بسم الله
 
EN

بازدیدها: 142

خشونت خانگي عليه زنان- قسمت ششم

  1396/11/5
قسمت قبلي

ب) منزلت زن از ديدگاه اسلام

ابتدا مي بايد مقصود از واژه منزلت را مشخص كنيم . منزلت يا پايگاه (Status) در اصطلاح جامعه شناسان، با چشم پوشي از برخي اختلاف تفسيرها، به موقعيت فرد در درون سازمان اجتماعي اشاره دارد؛ موقعيتي كه برخاسته از حقوق و وظايف اوست .(1 ) به اين ترتيب، دو مفهوم منزلت و نقش در ارتباط با يكديگر تعريف مي شوند؛ يعني همان گونه كه منزلت هر فردي برخاسته از نقش اجتماعي اوست، نقش فرد يعني حقوق، وظايف و انتظاراتي كه جامعه از وي دارد نيز، بر حسب منزلت اجتماعي او تعيين مي شود. البته منزلت گاه در معنايي به كار مي رود كه دربردارنده مفهوم افتخار است ، (2) و در اين كاربرد، حامل ارزشگذاري هاي اجتماعي است؛ به اين معنا كه جامعه براي موقعيت هاي مختلف اجتماعي، ارزشهاي متفاوتي را در نظر مي گيرد.

گذشته از اين دو كاربرد جامعه شناختي كه جنبه توصيفي مفهوم منزلت در آنها مفروض است، منزلت در ادبيات ديني به معنايي ديگر، ناظر به ارزش گذاري هاي ديني به كار مي رود. در اين مقام ، « منزلت » از جايگاه معنوي فرد در نزد خداوند حكايت مي كند. بنابراين در بررسي موضوع منزلت زن در اسلام، تفكيك بين اين سه معنا ضرورت دارد.

پرسش درباره منزلت زن و مرد از جمله پرسش هايي است كه همواره ذهن بشر را به خود مشغول كرده است . مي توان با اطمينان گفت علت اصلي طرح اين پرسش، مشاهده تفاوت هاي زيست شناختي زن و مرد بوده است. ولي اين عامل نه فقط در طرح اين پرسش، بلکه در پاسخ هايي كه در گذر تاريخ به آن داده شده، نقشي اساسي داشته است . اين امر، خود، زمينه مغالطات فراواني را فراهم كرده كه بي توجهي به مشكل منطقي استنتاج «بايدها» از «هست ها» وجه غالب آنها بوده است . البته اين مغا لطات با توجه به معاني مختلف واژه منزلت در يك سطح نبوده اند .

شايد بتوان مواردي را شناسايي كرد كه در آنها تفاوت هاي زن و مرد صرفاً مبناي اسناد حقوق و وظايف متفاوت به آنها قرار گرفته است، بدون آنكه سخن از ارزش گذاري متفاوت به ميان آمده باشد . بي شك در اين حالت ، احتمال خطاي در استنتاج كاهش مي يافته است؛ زيرا با توجه به مطرح نبودن مسئله ارزش گذاري، اسناد نقش هاي متفاوت به زن و مرد، و در نتيجه، تعيين منزلت مناسب هريك از آن دو (به معناي نخست منزلت) بيش از هر چيز در گرو تشخيص كارآمدي يا ناكارآمدي نقش هاي منتسب آنها د ر تحقق بخشيدن به اهداف پذيرفته شده اجتماعي بوده است . اين تشخيص نيز مي توانسته از طريق تجربه و با استفاده از روش آزمون و خطا صورت گيرد . 

محض نمونه، مي توان حدس زد كه انسان هاي ماقبل تاريخ با استفاده از همين روش، نقش هاي مراقبتي را به زنان و نقش هاي سرپرستي را به مردان اختصاص داده باشند . با وجود اين، عوامل ديگري مانند تشخيص نادرست تفاوت هاي زن و مرد يا تعيين نادرست اهداف اجتماعي مي توانسته به خطا در استنتاج بينجامد.

اما در بسياري موارد، تعيين منزلت زن و مرد با ارزش گذاري هاي متفاوتي همراه بوده است (معناي دوم م نزلت) كه جنبه ايدئولوژيك داشته اند، نه اينكه صرفاً بر پايه خدمت به اهداف اجتماعي استوار باشند . در اين حالت، احتمال مغالطه در استنتاج منزلت زن و مرد از تفاوت هاي هستي شناختي آنها به شدت افزايش مي يافته است؛ زيرا اين ارزش گذاري ها معمولاً پشتوانه هاي عقلاني نداشته اند.

مثلا رسم الهه پرستي در دوران فرضي مادر سالاري كهن مي تواند برخاسته از يك استنتاج نادرست از تفاوت هاي زيستي زن و مرد باشد؛ همچنان كه استنتاج برتري جنس مذكر بر جنس مؤنث در فرهنگ هاي پدرسالارانه و نيز استنتاج گروهي از فمينيست هاي راديكال درباره برتري جنس مؤنث بر جنس مذكر از نمونه هاي بارز اين مغالطات اند.

اينجاست كه ضرورت توسل به وحي، براي تعيين منزلت زن و مرد بيش از پيش آشكار مي شود. اما بايد به خاطر داشت كه در اين عرصه نيز جاده همواري پيش روي نداريم؛ زيرا پيام الهي پس از دريافت مستقيم توسط پيامبر و دريافت غير مستقيم توسط جانشينان معصوم وي به همان مردمي عرضه مي شود كه ذهنشان آكنده از ارزش گذاري هاي پيشين است، و چه بسا اين ذهنيت ها بر فهم معنا و نقل آن به آيندگان تأثير گذارد. بنابراين مراجعه به متون ديني براي فهم مضامين آنها بايد با دقت فراوان و همه جانبه صورت گيرد.

به طور كلي مي توان دو اصل مهم را از آموزه هاي ديني درباره منزلت زن استنتاج كرد:

1. اسلام تفاوت منزلت يا موقعيت اجتماعي زن و مرد را اگر صرفاً ناشي از نقش هاي متفاوت آنها باشد، مي پذيرد؛

2. اسلام از جنبه ارزشي تفاوت منزلتي بين زن و مرد در نظر نگرفته است.

درباره اصل نخست مي توان گفت الگوي مطلوب توزيع نقش هاي اجتماعي برحسب جنسيت، كه مباني آن در بحث تفكيك نقش ها در خانواده تا حدي مشخص خواهد شد، قابليت زيادي براي ايجاد تمايز بين موقعيت اجتماعي زن و مرد دارد . اسلام به دليل اهميت نقش هاي جنسيتي براي تحقق اهداف فردي، خانوادگي و اجتماعي  كه شرح آن خواهد آمد  با فعليت يافتن قابليت مزبور و بروز تمايز منزلتي بين زن و مرد مخالفتي نداشته است .

مهم ترين محورهاي الگوي نقش هاي جنسيتي در اسلام از اين قرارند:
- سرپرستي خانواده و ولايت بر فرزندان به مردان اختصاص دارد.
- مردان به تأمين نفقه همسران، موظف، و به اين ترتيب، مسئول تأمين مالي خانواده شناخته شده اند.
- نقش حمايتي و مراقبتي، نقش برتر زنان معرفي شده است.
- نقش هاي مربوط به مديريت و رهبري سياسي جامعه، قضاوت و شركت مستقيم در جنگ به مردان اختصاص يافته اند.

با وجود اين، رويكرد اسلام به تمايز موقعيتي زن و مرد، رويكردي بسته و انعطاف ناپذير نيست و امكانات و زمينه هاي متعددي فرا روي زنان نهاده شده كه با استفاده از آنها مي توانند فاصله منزلتي خود با مردان را پشت سر گذارند .

از ميان اين امكانات و زمينه ها مي توان به فرصت هاي دانش افزايي، سلوك اخلاقي و عرفاني، اشتغال و ثروت افزايي و انواع حمايت هاي حقوقي اشاره كرد.(3)

اما اصل دوم كه در اين بحث بيشتر به آن توجه داريم، ناظر به برابري در جايگاه ارزشي زن و مرد است . شواهد قابل استناد براي اثبات اين اصل در يك تقسيم، به دو دسته قابل ارجاع اند: شواهد عام دال بر برابري ارزشي زن و مرد، و شواهد خاص دال بر معادل سازي ارزش هاي خاص زنانه با ارزش هاي خاص مردانه.

1. شواهد عام برابري ارزشي زن و مرد

قرآن كريم برخي از شواهد عام تساوي ارزشي زن و مرد را در بر دارد؛ از جمله مي فرمايد:
« همانا مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ايمان و زنان با ايمان، مردان فرمان بردار خدا و زنان فرمان بردار خدا، مردان راست گو و زنان راست گو، مردان بردبار و زنان بردبار، مردان خاشع و زنان خاشع، مردان انفاق كننده و زنان انفاق كننده، مرد ان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاك دامن و زنان پاك دامن و مرداني كه بسيار ياد خدا مي كنند و زناني كه بسيار ياد خدا مي كنند، خداوند براي آنان آمرزش و پاداشي بزرگ فراهم ساخته است» (4)

در روايتي آمده است وقتي اسماء بنت عميس با همسرش جعفربن ابي طالب از سرزمين حبشه بازگشت، بر همسران پيامبر (ص) وارد شد و پرسيد : آيا چيزي از قرآن درباره ما زنان نازل شده است؟ گفتند :« نه »؛ پس نزد رسول خدا آمد و گفت : « اي رسول خد ا، زنان در نااميدي و خسران به سر مي برند ». حضرت فرمود: «چرا؟ »، عرض كرد  : «زيرا همانند مردان به نيكي از آنان ياد  نمي شود » . 
پس خداوند اين آيه نوراني را نازل كرد.(5)

در آيه اي ديگر تنها معيار كرامت و منزلت نزد خداوند، پرهيزكاري معرفي شده است (6) و آيات ديگري نيز بر شمول پاداش الهي بر همه مؤمنان نيك كردار ، اعم از مرد و زن، دلالت دارند.(7)

2. شواهد معادل سازي فضايل زنان و مردان


از روايات پرشماري بر مي آيد كه اسلام براي نقش هاي مردانه و زنانه ارزشي معادل قائل شده است . در يكي از اين روايات كه بر اين موضوع به روشني دلالت دارد، چنين آمده است:

« زني به نام اسماء نزد پيامبر اكرم (ص) شرفياب شد و عرض كرد : خداوند تو را به حق به سوي مردان و زنان بر انگيخت؛ پس ما به تو و خدايي كه تو را فرستاد، ايمان آورديم . ولي ما جماعت زنان در حصار و محدوديت هستيم؛ در خانه هاي شما مردان نشسته ايم؛ موضعي براي برآورده شدن اميال جنسي شماييم؛ فرزندانتان را حمل مي كنيم و شما جماعت مردان از نظر برپايي نماز جمعه و نمازهاي جماعت و عيادت از بيماران و شركت در تشييع جنازه و تشرف مكرر به حج و از همه بالاتر، جهاد در راه خدا بر ما زنان برتري داده شده ايد؛ هنگامي كه شما مردان براي حج يا عم ره يا اعزام به جبهه، خانه و كاشانه خود را ترك مي كنيد، ما زنان از دارايي هاي شما پاسداري مي كنيم و لباس هاي شما را مي بافيم و فرزندانتان را مي پروريم . پس اي رسول خدا ، ما چقدر در اجر و پاداش شما شريكيم؟ حضرت فرمود: .... خوب شوهرداري كردن زن و كوشش او براي كسب خشنودي شوهر و سازگاري با وي، از حيث پاداش الهي با تمام فضايلي كه براي مردان برشمردي، برابري مي كند.»(8)

در همين باره، برخي روايات براي فضيلت والاي جهاد، افزون بر مصداق مردانه آن، يعني جنگ در ميدان رزم، مصداق هاي زنانه مانند خوب شوهر داري كردن (9) و تحمل كج خُلقي شوهر (10)،  تعريف كرده اند. از اين گذشته، برخي روايات فعاليت هاي خاص زنان را در زمينه توليد مثل، از نظر ارزش و پاداش، معادل والاترين اعمال شايسته ديني دانسته اند؛ از جمله در روايتي از امام جعفر صادق (ع) چنين آمده است:

« ام سلمه [همسر پيامبر ] به آن حضرت عرض كرد : اي رسول خد ا، مردان همه فضيلت ها را به چنگ آوردند، پس براي زنان بينوا چه سهمي است؟ ! حضرت در پاسخ فرمود : « چنين نيست . زن در هنگام بارداري به منزله كسي است كه روزها روزه دار است و شب ها را به عبادت مي گذراند و با جان و مالش در راه خدا جهاد مي كند؛ پس زماني كه وضع حمل كند، مستحق پاداشي مي گردد كه هيچ كس توان دركش را ندارد و آ ن گاه كه كودكش را شير دهد، در ازاي هر مكيدني پاداشي معادل آزاد كردن بنده اي از نوادگان حضرت اسماعيل (ع) به وي تعلق مي گيرد؛ پس هنگامي كه از شير دادن فارغ گشت، فرشته بزرگواري بر پهلوي او زده، مي گويد : اعمال خود را از سر بگير كه آمرزيده شدي» (11)

همچنين بنابر بسياري از گزاره هاي ديني اسلام زن بودن در قالب هاي گونه گون  آن به ويژه مادري و همسري ، ارزش گذاري بسيار مثبتي دارد . محض نمونه ، بنابر روايتي پيامبر گرامي (ص) جايگاه بهشت را زير پاي مادران دانسته (12) و در پاره اي روايات، بر لزوم احسان فرزند به مادر بيش از پدر تأكيد شده است. (13)
 
درباره ارزش معنوي نقش همسري زن نيز در روايتي چنين ميخوانيم:  مردي نزد پيامبر(ص)  آمد و عرض كرد : همسري دارم كه هرگاه داخل منزل مي شوم به استقبال من مي آيد و هر وقت خارج مي شوم مرا بدرقه مي كند و هنگامي كه مرا دل نگران مي يابد، مي گويد: نگران چه هستي؟ اگر در انديشه روزي هستي، كس ديگري (خداوند) تأمين آ ن را براي تو متعهد شده و اگر انديشه آخرت تو را نگران ساخته، خداوند اين دل نگراني تو را افزون گرداند . پيامبر اكرم (ص) فرمود: خداوند كارگزاراني دارد و اين زن از كارگزاران خداست. نصف پاداش شهيد براي اوست.(14)

از روايات مزبور اين نتيجه به دست مي آيد كه اسلام در برابر فضيلت جهاد  و ديگر فضايلي كه براي مردان در نظر گرفته، معادل هايي براي زنان قرار داده است، و برخي صاحب نظران مسلمان نيز به برخورداري زنان مسلمان از فضايل معادل يا جبراني تصريح كرده اند. (15)

بنابراين مي توان گفت اسلام مجموعه اي از تمايز هاي جنسيتي در نقش ها و موقعيت هاي اجتماعي را تأييد كرده است، اما اين به معناي تأييد ارزش گذاري هاي اجتماعي متفاوتي نيست كه معمولاً درباره اين موقعيت ها صورت مي گيرد و اغلب به كم ارزش تلقي شدن موقعيت هاي زنانه مي انجامد؛ بلكه ارزش گذاري اسلام بر پايه معيارهاي غير جنسيتي، و به طور خاص، پرهيزكاري استوار است.


-----------------
1. جوليوس گولد، و ويليام ل. كولب، فرهنگ علوم اجتماعي ترجمه مصطفي ازكيا، ص 182
2. همان.
3- ر. ك: حسين بستان، اسلام و جنسيت، نشر پژوهشگاه حوزه و دانشگاه.
4- إِنَّ الْمسلِمِينَ والمسلِمات... أَعد اللَّه لَهم مغْفِرَةً وأَجرًا عظِيما (احزاب، 35)
5- ر. ك: سيد محمد حسين طباطبايي، الميزان في تفسير القرآن، ج 16 ، ص 319-320
6- إِنَّ أَكْرَمكُم عِند اللَّهِ أَتْقَاكُم (حجرات، 13)
7-  ... أَنِّي لاَ أُضِيع عملَ عامِلٍ منكُم من ذَكَرٍ أَو أُنثَى (آل عمران، 195 )؛ منْ عمِلَ صالِحا من ذَكَرٍ أَو أُنثَى و هو مؤمن ... (نحل، 97)
8- عبد الرحمن جلال الدين سيوطي، الدر المنثور، ج 2، ص 153
9- ر. ك: محمد بن حسن حر عاملى، وسائل الشيعه ج 14 ، ص 116
10-. ر. ك: همان، ج 11 ، ص 15
11- همان، ج 15 ، ص 175
12- ر. ك: ميرزاحسين نوري، مستدرك الوسائل ج 15 ، ص 180
13- ر. ك: محمد بن حسن حر عاملي، وسائل الشيعه ج 15 ، ص 207  20
14- همان، ج 14 ، ص 17
15-  ر. ك : سيدمحمد حسين طباطبايي، الميزان في تفسير القرآن، ج 4، ص 351  352 ؛ عبدالله جوادي آملي، زن در آينه جلال و جمال ص 398


نويسنده: محمدرضا سالاري فر




مشاوره حقوقی رایگان