بسم الله
 
EN

بازدیدها: 44

جايگاه دروغ و الگوهاي رفتاري آن در روابط اجتماعي ما- قسمت سوم (قسمت پاياني)

  1396/11/16
خلاصه: فرهنگ در جامعه ايران به همان اندازه غني و گسترده است که مطالعه ي آن در کشور ما فقير و بسته. صدها خطوط فرهنگي وجود دارد که شناخت علمي آنها مي تواند به حل مسائل اساسي جامعه ي ما از قبيل توسعه، ارتباطات، شخصيت پايه، قدرت، مدنيت و قضاوت،... يا ري رساند. يکي از اين خطوط، رفتار رواني – اجتماعي دروغ با الگوهاي مختلف آن است. مفهوم دروغ که وسعت معنايي و کاربردي آن حيرت انگيز است، با وجود ظاهر غير اخلاقي آن، داراي کارکردهاي عديده است به طوري که يکي از حلقه هاي ناگستني زنجيره ي هميشگي روابط ما را تشکيل مي دهد. در اين مقاله سعي شده است تا با تکيه به شکل شناسي اين رفتار، آن را مقوله بندي کرده وکارکرد هر يک از آنها را بنماييم. و با توجه به جنبهي پايگاهي فرستنده و دريافت دارنده (عوامل انساني) پيام دروغين و نيز شرايطي که پيام در آن ردو بدل مي شود (عامل وضعيتي) الگوهايي( 16 گانه) هر چند ناقص به مثابه پيش طرح هايي براي شکل گيري تحقيقات در آينده و گامي نخستين در راه نظريه پردازي در آداب فرهنگي به دست بدهيم.
قسمت قبلي

تشکيل الگوها

در پايان مطلب، براي آن که ما از روابط مرکب و پيچيده ي اجتماعي مبتني بر دروغ الگوهايي هر چند ناقص، به مثابه­ي پيش طرح هايي براي شکل گيري تحقيقات در آينده به دست دهيم، از تحقيقات ارزنده ي تالکوت پارسونز در مورد روابط پزشک و بيمار(ادام هرتسليک;،1376صص115-112) ياري مي جوييم. اين دانشمند جامعه شناس روابط اين دو شخصيت را در سازمان اجتماعي نظام يافته ي غربي (چه از نظر ساختي و چه از نظر کارکردي) به دو صورت الگوبندي مي کند که ما آن را در مورد روابط گوينده و شنونده دروغ به کار مي گيريم:

صورت اول : آن دسته از دروغهايي که در فضاي اعتماد و با توافق ضمني و پنهاني طرفين و رضايت جامعه گفته مي شود مانند دروغهاي مصلحت جويانه، خير خواهانه، واسطه گرانه، چشم پوشانه، کاسب­کارانه و از اين دست دروغ هاي رايج و قابل اغماض اند.

صورت دوم : آن دسته از دروغ هاي قهرآميزي که به طور خصمانه، حداقل غيردوستانه گفته مي شود که هم ممکن است يک سويه باشد مانند اغلب کلاه برداري ها و شيادي ها و هم مي تواند دو سويه باشد مانند روابط مالک و مستاجر، ارباب و رعيت، کارفرما و کارگر و بالاخره دولت خودکامه و ملت.

چنانچه بخواهيم اين دو نظام ارتباطي را که بر اساس مفهوم اصلي و کلي "دوستي و دشمني" شکل گرفته است، در شبکه اي از الگوها نمايش بدهيم به مفاهيم ديگري نياز خواهيم داشت که کارآ و ثمر بخش باشند. در اين صورت براي ساده کردن کار از بعضي مفاهيم دست و پا گير مانند تفاوت سني وطبقاتي بين طرفين رابطه ي دروغ و يا تعداد نفرات هر طرف در اين زمينه صرف نظر و به چهار مفهوم ديگر بسنده مي کنيم :

1. مفهوم آگاهي به وقوع دروغ : آيا اين آگاهي در نزد شنونده دروغ با اطمينان توام است(الف) يا با شک و ترديد (ش) ؟

2. مفهوم پذيرش دروغ : آيا شنونده در برابر دروغ تسليم مي شود (ت) و يا آنکه نسبت به آن واکنش منفي از خود نشان مي دهد و آن را رد مي کند (ر) ؟

3. مفهوم سود و زيان ناشي از دروغ: آيا شنونده فکر مي کند دروغ در نهايت به سود او گفته شده (س) يا به زيان او (ز) ؟

4. مفهوم تقابل : آيا شنونده ي دروغ در شرايطي قرار دارد که همين عمل را با گوينده ي دروغ انجام بدهد و به اصطلاح مقابله به مثل كند (م) يا نه (ن) ؟

چنانچه ملاحظه مي شود هر يک از مفاهيم بالا دو حالت متضاد پيدا مي کند که با حروف نشان داده شده اند و ما براي روشني بيشتر آن ها را در جدول زير به نمايش خواهيم گذاشت :

بايد دانست که در هر دو صورت (توافق و تخاصم) حالات هشت­گانه (ا، ش، ت، ر، س، ز، م، ن) مي توانند وجود داشته باشند.

چنانچه ما در هر يک از دو صورت بالا براي هر مفهوم به ناچار يکي از دو حالت ممکن را در نظر بگيريم، ترکيبات الگوهاي ممکني که از چهار حالت به دست مي آيند عبارت خواهند بود از:

الگوي 1.ا/ت/س/م                                               الگوي9.ش/ت/س/م

الگوي2.ا/ ت/ز/م                                                الگوي10.ش/ت/س/ن

الگوي3.ا/ت/س/ن                                               الگوي11.ش/ت/س/ن

الگوي4.ا/ت/ز/ن                                                الگوي12.ش/ت/ز/ن

الگوي5.ا/ر/س/م                                                الگوي13.ش/ر/س/م

الگوي6.ا/ر/ز/م                                                 الگوي14.ش/ر/ز/م

الگوي7.ا/ر/س/ن                                               الگوي15.ش/ر/س/ن

الگوي8.ا/ر/ز/ن                                                الگوي16.ش/ر/ز/ن 

تحليل الگوها

الگوهاي شانزده گانه ي بالا در هر دو صورت اول (توافق) و دوم (تخاصم) به دو دسته تقسيم مي شوند : دسته­ي اول (شامل 8 الگو از 1تا 8) به وضعيتهايي مربوط مي شود که شنونده در آن به وقوع عمل دروغ اطمينان دارد ولي در چهار مورد آن تسليم دروغ مي شود (الگوهاي 1تا4) و در چهار مورد ديگر در برابر آن مي ايستد(الگوهاي5 تا 8) .

چهار موردي که شنونده تسليم دروغ مي شود : در نيمي از اين موارد (2مورد) مي توان حدس زد که چون اين اشخاص در دروغ گفته شده نفعي براي خود متصور هستند در برابر آن سکوت مي کنند و آن را رسم و عادت و قاعده اي به حساب مي آورند که سرزنش پذير نيست، خواه آنها هم به نوبه ي خود اين رسم را به کار گيرند مانند دروغي که براي جلوگيري از شوک عاطفي به مادر فرزند مرده اي مي گويند تا رفته رفته براي شنيدن خبر مرگ فرزندش آماده شود (الگوي1)، خواه اين رسم را نپذيرفته و هرگز از آن پيروي نکنند مانند سخني که دختري به مادرش مي گويد و مادر با اطمينان به دروغ بودن آن، به سود خود مي داند که آن را بپذيرد و به روي فرزند نياورد تا روي دختر به روي او باز نشود. البته خود فکر نمي کند هرگز ازاين روش استفاده کند(الگوي3).

در نيم ديگر از مواردي که شنونده تسليم دروغ مي گردد (2مورد) چون شنوندگان زيان خود را در دروغ مي بينند يا قصد مقابله به مثل مي کنند مانند دوستي که به دوست خود دروغ مي گويد تا امتيازي از او تصاحب نمايد. او با دو واکنش مختلف مي تواند روبه رو شود يا اينکه شنونده که ظاهرا سکوت اختيار کرده، به تلافي برخيزد که دراين صورت پايه هاي دوستي اين دو نفر به سستي خواهد گراييد (الگوي2) ويا اينکه شنونده به جاي انتقام جويي از ادامه ي رابطه با دوست بي وفاي خود چشم بپوشد که در اين صورت به دوستي آنها خاتمه داده خواهد شد (الگوي4).

چهار موردي که شنونده به دروغ­گو اعتراض مي کند : از اين چهار مورد، تنها دو مورد آن، که سودي براي شنونده در دروغ ملحوظ نيست، قابل دريافت و قبول است (الگوهاي6 و 8) و دو مورد ديگر عملا هرگز به تحقق نخواهد پيوست(الگوهاي5و7) . مي توان حدس زد که دو مورد قابل قبول مربوط به وضعيت هايي باشد که شنوندگان دروغ جرئت اعتراض به آنها را دارند منتهي يکي مقابله به مثل مي کند و به اصطلاح خط و نشان مي کشد ماند زني که از دروغهاي همسرش به ستوه آمده و علاوه بر اين که آن ها را به رخ او مي کشد، به نوبه ي خود به او دروغ مي گويد (الگوي6) و ديگري از مقابله به مثل چشم مي پوشد و در عين حال که نشان مي دهد فريب نمي خورد حرمت کلام نگاه داشته و دروغ  نمي گويد (الگوي8).

به اين ترتيب همان گونه که ملاحظه مي شود تنها 6 الگو از 8 الگوي دسته ي اول قابل فهم و دريافت هستند که ما آنها را در جدول الگوها حفظ و 2 الگوي ديگر را رها خواهيم کرد.

دسته­ ي دوم (شامل 8 الگو از9 تا 16) به وضعيتهايي مربوط مي شود که شنونده در آن به وقوع عمل دروغ اطمينان کامل ندارد و امکان راست بودن آن را نيز در ذهن مي پروراند.

در اينجا نيز مانند دسته­ي اول شنوندگان دروغ، در چهار مورد تسليم مي شوند و موضوع را به سکوت برگزار مي کنند (الگوهاي 9 تا 12) و در چهار مورد ديگر در برابر آن مي ايستد (الگوهاي 13 تا 16).

چهار موردي که شنونده تسليم دروغ مي گردد : دو مورد از اين چهار مورد را وضعيت هايي تشکيل مي دهند که سود شنونده دردروغ ملحوظ است. در اين قبيل وضعيت ها سود موجب مي شود که شک از ميان برود و شنونده دروغ­گو را دوست خود بخواند. در اين صورت مقابله به مثل معناي خود را از دست مي دهد يعني الگوي9 هرگز جامه ي عمل نمي پوشد و هميشه الگوي11 به کار گرفته مي شود، مانند رئيس مهرباني که به کارمند خود وعده ي ترفيع مي دهد تا او را به اتمام کار شاقي ترغيب نمايد و کارمند هم که به هرحال انجام کار را به نفع خود مي بيند آن را به اتمام مي رساند و در انتظار دريافت پاداش مي ماند.

در دو مورد ديگر نفع شنونده در دروغ ملحوظ نيست. دراين قبيل وضعيت ها زياني که شنونده از دروغ متحمل مي شود شک او را نسبت به راست­گويي طرف خود تشديد مي کند، در عين سکوت درکمين مي نشيند تا مقابله به مثل کند، مانند دوستي که به بهانه ي نياز فوري از دوست خود طلب پول مي کند. شک دوست در صحت نياز دوست برانگيخته مي شود و او نيز باهمدردي کامل با دوست ابراز نياز متقابل و به اين ترتيب مقابله به مثل مي کند و مي گويد اتفاقا خود من هم به پول نياز دارم (الگوي10). البته او مي تواند به سکوت هم برگزار نمايد (الگوي12).

در چهار مورد آخرشنونده به دروغ اعتراض مي کند: دو مورد آن مربوط به وضعيتهايي مي شود که دروغ به سود شنونده تمام مي شود . در اين صورت الگوها تحقق نيافتني و غيرقابل دريافت هستند (الگوهاي13 و15) و در دو مورد ديگر که دروغ به زيان شنونده است الگوها عملي وقابل دريافت اند ( الگوهاي 14و16). قاعدتا 2 الگوي قابل قبول مربوط به وضعيت هايي مي شود که در آن شنونده با اينکه به صحت و سقم دروغ شک دارد از آنجا كه آن را به زيان خود مي داند ممکن است به دو صورت واکنش نشان بدهد : يکي آنکه احتياط به خرج دهد و شبهه را قوي بگيرد و دروغ را باور کند و در برابر آن واکنش منفي نشان بدهد (الگوي14)، مانند فرزند خانواده اي که در سفر با خانواده اين فکر را القا مي کند که خواب ديده منزلشان را دزد زده است. مادر خانه وسوسه شده و شبهه را قوي مي گيرد و خانواده را مجبور به بازگشت سريع از سفر مي نمايد; دوم اينکه پدر خانواده برعکس همسر خود خواب فرزند را جدي نمي گيرد و فرزند را سرزنش مي کند و خانواده بي هيچ واکنشي به تعطيلات خود ادامه مي دهد (الگوي16).

در اينجا همچنان که ديديم 3 الگو از 8 الگوي دسته ي دوم غيرقابل فهم ودريافت اند و تنها 5 الگو براي ما ارزشمندند. 

نقد الگوها

چنانچه بخواهيم نظام الگويي بالا را نقدکنيم اين کار را در سه سطح انجام مي دهيم :

1. تعداد مفاهيم : در نظام بندي رابطه هاي دروغين مفاهيم ديگري غير از آنچه در اين تحقيق به کار گرفته شده وجود دارند که مي توانند به همين اندازه کارآ و ثمربخش باشند. ما براي ساده کردن هر چه بيشتر اين نخستين تحقيق از آنها صرف­نظر کرده ايم. مثلا پايگاه اجتماعي طرفين رابطه مي تواند در وضعيت رابطه اي مبتني بر دروغ بسيار مفيد واقع گردد.

2.نوع مفاهيم : از نظر کيفيت مفاهيم نيز مطمئن نيستيم که غير از مفهوم اصلي و کلي حالت"توافق و تخاصم" بين طرفين رابطه –که آن را از پارسونز وام گرفته ايم- چهار مفهوم ديگر يعني آگاهي به دروغ ، پذيرش يا رد دروغ، سود و زيان حاصل از دروغ و جنبه ي تقابلي دروغ بهترين مفاهيمي باشند که در مطالعه­ي دروغ کارآ بوده و جواب­گوي کليه ي وضعيت هاي ممکن­اند. مثلا مفهوم ارزش اخلاقي دروغ در گروه ها و طبقات مختلف اجتماعي مي تواند به تظريف الگوها کمک کند.

3.شمول الگوها : به هنگام يافتن مثال هايي که بتوانند توجيه کننده ي صادق الگوها باشند متوجه شديم که در بعضي موارد يک الگو مي تواند تعداد زيادي از مثال هاي مختلف واقعي را پوشش دهد. بنابراين دريافتيم چنانچه الگوهاي ما ظرافت بيشتري مي داشت مثال هاي عملي ما نيز محدودتر و در نتيجه دقيق تر مي شد. از اين رو نه الگوهاي خودرا دقيق مي دانيم و نه مثال هاي مربوط به هر يک را کاملا کافي و مناسب. 

سخن پاياني    

چنان که ديديم پديده ي رواني-اجتماعي دروغ و صورت ها و پيامدهاي بي شمار آن در صحنه ي روابط اجتماعي به قدري پيچيده و گسترده و جا افتاده است که ما شب و روز با آن زندگي مي کنيم و بخشي از عمر خود را صرف بکارگيري هرچه ظريف تر و کارآمد تر و بيشتر آن مي نماييم بي آن که خسته بشويم و يا به بيهودگي و خسارت هاي ناشي از آن اعتقاد پيدا کنيم. به همان نسبت که سراسر ادبيات ما ، قصه ها و ضرب المثل ها و اشارات و کنايات و هجويات و نقليات ما مشحون از اندرزهاي راست جويانه و درست گفتارانه است، تاريخ و فرهنگ ما آغشته به اين افيون اجتماعي است که به روابط ما با ديگران از نزديک ترين کسان تا بيگانه ترين اشخاص شکل مي دهد.

ما در اين تحقيق سعي بر آن داشتيم که به شکل شناسي پديده ي دروغ – در حد بضاعت ناچيز علمي خود- بپردازيم : ابتدا در شناخت عوامل انساني آن به عنوان مجريان و عوامل وضعيتي آن به مثابه ي بستر رابطه هاي دروغين کوشيديم و چهل نمونه­ي نظري از وضعيت هاي ممکن را برشمرديم . آنگاه به کمک قالب نظري معيني که در پيش رو داشتيم و با استفاده از چند مفهوم کارآ به الگوسازي اين وضعيت ها نشستيم و با اين کار تا حدّي به تعيين جايگاه دروغ در فرهنگ خودي و الگوهاي رفتاري آن در روابط اجتماعي خود پرداختيم.

در حالي که اطمينان داريم گام اول را براي نظريه پردازي در آداب مربوط به کنش و واکنش اجتماعي خود برداشتيم، مطمئن هستيم که گامهاي پربارتر و مصممانه تري در پيش رو داريم و فقط اميدواريم که اين کار بهانه اي باشد در دست محققان گران­قدر و پرمايه ي علوم اجتماعي کشورمان جهت ارائه ي انتقادها و تحقيقات ارزنده تر و معتبرتر علمي.

 
---------------------------
پانوشت ها :
* اين پژوهش كه از طرحي به همين نام به شماره 3031/4 مصوب شوراي پژوهشي دانشگاه تهران، با حمايت مالي معاونت پژوهشي آن دانشگاه تهيه شده، براي نخستين بار در نامه علوم اجتماعي شماره 12، پاييز و زمستان 1377 به چاپ رسيده است.
1-      Problèmes moraux et psychologiques
2-      Raymond Pitch
3-     در مقايسه ي اين دو نوع جامعه مي توان گفت که مجموعه تحقيقات در مطالعات و مطالعاتي که در زمينه ي روابط اجتماعي صورت گرفته نشان مي دهد که در جامعه هاي نوع اول به دليل محدوديت جغرافيايي و در نتيجه شدت روابط خانوادگي، جمع گرايي، کنترل اجتماعي و نيز استحکام بيشتر، هنجارهاي گروهي روابط اجتماعي شفافتر و رفتارها به طور کلي متجانستر و ساده تر از جامعه هاي نوع دوم است.


منابع :
1-     ادام، فيليپ- هرتسليك، كلودين (1376)، جامعه شناسي بيماري و پزشكي، ترجمه لورانس دنيا كتبي، با همكاري مرتضي كتبي، قم : نشر باورداران (تجديد چاپ شده در سال 1386 در نشر ني )
2-     روزنامه اطلاعات (1376)، آمريكايي ها هرهشت دقيقه يك دروغ مي گويند، شماره 21020، تهران.
3-     روزنامه اطلاعات (1376)، ايتاليا سرزمين دروغگويان، شماره 21093، تهران.
4-     دهخدا، علي اكبر، لغت نامه.
5-     موسوي لاري، سيد مجتبي (1407ه.ق)، مسائل اخلاقي و رواني (ترجمه به زبان فرانسوي از ناهيد شهبازي) ، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامي.
6-      همايون كاتوزيان، محمد علي (1372)، دموكراسي، ديكتاتوري و مسئوليت ملت، اطلاعات سياسي- اقتصادي، شماره 67-68، سال هفتم.


نويسنده: مرتضي کتبي- استاد دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان