بسم الله
 
EN

بازدیدها: 213

شناخت جرم و علل بوجود آورنده آن- قسمت دوم

  1396/11/5
قسمت قبلي

عوامل اجتماعي


بسياري از جامعه شناسان و حتي جرم شناسان ريشه تمام آسيب هاي اجتماعي را در محيط اجتماعي جستجو مي کنند. دورکيم انحراف را از ويژگيهاي جامعه مي داند که از متن و عمق آن مي جوشد، وي مي گويد در همه جوامع افرادي هستند که از هنجارهاي جامعه سرپيچي کنند و جامعه شناسان و جرم شناساني از قبيل ساترلند و سلين، نقش محيط اجتماعي را در انحراف تاييد مي کنند و در کل انحراف را معلول عجز منحرف در تطبيق خود با شرايط و مقتضيات حيات اجتماعي مي دانند هر چند عوامل اجتماعي زمينه موثر را براي ايجاد انحرافات يا جرمها ايجاد مي کنند ولي تنها عوامل نبوده و عوامل ديگري چون اراده فردي نيز دخيل مي باشند، ما در امور مربوط به اجتماع از چهار دسته بايد ياد کنيم که عبارتند از خانواده مدرسه اجتماع و عوامل ديگر.

خانواده :

دامنه تاثير خانواده بحدي است که حتي روانشناسان از شير گرفتن نابهنگام کودک و يا سوء تغذيه او را در انحرافش موثر مي دانند. عواملي از قبيل شرايط خانوادگي، از هم پاشيدگي فقر و ثروت روابط اعضاء وضع تربيتي و ارشهاي مورد قبول شرايط عاطفي، با وضع اقتصادي، توافق و مهر، خشونت و سختگيري امنيت و ثبات آن در همه و همه در انحرافات و عوامل پديد آؤرنده آن موثرند که ذيلا به مواردي از آنها اشاره مي کنيم.

1-اهميت سالهاي اوليه زندگي


نوع تشويق ها تبيه ها تخديرها بي اعتنايي ها و نوع رفتارها در مراحل اوليه زندگي فرد آثاري براي دوره هاي بعدي در او بجاي مي گذارند و همچنين توجه والدين و سطح گاهي ايشان، آموزشهاي ضروري و نوع آن تجارب خوب يا بد مکتب از محيط خانواده است.

2- اختلافات خانوادگي


نزاع و درگيري زن و شوهر در حضور فرزندان تضادهاي فکري و عقيدتي اعضاء خانواده، وجود مسائلي چون متارکه جدائي و طلاق، لاقيدهاي والدين نسبت به زندگي و فرزندان وکيفيت روابط زوجين از عوامل موثر زمينه ساز در انحرافات کودکان و جامعه است.

3-کمبودهاي عاطفي:


روابط نادرست والدين با کودک در جنبه مهر روزي، ضعف احساس تعلق بين اعضاي خانواده، ضعف در آزادي که افراطش سبب پر توقعي و اندکش سبب احساس محروميت است، عدم احساس حمايت و امنيت و مقبوليت در نزد والدين سختگيريهاي افراطي والدين در اجراي انضباط، کمبود اقتدار پدر، تولد کودکي جديد و بي توجهي والدين به کودک، واداشتن طفل به احساس گناه و … از جمله موارد در زمينه ساز انحراف است.

4-ديگر مسائل خانواده از قبيل


شرايط زندگي، مرگ يا ازدواج مجدد والدين، سختگيري در امور اقتصادي طرد کودک از خانواده محل سکونت نامناسب انحراف و لغزش پدر يا مادر درجنبه اخلاقي نا مشروعيت فرزند که خود سبب احساس خواري مي شود عدم رسيدگي به فرزندان در تغذيه بهداشت آموزش و پرورش بعلت کثرت فرزندان از موارد ديگر زمينه ساز انحرافات است.

مدرسه:

چه بسيارند خانواده هايي که فرزندان خود را بر اساس شرايط مناسبي تربيت مي کنند. ولي طفل پس از ورود به عرصه مدرسه يا اجتماع دچار انحرافات و لغزشهايي مي شود. عوامل بسياري در اين زمينه قابل ذکر است که ذيلاً به مواردي از آن اشاره مي شود.

1-عوامل مدرسه اي انحراف:


اهداف و مقاصد مدرسه و اصولا دستگاه آموزش و پرورش، روش تربيتي که توسط مدير و ناظم و معلم اعمال مي شود، محتواي کتب درسي و لوازم بصورت رسمي و غير رسمي، ميزان تکاليف درسي و کيفيت عرضه آن، جنبه رفتاري و اخلاقي و الگويي معلم و مربي، سلامت يا انحراف مسئولان که گاهي ممکن است سبب ايجاد معذه اي در کودک شود، کنترلهاي انضباطي و غير قابل تحمل که حتي ممکن است سبب فرار گردد، جنبه هاي عاطفي و محبت سستي روابط، خشم و قهر و غيره ناراحتي هاي اخلاقي يا عاطفي و محروميت هاي ديگر دانش آموزان که در همکلاسيهايشان اثر دارد، تنوع فرهنگ ها که از خانواده ها نشات گرفته و در مدرسه شايع مي شود و مسائلي ديگر چون زودباوري ايرادگيري ها، اذيت کردنها و …. موجب انحراف مي شود.

2-گروه همسالان:


در مدرسه وجود گروه همسالان که معاشرند ولي ممکن است همسن و همکلاس نباشد در تشکيل رفتار و ايجاد خلق و خوئي خاص در فر موثر است و زمينه ساز انحراف يا تداوم سلامت است. جرگه اجتماعي در سه مرحله ممکن است بيش از والدين در رفتار فرد تاثير داشته باشد:

* در مورد کوچ خانواده از منطقه اي و ورود به منطقه جديد
* در سنين بلوغ و نوجواني که مسائلي خاصل و از نظر آنها شرم آور، بر ايشان مطرح شده و آنها براي اسرار و رازهايشان و همچنين رفع نيازها، احساس همانندي با هم دارند.
در مواردي که خانواده دچار نابساماني است و تعارض نقشهاي و وجد تضاد در رفتار، خود عامل براي ايجاد انحراف است نقش روابط سنين بالا با خرد سالان نيز تاثير بسزائي در ايجاد انحراف دارد که در اين رابطه مي بايست مراقبت خاصي در معاشرت هاي اينچنيني اعمال شود.

3-نوع انحراف مدرسه اي:


مسائل جنسي کودکان دزدي خودبازي، حرکات زشت، حرفهاي نادرست، دروغ، تخلف، فرار، مزاحمت، پرخاشگري، باندبازي، کف زني، آزار و اذيت، تخريب و انهدام، نافرماني وگستاخي، زبان درازي، قطع کلام، سخن چيني، مورد سوء استفده قرار گرفتن و ….

اجتماع و مردم:


شيوه هاي قومي، رسوم اخلاقي، رفتار مورد پسند جامعه و عدم تطابق با آن که خود مساله ساز است، از آن جهت که گاهي در رابطه با آن توافق است زماني عصيان و مخالفت وتعارض. به عبارت ديگر افراد براي پذيرفته شدن در اجتماع سعي دارند رفتار خود را به گونه اي درآورند که اجتماع از آنان توقع دارد که اين مساله مي تواند زمينه ساز انحرافات بعدي باشد.

وقايع اجتماعي و نقش مسائل اجتماعي در رفتارهاي انحرافي تاثير فوق العاده اي دارد. تراکم جمعيت، محل زندگي و نوع آن، عدم مراقبتهاي بهداشتي و رعايت آنها، مشکلات آموزش در جامعه، مساله ترافيک توسعه وسيله تحرک، اختلالات رواني، تعارضات اخلاقي، جنگ و بحران وجود تبعيض ها کندي امور اداري در ارتباط با مردم وجود مهاجرتاه که اغلب بدون حساب بوده و مي تواند سبب احساس گمنامي در بين جو جديد محل سکونت باشد. فساد و آلودگي محيط و…. هر کدام به نحوي در اين امر موثرند و زمينه را براي انحراف و يا تن دادن به اغلب مسائل انحرافي آماده مي نمايند.

از عوامل ديگر اجتماعي مي توان به:


اختلافات طبقاتي و تضادهاي حاکم بين آنها، درگيريها و امتيازات معيين براي عده يا طبقه خاصي اشاره کرد که موجب بروز برخي از انحرافات ترورها قتل و غارتها تخريبها کارشکني ها گروه و باند بازيها مي شوند همچنين نابسامانيهاي اجتماعي از جمله روشن نبودن مقاصد سياسي، اقتصادي و فرهنگي نبودن قاعده و ضابطه اي روشن که مي بايست از آن تبعيت شود اين حالت باعث مي شود که بريخ افراد از موقعيت سوء استفاده کنند و در نتيجه سوء تربيت سوء ارشاد، بي نظمي در دستگاههاي اجرائي ضعف کنترل و فشار اجتماعي حاصل شود.

وجود کانونهاي انحراف در جامعه مانند ميخانه ها قمارخانه ها و ميخانه ها عشرتکده ها و تماشاخانه ها و يا سينماها مراکز رقص نيز از عوامل عمده زمينه ساز برابر جرم و انحراف هستند که البته از ديدگاه اسلام اعتقاد بر امنيت که هر چند عوامل اينچنين در انحرافات فردي موثر هستند اما قصد و اراده و خواست آگاهانه خود فرد نيز بايد در نظر گرفته شود بصورتي که حضور فرد در چنين محيطهاي محض شده ومهاجرت و ايجاد اجتماعات پاک را توصيه مي کند.

مهاجرت و گرايش به شهر نشيني روستائيان را نيز مي توان از عوامل ازدياد جرم و انحراف نام برد زيرا مهاجرت به شهرها مشکلاتي چون عدم تطبيق با قوانين و مقررات حاکم بر شهرها عدم سازگاري با شرايط زندگي شهري و مهمتر از آن فرهنگ حاکم بر شهرنشيني و … را در پي دارد و مهاجران به دليل عدم آگاهي به مسائل فوق به سرعت در دام عوامل مخرب اجتماعي گرفتار شده و مرتکب جرائم مختلف مي شوند.


نويسنده: احسان نصوحي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان