بسم الله
 
EN

بازدیدها: 33

جرم شناسي در آيات قرآن کريم- قسمت سوم

  1396/11/24
خلاصه: در اين کار مي خواهيم به اساسي ترين پرسش هاي مطرح شده در جرم شناسي پاسخ دهيم ، منتها از ديدگاه قرآن کريم. يعني با مشاهده و اندکي بررسي در آيات شريفه ي قرآن به اين پاسخ برسيم که از منظر قرآن کريم ، اساساً: جرم چيست؟ علل ارتکاب جرم چيست؟ چه راه هايي براي پيش گيري از جرم وجود دارد؟ و نهايتاً اينکه در برابر جرم و پديده ي مجرمانه چه بايد کرد؟ يعني مي خواهيم بدانيم اولاً آيا اصلاً در قرآن کريم پاسخي براي اين پرسش ها وجود دارد و ثانياً اگر وجود دارد ، اين پاسخ چيست. البته براي بررسي و پاسخ به اين پرسش ها در ابتدا رويکرد جرم شناسي غرب را بررسي مي کنيم تا ببنيم آيا در جوامع غربي نيز مي توان مبناي ديني براي جرم شناسي پيدا کرد يا خير ، و سپس به جرم شناسي اسلامي و قرآني خواهيم پرداخت.
قسمت قبلي

عوامل مؤثر در ارتکاب جرم

چنانچه پيشتر گفته شد ، از ديدگاه اسلامي آنچه عامل اساسي و علت اصلي ارتکاب جرم است ، اراده و انتخاب خود فرد است. ليکن گاهي ممکن است عواملي دروني يا بيروني بر اراده ي وي تأثير گذاشته و به آن جهت دهند. در برخي آيات قرآن کريم ، خداوند متعال به اين عوامل اشاره مي فرمايد. از جمله ي آن ها مي توان به عوامل زير اشاره کرد :

1) دشمني و کينه توزي :

- يَا أَيهُّا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ و لَّا يَجرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قوْمٍ عَلَىَ? أَلَّاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىَ?  و اتَّقُوا اللَّه إ?ِنَّ اللَّهَ خَبِيْر بِما تَعْمَلُونَ (اى اهل ايمان ! همواره (در همه امور) قيام كننده براى خدا و گواهان به عدل و داد باشيد . و نبايد دشمنى با گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نورزيد؛ عدالت كنيد كه عدالت ورزى به پرهيزكارى نزديكتر است . و از خدا پروا كنيد ؛ زيرا خدا به آنچه انجام مى دهيد آگاه است.) مائده/ 8

دراين آيه ي شريفه خداوند کينه و دشمني ميان افراد را از موانع عدالت معرفي مي کند. و مي فرمايد که عدالت سبب تقوا و پرهيزکاري است. پس کينه و دشمني باعث دوري انسان از تقوا شده و دوري از تقوا احتمال ارتکاب گناه را بالاتر مي برد.

2) گمراهي :

- إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلَالٍ وَسُعُرٍ (بى ترديد گنهكاران در گمراهى و انحراف و در آتش افروخته اند.) قمر/ 47

3) جهل و ناداني :

- عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجهَالَةٍ ثُم تَابَ مِنْ بعَدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( هر كس از شما به نادانى كار زشتى مرتكب شود ، سپس بعد از آن توبه كند و (مفاسد خود را) اصلاح نمايد (مشمول آمرزش و رحمت خدا شود) ؛ زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است.) انعام/ 54

اين آيه يکي از علل ارتکاب کار زشت را جهل و ناداني عنوان مي کند و مي فرمايد که امکان توبه براي کسي که مرتکب چنين کار زشتي شده وجود دارد و خداوند توبه اش را خواهد پذيرفت. 

- بَلْ قُلُوبهُمْ فِيِ غَمْرَةٍ مِنْ هَ?ذَا وَ لَهمُ أَعْمَالٌ مِنْ دُونِ ذَلِكَ هُمْ لَهَاَ عَامِلُونَ((چنين نيست كه كافران تكليف را بيش از اندازه گنجايش و توان خود حس كنند ) بلكه دلهايشان از اين (حقيقت) در بى خبرى عميقى  است ، و براى آنان غير از اين (بى خبرى) اعمالى (زشت و ناپسند) است كه همواره آنها را انجام مى دهند ). مؤمنون/ 63

4) خودکامگي و نازپروردگي :

خداوند در سوره ي واقعه در وصف اصحاب شمال (شقاوت مندان) مي فرمايد : 

-إِنهَّمْ كَانُوا قَبْلَ ذَ?لِكَ مُتْرَفِينَ (اينان پيش از اين از نازپروردگان خود كامه و سركش بودند.) واقعه/ 45

5) اميد نداشتن به ملاقات با خدا :

- وَقَالَ الَّذِينَ لَّاَ يرَجُونَ لِقَاءَنَا لَوْلَّاَ أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلَاَئِكَةُ أَوْ نرَىَ? رَبنَّا  لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيْرًا (آنان كه ملاقات ما را اميد ندارند ، گفتند : چرا بر ما فرشتگانى نازل نشد ، يا (چرا) پروردگارمان را نمىبينيم ؟ به راستى كه خودشان را در درون خود باعظمت شمردند و دچار سركشى بزرگى شدند.) فرقان/ 21

6) ترديد نسبت به بينات پيامبران :

- وَ لَقَدْ جَاءكَمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِيِ شَكٍّ مِمَا جَاءكَمْ بِهِ حتَّيَ? إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يبَعَثَ اللَّهُ مِنْ بعَدِه رَسُولًّاَ ك?َذَ?لِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتَابٌ ( بى ترديد يوسف پيش از اين دلايل روشنى براى شما آورد ، ولى شما همواره نسبت به آنچه كه آورده بود در ترديد بوديد ، تا زمانى كه از دنيا رفت، (پس از مرگ او) گفتيد : خدا هرگز بعد از او پيامبرى مبعوث نخواهد كرد ، اينگونه خدا هر اسراف كار ترديد كننده اى را گمراه مى كند.) غافر/ 34

7) عدم نيک انديشي و قضاوت عادلانه :

- لَوْلَّاَ إِذْ سَمَعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْرًا وَ قَالُوا هَ?ذَا إِفْكٌ مُبِينٌ (چرا مردان و زنان با ايمان هنگامى كه آن تهمت بزرگ را شنيدند ، (نسبت به كسى كه مانند خود آنان اهل ايمان بود) در باطن و قلب خود نيك انديشى (و قضاوت عادلانه) نكردند و نگفتند: اين تهمتى آشكار (از سوى منافقان) است؟! (كه مىخواهند در ميان اهل ايمان آشوب و بدبينى ايجاد كنند)) . نور/ 12

8) بخل :

- إِنْ يَسْأَلْكُمُوهَا فَيُحْفِكُمْ تَبْخَلُوا وَ يُخرِجْ أَضْغَانَكُمْ ( اگر همه اموال شما را بخواهد و بر شما اصرار ورزد ، بخل مى كنيد و (سبب مى شود كه) كينه هاى درونى شما را بيرون بريزد (و آن زمان است كه گمراه مىشويد.)) محمد/ 37

9)  شراب خواري و قمار :

- يَا أَيهُّا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخْمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْاَنْصَابُ وَالْاَزْلَّاَمُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تفُلِحُونَ (اى اهل ايمان ! جز اين نيست كه همه مايعات مست كننده و قمار و بتهايى كه (براى پرستش) نصب شده وپاره چوب هايى كه به آن تفأل زده مىشود ، پليد و از كارهاى شيطان است ؛ بنابر اين از آنها دورى كنيد تا (بر موانع راه سعادت) پيروز شويد.) مائده/ 90

10) زندگي در ديار کفر و تحت سلطه ي کافران :

-إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَاَئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ ق?َالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِيِ الْاْرْض  ق?َالُوا أَلِم تَكُنْ أَرْض اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا ف?َأُولَ?ئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ و?َسَاءَتْ مَصِيْرًا *97* إِلَّاَّ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَّا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَّاَ يهَتَدُونَ  سبِيلًاَ  *98* (قطعاً كسانى كه (با ترك هجرت از ديار كفر ، و ماندن زير سلطه كافران و مشركان) بر خويش ستم كردند (هنگامى كه) فرشتگانْ آنان را قبض روح مى كنند ، به آنان مى گويند : (از نظر ديندارى و زندگى) در چه حالى بوديد ؟ مى گويند : ما در زمين مستضعف بوديم . فرشتگان مى گويند : آيا زمين خدا پهناور نبود تا در آن ( از محيط شرك به ديار ايمان) مهاجرت كنيد؟! پس جايگاهشان دوزخ است و دوزخ عاقبت بدي است . مگر مردان و زنان و كودكان *97* مستضعفى كه (براى نجات خود از محيط كفر و شرك) هيچ چاره اى ندارند ، و راهى (براى هجرت) نمى يابند.) نساء/ 97-98

خداوند در اين آيه به يکي از عوامل بيروني مؤثر در ارتکاب گناه يا جرم اشاره فرموده که در ديار کفر و تحت سلطه ي کفار بودن است. گرچه در آيه 97 سوره ي نساء بيان شده که اين مسأله نمي تواند توجيه مناسبي براي گناهکار شدن باشد ؛ ولي در آيه ي بعد ، عدم امکان مهاجرت و ناتواني از نجات خود از سلطه ي کفار را ازاين امر مستثنا مي کند و مي فرمايد که خداوند از گناه چنين افرادي گذشت خواهد کرد.

11) خطا و اشتباه :

- قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثرَكَ اللَّهُ عَلَيْنَا وَإِنْ كُنَّا لْخَاطِئِينَ (گفتند : به خدا سوگند يقينا خدا تو را بر ما برترى بخشيد و به راستى ما خطاكار بوديم.) يوسف/ 91
اين آيه به داستان حضرت يوسف (ع) اشاره دارد. آن هنگام که يوسف (ع) خود را به برادرانش معرفي مي کند و آن ها که از گناه خود پشيمان شده اند مي گويند : ما خطاکار بوديم. يعني آن ها به واسطه ي خطا و لغزش خود دچار گناه شدند. و البته در ادامه ي سوره آمده که خداوند آن ها را مي بخشايد.




نويسنده: محسن کاظمي پور - دانشجوي کارشناسي ارشد حقوق جزا و جرم شناسي دانشگاه شهيد باهنر کرمان





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان