بسم الله
 
EN

بازدیدها: 194

بررسي آراء در تعيين جايگاه وجود رابط و محمولي در منطق و فلسفه- قسمت سوم (قسمت پاياني)

  1396/11/29
خلاصه: وجود رابط و محمولي در قضاياي منطقي جايگاه ويژه‌اي دارند. ارتباط و اتحاد موضوع و محمول در قضاياي حمليه بدون رابط صورت نمي‌گيرد. هليات بسيطه و مركبه با اين دو نوع وجود تمايز مي‌يابد. تفاوتهايي كه وجود رابط با وجود محمولي و نيز با نسبت حكميه و حكم يا تصديق دارد، موجب پيدايش آراء بديعي در ساختار قضاياي منطقي شده است. قضاياي ثنائيه و ثلاثيه و نيز اجزاء قضيه حمليه و اختلاف نظرات درباره آن، با ايندو ارتباط تام دارد. از طرف ديگر، اين دو اصطلاح در فلسفه هم مورد بحث است زيرا موضوع فلسفه، وجود است و وجود رابط و محمولي دو نوع از وجود تلقي مي‌شوند كه بحث آن از زمان فارابي و ابن سينا شروع شده و در حكمت متعاليه به اوج رسيده است. شارحان حكمت متعاليه نيز توجه خاصي به آن داشته و نتايجي بر آن بار ساخته‌اند. صدرالمتألهين با تحليل اصل عليت، معلول را عين ربط و تعلق به علت خود مي‌داند كه در نتيجه همه موجودات نسبت به ذات حق، رابط و عين تعلق و وابستگيند و تنها اوست كه وجود مستقل بشمار مي‌رود. اين نوشتار در پي تبيين جايگاه واقعي وجود رابط و محمولي در منطق و بيان تفاوت آن با جايگاه فلسفي اين بحث است.
قسمت قبلي

تفاوت وجود رابط و رابطي


حكماي قبل از صدرالمتألهين و استاد وي ميرداماد، ميان دو اصطلاح رابط و رابطي تفاوتي قائل نمي‌شدند و يكي را بجاي ديگري استعمال مي‌كردند. حتي برخي از حكماي بعد از صدرالمتألهين نيز تفاوت روشني ميان اين دو اصطلاح نگذاشته‌اند.[51]

برخي ديگر مانند حكيم سبزواري، دو اصطلاح رابط و رابطي را قسيم يكديگر قرار داده‌اند. در حاليكه رابطي قسيم رابط نيست بلكه قسمي از قسيم آن است. بعبارت ديگر، وجود رابطي قسمي از وجود نفسي است. اين حكيم در شرح كلام خود اين نكته را بخوبي بيان كرده است.[52] اما اشكال متوجه نظم ايشان است كه مي‌فرمايد:

إن الوجود قد يكون رابط ورابطي                                        ثمت نفسي فهاك واضبط[53]

در اين بيت وجود رابطي، رابط و نفسي قسيم يكديگر قرارداده شده‌اند و حال آنكه رابطي قسمي از وجود نفسي است بهمين خاطر در اصلاح آن چنين آمده است:

إنّ الوجود قد يكون رابطا                                               مقابل النفسي خذه ضابطا

وما هو النفسي منه الرابطي                                       أما بيانه فهاك واضبط[54]

وجود في‌نفسه لغيره، رابطي يا ناعتي است. وجود ناعتي گرچه داراي نفسيت است و يك نحوه استقلال دارد اما وجود في‌نفسه آن در غير تحقق مي‌يابد. اعراض و صوَر نوعيه از اين ويژگي برخوردارند. اين دو دسته از موجودات داراي وجود في‌نفسه هستند اما پيوسته در محل حاصل مي‌شوند. وجود رابط هيچ نفسيتي ندارد و پيوسته در غير خود وجود مي‌يابد بهمين جهت، وجود رابط، محمول واقع نمي‌شود. اما وجود رابطي بدليل ناعتي بودن مي‌تواند محمول قضايا واقع شود. بديگر سخن، وجود محمولي، يا ناعتي است يا غيرناعتي.

وجود ناعتي، رابطي نام دارد اما وجود رابط غيرمحمول است كه در كلام پيشينيان به اشتراك لفظي، رابطي خوانده مي‌شد.

بنابرين مطابق اطلاقاتي كه صدرالمتألهين[55] براي وجود رابطي بيان مي‌كند اطلاق نخست وجود رابطي همان وجود رابط است كه در مقابل وجود محمولي قرار دارد. وجود رابط به اين معنا همان «وجود في غيره» است.

اما اطلاق دوم وجود رابطي بمعناي «وجود في‌نفسه» است؛ لكن اين وجود في‌نفسه داراي دو اعتبار است: به يك اعتبار، ناعت و به اعتبار ديگر غيرناعت است. يعني معاني نفسي گاهي براي خود موجودند مانند واجب تعالي، كه در اينصورت، غيرناعتي هستند. و گاهي براي غير هستند. شق دوم چند حالت دارد: يا براي شيء ديگر هستند، مانند صورت براي ماده؛ و يا نزد شيء ديگرند، مانند صورت علمي در نزد نفس؛ و يا در شيء ديگر قرار دارند، مانند سياهي براي جسم. وجود رابطي بمعناي دوم ناعتي است. تمام اعراض، ناعتي هستند اما جواهر چنانچه حالّ در غير باشند نير ناعتي خواهند بود.

پيوندي كه ميان موضوع و محمول ايجاد مي‌شود ب‌ دو شكل توجيه پذير است. يكي اينكه وجود رابط ميان آنها ربط ايجاد مي‌كند، و ديگر اينكه اگر موضوع و محمول هر دو جوهر مستقل باشند ربط و پيوندي ميان آنها صورت نخواهد گرفت مگر اينكه حداقل يكي از اينها جوهر مستقل نباشد. بدين معني كه يا موضوع و محمول هر دو از اعراض بوده و وجود ناعتي داشته باشند و يكي بر ديگري حمل شود و يا اينكه محمول از وجود ناعتي برخوردار باشد. اگر محمول، عَرَض باشد، آنگاه داراي وجود في‌نفسه لغيره خواهد بود. لغيره بودن عَرض، عامل ربط و پيوند محمول با موضوع خود بشمار مي‌آيد كه بازگشت آن به وجود رابط است.

چكيده تفاوتهاي ميان دو اصطلاح رابطي و رابط در جدول ذيل مشاهده مي‌شود:
 

تفاوتهاي ميان دو اصطلاح رابطي و رابط

رابطي

رابط

ـ قسمي از قسيم رابط است.

ـ داراي نفسيت است 

ـ لغيره است

ـ محمول در قضايا واقع است.

ـ داراي مصداق عيني است، مانند اعراض.           

 

 ـ قسيم مقسم رابطي است.

ـ هيچ نفسيتي ندارد.

ـ في غيره است.

ـ محمول در قضايا واقع نمي‌شود.

ـ هيچ مصداق مستقلي ندارد.

 

حل ناسازگاري دو قاعده فلسفي

صدرالمتألهين با استفاده از تفاوت ميان رابط و رابطي به پاسخ اشكالي مي‌پردازد كه متوجه ناسازگاري دو قاعده فلسفي است: يكي قاعده فرعيه است كه با تعبير «ثبوت شي‌لشيء فرع لثبوت المثبت له» بيان مي‌شود و قاعده ديگري كه مشهور بين حكماست و اينگونه بيان مي‌شود:

«وجود في نفسه صفت، عين وجود لغيره آن است.»؛  بدين معنا كه صفت دو چهره دارد يكي في‌نفسه بودن آن است كه با كان تامه از آن خبر داده مي‌شود و ديگري لغيره بودن آن است كه كان ناقصه متكفل بيان آن است. بر اساس اين قاعده، اين دو چهره عين يكديگرند.  يعني چنين نيست كه وجود نعتي گاهي بطور مستقل يافت شود و گاهي نيز در موضوع خود وجود پيدا كند.

قاعده فرعيه مقيد به ثبوت ثابت نيست زيرا گاهي امور عدمي مانند نابينايي نيز محمول آنها واقع مي‌شود. در نتيجه مطابق قاعده فرعيه، به ثبوت ثابت نيازي نيست بلكه تنها ثبوت مثبت له لازم است، در صورتيكه مطابق قاعده ديگر هر وصف و نعتي بايد علاوه بر لغيره بودنش، از وجود نفسي نيز برخوردار باشد. كنار هم نهادن اين دو قاعده، مستلزم ناسازگاري در بخش محمولي آنهاست. براساس يك قاعده، ثبوت ثابت (=محمول)، ضرورتي ندارد اما مفاد قاعده ديگر، استلزام ثبوت ثابت را در پي دارد.

محور پاسخ صدرالمتألهين، تفاوت نهادن ميان وجود رابط و رابطي است بدين قرار كه مفاد قاعده فرعيه، وجود رابط، و جايگاه آن هليات مركبه است؛ اما قاعده ديگر ناظر به وجود رابطي است كه شامل اعراض و صوَر نوعيه مي‌شود.

در قاعده فرعيه گفته مي‌شود: هر وقت ثبوت شيء لشيء در قضيه مورد نظر باشد، تحقق يك وجود نفسي لازم است كه وجود رابط به آن وجود ربطي تكيه دارد. در اينگونه موارد، محمول دو حالت مي‌تواند داشته باشد يعني محمول،  يا ناعتي خواهد بود يا غيرناعتي. اگر ناعتي باشد از وجود في نفسه برخوردار است و اگر غيرناعتي باشد، يك امر عدمي خواهد بود. اما قاعده دوم، ناظر به محمول ناعتي مي‌باشد كه وجود في نفسه آن لغيره است و در مقام تحقق، عين يكديگر خواهند بود.[56]

دو جنبه داشتن اعراض بدين معناست كه اين دسته از موجودات، هم از وجود محمولي برخوردار هستند و هم از وجود رابط بيبهره نيستند. وصف سفيدي را بلحاظ استقلالي مي‌توان يك طرف قضيه قرار داد و گفت: «سفيدي هست»؛ اما اين وصف در عين في نفسه بودن بايد متكي به موصوف خود باشد و گفته شود: «برف سفيد است». اگر اشكال شود كه چگونه موجود واحد مي‌تواند داراي دو جنبه متمايز رابط و محمولي باشد، در پاسخ گفته مي‌شود كه اين دو جنبه بلحاظ عينيت خارجي متحد هستند كه به دو اعتبار فوق لحاظ مي‌شود.[57]

حاصل بحث

از مباحث فوق نتايج زير بدست مي‌آيد:

الف) وجود رابط و محمولي هم در منطق و هم در فلسفه مورد بحث قرار مي‌گيرد.

ب) اين بحث در منطق با آنچه در فلسفه بخصوص حكمت متعاليه مورد نظر است بكلي متفاوت است. خلط اين دو مبحث نتايج زيانباري در پي دارد.

ج) موضوع فلسفه (وجود) براي تعيين چگونگي تعلق اين بحث به فلسفه معيار مناسبي است.

د) ساختار قضاياي منطقي را وجود رابط و محمولي تشكيل مي‌دهد. اختلاف نظر منطقدانان و فلاسفه در اين باب، موجب دقت نظر در اقسام و اجزاء قضيه حمليه شده است.

هـ) وجود رابط با حكم و نسبت حكميه و نيز با وجود رابطي متفاوت است كه توجه به آن برخي از ناسازگاريهايي ظاهري در دو حوزه منطق و فلسفه را مرتفع مي‌سازد.


-----------------------------
[51]. مجموعه مصنفات آقا علي مدرس، ج 2، ص 210 و 238.
[52]. شرح المنظومة، ج 2، ص 240.
[53]. همان، ج 2، ص237.
[54]. عمل ضابط در وجود رابطي و رابط، ص95.
[55]. اسفار، ج 1، ص 92.
[56]. همان، ج 1، ص 160.
[57]. همان، ج 1، ص 94.
 
منابع:
1. ابن سينا، الاشارات و التنبيهات، به كوشش سلميان دنيا، 4 ج، ج1 و ج 2، مؤسسه النعمان للطباعة و النشر،بيروت، 1992 م.
2. ـــــــ ، التعليقات، به كوشش عبدالرحمن بدوي، چ دوم، مكتبة الاعلام الاسلامي، قم، 1411 ق.
3. ـــــــ ، الشفاء، به كوشش ابراهيم مدكور، تحقيق محمود الخضيري، دار الكتب للطباعة و النشر، قاهره، 1956 م.
4. ـــــــ ، منطق المشرقيين، چ دوم، مكتبة آية الله النجفي المرعشي، قم، 1405 ق.
5. ارموي، سراج الدين، بيان الحق و لسان الصدق، تصحيح و تحقيق غلامرضا ذكياني، پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشكده الهيات دانشگاه تهران، 1374 ش.
6. بهمنيار بن مرزبان، التحصيل، تصحيح و تعليق مرتضي مطهري، چ 1، انتشارات دانشگاه تهران، 1349 ش.
7. جوادي آملي، عبدالله، رحيق مختوم، شرح حكمت متعاليه، به كوشش حميد پارسانيا، چ 1، مركز نشر اسراء، قم، 1375 ش.
8. ـــــــ ، معرفت شناسي در قرآن، به كوشش حميد پارسانيا، چ 1، مركز نشر اسراء، قم 1378 ش.
9. حسن زاده آملي، حسن، رسالة عمل ضابط در وجود رابطي و رابط، ترجمه ابراهيم احمديان، چ 1، انتشارات قيام، قم، 1378ش.
10. خميني، روح الله، مناهج الوصول الي علم الاصول، چ 1، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (ره)، تهران، 1373 ش.
11. رازي، قطب الدين، شرح المطالع، انتشارات كتبي نجفي، قم، بي تا.
12. ـــــــ ، شرح الشمسية، كتابفروشي علميه اسلاميه، تهران، بي تا.
13. سبزواري، ملاهادي، شرح المنظومة (قسم الحكمة)، به كوشش حسن زاده آملي، مسعود طالبي، 3 ج، چ اول، نشر ناب، قم، 1416ق.
14. ـــــــ ، شرح المنظومة (قسم المنطق)، به كوشش حسن زاده آملي، مسعود طالبي، 3 ج، چ 1، نشر ناب، قم، 1369ش.
15. سهروردي، شهاب الدين يحيي، مجموعه مصنفات شيخ اشراق، به كوشش هانري كُربن، سيد حسين نصر، نجفقلي حبيبي،4 ج، چ 3، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، تهران، 1380ش.
16. طباطبايي، محمد حسين، نهاية الحكمة، باشراف ميرزا عبدالله نوراني، مؤسسة النشر الاسلامي التابعة لجماعة مدرسين بقم المشرفة، قم، 1362 ش.
17. ـــــــ ، نهاية الحكمة، تعليقه مصباح يزدي، 2 ج، انتشارات الزهراء، تهران، 1363 ش.
18. طوسي، خواجه نصير الدين، تلخيص المحصل (معروف به نقد المحصل)، تحصيح عبدالله نوراني، مؤسسه مطالعات اسلامي دانشگاه مك گيل، تهران، 1359 ش.
19. ـــــــ ، اساس الاقتباس، تصحيح مدرس رضوي، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، 1367 ش.
20. ـــــــ ، كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد، چ 1، انتشارات شكوري، قم، 1367 ش.
21. فارابي، ابو نصر، مجموعه رسائل فارابي، رسالة في مسائل متفرقة، حيدرآباد دكن، 1345 ق.
22. فخر رازي، الملخص، نسخه خطي كتابخانه مجلس شوراي اسلامي، ش 827.
23. ـــــــ ، منطق الملخص، به كوشش احد فرامرز قراملكي و آدينه اصغري نژاد، چ اول، انتشارات دانشگاه امام صادق(ع)، تهران، 1381 ش.
24. ـــــــ ، الانارات في شرح الاشارات، نسخه خطي كتابخانه مجلس شوراي اسلامي، ش 1847.
25. مدرس زنوزي، آقا علي، مجموعه مصنفات آقا علي مدرس طهراني، باهتمام محسن كديور،3 ج، چ 1، انتشارات اطلاعات، تهران، 1378 ش.
26. مصاحب، غلامحسين، مدخل منطق صورت، چ 2، انتشارات حكمت، تهران، 1366 ش.
27. مصباح يزدي، محمد تقي، دروس فلسفه، چ 2، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، تهران، 1375 ش.
28. مطهري، مرتضي، شرح مبسوط منظومه، 4 ج، ج 2، چ 3، انتشارات حكمت تهران، 1367 ش.
29. ملاصدرا، الحكمة المتعالية في الاسفار العقلية الاربعة، 9 ج، چ 3، دار احياء التراث العربي، بيروت، 1981 م.
30. ـــــــ ، التنقيح في المنطق، تصحيح غلامرضا ياسي پور، مقدمه احد فرامرز قراملكي، چ اول، بنياد حكمت اسلامي صدرا، تهران، 1378ش.
31. ـــــــ ، منطق نوين (اللمعات المشرقية في الفنون المنطقية)، ترجمه و شرح عبدالحسين مشكوة الديني، چ اول، انتشارات آگاه، تهران، 1362 ش.
32. ـــــــ ، تعليقات بر شرح حكمة الاشراق قطب الدين شيرازي، چ سنگي، تصحيح شيخ اسدالله، تهران، 1315 ش.
33. موحد، ضياء، درآمدي به منطق جديد، چ 1، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، تهران، 1368 ش.



نويسنده:  عبدالعلي شُكر- عضو هيأت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد فسا





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان