وشهرداريهاوموسسات مذكوردراين ماده در صورتي كه خودنيزطرف دعوي باشندملزم به رعايت مفاداين ماده مي باشند.
ماده 305 : هرگاه ابرازاصل سندلازم باشدادارات بعدازوصول نامه دادگاه اصل سندرامستقيمابخوددادگاه مي فرستندفرستادن دفاترامورجاريه به دادگاه لازم نيست - مستخرجه ازآن دفاتردرصورتي كه مصدق به تصديق اداره باشدكافي است .

ماده 306 : هرگاه يكي ازاصحاب دعوي ازبابت دعوي جنحه وجنايت ادعاي خسارت نمايدورجوع به پرونده آن جنحه وجنايت لازم باشدبايدپرونده نامبرده به دادگاهي كه پرونده را خواسته است فرستاده شود.

ماده 307 : هرگاه يكي ازاصحاب دعوي استنادبه پرونده دعواي مدني ديگري نمايددادگاه به درخواست استنادكننده تصديقي به اوميدهدكه رونوشت موارداستناددرمدت معيني به اوداده شودودرصورت لزوم دادگاه مي تواندپرونده مورداستنادراخواسته وملاحظه نمايد.

ماده 308 : هرگاه ادارات نتوانددرموعدي كه دادگاه معين كرده است اسنادواطلاعات لازمه رابدهندبايددرپاسخ دادگاه بنويسندكه براي چه تاريخ اسنادواطلاعات راخواهندداد.

مبحث دهم - درخواست اصل اسنادي كه طرف رونوشت آنهارا ارائه داده

ماده 309 : هرگاه يكي ازطرفين درضمن مبادله لوايح كتبي لازم دانست اصل اسنادطرف  مقابل راببيندبايدتاسه روزپس ازابلاغ رونوشت سندي كه به رويت اصل آن احتياج است به دفتردادگاه اطلاع بدهدومديردفترمكلف است روزپنجم پس ازاين اطلاع رابراي ارائه سندمعين كرده وبطرفين اطلاع دهداين اطلاع منتهي بايددرظرف دوروزبطرفين ابلاغ شودكسي كه اصل سندمورداحتياج رابايدارائه دهدمكلف است كه درروزمعين اصل سندرابه دفترآورده واواول وقت تاآخرين ساعت اداري دفتردرآنجابگذاردمگراينكه ازاستنادبه آن صرفنظركند.
درصورتي كه يكي ازطرفين ياهردودرمقردادگاه نباشندمدت قانوني مسافت رعايت خواهدشد.

ماده 310 : هرگاه طرفي كه درخواست رويت اصل سندراكرده درروزمعين حاضرنشده ودرموعدمقرربراي پاسخ كتبي پاسخ نداديادرخواست ارائه اصل را تكراركرددادگاه اورادرحكم كسي قرارمي دهدكه درموعدمقررپاسخ كتبي نداده .

ماده 311 : هرگاه كسي كه بايداصل سندارائه بدهددرروزمعين به ترتيب فوق سندراحاضرنكرد،سندمزبورازعداددلائل اوخارج مي شودوپس ازتكميل مبادله لوايح درصورتي كه تقاضاكننده ارائه اصل سند،مدعي باشددادگاه راي مقتضي صادرمي كندوچنانچه مدعي عليه باشددادگاه درصورتي كه بتواندراي مي دهدوالادادخواست مدعي راابطال مي كند.

ماده 312 : هرگاه درمواردي كه بموجب ماده قبل بايداصل سندرادرروز معين به دفترآورديابراي رويت اصل دردفترحاضرشد،طرف درروزمعين اصل را نياورديابراي رويت حاضر نشد و عذر موجهي داشت بايدعذرخودرابادلائل موجه بودن تادوروزپس ازروزي كه معين شده بوده به دادگاه كتبااطلاع دهددادرس دادگاه بايددرظرف دوروزتصميم خودراراجع به موجه بودن يا نبودن عذراظهار نمايد.
هرگاه دادگاه عذرراموجه ديدبايدپنجمين روزپس ازتاريخ تصميم را براي ارائه سندمعين نمايد،مگراينكه عذرموجه طوري باشدكه تاروزپنجم رفع ممكن نباشددراين صورت روزي كه رفع عذررادرآن روزمي توان پيش بيني كرد دادرس دادگاه براي ارائه سندوقت معين مي كند- مديردفتراين وقت رادر ظرف دوروزبطرفين ابلاغ خواهدكرد.

ماده 313 : هرگاه كسي كه بايدسندراارائه دهددسترسي به آن نداشته و براي بدست آوردن محتاج به مهلتي باشدبايدقبل ازانقضاي موعدبراي بدست آوردن سندازدادگاه استمهال كنددرصورتي كه دادگاه آن استمهال رامبني بر طفره وتعلل نديدبه قدركافي مهلت خواهددادوروزارائه سندرابطرفين اطلاع مي دهد.

ماده 314 : هرگاه دروزمعين اصل سنددردفترحاضرنبودوموافق موادفوق دادگاه مهلت داده وروزديگري براي ارائه سندمعين كرد،كسي كه درخواست ارائه اصل سندراكرده تادوروزپس ازموعدرويت بايدپاسخ كتبي خودرابه دفتردادگاه برساند.







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان