بسم الله
 
EN

بازدیدها: 150

شرايط تعلق مَهرالمثل و مَهرالمُتعه

  1396/11/27
خلاصه: در مواردي که بنا به دلايلي از جمله بطلان يا فقدان مَهر، استناد به مَهرالمُسمي ممکن نباشد، قانون در جهت حمايت از زوجه مَهرالمثل و مَهرالمُتعه را پيش بيني نموده است. وجه تمايز مَهرالمثل از مَهرالمُتعه در وقوع رابطه زناشويي است، بطوري که در مَهرالمِثل، طلاق بعد از رابطه زناشويي و در مَهر‌‌‌المُتعه طلاق پيش از آن واقع مي‌شود.

مهريه يا به شکل کهن‌تر آن، کابين به مالي گفته مي‌شود که مرد هنگام وقوع عقد نکاح به همسر خود مي‌پردازد يا مکلف به پرداختِ آن مي‌شود. مَهريه در نکاح موقت حتما بايد  قيد شود در غير اينصورت عقد باطل است درحاليکه درنکاح دائم اين چنين نيست يعني فقدان يا بطلان مهر در نکاح دائم باعث بطلان عقد نمي‌شود. ماده 1095 قانون مدني مقرر مي‌دارد: "در نكاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است."

مَهرالمُسَمي عموما بصورت عندالمطالبه است مگر اينکه عندالاستطاعه بودن آن لحاظ شود. در مطلب گذشته مفصلا مَهرالمُسمي توضيح داده شد. حال مي‌خواهيم بدانيم در مواردي که مَهرالمُسمي وجود ندارد يا باطل است آيا زن ديگر هيچ حقي نخواهد داشت؟ در اين موارد تکليف چيست؟

مَهرالمِثل

مادامي که مَهرالمُسمي صحيح باشد بحث مَهرالمِثل پيش نمي‌آيد. زماني که مهرالمسمي ماليت ندارد يا باطل است يا مَهر نباشد يا شرط عدم مَهر شده باشد، مثلا شوهر به همسر خود گفته: بنويس هيچگاه مهر به تو تعلق نگيرد، در اين موارد بحث مهرالمثل به ميان مي‌آيد. در واقع  هدف قانونگذار اين است که زن از مهر محروم نباشد. 

مَهرالمثل به چه معناست؟

ماده 1091 قانون مدني: "براي تعيين مهرالمثل بايد حال زن از حيث شرافت خانوادگي و ساير صفات و وضعيت او نسبت به اَماثِل و اَقران و اَقارِب و همچنين معمول محل و غيره در نظر گرفته شود." مهر المثل يعني مهر زناني مانند اين خانم ازلحاظ موقعيت اجتماعي و ساير جهات که مستدلا شرح داده شد.

چه مواقعي به زن مَهرالمثل تعلق مي‌گيرد؟

- اساسا در عقد (نکاح دائم)، صحبتي از مهر نشده، در اين صورت اصل عقد صحيح است،  اگر فعل زناشويي واقع شده باشد، به زن مَهرالمِثل تعلق مي‌گيرد. مَهرالِمثل به انگيزه حمايت از زن است.

- مَهرالمُسمي درعقد دائم وجود وارد اما باطل است، اگر فعل زناشويي صورت گرفته باشد مَهرالمِثل به زن تعلق گيرد.

- ازدواجي صوت گرفته، مَهرالمُسمي هم داريم ،خود مَهرالمُسمي هم صحيح است، اصل عقد نکاح باطل است، اگر اصل عقد نکاح باطل بوده باشد همه مورد آن عقد از جمله مَهر باطل است، اگرچه مَهر به خودي خود درست بوده باشد. در اين صورت مَهرالمثل به زن مي‌رسد، به شرط اينکه فعل زناشويي صورت گرفته و زن نيز زن به بطلان نکاح جاهل بوده باشد.

ممکن است اين سئوال پيش بيايد که چرا اگرعقد باطل باشد مَهر باطل مي‌شود؟ چون موقعيت مَهر نسبت به عقدنکاح حکم شرط ضمن عقدرا دارد نسبت به عقد اصلي، به بيان ديگر، تا عقد نکاح نباشد مَهر معنايي ندارد. پس بنا به هردليلي عقد باطل باشد کليه آثار آن و شروط ضمن عقد آن اعم از مَهر و غيره باطل مي‌شود. 

مَهرالمُتعه

در حالتي که نه مَهرالمُسمي و نه مَهرالمثل به زن تعلق نمي‌گيرد، مَهرالمُتعه پرداخت مي‌شود. اگر مَهرالمُسمي يا مَهرالمثل بتوان به زن داد نوبت به مَهرالمُتعه نمي‌رسد.

مَهرالمُتعه به چه معناست؟

مُتعه از تَمَتُّع به معني لذت بردن مي‌آيد. در مَهرالمُتعه ملاک، وضع زوج از نظر اقتصادي است، درحاليکه درمَهرالمثل ملاک صفات و وضعيت زوجه نسبت به اماثل و اقران مي‌باشد.

ماده 1093 قانون مدني: "هرگاه مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزديکي و تعيين مهر زن خود را طلاق دهد زن مستحق مَهرالمُتعه است و اگر بعد از آن طلاق دهد مستحق مَهرالمثل خواهد بود."

ماده 1094 قانون مدني: "براي تعيين مَهرالمُتعه حال مرد از حيث غنا و فقر ملاحظه مي‌شود."

چه مواقعي به زن مَهرالمُتعه تعلق مي‌گيرد؟

زماني که ازدواجي صورت گرفته، مَهرالمُسمي تعيين نشده و قبل تعيين مَهرالُمسمي و قبل از وقوع فعل زناشويي طلاق واقع شود، مَهرالُمتعه به زن تعلق مي‌گيرد. در اين حالت چون مَهرالمُسمي تعيين نشده، پرداخت نمي‌شود و مَهرالمثل نمي‌توان پرداخت چون شرط تحقق آن وقوع فعل زناشويي است که در اين فرض طلاق پيش از فعل زناشويي واقع مي‌شود.

کلام آخر

ملاحظه فرموديد در مواردي که مَهرالمُسمي به زن تعلق نگيرد قانون در جهت حمايت از زوجه مَهرالمثل و مَهرالمُتعه را پيش بيني کرده است. در مَهرالمثل موقعيت زوجه نسبت به اماثِل و اَقارِب سنجيده مي‌شود در حاليکه ملاک در مَهرالمتعه وضعيت زوج از حيث فقر و غنا مد نظر قرار مي‌گيرد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان