بسم الله
 
EN

بازدیدها: 206

جايگاه دروغ و الگوهاي رفتاري آن در روابط اجتماعي ما- قسمت سوم (قسمت پاياني)

  1396/11/16
خلاصه: فرهنگ در جامعه ايران به همان اندازه غني و گسترده است که مطالعه ي آن در کشور ما فقير و بسته. صدها خطوط فرهنگي وجود دارد که شناخت علمي آنها مي تواند به حل مسائل اساسي جامعه ي ما از قبيل توسعه، ارتباطات، شخصيت پايه، قدرت، مدنيت و قضاوت،... يا ري رساند. يکي از اين خطوط، رفتار رواني – اجتماعي دروغ با الگوهاي مختلف آن است. مفهوم دروغ که وسعت معنايي و کاربردي آن حيرت انگيز است، با وجود ظاهر غير اخلاقي آن، داراي کارکردهاي عديده است به طوري که يکي از حلقه هاي ناگستني زنجيره ي هميشگي روابط ما را تشکيل مي دهد. در اين مقاله سعي شده است تا با تکيه به شکل شناسي اين رفتار، آن را مقوله بندي کرده وکارکرد هر يک از آنها را بنماييم. و با توجه به جنبهي پايگاهي فرستنده و دريافت دارنده (عوامل انساني) پيام دروغين و نيز شرايطي که پيام در آن ردو بدل مي شود (عامل وضعيتي) الگوهايي( 16 گانه) هر چند ناقص به مثابه پيش طرح هايي براي شکل گيري تحقيقات در آينده و گامي نخستين در راه نظريه پردازي در آداب فرهنگي به دست بدهيم.
قسمت قبلي

تشکيل الگوها

در پايان مطلب، براي آن که ما از روابط مرکب و پيچيده ي اجتماعي مبتني بر دروغ الگوهايي هر چند ناقص، به مثابه­ي پيش طرح هايي براي شکل گيري تحقيقات در آينده به دست دهيم، از تحقيقات ارزنده ي تالکوت پارسونز در مورد روابط پزشک و بيمار(ادام هرتسليک;،1376صص115-112) ياري مي جوييم. اين دانشمند جامعه شناس روابط اين دو شخصيت را در سازمان اجتماعي نظام يافته ي غربي (چه از نظر ساختي و چه از نظر کارکردي) به دو صورت الگوبندي مي کند که ما آن را در مورد روابط گوينده و شنونده دروغ به کار مي گيريم:

صورت اول : آن دسته از دروغهايي که در فضاي اعتماد و با توافق ضمني و پنهاني طرفين و رضايت جامعه گفته مي شود مانند دروغهاي مصلحت جويانه، خير خواهانه، واسطه گرانه، چشم پوشانه، کاسب­کارانه و از اين دست دروغ هاي رايج و قابل اغماض اند.

صورت دوم : آن دسته از دروغ هاي قهرآميزي که به طور خصمانه، حداقل غيردوستانه گفته مي شود که هم ممکن است يک سويه باشد مانند اغلب کلاه برداري ها و شيادي ها و هم مي تواند دو سويه باشد مانند روابط مالک و مستاجر، ارباب و رعيت، کارفرما و کارگر و بالاخره دولت خودکامه و ملت.

چنانچه بخواهيم اين دو نظام ارتباطي را که بر اساس مفهوم اصلي و کلي "دوستي و دشمني" شکل گرفته است، در شبکه اي از الگوها نمايش بدهيم به مفاهيم ديگري نياز خواهيم داشت که کارآ و ثمر بخش باشند. در اين صورت براي ساده کردن کار از بعضي مفاهيم دست و پا گير مانند تفاوت سني وطبقاتي بين طرفين رابطه ي دروغ و يا تعداد نفرات هر طرف در اين زمينه صرف نظر و به چهار مفهوم ديگر بسنده مي کنيم :

1. مفهوم آگاهي به وقوع دروغ : آيا اين آگاهي در نزد شنونده دروغ با اطمينان توام است(الف) يا با شک و ترديد (ش) ؟

2. مفهوم پذيرش دروغ : آيا شنونده در برابر دروغ تسليم مي شود (ت) و يا آنکه نسبت به آن واکنش منفي از خود نشان مي دهد و آن را رد مي کند (ر) ؟

3. مفهوم سود و زيان ناشي از دروغ: آيا شنونده فکر مي کند دروغ در نهايت به سود او گفته شده (س) يا به زيان او (ز) ؟

4. مفهوم تقابل : آيا شنونده ي دروغ در شرايطي قرار دارد که همين عمل را با گوينده ي دروغ انجام بدهد و به اصطلاح مقابله به مثل كند (م) يا نه (ن) ؟

چنانچه ملاحظه مي شود هر يک از مفاهيم بالا دو حالت متضاد پيدا مي کند که با حروف نشان داده شده اند و ما براي روشني بيشتر آن ها را در جدول زير به نمايش خواهيم گذاشت :

بايد دانست که در هر دو صورت (توافق و تخاصم) حالات هشت­گانه (ا، ش، ت، ر، س، ز، م، ن) مي توانند وجود داشته باشند.

چنانچه ما در هر يک از دو صورت بالا براي هر مفهوم به ناچار يکي از دو حالت ممکن را در نظر بگيريم، ترکيبات الگوهاي ممکني که از چهار حالت به دست مي آيند عبارت خواهند بود از:

الگوي 1.ا/ت/س/م                                               الگوي9.ش/ت/س/م

الگوي2.ا/ ت/ز/م                                                الگوي10.ش/ت/س/ن

الگوي3.ا/ت/س/ن                                               الگوي11.ش/ت/س/ن

الگوي4.ا/ت/ز/ن                                                الگوي12.ش/ت/ز/ن

الگوي5.ا/ر/س/م                                                الگوي13.ش/ر/س/م

الگوي6.ا/ر/ز/م                                                 الگوي14.ش/ر/ز/م

الگوي7.ا/ر/س/ن                                               الگوي15.ش/ر/س/ن

الگوي8.ا/ر/ز/ن                                                الگوي16.ش/ر/ز/ن 

تحليل الگوها

الگوهاي شانزده گانه ي بالا در هر دو صورت اول (توافق) و دوم (تخاصم) به دو دسته تقسيم مي شوند : دسته­ي اول (شامل 8 الگو از 1تا 8) به وضعيتهايي مربوط مي شود که شنونده در آن به وقوع عمل دروغ اطمينان دارد ولي در چهار مورد آن تسليم دروغ مي شود (الگوهاي 1تا4) و در چهار مورد ديگر در برابر آن مي ايستد(الگوهاي5 تا 8) .

چهار موردي که شنونده تسليم دروغ مي شود : در نيمي از اين موارد (2مورد) مي توان حدس زد که چون اين اشخاص در دروغ گفته شده نفعي براي خود متصور هستند در برابر آن سکوت مي کنند و آن را رسم و عادت و قاعده اي به حساب مي آورند که سرزنش پذير نيست، خواه آنها هم به نوبه ي خود اين رسم را به کار گيرند مانند دروغي که براي جلوگيري از شوک عاطفي به مادر فرزند مرده اي مي گويند تا رفته رفته براي شنيدن خبر مرگ فرزندش آماده شود (الگوي1)، خواه اين رسم را نپذيرفته و هرگز از آن پيروي نکنند مانند سخني که دختري به مادرش مي گويد و مادر با اطمينان به دروغ بودن آن، به سود خود مي داند که آن را بپذيرد و به روي فرزند نياورد تا روي دختر به روي او باز نشود. البته خود فکر نمي کند هرگز ازاين روش استفاده کند(الگوي3).

در نيم ديگر از مواردي که شنونده تسليم دروغ مي گردد (2مورد) چون شنوندگان زيان خود را در دروغ مي بينند يا قصد مقابله به مثل مي کنند مانند دوستي که به دوست خود دروغ مي گويد تا امتيازي از او تصاحب نمايد. او با دو واکنش مختلف مي تواند روبه رو شود يا اينکه شنونده که ظاهرا سکوت اختيار کرده، به تلافي برخيزد که دراين صورت پايه هاي دوستي اين دو نفر به سستي خواهد گراييد (الگوي2) ويا اينکه شنونده به جاي انتقام جويي از ادامه ي رابطه با دوست بي وفاي خود چشم بپوشد که در اين صورت به دوستي آنها خاتمه داده خواهد شد (الگوي4).

چهار موردي که شنونده به دروغ­گو اعتراض مي کند : از اين چهار مورد، تنها دو مورد آن، که سودي براي شنونده در دروغ ملحوظ نيست، قابل دريافت و قبول است (الگوهاي6 و 8) و دو مورد ديگر عملا هرگز به تحقق نخواهد پيوست(الگوهاي5و7) . مي توان حدس زد که دو مورد قابل قبول مربوط به وضعيت هايي باشد که شنوندگان دروغ جرئت اعتراض به آنها را دارند منتهي يکي مقابله به مثل مي کند و به اصطلاح خط و نشان مي کشد ماند زني که از دروغهاي همسرش به ستوه آمده و علاوه بر اين که آن ها را به رخ او مي کشد، به نوبه ي خود به او دروغ مي گويد (الگوي6) و ديگري از مقابله به مثل چشم مي پوشد و در عين حال که نشان مي دهد فريب نمي خورد حرمت کلام نگاه داشته و دروغ  نمي گويد (الگوي8).

به اين ترتيب همان گونه که ملاحظه مي شود تنها 6 الگو از 8 الگوي دسته ي اول قابل فهم و دريافت هستند که ما آنها را در جدول الگوها حفظ و 2 الگوي ديگر را رها خواهيم کرد.

دسته­ ي دوم (شامل 8 الگو از9 تا 16) به وضعيتهايي مربوط مي شود که شنونده در آن به وقوع عمل دروغ اطمينان کامل ندارد و امکان راست بودن آن را نيز در ذهن مي پروراند.

در اينجا نيز مانند دسته­ي اول شنوندگان دروغ، در چهار مورد تسليم مي شوند و موضوع را به سکوت برگزار مي کنند (الگوهاي 9 تا 12) و در چهار مورد ديگر در برابر آن مي ايستد (الگوهاي 13 تا 16).

چهار موردي که شنونده تسليم دروغ مي گردد : دو مورد از اين چهار مورد را وضعيت هايي تشکيل مي دهند که سود شنونده دردروغ ملحوظ است. در اين قبيل وضعيت ها سود موجب مي شود که شک از ميان برود و شنونده دروغ­گو را دوست خود بخواند. در اين صورت مقابله به مثل معناي خود را از دست مي دهد يعني الگوي9 هرگز جامه ي عمل نمي پوشد و هميشه الگوي11 به کار گرفته مي شود، مانند رئيس مهرباني که به کارمند خود وعده ي ترفيع مي دهد تا او را به اتمام کار شاقي ترغيب نمايد و کارمند هم که به هرحال انجام کار را به نفع خود مي بيند آن را به اتمام مي رساند و در انتظار دريافت پاداش مي ماند.

در دو مورد ديگر نفع شنونده در دروغ ملحوظ نيست. دراين قبيل وضعيت ها زياني که شنونده از دروغ متحمل مي شود شک او را نسبت به راست­گويي طرف خود تشديد مي کند، در عين سکوت درکمين مي نشيند تا مقابله به مثل کند،