بسم الله
 
EN

بازدیدها: 56

روابط حقوقى مسلمانان با کفار از نگاه قرآن- قسمت سوم

  1396/11/10
قسمت قبلي

ازدواج مسلمان با ديگر فرق کفّار 

ازدواج مسلمان با فرقه هاى مختلف کفّار در دو محور، قابل بررسى است: 

ازدواج زن مسلمان با مرد کافر 

درانديشه قرآنى، زن مسلمان در ازدواج با هيچ يک از فرقه هاى کفار، اعم از کتابى و غيرکتابى، ذمى و غيرآن، مجاز نيست. 
قرآن کريم، به طور مکرّر و روشن، حرمت ازدواج زن مسلمان با مرد کافر را يادآور شده است: 
1. (لاتنکحوا المشرکين حتّى يؤمنّ…) بقره / 221 
با مردان مشرک پيش ازآن که ايمان بياورند، ازدواج نکنيد. 
ترديدى نيست که تمام فرقه هاى کفار، حتّى اهل کتاب، در عمل مشرکند. 

2. (ولن يجعل اللّه للکافرين على المؤمنين سبيلاً) نساء / 141 
وخداوند کافران را برمسلمانان تسلّطى نداده است. 
روشن است که مرد بر همسر خويش تسلّط دارد.

ازدواج مرد مسلمان با زن کتابى 

ارائه نظر صحيح، دراين زمينه، نيازمند پژوهشى گسترده است که در سه مرحله دنبال مى شود: 
1. دليل جايز بودن ازدواج مرد مسلمان با زن کتابى. 
2. دليل حرام بودن ازدواج مرد مسلمان با زن کتابى. 
3. پاسخ مورد دوّم. 
واينک مراحل سه گانه.

مرحله نخست 

با توجه به تعارضى که در ابتدا ميان سه آيه موجود دراين زمينه به نظر مى رسد، مفسران و فقهاى اسلامى، در حکم ازدواج مرد مسلمان با زن کتابى ديدگاههاى متفاوتى، ابراز کرده اند. 

بيشتر فقها و مفسران اهل سنّت و جمعى از پيشينيان و پسينيان، مانند ابوبکر احمد جصاص، سيد محمود آلوسى، جاراللّه زمخشرى، اسحاق بن ابراهيم، سفيان ثورى، اوزاعى، مالک و برخى از مذاهب معروف اهل سنّت چون: حنفيه و شافعيه وجمعى از مفسران و دانشمندان اماميه، چون: علامه طباطبايى و … مى گويند: ازدواج مرد مسلمان با زن کتابى، جايز است. 

دليل اين جمع، آيه زير است: 
(اليوم احلّ لکم الطّيبات وطعام الذين اوتوا الکتاب حلّ لکم وطعامکم حلّ لهم والمحصنات من المؤمنات و المحصنات من المؤمنات و المحصنات من الذين اوتوا الکتاب من قبلکم اذا آتيتموهنّ اجورهنّ محسنين غير مسافحين ولا متّخذى اخدان ومن يکفر بالايمان فقد حبط عمله وهو فى الآخرة من الخاسرين) مائده / 5 

(امروز چيزهاى پاکيزه براى شما حلال شده وهمچنين طعام اهل کتاب، براى شما وطعام شما براى آنان حلال است و [نيز] زنان پاکدامن از مسلمانان و زنان پاکدامن از اهل کتاب، حلالند، هنگامى که مهر آنان را بپردازيد و پاکدامن باشيد، نه زناکار، ونه دوست پنهانى ونامشروع بگيريد. وکسى که انکار کند آنچه را بايد به او ايمان بياورد، اعمال او تباه مى گردد و در سراى ديگر از زيانکاران خواهد بود.

مرحله دوّم 

بيشتر علما ومفسران اماميه ازپيشينيان و پسينيان مانند سيد مرتضى، در کتاب الانتصار، شيخ طوسى، در تفسير تبيان، فضل بن حسن طبرسى در تفسيرمجمع البيان، جواد کاظمى در کتاب مسالک الافهام، و جمعى از فقها و مفسران اهل سنت، چون: فخرالدين رازى در تفسير کبير و… مى گويند: در نگاه قرآن، ازدواج مرد مسلمان با زن کتابى، جايز نيست. 

دليل اين گروه آيه (ولاتنکحوا المشرکات… ) (بقره / 221) وآيه (ولاتمسکوا بعصم الکوافر) (ممتحنه / 10) است. 
سيد مرتضى مى نويسد: 
(اماميه بر ممنوع بودن ازدواج با زنان اهل کتاب، اجماع کرده اند… )14 

شيخ طوسى مى نويسد: 
(آيه [221 بقره]در نزد اماميه، شامل همه کفار است نه نسخ شده است و نه تخصيص خورده است.)15 

ونيز مى نويسد: 
(در نزد اماميه، عقد دائمى با زن اهل کتاب جايز نيست…)16 

طبرسى مى نويسد: 
(اصحاب ما مى گويند: ازدواج دائمى، با زنان اهل کتاب، جايز نيست، به دليل اين آيه (ولاتنکحوا المشرکات حتّى يؤمنّ) وبه دليل(ولاتمسکوا بعصم الکوافر) و در تأويل آيه مى گويند: مراد از محصنات اهل کتاب، کسانى هستند که ايمان آورده باشند و مراد از محصنات مؤمن، کسانى هستند که در دامن اسلام تولد يافته باشند… )17 

فخرالدين رازى مى نويسد: 
(مشرک شامل همه کفار، از اهل کتاب و ديگران است… )18 
شيوه استدلال به آيه 221 بقره 

مفسران يادشده، به آيه مزبور چنين استدلال کرده اند: 
درآيه شريفه، ازدواج با زنان کتابى، نهى شده و ترديدى نيست که اهل کتاب نيز مشرکند، زيرا نص قرآن، دلالت براين مطلب دارد قرآن مى فرمايد: (وقالت اليهود عزير ابن اللّه وقالت النصارى المسيح ابن اللّه… سبحانه و تعالى عمّا يشرکون)19 توبه/ 31 -30 

ييهود مى گويند: عزير، پسر خداست و نصارا مى گويند: مسيح پسر خداست… خداوند از شرکى که درمورد او قائل شده اند، پاک و منزه است. 
دراين آيه شريفه، خداوند، يهود و نصارا را که از اهل کتابند، مشرک ناميده است. 

ونيز مى فرمايد: 
(اتّخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون اللّه والمسيح ابن مريم… ) توبه / 31 
[اهل کتاب]دانشمندان و راهبان خود را به جاى پروردگار مى پرستند وعيسى بن مريم را نيز… 

اين آيه نيز، دلالت بر شرک اهل کتاب، دارد. گذشته از اين، نصارا به اقانيم ثلاثه معتقدند پس مشرکند. 20
شيوه استدلال به آيه 10 ممتحنه 

آيه مى گويد: با کوافر، ازدواج نکنيد، کوافر جمع کافر، است. واين يعنى با هيچ يک از زنان کافر، يا اهل کتاب، ازدواج نکنيد.21 
پاسخ استدلال به آيه 5 مائده 
مفسرانى که ازدواج مرد مسلمان با زن کتابى را، با استدلال به دوآيه ياد شده (بقره/ 221 ، ممتحنه / 10)ممنوع شمرده اند، آيه پنجم سوره مبارکه مائده را که به روشنى بر درستى اين ازدواج دلالت دارد، به عناوين گوناگون توجيه کرده اند. 

به گفته سيد مرتضى و نيز شيخ طوسى: مراد از محصنات اهل کتاب، يکى از افراد زير است: 
1. زنان کتابى که اسلام آورده اند. 22 
2. متعه و نکاح موقت.23 
3. کنيزان خريدارى شده.24 
4. شايد بتوان گفت اين آيه با آيه 221بقره نسخ شده است.25 
5. برخى نيز بر اين باورند که آيه يادشده با آيه 10 ممتحنه نسخ شده است.26

مرحله سوّم 

مفسران و فقهايى که ازدواج مرد مسلمان با زن کتابى را با استناد به قرآن جايز مى شمارند، هريک، از استدلال به دوآيه يادشده، به گونه اى جواب گفته اند که پاسخهاى گفته شده را چنين مى توان دسته بندى کرد: 

1. ازدواج بعضى از صحابه با زنان اهل کتاب. اين ديدگاه، از سوى ابوبکر احمد جصاص، در کتاب احکام القرآن ابراز شده است.27 

2. آيه : (ولاتنکحوا المشرکات) (بقره/ 221) با آيه (والمحصنات من الذين اوتوا الکتاب) (مائده / 5) نسخ شده است. اين نظريه را آلوسى از سوى خود و حنفيه، اظهار داشته است وجاراللّه زمخشرى نيز آن را يادکرده و باور داشته است. 

آلوسى مى نويسد: 
(قول مشهور که بايد به آن عمل شود اين است که اين آيه[بقره/ 221] توسط آيه سوره مائده، نسخ شده وظاهر آيه، اين را اقتضا دارد واين مذهب حنفيه است.)28 

زمخشرى مى نويسد: 
(اين آيه، نسخ شده است به آيه: (والمحصنات من الذين اوتوا الکتاب من قبلکم) (مائده / 5) وآيات سوره مائده کلاً ثابت مانده و چيزى ازآن نسخ نشده است.) 29 

زمخشرى، درمورد استدلال تحريم کنندگان ازدواج با زنان اهل کتاب، به آيه 10 سوره ممتحنه، مطابق با گفته آلوسى اظهار نظر کرده است.30 
مالک، سفيان ثورى و اوزاعى مى گويند: 
(آيه: 221 -بقره به آيه 5 ـ مائده نسخ شده است.)31 

3. آيه: (ولاتنکحوا المشرکات)(بقره/ 221) از سوى آيه: (والمحصنات من الذين اوتوا الکتاب) (مائده / 5) تخصيص خورده است، اين قول، مذهب شافعيه است. چنانکه آلوسى، مى نويسد: 
(… شافعيه، قائل به تخصيص است نه نسخ… )32 

4. مشرک، دلالت بر اهل کتاب نمى کند، زيرا لفظ مشرک حقيقت در اهل کتاب نيست واستعمال آن بر کفار کتابى مجازى است و عرف نيز اين استعمال را نمى پذيرد.33 
5. استعمال لفظ مشرک بر بت پرست، به عنوان صفت و اسم او است. يعنى هرگاه، اين لفظ، بر زبان متکلم جارى شود، در ذهن مخاطب، بت پرست تبادر مى کند، زيرا کلمه مشرک اسم اوست، ولى استعمال اين لفظ در باره اهل کتاب با توجه به عمل آنان است، يعنى هرگاه درعمل مرتکب شرک گرديد، گفته مى شود: (شرک انجام داد و مشرک شد) وگرنه اطلاق کلمه مشرک بر او درست نيست. 
اين پاسخ از علامه طباطبايى است. 

وى مى نويسد: 
(اطلاق فعل، غير از اطلاق صفت و اسم است. از اين رو اگر مؤمنى يکى از واجبات را ترک کند، کافر است، ولى دراسم کافر ناميده نمى شود. چنانکه خداوند مى فرمايد: 
(و للّه على النّاس حجّ البيت… ومن کفر فانّ اللّه غنى عن العالمين) (آل عمران/ 97) پس ترک کننده حج در عمل کافر است. ولى دراسم کافر ناميده نمى شود، بلکه فاسقى است که به يک واجب کافر شده است… )34 

آلوسى، درباره استدلال به آيه: (ولاتمسکوا بعصم الکوافر)(ممتحنه/10) برحرمت ازدواج اهل کتاب، مى نويسد: 
(مقصود ازآيه، نهى مؤمنان است، ازاين که بين آنان وهمسران کافرشان که هنوز در دارالحرب باقى مانده اند، علقه زوجيت نباشد… )35 
از سخن آلوسى چنين به دست مى آيد، که مراد از (لاتنکحوا المشرکات) ترک ازدواج ابتدايى نيست، بلکه به هم زدن ادامه زوجيت قبلى، منظور است. 
علامه طباطبايى نيز در پاسخ استدلال به آيه: (ولاتمسکوا بعصم الکوافر) (ممتحنه/10) برحرام بودن ازدواج مرد مسلمان با زن اهل کتاب، مى نويسد: 
(عصم، جمع عصمت وبه معنى نکاح دائمى است که مايه عصمت و احصان زن است. امساک عصمت به معنى نگاهداشتن زن کافر به عنوان همسر پس از اسلام آوردن مرد است.)36 

علامه در جاى ديگر مى نويسد: 
(… ظاهر آيه [ممتحنه / 10] اين است که از مردان هرکه ايمان آورد وهمسر کافر داشت، نگهدارى رابطه زناشويى که از پيش بوده حرام است… پس بنابراين، آيه دلالت بر حرام بودن ازدواج ابتدايى با اهل کتاب ندارد.) 37

نتيجه گيرى: ازآنچه که گفته شد مى توان نتيجه گرفت که حرام بودن ازدواج مرد مسلمان با زن کتابى، از قرآن به دست نمى آيد واستدلال کسانى که مى گويند: ازدواج مرد مسلمان با زن کتابى، مجاز نيست به آيه: بقره/ 221 و ممتحنه / 10، مدعاى آنان را ثابت نمى کند. 

درآيه اوّل لفظ مشرک به کار رفته، گرچه مشرک، در واقع، شامل اهل کتاب است، چون آنان نيز مشرکند، ولى در اصطلاح، مشرک، غير از اهل کتاب است وهمان گونه که گذشت، در بسيارى موارد، مشرک، عطف بر اهل کتاب شده است. 

آيه: ممتحنه/ 10 نيز، اثبات مدعا نمى کند، زيرا همچنانکه علامه طباطبايى و آلوسى، مى نويسند اين آيه، دلالت بر حرام بودن نکاح ابتدايى ندارد، بلکه به معنى نهى از استمرار زوجيت، با زنانى است که هنوز در دارالحرب، باقى مانده اند. 

وامّا توجيهات ارائه شده از سوى تحريم کنندگان، در جهت انکار دلالت آيه بر حلال بودن ازدواج با زنان کتابى، تا زمانى که دليل قطعى و نقلى نباشد، نمى تواند پذيرفته شود، چون دليلى نيست که از دلالت نص آيه به واسطه توجيهات، دست برداريم. 

پس منظور از (محصنات اهل کتاب) نه مؤمنات است، چنانکه سيد مرتضى مى گويد و نه نکاح موقت با کنيز زرخريد است ونه، چنانکه شيخ طوسى و آلوسى وديگران مى گويند، با دوآيه ديگر نسخ شده است.

از سوى ديگر، مفسرانى که ازدواج با اهل کتاب را براساس آيه : مائده / 5، مباح مى دانند. به توجيه دوآيه: بقره/ 221 و ممتحنه / 10 پرداخته اند و همان گونه که گذشت، برخى گفته اند: لفظ مشرک در اهل کتاب مجاز است وبرخى نيز نسخ دوآيه را گفته اند. 

تحقيق اين است که دوآيه يادشده، نه تخصيص خورده ونه نسخ شده است ونه… بلکه دراصل تعارضى بين آيات نيست پس هريک بر معنى خود دلالت مى کند. 

علامه طباطبايى مى نويسد: 
(ازآنچه که بيان شد، نادرستى سخن کسانى که مى گويند آيه (ولاتنکحوا المشرکات… ) (بقره/ 221) وآيه (ولاتمسکوا بعصم الکوافر) (ممتحنه / 10) ناسخ آيه(… والمحصنات من الذين اوتوا الکتاب… )(مائده/ 5) است. به خوبى روشن مى شود. ونيز پاسخ سخن کسانى که مى گويند آن دوآيه، منسوخ به آيه سوره مائده است، داده مى شود؛ زيرا ظاهر آيه بقره، شامل اهل کتاب، نمى شود و آيه مائده ، فقط شامل اهل کتاب مى شود، بنابراين ناسازگارى بين اين دوآيه نيست تا بگوييم: آيه سوره بقره، ناسخ آيه سوره مائده است ويا به عکس. وامّا آيه سوره ممتحنه، گرچه درآن، عنوان کافر، اخذ شده و شامل اهل کتاب نيز مى شود، ولى بازهم ناسازگارى بين دوآيه نيست، زيرا در برگرفتن کافر، اهل کتاب را، تنها از باب ناميدن او به اين نام است به او کافر گفته مى شود تا جاى صدق مؤمن بر او نباشد، چنانکه خداوند، مى فرمايد: (من کان عدوّاً لله و ملائکته و رسله و جبريل و ميکال فإنّ اللّه عدوّ للکافرين) (بقره / 98) مخصوصاً ظاهرآيه… اين است که از مردان هرکه ايمان آورد وهمسرکافر داشته باشد، باقى نگهداشتن او بر ازدواج گذشته حرام است، پس بايد ايمان بياورد و آن گاه ابقاء بر زوجيت کند. پس اين آيه دلالت بر نکاح ابتدايى اهل کتاب ندارد.)38

ازدواج مسلمان با زن کتابى حربى 

تاکنون به اين نتيجه رسيديم که ازدواج مرد مسلمان با زن اهل کتاب جايز است. اکنون اين پرسش مطرح است که اگر زن کتابى از کافران حربى باشد، بازهم ازدواج با او جايز است؟ 

آلوسى دراين مورد مى نويسد: 
(از ظاهر آيه، استفاده مى شود که ازدواج مسلمان با زن کتابى، جايز است. گرچه آن زن کتابى، ازکافران حربى باشد… )39 
آن گاه روايات بسيارى را مبنى برجواز ازدواج با زن کتابى حربى نقل مى کند. 

دربرابر اين ديدگاه، قرطبى از مفسران عامه مى نويسد: 
(نکاح زنان حربى اهل کتاب، حرام است.)40 

تحقيق اين است که آيه شريفه، منحصر به زن کتابى ذمى است و ازدواج با زن کتابى حربى جائز نيست. 
دليل گوياى اين مطلب آن است که کافران حربى گرچه اهل کتاب باشند، از دشمنان خدا هستند ودوستى با دشمنان از نگاه قرآن جايز نيست. 

چنانکه مى فرمايد: 
(لاتجد قوماً يؤمنون باللّه واليوم الآخر يوادّون من حادّ اللّه و رسوله ولو کانوا آبائهم او ابنائهم او اخوانهم او عشيرتهم) مجادله / 22 

هيچ قومى را که ايمان به خدا و روز رستاخيز دارند، نمى يابى که با دشمنان خدا و رسول خدا، دوستى کنند، هرچند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندان آنان باشند… 

وحال آن که يکى از آيات الهى، برقرارى دوستى بين زن و شوهر است. چنانکه مى فرمايد: 
(ومن آياته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا اليها وجعل بينکم مودّة و رحمة انّ فى ذلک لآيات لقوم يتفکرون.) روم/ 21 

واز نشانه هاى او اين که همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در کنار آنان آرامش يابيد و درميان شما دوستى و رحمت قرار داد، دراين نشانه هايى است، براى گروهى که تفکر مى کنند.

ازدواج مرد مسلمان با زن مجوسى مانوى 

از مطالبى که در بحث(روابط زناشويى مسلمان و کافر)بايد مورد بررسى قرار بگيرد، ازدواج مرد مسلمان با زنان کافر است که کتاب آسمانى ندارند، ولى شبهه نزول کتاب آسمانى، درمورد آنان هست، مانند مجوس و مانويان. 

مجوس در زمره اهل کتاب نيستند، زيرا اولاً آيه شريفه حجّ / 17، که فرقه هاى کفار را ياد مى کند مجوس را عطف بر اهل کتاب و ديگر فرق کافران کرده است. اگر مجوس جزء اهل کتاب باشد، دليلى بر عطف وجود ندارد وعالمان اسلامى، بيشتر مى گويند: مجوس، از کسانى هستند که درمورد آنان، شبهه نزول کتاب آسمانى است. واين مطلب، به نقل از شهرستانى به طور مشروح گذشت. 

ثانياً، پيامبر(ص)درمورد مجوس فرموده است. 
(سنّوا بهم سنّة اهل الکتاب)41 
درمورد مجوس، سنت اهل کتاب را جارى کنيد. 

روايت، اشاره به اين است که آنان جزء اهل کتاب نيستند واين بيان نيز، درمورد جزيه است نه ديگر احکام.
گذشته از آن، در برخى از روايات آمده است که آنان کتابشان را سوزانيده اند.42 
پس درهرصورت مجوس اهل کتاب نيستند وحکم ازدواج با زنان مجوس نيز، بايد جداگانه بررسى شود. 
فقها و مفسران، تقريباً درمورد حرام بودن ازدواج مرد مسلمان با زنان اين فرقه از کفار، اتفاق نظر دارند. 

قرطبى مى نويسد: 
(علما برحرام بودن ازدواج با مجوس، اجتماع دارند، چون آنان بنا بر مشهور اهل کتاب نيستند.)43 

مالک، شافعى، ابوحنيفه واوزاعى مى گويند: 
(ازدواج، با زنان مجوس، ممنوع است.)44 

مفسران شيعه نيز قائل به حرام بودن ازدواج بااينان هستند. 
شيخ طوسى مى نويسد: 
(به اجماع همه علما، ازدواج مرد مسلمان با زن مجوسى جايز نيست.)45 

درميان فقها و مفسران شيعه اماميه، شهيد ثانى درمورد ازدواج مرد مسلمان با زنان اين فرقه از کفار، قائل به تفصيل شده و گفته است: ازدواج مرد مسلمان با زن مجوسى آزاد، جايز نيست، مگر آن که ملک يمين باشد: 
(اگر زن مجوسى، ملک يمين باشد، ازدواج با او مباح است به دو دليل: 
1. عموم آيه شريفه: (الاّ على ازواجهم او ماملکت ايمانهم فانهم غيرملومين) مؤمنون/ 6 
مومنان تنها با همسران و کنيزان خود آميزش جنسى دارند، که در بهره گيرى از آنان ملامت نمى شوند. 
پس عموم آيه اقتضا دارد که اگرملک يمين مجوسى نيز باشد، ازدواج با او مجاز است.46 

2. صحيحه محمّد بن مسلم از امام باقر(ع): 
(سألته عن الرّجل المسلم يتزوّج المجوسيّة فقال: لا ولکن ان کانت له أمة مجوسيّة فلا بأس أن يطأها و يعزل عنها و لايطلب ولدها.)47 
از مرد مسلمانى که با زن مجوسيه، ازدواج مى کند پرسيدم، امام فرمود: جايز نيست ولى اگر کنيز مجوسى داشته باشد، اشکالى ندارد که با او آميزش کند و از او عزل کند و فرزند از او نياورد. 

در حکم ازدواج با زن مجوسى روايتى که از نظر سند واضح تر ازاين روايت باشد وجود ندارد واين روايت بر دو مطلب دلالت دارد: 
1. نهى از ازدواج با زن مجوسى چه اينکه ازدواج به طور دائم باشد ياموقت[که بعضى از فقهاى اماميه آن را تجويز کرده اند] 
2. جواز آميزش با زن مجوسى، در صورتى که ملک يمين باشد.)48 
نتيجه: با توجه به دلالت آيه:221 سوره بقره وآيه10 از سوره ممتحنه بر حرام بودن ازدواج مرد مسلمان با زن کافرو با توجه به نبودن دليل قرآنى برجواز ازدواج با زن مجوسى و مانوى وبا توجه به ديدگاههاى بيشتر علماى اسلام(درصورتى که قائل به اجماع نباشيم)جاى ترديد نيست که ازدواج مرد مسلمان با زن مجوسى ومانوى مجاز نخواهد بود. 

ازدواج مرد مسلمان با زن صابئى 

از مطالب ياد شده در مورد حرام بودن ازدواج مردان مسلمان با زنان کافرى که شبهه نزول کتاب آسمانى دارند، حکم ازدواج مرد مسلمان با زن کافرى که از (صابئه) باشد، به خوبى به دست مى آيد. 

زيرا اوّلاً: آيه شريفه(لاتنکحوا المشرکات حتّى يؤمنّ… )(بقره/221) وآيه شريفه(لاتمسکوا بعصم الکوافر)(ممتحنه/10)به روشنى دلالت بر حرام بودن ازدواج مى کند وازسوى ديگر، هيچ دليل قرآنى مبنى بر جايز بودن ازدواج مرد مسلمان با زن صابئى وجود ندارد.، واهل فقه و تفسير نيز مطلبى را که دلالت بر جواز آن داشته باشد، ابراز نکرده اند.


نويسنده: سيد محمدحسين موسوي مبلغ






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان