بسم الله
 
EN

بازدیدها: 141

حق و باطل- قسمت سيزدهم

  1396/11/27
قسمت قبلي

روح اسلامي در مسلمين مرده است 

در اشعاري كه در همين جلسات خوانده شد شما ديديد كه اقبال چقدر از تقليد كور كورانه اي كه مسلمانان از تمدن غربي دارند انتقاد مي‏كند و باز درباره اسلام كه اسلام چنين و چنان است در اشعار خودش آنچه را كه بايد و مي‏توانسته است بگويد گفته است قسمت سوم است : آيا اسلام واقعي امروز در ميان مسلمين وجود دارد يا وجود ندارد ؟ 

اقبال متوجه اين نكته شده كه اسلام هم در ميان مسلمين وجود دارد و هم‏ وجود ندارد اسلام وجود دارد به صورت اينكه ما مي‏بينيم شعائر اسلام در ميان‏ مسلمين هست ، بانگ اذان در ميان مردم شنيده مي‏شود ، موقع نماز كه مي‏شود رو به مساجد مي‏آورند ، مرده‏ هاشان را به رسم اسلام دفن مي‏كنند ، براي‏ نوزادهايشان به رسم اسلام تشريفاتي قائل مي‏شوند ، اسمهايشان غالبا اسمهاي‏ اسلامي است ، محمد است ، حسن است ، حسين است ، عبدالرحيم و عبدالرحمن‏ است ولي آنچه كه روح اسلام است در اين مردم وجود ندارد روح اسلام در جامعه اسلامي مرده است اين است كه معتقد مي‏شود به تجديد حيات اسلامي ، و اينكه حيات اسلامي را بايد تجديد كرد و امكان تجديدش هست چون اسلام‏ نمرده است ، مسلمين مرده اند اسلام نمرده است ، چرا ؟ 

چون كتاب‏ آسمانيش هست ، سنت پيغمبرش هست ، و اينها به صورت زنده اي هستند ، يعني دنيا نتوانسته بهتر از آنها بياورد آنچه قرآن آورده هيئت بطليموس‏ نيست كه بگوئيم نظريه ديگري آمد و آن نظريه را نسخ كرد ، نظريه طبيعيات‏ مبتني بر عناصر چهارگانه نيست كه بگوئيم علم امروز آمد و گفت آن عناصر چهارگانه شما همه مركبند و عنصر نيستند و عناصر بيش از اين حرفهاست نه‏ ، خود اسلام زنده است با تكيه گاه و مبناي زنده ، پس نقص كار در كجاست‏ ؟ نقص كار در تفكر مسلمين است يعني فكر مسلمين ، طرز تلقي مسلمين از اسلام به صورت زنده اي نيست ، به صورت مرده است مثل اين است كه شما بذر زنده اي را به شكلي بر خلاف اصول كشاورزي زير خاك كنيد كه اين بذر در زير خاك بماند ولي جوانه نزند ، ريشه هايش در زير زمين ندود ، عصاره خاك را نمكد ، يا به صورت نهالي كه شما مي‏خواهيد از جائي در جاي ديگر بكاريد اين نهال الان زنده است ، ولي اگر شما اين را وارونه‏ بكاريد يعني ريشه اين نهال را بياوريد بالا و سر آن را كه بايد در هوا باشد زير خاك بكنيد ، اين ، هم هست و هم نيست . 

تعبير لطيفي دارد اميرالمؤمنين علي عليه السلام ، آينده اسلام و مسلمين‏ را ذكر مي‏فرمايد : « و لبس الاسلام لبس الفرو مقلوبا » ( 1 ) . يعني مردم‏ جامه اسلام را به تن مي‏كنند ولي آنچنانكه پوستين را وارونه به تن كنند . 

پوستين در زمستان براي دفع سرماست ، يك وقت هست پوستين را مي‏اندازند دور ، لخت و عور در مقابل سرما ظاهر مي‏شوند يك وقت هم هست‏ پوستين را مي‏پوشند اما نه آنطور كه بايد بپوشند ، يعني قسمت پشم دار را بيرون مي‏گذارند و قسمت پوست را مي‏پوشند در اين صورت نه تنها گرما ندارد و بدن را گرم نمي‏كند ، بلكه به يك صورت مضحك و وحشتناك و مسخره‏ اي هم در مي‏آيد . 

مي‏فرمايد : اسلام را مردم چنين خواهند كرد ، هم دارند و هم ندارند دارند ولي چون آن را وارونه كرده اند ، آنچه بايد رو باشد زير است و آنچه بايد در زير قرار بگيرد ، در رو قرار گرفته است نتيجه اين است كه اسلام هست‏ اما اسلام بي‏ خاصيت و بي‏ اثر ، اسلامي كه ديگر نمي‏تواند حرارت بدهد ، نمي‏تواند حركت و جنبش بدهد ، نمي‏تواند نيرو بدهد ، نمي‏تواند بصيرت‏ بدهد ، بلكه مثل يك درخت پژمرده آفت زده اي مي‏شود كه سر پا هست اما پژمرده و افسرده ، برگ هم اگر دارد برگهاي پژمرده با حالت زار و نزار است اين از كجاست ؟ 

بستگي دارد بطرز تلقي مسلمين از اسلام كه چه جور اسلام را مي‏گيرند و چه جور تلقي مي‏كنند ، آن را از سر مي‏گيرند ، از پا مي‏گيرند ، از ته مي‏گيرند ، آن‏ را تجزيه مي‏كنند ، قسمتي از آن را مي‏گيرند و قسمتي را نمي‏گيرند ، قشرش‏ را مي‏گيرند و لبش را نمي‏گيرند ، يا مي‏خواهند لبش را بگيرند و قشرش را رها كنند ، بالاخره به صورتي درمي‏آيد كه : « لا يموت فيها و لا يحيي »(2) . نه مرده است و نه زنده نه مي‏شود گفت هست و نه مي‏شود گفت نيست‏ اين ، نكته اساسي است ، والا تنها ما بنشينيم از تمدن و فرهنگ اروپائي‏ انتقاد بكنيم ، از فرهنگ اسلامي هم تمجيد بكنيم و بعد هم بنشينيم و خيال‏ بكنيم كه فرهنگ اسلامي و روح اسلام همان است كه ما امروز داريم ، پس‏ مردم دنيا بيايند از ما پيروي كنند ، كاري از پيش نمي‏رود خوب اگر مردم‏ دنيا بيايند از ما پيروي كنند ، مثل ما مي‏شوند يعني به صورت نيمه مرده‏ اي در مي‏آيند .

حالا خود قرآن را ببينيد : اساسا همه اين تعبيرات : حيات اسلامي ، حيات تفكر اسلامي ، همه اينها ، اساسي است كه طرحش را خود قرآن ريخته است و تعبيرها از خود قرآن‏ است مي‏گويد : « يا ايهاالذين آمنوا استجيبوا لله و للرسول اذا دعاكم لما يحييكم »(3) . اي مردم ! نداي اين پيغمبر را بپذيريد ، اين پيغمبري كه‏ شما را دعوت مي‏كند به آن حقيقتي كه شما را زنده مي‏كند اين پيغمبر براي‏ شما يك اسرافيل است ، يك محيي است ، تعليمات او زندگي بخش است ، حياتبخش است . 

از شما مي‏پرسم خاصيت حيات چيست ؟ اصلا حيات يعني چه ؟ قرآن مردم‏ جاهليت را مي‏گويد اينها امواتند . « انك لا تسمع الموتي (4) ، و ما انت بمسمع من في القبور »(5) . مي‏گويد : اين مردمي كه مي‏بيني ، مرده‏ هائي هستند متحرك ، مرده هائي هستند كه به جاي اينكه زير خاك باشند ، دارند روي زمين راه مي‏روند مرده متحرك هستند ، به اينها زنده نمي‏شود گفت ، ولي به مسلمين مي‏گويد بيائيد اين تعليمات را بپذيريد خاصيت اين‏ تعليمات اين است كه به شما جان و نيرو مي‏دهد و حيات مي‏بخشد خاصيت‏ حيات چيست ؟

 شما از هر عالمي ، از هر فيلسوفي كه حيات را تعريف مي‏كند ، بپرسيد به چه چيز مي‏شود گفت حيات و زندگي ؟ اصلا معني حيات و زندگي‏ چيست ؟ البته كسي مدعي نمي‏شود كه حقيقت و ماهيت حيات را تعريف كند ولي حيات را از روي آثارش مي‏شناسند و اين جور به شما خواهند گفت : حيات يعني حقيقت مجهول الكنهي كه دو خاصيت دارد ، يكي آگاهي و ديگري‏ جنبش . 

انسان بهر نسبت كه آگاهي بيشتري دارد ، حيات بيشتري دارد به هر نسبت‏ كه تحرك و جنبش بيشتري دارد حيات بيشتري دارد ، و بهر نسبت كه آگاهي‏ كمتري دارد و بي‏خبرتر است ، مرده تر است به هر نسبت كه ساكن تر است ، مرده تر است و بهر نسبت كه بي‏خبري را بيشتر مي‏پسندد ، مردگي در مردگي‏ دارد و بهر نسبت كه سكون را بيشتر مي‏پسندد ، مردگي در مردگي دارد حالا شما ببينيد ما مردم مرده اي هستيم يا نه ؟ در نظر ما سكون احترامش بيشتر است يا تحرك ؟ يعني جامعه ما براي يك آدم جنبنده بيشتر احترام قائل است يا براي يك آدمي كه با كمال سكون و وقار سر جاي خودش نشسته و تكان نمي‏خورد و مي‏گويد : 

گر به مغزم زني وگر دمبم                      كه من از جاي خود نمي‏جنبم

مي‏بينيد جامعه ما براي اين بيشتر احترام قائل است اين ، علامت كمال‏ مردگي يك اجتماع است ، كه هر انساني هر اندازه بي‏خبرتر و ناآگاهتر باشد او را بيشتر مي‏پسندد و با ذائقه او بيشتر جور در مي‏آيد . 



------------------------------------
پاورقي : 
1 - نهج البلاغه فيض الاسلام ، خطبه 170 ، صفحه . 324 
2 - سوره طه ، آيه 74 - سوره اعلي ، آيه . 13 
3 - سوره انفال ، آيه . 24 
4 - سوره نمل ، آيه . 80 
5 - سوره فاطر آيه . 22 


نويسنده: متفكر و استاد شهيد مرتضي مطهري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان