بسم الله
 
EN

بازدیدها: 124

نيم نگاهي به حقوق زن در اسلام- قسمت پنجم

  1396/11/15
قسمت قبلي

حجاب

روح کلي حاکم بر کنوانسيون نفي هرگونه تفاوت ميان زن و مرد است که اين امر حکم حجاب را نيز شامل مي‌شود. واژه حجاب به معناي پوشش نيست و در قرآن تنها يک بار آن هم به معناي مانع به کار رفته است و حاکي از عنايت اسلام به وجود نوعي مانع در معاشرت‌هاي زن و مرد و پيش‌گيري از اختلاط و آميختگي دو جنس مخالف مي‌باشد و مي‌توان گفت: در اصل وجود چنين حقيقتي در اسلام و ميان مسلمانان هيچ‌گونه ترديدي نيست. 

هرچند همان گونه که اشاره شد، حجاب به معناي ستر و پوشش نيست، اما بايد پذيرفت که در فرهنگ ما از حجاب دقيقاً همان مفهوم ستر و پوشش اراده مي‌شود. هنگامي که گفته مي‌شود: «فلان خانم با حجاب است»، مراد اين است که بدن خود را از نامحرم مي‌پوشاند و هرگز کسي از اين جمله عزلت و گوشه‌گيري و خانه‌نشيني زنان را تلقّي نمي‌کند. بنابراين، ظاهراً خيلي مناسبت نخواهد داشت اگر خود را درگير اين موضوع کنيم که واژه «حجاب» را به کار ببريم يا نه.

مبناي قرآني حجاب: 

در قرآن کريم آياتي بر اين مطلب دلالت مي‌کند که به آنها اشاره مي‌شود: خداوند متعال در آيه موسوم به آيه حجاب، مؤمنان را مکلّف ساخته است که با زنان پيامبر از پشت پرده و مانع سخن بگويند. هرچند ممکن است تصور شود اين حکم به زنان پيامبر اختصاص دارد، اما تعليل موجود در ادامه آيه عام است و شامل ساير زنان نيز مي‌شود. در اين بخش از آيه مي‌فرمايد: «رعايت اين مسأله براي پاک ماندن دل‌هاي شما و زنان مناسب‌تر است.»[126] و در آيه ديگري معروف به آيه «خمار» مي‌فرمايد: «زنان روسري خود را پشت سر نينداخته، گردن و بالاي سينه خود را بپوشانند.»[127] در ادامه اين آيه به زنان هشدار مي‌دهد که محکم بر زمين راه نروند تا صداي زيورهاي مخفي آنان به گوش نرسد. به راستي چگونه خواهد بود که رساندن صداي زينت به گوش نامحرمان حرام باشد و عيان ساختن آنها و نمايش بدن‌هايشان حرام نباشد؟[128]

در آيه ديگري که به آيه «جلباب» معروف است، فلسفه حجاب را امنيت اجتماعي زنان بر شمرده، مي‌فرمايد: رعايت اين دستور اسلامي براي اين که به ايمان و پاکدامني شناخته شوند و مورد اذيت واقع نشوند مناسب‌تر است.[129] بنابراين، دانسته مي‌شود که حجاب نشانه شناسايي است نه عامل دوري از جامعه. اين آيه نمي‌گويد حجاب براي آن است که زنان شناخته نشوند، بلکه مي‌گويد براي آن است که شناخته شوند؛ يعني ديگران آنان را به پاکدامني بشناسند و متعرض آنان نشوند. در آيه 60 سوره «نور» برخي از سخت‌گيري‌ها از زنان مسن، که ديگر مورد رغبت و تمايل جنسي مردان نبوده و اميدي براي ازدواج ندارند، برداشته شده به آنان اجازه داده شده است که به شرط آن که خود را به زيور آلات نياراسته و آرايش نکرده باشند، لباس خود فروگذارند، در حالي که اگر همانان نيز به عفت و پاکدامني بگروند برايشان بهتر خواهد بود.[130] اين آيه به خوبي دلالت دارد که بر زنان غير يائسه جايز نيست لباس خود را فرو گذارند و بدن و زيور آلات خود را به نامحرمان نمايش دهند.

فلسفه حجاب: 

در اين جا به بيان برخي از حکمت‌هاي اين حکم الهي مي‌پردازيم:

1- حجاب يکي از عوامل مؤثر در حفظ کيان خانواده است و به دليل آن که خانواده هسته مرکزي اجتماع به حساب مي‌آيد، تأثير اين عامل را بايد در نهايت به نفع اجتماع نيز دانست. آزادي بي قيد و بند زن در خودنمايي و تحريک مردان بيگانه با حجاب محدود مي‌شود و اين خودنمايي و تحريک از خارج به داخل خانه انتقال مي‌يابد و در راه همسر و ارضاي نيازهاي او به کار گرفته مي‌شود که در نهايت، تحکيم هرچه بيشتر بنيان روابط زناشويي را به همراه خواهد داشت. احساس نياز به خودنمايي و جلب نظر و جلوه‌گري آنگاه که در خارج از خانه کاملاً پاسخ داده شود، جايي براي ارضاي آن در درون خانه و براي همسر نخواهد ماند و اين سردي ارتباطات همسري را به همراه خواهد داشت. از سوي ديگر، زني که تمام دل مشغولي او خارج از خانه است، در رابطه با فرزندان نيز عنصر موفقي نخواهد بود.

2- جلوه‌گري زنان در برابر بيگانگان در نهايت، امکان سقوط اخلاقي زن را افزايش خواهد داد؛ زيرا هر اندازه زن در برابر مردان بيگانه بيشتر جذاب و چشم‌گير جلوه نمايد، تقاضاها و تمجيدها و پيشنهادهاي هوسرانان را به سوي خود افزايش خواهد داد.

3- علاوه بر سقوط اخلاقي زن، بايد سقوط اخلاقي مردان در دام مزاحمت‌هاي خياباني، هرزگي‌ها و نظاير آنها را نيز از پيامدهاي بي‌حجابي بانوان به حساب آورد. چه بسيار مرداني که در محيط بي‌حجاب زمانه به ورطه فساد اخلاقي غلتيده‌اند.

4- اگر روابط جنسي نامشروع را بازخواني کنيم، به طور يقين عامل خودنمايي و جلوه‌گري زنان مهم‌ترين عامل را تشکيل مي‌دهد. اين گونه روابط به دنبال خود امراض تناسلي و آلودگي‌هاي بهداشتي فراواني را به همراه دارد که نمونه آن ايذر است. مقابله با اين امراض هزينه‌هاي هنگفتي را در سراسر جهان به خود اختصاص داده و مي‌دهد که همگي معلول سهل‌انگاري نسبت به امر پوشش در جوامع و ثمره ايجاد عطش جنسي در ميان مردان و زنان است. بدون شک زنان مي‌توانند با رعايت پوشش مناسب و حريم نگه داشتن در روابط اجتماعي خود در اين خصوص نقش مهمي را ايفا کنند.

5- بي‌حجابي از نظر اقتصادي هزينه‌هاي گزافي را به جوامع تحميل مي‌کند؛ زيرا اولاً، زن جلوه‌گر در کار و توليد توفيقي نخواهد داشت. ثانياً، با نمايشگري‌هاي خود ديگران را نيز از کار و تلاش بازداشته، افکار و انديشه‌هاي آنان را به جاي کار و توليد هنر و انديشه به سوي خود جلب مي‌کند.

2- حقوق مربوط به ازدواج و خانواده

روح و مفاد کنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان، برقراري حقوق برابر و يکسان بين زن و مرد در همه زمينه‌هاست. از اين رو، بر اساس مفاد کنوانسيون، بخصوص ماده 2 و 16 آن، زنان و مردان از حقوق يکساني در رابطه با حقوق خانوادگي، ولايت، حضانت و قيمومت کودکان برخوردارند و در همه اين موارد، منافع کودکان اولويت دارد. ماده شانزدهم کنوانسيون مقرر مي‌دارد:

1- دولت‌هاي عضو، اقدامات لازم و مقتضي را در جهت حذف تبعيض عليه زنان در تمام مواردي که مربوط به ازدواج و روابط خانوادگي است، به عمل خواهند آورد و به ويژه امور زير را بر مبناي برابري حقوق مردان و زنان تضمين خواهند نمود:

الف. داشتن حق يکسان براي(انعقاد) ازدواج؛

ب. داشتن حق آزادانه و يکسان براي انتخاب همسر و(انعقاد) ازدواج برپايه رضايت آزاد و کامل دو طرف؛

ج. داشتن حقوق و مسؤوليت‌هاي يکسان در دوران ازدواج و هنگام انحلال آن (جدايي؛)

د. داشتن حقوق و مسؤوليت‌هاي يکسان به عنوان والدين در موضوعات مربوط به فرزندان، صرف‌نظر از وضعيت زناشويي آنها. در کليه موارد منافع کودکان از اولويت برخوردار است.

هـ. داشتن حقوق يکسان جهت تصميم‌گيري آزادانه و مسؤولانه در زمينه تعداد فرزندان و فاصله زماني بارداري و دستيابي به اطلاعات، آموزش و وسايلي که آنها را براي اجراي اين حقوق قادر مي‌سازد.

و. داشتن حقوق و مسؤوليت‌هاي يکسان در رابطه با حضانت(سرپرستي)، قيمومت کودکان و فرزند خواندگي يا رسم‌هاي مشابه با اين مفاهيم که در قوانين داخلي وجود دارد. در کليه موارد منافع کودکان از اولويت برخوردار است.

ز. داشتن حقوق فردي يکسان به عنوان شوهر و زن از جمله حق انتخاب نام خانوادگي، حرفه و شغل.

ح. داشتن حقوق يکسان براي هر يک از زوج‌ها در رابطه با مالکيت، حق اکتساب، مديريت، سرپرستي، بهره برداري و اختيار اموال خواه رايگان باشد و يا هزينه‌اي در برداشته باشد.

2- نامزدي و ازدواج کودکان غيرقانوني است و کليه اقدامات از جمله وضع قانون جهت تعيين حداقل سن ازدواج و ثبت اجباري ازدواج در يک دفتر رسمي ضروري است.

ماده 16 کنوانسيون به طور کلي در مورد رفع تبعيض عليه زنان در مسائل مربوط به ازدواج و روابط خانوادگي است و مواردي را در اين خصوص به طور خاص مورد تأکيد قرار داده است که در کليات و جزئيات خود با مواردي از قوانين جمهوري اسلامي ايران و قواعد شرعي در تعارض است که در ذيل به برخي از آنها اشاره مي شود:

سن ازدواج

طبق ماده 1041 قانون مدني، سن ورود به ازدواج همان سن بلوغ است و سن بلوغ، طبق تبصره 1 ماده 1210 در پسر 15 سال و در دختر 9 سال شناخته شده و طبق ماده واحده مصوب 7/8/1379 اصلاح تبصره ذيل ماده 1041 قانون اصلاح موادي از قانون مدني مصوب 14/8/70 سن ورود به ازدواج براي پسر 18 سال و براي دختر 15 سال خواهد بود، البته ازدواج پيش از رسيدن به اين سن، منوط به اجازه از دادگاه است. در برخي روايات سن بلوغ ازدواج 9 سالگي اعلام شده است و در برخي سن ديگري، اما آنچه مهم است اين که در همه اين روايات ميان زن و مرد در سن بلوغ و در نتيجه، سن ازدواج تفاوت وجود دارد. اين تفاوت در سن بلوغ ميان مرد و زن به دليل امور طبيعي(حيض) است که در دختران وجود دارد.[131]

امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: «حدّ بلوغ المرأة تسع سنين»؛[132] حد بلوغ زن نُه سالگي است. آن حضرت همچنين مي‌فرمايد: «اذا بلغت الجارية تسع سنين دفع اليها مالها و جاز امرها في مالها و اقيمت الحدود التامة لها و عليها»؛[133] زماني که(دختر) به نُه سالگي رسيد، دارايي او، به او بازگردانده مي‌شود و رواست که در مال خود تصرف کند و حدود تامه، به سود او و عليه او جاري مي‌شود. امام باقر(عليه السلام) مي‌فرمايد: «الجارية اذا بلغت تسع سنين ذهب عنها اليتم وزوجت واقيمت عليها الحدود التامة عليها و لها»؛[134] هنگامي که دختر نُه ساله شد، کودکي او پايان مي‌پذيرد و ازدواج مي‌کند و حدود عمومي عليه او و به سود او جاري مي‌شود.

رياست خانواده

مطابق ماده 1105 قانون مدني رياست خانواده با مرد است که اين ماده با کليت ماده 16 کنوانسيون در تعارض است. در بند 2 ماده 16 هرگونه اثر قانوني از نامزدي و ازدواج کودک سلب شده است، در حالي که براساس تبصره 1 ماده 1041 قانون مدني پدر و جد پدري حق دارند حتي دختر نوزاد خود را به عقد ازدواج مردي درآورند به شرط آن که مصلحت وي ناديده گرفته نشود. چنين ازدواجي حتي با مخالفت دختر پس از بلوغ صحيح است. اين قانون با بند 1 ماده 16 نيز مغايرت دارد. قرآن کريم مي‌فرمايد: «الرجال قوامون علي النساء بما فضل الله»(نساء: 34)؛ خداوند مردان را بر زنان رياست بخشيده و اداره امور زنان را به مردان سپرده است به دليل برتري که از آن برخوردارند.

مراد از «بما فضل الله بعضهم علي بعض»، جهات برتري است که مردان به حسب طبع بر زنان دارند و آن عبارت است از افزوني قوه تعقل در آنها و قدرت مقاومت بر شدايد و سختي‌ها. زنان به دليل آن که بعد عاطفي قوي‌تري دارند، از لطافت و ظرافت طبع بيشتري برخوردارند. در همين آيه دليل ديگري را بر اين رياست مطرح مي‌کند و مي‌فرمايد: «و بما أنفقوا من أموالهم»؛ به دليل هزينه‌هايي که در زندگي بر عهده دارند همچون مهريه و نفقه از اين رياست برخوردارند. از عموميت دليل نخست ممکن است استفاده شود که اين قيموميت اختصاص به امور خانوادگي ندارد و در ساير امور اجتماعي که اين جهات برتري در آنها مدخليت دارد نيز مردان بر زنان از قواميت برخوردارند.


--------------
[125]. ر.ک: المبسوط ، محمدبن حسن طوسي، تهران، انتشارات حيدري، 1378 هـ.ق، ج 71، ص 276.
[126]. حجاب: 53: «ذلک اطهر لقلوبکم و قلوبهن»
[127]. نور: 31.
[128]. «ولا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن».
[129]. احزاب: 59: «ذلک ادني ان يعرفن فلا يوذين».
[130]. نور: 60: «والقواعد من النسا اللاتي لا يرجون نکاحا فليس عليهن جناح ان يضعن ثيابهن»
[131]. امام صادق(عليه السلام) مي فرمايد: هنگامي که پسر سيزده ساله شد، خوبي ها و بدي هاي او نوشته مي شود و بر بدي ها کيفر مي شود. زماني که دختر نه ساله شد همان حکم را دارد; زيرا در نه سالگي حيض مي شود. شيخ طوسي، تهذيب الاحکام، ج 9، ص 184، دارالتعارف، بيروت.
[132]. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، دار تحقيق، مؤسسه آل البيت، ج 2، ص 104.
[133]. وسائل الشيعه، ج 18، ص 411 و ج 19، ص 367/ شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 4، ص 221، دارالتعارف، بيروت.


نويسنده: محمدرضا باقرزاده






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان