بسم الله
 
EN

بازدیدها: 131

اخلاق در قرآن- قسمت پنجاه و يکم

  1396/11/29
قسمت قبلي

ريا کاري

نقطه مقابل اخلاص «ريا» است، که در آيات و روايات اسلامي از آن مذمت شده است و آن را عاملي براي بطلان اعمال و نشانه اي از نشانه هاي منافقان و نوعي شرک به خدا معرفي کرده اند.

رياکاري تخريب کننده فضائل اخلاقي و عاملي براي پاشيدن بذر رذائل در روح و جان انسانهاست. رياکاري اعمال را تو خالي و انسان را از پرداختن به محتوا و حقيقت عمل باز مي دارد.

رياکاري يکي از ابزارهاي مهم شيطان براي گمراه ساختن انسانهاست.

با اين اشاره به آيات قرآن باز مي گرديم و چهره رياکاران و نتيجه اعمال آنها را بررسي مي کنيم.

1- يا ايها الذين آمنوا لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذي کالذي ينفق ماله رئاء الناس و لايؤمن بالله و اليوم الاخر فمثله کمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فترکه صلدا لايقدرون علي شي ء مما کسبوا و الله لايهدي القوم الکافرين (سوره بقره، آيه 264)

2- فمن کان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرک بعبادة ربه اح-دا (سوره کهف، آيه 110)

3- ان المنافقين يخادعون الله و هو خادعهم و اذا قاموا الي الصلوة قاموا کسالي يرآؤن الناس و لا يذکرون الله الا قليلا (سوره نساء، آيه 142)

4- و الذين ينف-قون اموال-هم رئ-اء الناس و لا يؤمنون بالله و لا باليوم الآخر و من يکن الشيطان له قرينا فسآء قرينا (سوره نساء، آيه 38)

5- و لا تکونوا کالذين خرجوا من ديارهم بطرا و رئاء الناس و يصدون عن سبيل الله و الله بما يعملون محيط (سوره انفال، آيه 47)

6- فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون، الذين هم يرآؤن و يمنعون الماعون (سوره ماعون، آيات 4 تا7)

ترجمه:

1- اي کساني که ايمان آورده ايد بخششهاي خود را با منت و آزار باطل نسازيد همانند کسي که مال خود را براي نشان دادن به مردم انفاق مي کند و به خدا و روز رستاخيز ايمان نمي آورد (کار او) همچون قطعه سنگي است که بر آن (قشر نازکي از) خاک باشد (و بذرهائي در آن افشانده شود) و رگبار باران به آن برسد (و همه خاکها و بذرها را بشويد) و آن را صاف (و خالي از خاک و بذر) رها کند، آنها از کاري که انجام داده اند چيزي به دست نمي آورند و خداوند جمعيت کافران را هدايت نمي کند!

2- پس هر که به لقاي پروردگارش اميد دارد بايد کاري شايسته انجام دهد و هيچ کس را در عبادت پروردگارش شريک نکند.

3- منافقان مي خواهند خدا را فريب دهند در حالي که او آنها را فريب مي دهد و هنگامي که به نماز بر مي خيزند با کسالت بر مي خيزند و در برابر مردم ريا مي کنند و خدا را جز اندکي ياد نمي نمايند.

4- و آنها کساني هستند که اموال خود را براي نشان دادن به مردم انفاق مي کنند و ايمان به خدا و روز باز پسين ندارند (چرا که شيطان رفيق و همنشين آنها است) و کسي که شيطان قرين او باشد بد همنشين و قريني دارد.

5- و مانند کساني نباشيد که از روي هوا پرستي و غرور و خود نمائي در برابر مردم از سرزمين خود (به سوي ميدان بدر) بيرون آمدند و (مردم را) از راه خدا باز مي داشتند (و سرانجام شکست خوردند) و خداوند به آنچه عمل مي کنند احاطه (و آگاهي) دارد.

6- پس واي بر نماز گزاراني که، در نماز خود سهل انگاري مي کنند، همان کساني که ريا مي کنند، و ديگران را از وسائل ضروري زندگي منع مي نمايند!

شرح و تفسير

در نخستين آيه، منت گذاردن و آزار دادن و ريا کردن در يک رديف شمرده شده و همه آنها را موجب بطلان و نابودي صدقات (و اعمال نيک) معرفي مي کند بلکه تعبيراتي از اين آيه نشان مي دهد که شخص ريا کار ايمان به خدا و روز آخرت ندارد؛ مي فرمايد: «اي کساني که ايمان آورده ايد انفاقهاي خود را با منت و آزار باطل نکنيد! » (يا ايها الذين آم-نوا لات-بطلوا صدقاتکم بالمن و الاذي) سپس اين گونه افراد را به کسي تشبيه مي کنند که مال خود را براي نشان دادن به مردم انفاق مي نمايد و به خدا روز رستاخيز ايمان ندارد! (کالذي ينفق ماله رئاء الناس و لايؤمن بالله و اليوم الاخر)

در ذيل آيه، مثال بسيار گويا و پر معنائي براي اين گونه اشخاص زده و مي فرمايد: «مثل (کار) او همچون قطعه سنگي است که بر آن قشر نازکي از خاک باشد (و بذرهائي در آن افشانده شود) و رگبار باران بر آن فرود آيد (و همه خاکها و بذرها را با خود بشويد و با خود ببرد) و آن را صاف (و خالي از همه چيز رها سازد) ! » (فمثله کمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فترکه صلدا)

اين گونه اشخاص (به يقين) «از کاري که انجام داده اند بهره اي نمي گيرند و خداوند کافران را هدايت نمي کند! » (لايقدرون علي شي ء مما کسبوا و الله لايهدي القوم الکافرين)

در اين آيه تلويحا يک بار رياکاران را فاقد ايمان به خدا و روز قيامت معرفي کرده و يک بار به عنوان قوم کافر، و اعمال آنها را هيچ و پوچ و فاقد هرگونه ارزش مي شمرد چرا که بذر اعمالشان در سرزمين ريا کاري پاشيده شده که هيچ گونه آمادگي براي رشد و نمو ندارد. اين احتمال نيز در تفسير آيه وجود دارد که رياکاران خودشان همانند قطعه سنگي هستند که قشر نازکي از خاک بر آن است و هيچ گونه بذر مفيدي را پرورش نمي دهد؛ آري! قلب آنها همچون سنگ و روحشان نفوذ ناپذير و اعمالشان بي ريشه و نياتشان آلوده است.

جالب اين که در آيه اي که پشت سر اين آيه در همان سوره بقره آمده است اعمال خالصان و مخلصان را به باغي پر برکت تشبيه مي کند که بذر و نهال صالح در آن کاشته شده و باران کافي بر آن مي بارد و نور آفتاب از هر سو به آن مي تابد و نسيم باد از هر طرف به آن مي وزد و ميوه و ثمره آن را مضاعف مي سازد.

در دومين آيه، پيامبر صلي الله عليه و آله را مخاطب قرار داده و دستور مي دهد مساله توحيد خالص را به عنوان اصل اساسي اسلام به مردم برساند؛ مي فرمايد: «بگو من بشري همچون شما هستم (تنها امتياز من اين است که) به من وحي مي شود که معبود شما تنها يکي است» (قل انما انا بشر مثلکم يوحي الي انما الهکم اله واحد)

سپس نتيجه گيري مي کند که بر اين اساس، اعمال بايد از هر نظر خالص و خالي از شرک باشد و مي فرمايد: «پس هر کس اميد به لقاي پروردگارش را دارد بايد عمل صالح انجام دهد و کسي را در عبادت پروردگارش شريک نسازد! » (فمن کان يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا و لا يشرک بعبادة ربه احدا)

به اين ترتيب، شرک در عبادت، هم اساس توحيد را ويران مي سازد و هم اعتقاد به معاد را؛ و به تعبير ديگر، گذرنامه ورود در بهشت جاويدان عمل خالص است.

قابل توجه اين که در شان نزول اين آيه آمده است که مردي به نام «جندب بن زهير خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله عرض کرد من کارهايم را براي خدا به جا مي آورم و هدفم رضاي اوست اما هنگامي که مردم از آن آگاه مي شوند مسرور و شاد مي شوم؛ پيامبر فرمود: «ان الله طيب و لايقبل الاالطيب و لايقبل ما شورک فيه؛ خداوند پاک است و جز عمل پاک را نمي پذيرد و عملي که غير او در آن شرکت داده شود مقبول او نخواهد بود! » سپس آيه فوق نازل شد. (120)

در شان نزول ديگري آمده است که مردي خدمتش عرض کرد: «من جهاد في سبيل الله را دوست دارم و در عين حال دوست دارم مردم موقعيت مرا در جهاد بدانند. » در اين هنگام آيه فوق نازل شد. (121)

شبيه همين معني در مورد انفاق در راه خدا و صله رحم نيز نقل شده است(122)و نشان مي دهد که آيه بالا بعد از سؤالات گوناگون در مورد اعمال آلوده به اهداف غير خدائي نازل شده است و ريا کار به عنوان مشرک و کسي که ايمان محکمي به آخرت ندارد، معرفي گرديده است.

در حديث ديگري نيز از رسول خدا صلي الله عليه و آله مي خوانيم که فرمود: «من صلي يرائي فقد اشرک و من صام يرائي فقد اشرک و من تصدق يرائي فقد اشرک ثم قرء فمن کان يرجوا لقاء ربه ... ؛ کسي که نماز را به خاطر ريا بخواند مشرک شده و کسي که روزه را براي ريا به جا آورد مشرک شده و کسي که صدقه و انفاق را براي ريا انجام دهد مشرک شده سپس آيه: فمن کان يرجوا لقاء ربه ... را تلاوت فرمود. » (123)

در سومين آيه، ريا را يکي از اعمال منافقان شمرده مي فرمايد: «منافقين مي خواهند خدا را فريب دهند در حالي که او آنها را فريب مي دهد و هنگامي که به نماز مي ايستند از روي کسالت است و در برابر مردم ريا مي کنند و خدا را جز اندکي ياد نمي کنند! » (ان المنافقين يخادعون الله و هو خادعهم و اذا قاموا الي الصلوة قاموا کسالي يرآؤن الناس و لا يذکرون الله الا قليلا)

اين نکته قابل توجه است که نفاق نوعي دوگانگي ظاهر و باطن است و رياکاري نيز شکل ديگري از دوگانگي ظاهر و باطن مي باشد چرا که ظاهر عمل الهي و باطن آن شيطاني و ريائي است و به خاطر جلب توجه مردم! بنابراين، طبيعي است که ريا جزء برنامه منافقان باشد.

در چهارمين آيه، اعمال ريائي را همرديف عدم ايمان به خدا و روز قيامت و همنشيني با شيطان شمرده مي فرمايد: «آنها کساني هستند که اموال خود را براي نشان دادن به مردم انفاق مي کنند و ايمان به خداوند و روز باز پسين ندارند (چرا که شيطان رفيق و همنشين آنها است) و کسي که شيطان قرين اوست بد قريني انتخاب کرده است» (و الذين ينفقون اموالهم رئاء الناس و لا يؤمنون بالله و لا باليوم الآخر و من يکن الشيطان له قرينا فسآء قرينا ) .

به اين ترتيب، رياکاران دوست شيطان و فاقد ايمان قاطع به مبدا و معاد هستند.

در پنجمين آيه، خداوند مسلمانان را از همسوئي با کفار که اعمالشان رياکارانه و از روي هوا پرستي و خود نمائي بوده است نهي مي کند، مي فرمايد: «مانند کساني نباشيد که از سرزمين خود به خاطر هواپرستي و غرور و خودنمائي در برابر مردم بيرون آمدند! و مردم را از راه خدا باز مي داشتند و خداوند به آنچه عمل مي کنند احاطه (کامل) دارد. » (و لاتکونوا کالذين خرجوا من ديارهم بطرا و رئاء الناس و يصدون عن سبيل الله و الله بما يعملون محيط)

طبق قرائني که در آيه موجود است بتصديق مفسران، آيه اشاره به حرکت سپاهيان قريش به سوي ميدان بدر است که به هنگام خارج شدن از مکه آلات لهو و لعب و بعضي از خوانندگان و شراب همراه خود آوردند حتي اگر دم از بت پرستي مي زدند آنهم رياکارانه و عملا براي جلب نظر بت پرستان بود.

بعضي ازمفسران نيزگفته اند ازآنجا که بدر يکي از مراکز تجمع و از بازارهاي عرب بود و درعرض سال گاهي در آنجا اجتماع مي کردند، ابوجهل مخصوصا وسائل عيش و نوش را با خود برد و هدفش اين بود که از همه کساني که با آنجا آشنا بودند زهر چشم بگيرد.

به هر حال قرآن مؤمنان را از اين گونه کارها نهي مي کند و به آنها دستور مي دهد که با رعايت تقوا و اخلاص بر همه مشکلات غلبه کنند و سرنوشت رياکاران هوسباز و بي تقوا را در ميدان بدر فراموش ننمايند.

در آخرين آيه مورد بحث، باز هم از رياکاري به بيان ديگري نکوهش مي کند و مي فرمايد: «واي بر نماز گزاراني که نماز را به دست فراموشي مي سپارند و از آن غفلت مي کنند، آنها که ريا مي کنند و مردم را از ضروريات زندگي باز مي دارند» (فويل للمصلين، الذين هم عن صلاتهم ساهون ، الذين هم يرآؤن و يمنعون الماعون ) .

تعبير به «ويل» در قرآن مجيد در27 مورد آمده است و غالبا در مورد گناهان بسيار سنگين و خطرناک است. به کار بردن، اين تعبير در مورد رياکاران نيز حکايت از شدت زشتي عمل آنها مي کند.

از آنچه در آيات بالا آمد زشتي اين گناه و خطرات آن براي سعادت انسان آشکار مي شود و بخوبي روشن مي گردد که يکي از موانع مهم تهذيب نفس و پاکي قلب و روح همين ريا کاري است که نقطه مقابل آن خلوص نيت و پاکي دل است.

ريا در روايات اسلامي

در احاديث اسلامي فوق العاده به اين مساله اهميت داده شده و رياکاري به عنوان يکي از خطرناکترين گناهان معرفي شده است که به گوشه اي از آن در ذيل اشاره مي شود:

1- در حديثي از پيغمبر اکرم مي خوانيم: «اخوف ما اخاف عليکم الريا والشهوة الخفية؛ خطرناکترين چيزي که از آن بر شما مي ترسم رياکاري و شهوت پنهاني است! » (124) ظاهرا منظور از شهوت پنهاني همان انگيزه هاي مخفي رياکاري است.

2- در حديث ديگري از همان حضرت آمده است: «ادني الرياء شرک؛ کمترين ريا شرک به خداست. » (125)

3- باز از همان حضرت آمده است که فرمود: «لايقبل الله عملا فيه مقدار ذرة من رياء؛ خداوند عملي را که ذره اي از ريا در آن باشد قبول نمي کند! » (126)

4- در حديث ديگري از همان بزرگوار آمده است «ان الم-رائي ي-نادي ع-ليه ي-وم القيامة يا فاجر يا غادر يامرائي ضل عملک و حبط اجرک اذهب فخذ اجرک ممن کنت تعمل له؛ روز قيامت شخص ريا کار را صدا مي کنند و مي گويند اي فاجر! اي حيله گر پيمان شکن! و اي رياکار! اعمال تو گم شد و اجر تو نابود گشت برو و پاداش خود را از کسي که براي او عمل کردي بگير! » (127)

5- يکي از اصحاب مي گويد: پيامبر صلي الله عليه و آله را گريان ديدم، عرض کردم: چرا گريه مي کنيد؟ فرمود: «اني تخوفت علي امتي الشرک، اما انهم لايعبدون صنما و لا شمسا و لا قمرا و لا حجرا، و لکنهم يرائون باعمالهم؛ من بر امتم از شرک و چند گانه پرستي بيمناکم! بدانيد آنها بت نخواهند پرستيد و نه خورشيد و ماه و قطعات سنگ را، ولي در اعمالشان ريا مي کنند (و از اين طريق وارد وادي شرک مي شوند) . » (128)

6- در حديث ديگري از همان حضرت صلي الله عليه و آله نقل شده است که فرمود: ان الملک ليصعد بعمل العبد مبتهجا به فاذا صعد بحسناته يقول الله عزوجل اجعلوها في سجين انه ليس اياي اراد بها؛ فرشته عمل بنده اي را با شادي به آسمان مي برد هنگامي که حسنات او را به بالا مي برد خداوند عزوجل مي فرمايد آن را در جهنم قرار دهيد، او عمل خود را به نيت من انجام نداده است! » (129)

7- باز در حديث ديگري از همان حضرت صلي الله عليه و آله مي خوانيم: «يقول الله سبحانه اني اغني الشرکاء فمن عمل عملا ثم اشرک فيه غيري فانا منه بري ء و هو للذي اشرک به دوني؛ خداوند سبحان مي فرمايد: من بي نيازترين شريکانم، هرکس عملي بجا آورد و غير مرا در آن شريک کند من از او بيزارم، و اين عمل از آن کسي است که شريک قرار داده نه از آن من! » (130)

اين هفت حديث پر معني و تکان دهنده که همه از پيغمبراکرم صلي الله عليه و آله نقل شده است بخوبي نشان مي دهد گناه ريا به قدري عظيم است که چيزي با آن برابري نمي کند و اين به خاطر آثار بسيار بدي است که ريا در فرد و جامعه و در جسم و روح انسان ايجاد مي کند.

از امامان معصوم عليهم السلام احاديث تکاندهنده اي ديده مي شود، از جمله:

8- در حديثي از امام صادق عليه السلام مي خوانيم که از جدش نقل مي کند: «سياتي علي الناس زمان تخبث فيه سرائرهم و تحسن فيه علانيتهم، طمعا في الدنيا لايريدون ما به عند ربهم يکون دينهم رياء، لايخالطهم خوف يعمهم الله بعقاب فيدعونه دعاء الغريق فلايستجيب لهم؛ زماني بر مردم فرا مي رسد که باطن آنها آلوده و ظاهرشان زيبا است، و اين به خاطر طمع در دنيا مي باشد، هرگز آنچه را نزد پروردگارشان است اراده نمي کنند، دين آنها ريا است، و خوف خدا در قلبشان نيست، خداوند مجازاتي فراگير بر آنها مي فرستد و آنها همچون فرد غريق او را مي خوانند ولي دعاي آنان را اجابت نمي کند! » (131)

9- در حديث ديگري از امام صادق عليه السلام آمده است: «کل رياء شرک انه من عمل للناس کان ثوابه للناس و من عمل لله کان ثوابه علي الله؛ هر ريائي شرک است، هر کس براي مردم عمل کند پاداش او بر مردم است، و هر کس براي خدا عمل کند ثوابش بر خداست! » (132)

10- در حديثي از امام اميرالمؤمنين عليه السلام مي خوانيم: «المرائي ظاهره جميل و باطنه عليل ... ؛ ريا کار ظاهر عملش زيبا و باطنش زشت و بيمار است! » (133)

و نيز فرمود: «ما اقبح بالانسان باطنا عليلا و ظاهرا جميلا؛ چه زشت است که باطن انسان خراب و بيمار و ظاهرش زيبا باشد» ! (134)

و در اين زمينه روايات از رسول خدا صلي الله عليه و آله و ائمه هدي بسيار فراوان است.


-------------------------
120- تفسير قرطبي، جلد6، صفحه 4108، و4109
121-همان.
122- همان.
123- الدر المنشور (طبق تفسير الميزان، جلد13، صفحه 407)
124- محجة البيضاء، جلد6، صفحه 141 .
125- محجة البيضاء، جلد6، صفحه 141 .
126- همان.
127- همان.
128- همان.
129- کافي، جلد2، صفحه 295
.130- ميزان الحکمه، جلد 2، صفحه 1017، چاپ جديد.
131- کافي، جلد 2، صفحه 296.
132- همان مدرک، صفحه 293.
133- امالي صدوق، صفحه 398 - غرر الحکم جلد 1، صفحه 60، شماره 1614.
134- غرر الحکم، جلد 2، صفحه 749، شماره 209.


نويسنده: ناصر مکارم شيرازي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان