بسم الله
 
EN

بازدیدها: 342

مباني حسن معاشرت به معروف در نظام حقوقي خانواده از منظر قرآن کريم- قسمت سوم

  1396/11/5

حسن معاشرت زن و شوهر و مصاديق آن در قانون مدني ايران

در حقوق ايران، معناي آيه 19 سوره نساء در ماده 1103 قانون مدني در فصل مربوط به (حقوق و تکاليف زوجين نسبت به يکديگر) وارد شده است. مطابق اين ماده «زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با يکديگر هستند». به عقيده حقوقدانان، منظور ماده فوق از حسن معاشرت زوجين با يکديگر در حدود عرف و عادت زمان و مکان مي باشد. بنابراين زن و شوهر بايد با خوشرويي و مسالمت با يکديگر، زيسته بدون داد و فرياد و ناسزا و مجادله، روزگار بگذرانند ( امامي، .( 1372 ، ج 4، ص 430)

زوجين ضمن نکاح، داوطلب شده اند که با هم به سر برند و در غم و شادي شريک هم باشند . همسري زن و مرد بدين معني است که سلوکشان با هم با خوش رويي، مسالمت و مهرباني آميخته باشد و از اعمالي که منجر به ايجاد کينه يا غم و اندوه فراوان در ديگري است بپرهيزند (کاتوزيان، 1375 ، ج 1، ص 219)

 در قانون مدني ايران « حسن معاشرت » از ساير حقوق و تکاليفي که زوجين در  برابر يکديگر دارند، جدا نمي باشد. لذا مواد 1104 ق . م (همکاري در تشييد مباني خانواده)، 1105 ق.م (رياست خانواده)، 1106  1107 ق.م (پرداخت نفقه و ميزان آن)، 1108 ق .م (اداي وظايف زوجيت از سوي زن )، 1114 ق.م (نحوه تعيين منزل مشترک)، 1117 ق.م (منع زن از اشتغال به حرفه خاص )، 1118 ق .م (استقلال زن در دارايي خود )، موادي مستقل از ماده 1103 (حسن معاشرت ) نيستند، بلکه در جهت تعيين مصاديق مفهوم حسن معاشرت مي باشند و رعايت اين حقوق و تکاليف از سوي زوجين جزء عناصر تشکيل دهنده اين مفهوم است . 

بين مفهوم حسن معاشرت مندرج در ماده 1103 و موارد ف وق، نسبت عموم و خصوص مطلق برقرار است. (داور، 1380 ، ص 33 ؛ صبري، 1383 ، ش 15 ، ص 1)

به اعتقاد حقوقدانان، دستور حسن معاشرت مندرج در ماده 1103 ق.م، صرفاً يک دستور اخلاقي نيست و ضمانت اجراي قانوني دارد ؛ ولي به عقيده بعضي شارحين قانون مدني ، مدلول اين ماده، ارشادي ا ست و تخلف از آن اثر حقوقي و جزايي ندارد ، مگر اينکه سوء معاشرت تشديد شده و منجر به نشوز گردد (حائري، 1376 ، ج 2، ص 964 ).

اما حقوقدانان در جهت اثبات ضمانت اجرا ي ماده 1103 ق .م، دلايلي آورده اند که ثابت مي کند حسن معاشرت علاوه بر جنبه اخلاقي، داراي
پيامد ضمانت اجرا نيز هست. 

دلايل حقوقدانان به شرح زير است:
حقوقدانان با استناد به ماده 1108 ق.م (عدم پرداخت نفقه به زن در صورت امتناع از وظايف زوجيت ) معتقدند، سوء معاشرت زن، استحقاق او را در دريافت نفقه از بين مي برد يا سوء رف تار مرد موجب استحقاق زن در درخواست طلاق مي شود. همان طور که ملاحظه مي گردد، اولا  تکليف زن در اداي وظايف زوجيت ، تکليفي مي باشد که در ماده 1108 ق.م ذکر شده است و ربطي به ماده 1103 ق.م ندارد، مگر اينکه اداي وظايف زوجيت را از مصاديق حسن معاشرت بدانيم که همان ادعاي ما مي باشد.

ثانياً نشانگر اين است که م اده 1103 ق.م، به خودي خود ضمانت اجرا ندارد ، بلکه تخلف زوجين با توجه به مصاديق آن ضمانت اجرا مي يابد و چون ضمانت اجراي هر ماد ه با ديگري متفاوت است، مؤيد اين ادعا است که مواد مربوط در جهت تبيين تمام يا حداقلي از مصاديق حسن معاشرت است.

ثالثاً اگر به مواد ذکر شده جدا از ماده 1103 بنگريم؛ زن و مرد اگر يک بار وظيفه و تکليف خود را انجام دهند، تکليف از گردن آنها ساقط مي شود ؛ اما اگر اين مواد را از مصاديق حسن معاشرت بدانيم، از آنجا که حسن معاشرت بايد استمرار داشته باشد و با يک بار انجام دادن وظيفه قانوني توسط هر يک از زوجين ، نمي توان اظهار داشت که زوجين حسن معاشرت دارند ، در اين صورت مواد بعدي بايد تداوم داشته باشد . لذا تداوم، تکرار و استمرار از ضروريات انجام وظيفه قانوني زوجين در مقابل يکديگر است که حداقلي از ميزان حسن معاشرت را نشان مي دهد.

رابعاً تنها مواد ذکر شد ه در قانون، مصداق حسن معاشرت نيست . زيرا طبق اصل 167 ق. آ. د. م، که جايگزين ماده 3 ق .آ.د.م شده است، بايد به منابع معتبر اسلامي و فتاوي معتبر نيز رجوع نمود . بنابراين مصاديق حسن معاشرت تنها منحصر در قانون مدني نيست (داور، 1382 ، ص 35-37)

مصاديق عمل به معروف از جانب شوهر در کانون خانواده

1- عمل به معروف با مادر فرزند

«مادران بايد، فرزندان خود را 2 سال تمام شير دهند؛ اين حکم براي کسي است که بخواهد دوران شيرخوارگي را تکميل کند . خوراک و پوشاک مادران، به طور شايسته بر عهده پدر است ؛ هيچ کس جز به قدر وسعش مکلف نمي شود... پس اگر پدر و مادر بخواهند با رضايت يکديگر کودک را زودتر از شير بازگيرند ، گناهي بر آنان نيست و اگر خواستيد براي فرزندان خود دايه بگيريد ، بر شما گناهي نيست به شرط آنکه چيزي را که پرداخت آن را به عهده گرفته ايد، به طور شايسته بپردازيد و از خدا پروا کنيد ( بقره، 233 )». اين آيه شامل عمل به معروف با مادر فرزند از سه جهت مي شود:
الف- عمل به معروف در تأمين رزق مادر فرزند از جانب همسر
ب_عمل به معروف پدر با مادر طفل در صورت عدم توافق بر شير دادن فرزند
ج-عمل به معروف در مشورت پدر و مادر راجع به مسائل فرزند .

مورد سوم، از بحث ما خارج است ؛ زيرا بحث ما صرفاً حسن معاشرت به معروف در روابط زوجين مي باشد.

2- عمل به معروف در تأمين رزق مادر

با باروري زن و تغيير شرايط جسمي و روحي او، شريعت تهيه مخارج زندگي او را برعهده مرد مي گذارد و از آن با لفظ « رزق » تعبير مي کند؛ زيرا رزق، معناي وسيعي دارد که شامل نيازهاي مادي و معنوي زن مي شود . نياز معنوي مثل اينکه، پدر شرايط حيات طيبه را ايجاد کند و اعطاي حق تعليم فرزند را به مادر فراهم نمايد ؛ چرا که خدمت به زن، خدمت به فرزندي است که ثمره زندگي آنها است و در اينجا مادر به مثابه رابطي است که با مباشرت خود، جسم و جانش را در اختيار فرزند قرار مي دهد؛ پس بايد جان و روح مادر، هر دو از جانب پدر تأمين گردد . آوردن کلمه رزق، بلاغت و زيبايي قرآن را نشان مي دهد (طباطبايي، 253- 1394 ه، ج 2، ص 252)

قرآن، همچنين با آوردن کلمه رزق، بر نتايج تربيتي و معنوي تغذيه مادر بر کودک تأکيد مي ورزد، زيرا مهم تر از تغذيه صحيح مادر، حفظ روحيه مادر است، به طوري که اشتياق زياد مادر به تغذيه نوزاد ، شير او را افزايش مي دهد و بي ميلي به شير دادن يا عصبانيت مادر، شير او را کم مي کند، پس مي بينيم که تأمين روحيه مادر، از تأمين نياز مادي مهم تر است، به عنوان مثال علاقه اي که شوهر در اين دوران به همسر خود نشان مي دهد، بر شير مادر بسيار اثر دارد (هايد، 1377 ، ص 173 ؛ هورني، 1382 ، ص 202)

سکونت نيز، يکي از مواردي است که معناي رزق را شامل مي شود، يعني مادر بچه به محيطي احتياج دار د که بتواند در آنجا احساس آرامش کند و توجه همسر به زن، نوعي حمايت از حريم نفس و مال و عرض وي است که باعث دلگرمي او مي شود. در نتيجه حمايت صحيح پدر اعم از مادي و معنوي موجب مي شود که مادر طفل خود را به خوبي تربيت کند . اما نکته مهم اينجا است، که قرآن بعد از بيان رزق و کسوه، آن را مقيد به معروف کرده است . يعني پدران بايد در تأمين نياز مادي و معنوي همسر خود، آنچه را که شايسته و متعارف و مناسب حال زن ، است، در نظر بگيرند، نه سخت گيري ک نند و نه اسراف (مکارم شيرازي، 1376 ، ج 2  ص 189)

3- عمل به معروف با مادر طفل در صورت عدم توافق بر شير دادن

پدر فرزند در صورت عدم توافق مادر بر شير دادن فرزند، در نظر داشته باشد که احترام به شخصيت مادر براي کودک داراي اهميت است. و طبق اين قسمت آيه « وَ إِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسترْضِعُوا أَوْلاَدَکمْ فَلا جُنَاحَ عَلَيْکمْ إِذَا سلَّتمْ تُم ما آتَيْتُم بِالمعْرُو فِ » اگر همسر طلاق گيرد و به فرزند شير ندهد، مرد نه تنها درصدد انتقام جويي برنيايد ، بلکه با پرداخت اجرت، حقوق معنوي او را که در حقيقت، حفظ احترام او در نزد فرزند است، رعايت نمايد يا اگر همسر به خاطر بيماري به طفل شير ندهد، عمل به معروف اقتضا مي کند که در طول مدت شيردهي، مراقب حال روحي و رواني مادر باشد. (همو، ص 190)

4- عمل به معروف در مراحل طلاق

کلمه معروف در آيات مربوط به احکام طلاق، 12 مورد مي باشد که اين نشان دهنده عنايت پروردگار به مسا ئل حقوقي زنان مطلقه مي باشد . تکرار اين کلمه در بحث طلاق گوياي آن است که شوهر بايد مصلحت خانواده را در نظر بگيرد و از حقوق خود، سوء استفاده نکند . چند آيه را به طور نمونه ذکر کرده، کاربرد آن را در جامعه تبيين مي کنيم:

الف-  پرداخت کالا به زن در هنگام طلاق:
براي طلاق داده شد گان، بهره اي است به شايستگي و حقي بر مردم پرهيزگار .( بقره، 241)
آيه به استمرار ارتباط انساني با زنان مطلقه اشاره دارد و مي فرمايد با وجودي که رابطه زوجيت قطع شده ، به زن کالايي داده شود . علامه طباطبايي اين آيه را شامل تمامي زنان مطلقه مي داند و معتقد است که هديه به تمامي زنان مطلقه مستحب است (طباطبايي، 1394 ه، ج 2، ص 259  262 )؛ 
اما عده اي ديگر، همچون صاحب تفسير نمونه معتقد ند ظاهر آيه همه زنان مطلقه را شامل مي شود، ولي به قرينه  آيه 236 اين حکم در مورد زناني است که مهري در حين عقد ندارند و قبل از آميزش، طلاق داده شده اند. ايشان احتمال مي دهد براي تمامي مطلقات است ، اما با اين تفاوت که در مورد زنان بدون مهر، واجب و در موارد ديگر مستحب است (مکارم شيرازي، 1376 ، ج 2، ص 215 ). قول مشهور همان نظر اول است.

از مجموع کلام مفسران، در مورد « متاع بالمعروف » چنين بر مي آيد که شايسته است مردي که نفقه همسر خويش را در طول زندگي مشترک بر عهده داشته و حالا به سببي مي خواهد از او جدا شود، متناسب با نيازهاي اساسي او وسايلي مهيا کند که او حداقل همزمان با جدايي از مرد، دچار مشکل نگردد. 

ب-  عمل به معروف در پرداخت مهرالمتعه به زن مطلقه:
« اگر زنان را، مادامي که با آنان نزديکي يا برايشان مهري معين نکرده ايد، طلاق دهيد، بر شما گناهي نيست که آنان را به طور پسنديده به نوعي بهره مند کنيد . توانگر به اندازه توان خود و تنگدست به اندازه وسع خود، اين کاري است شايسته نيکوکاران» ( بقره، 236)

آيه در مورد شخصي است، که در هنگام عقد ازدواج، مهريه اي برايش معين نشده است و مرد قبل از شروع زندگي ، بخواهد او را طلاق دهد . لذا بايد به زن مهريه اي بپردازد که مقدار آن بر حسب توانايي مالي مرد سنجيده مي شود و به آن مهر المتعه گويند.

بنابراين مهريه اي که مرد به عنوان مهرالمتعه، بايد بپردازد کالايي است که مورد بهره مندي زن در زندگي و مطابق با مقتضيات فردي و اجتماعي است . هرچند که تصور مي شود « على المحسنين » بيانگر مستحب بودن مهرالمتعه است . اما   طبق روايات ائمه اطهار، دادن مهرالمتعه واجب است . به عبارت ديگر، احسان در کنار معروف در اين آيه قرار گرفته است و هر دو به عملي با صبغه و رنگ الهي تأکيد دارند که فراتر از عدالت است : زيرا عدالت اصل است اما عفو غيراصيل است و در بعضي موارد خاص، استفاده مي شود . از طرف ديگر اضافه شدن قيد معروف به کلمه متاع به عنوان « متاع به معروف » جمع شرط و مشروط ا ست، يعني پرداخت متاعي موردنظر است که مطابق با نياز اجتماعي زن در هنگام طلاق باشد و زن بتواند از آن بهره ببرد و مرد تنها با رعايت اين شرط، از احسان کنندگان محسوب مي شود، البته وضعيت اقتصادي مرد هم مدنظر است
. (طباطبايي، 1394 ه ، ج 2، ص 256-258)

کاربرد اين آيه؛
1- مهريه اي که به زن داده مي شود، بايد مورد بهره مندي او بوده و برايش فايده داشته باشد و تا حدودي خسارت وارده به واسطه طلاق را جبران کند، اما سودمندي آن را عرف مردم تعيين مي کند.
2- مردي که به امر حق تعالي از روي احسان، کالايي به زن مي دهد، بايد مطابق وسع مالي خودش باشد.
3- پرداخت مهريه از روي احسان و گذشت مرد صورت مي گيرد، ولي احساني است که شرع آن را واجب مي داند.

ج-  رفتار با زن بعد از بازگشت به زناشويي:
« طلاق رجعي دو بار ممکن است، پس از آن بايد زن را به خوبي نگاه داشت و يا به شايستگي آزاد کرد و بر شما روا نيست که از آنچه به آنان داده ايد، بازستانيد »( بقره، 229) ؛ آيه به نکته اي در خصوص رجوع مرد در طلاق رجعي، اشاره دارد و اينکه، مرد بعد از اجراي صيغه طلاق، در طول مدت عده نمي تواند بيش از دو بار به ، همسر خود رجوع کند، اگرچه قصد اصلاح هم داشته باشد (طباطبايي، 1394 ه ، ج 2، ص 244)

آيه شريفه، شوهر را مخير بين امساک يا تسريح مي کند . امساک به معناي پيوستن بعد از گسستن و بازگشت بعد از جدايي است و تسريح يعني رها کردن زن. رمز اينکه امساک با معروف مقيد شده و تسريح با احسان، در اين است که امساک دو صورت دارد، که اسلام امساک به معروف را جايز دانسته است و آن قسم ديگر، يعني امساک غيرمعروف را جايز ندانسته است. 

در فرض امساک زن، همين مقدار کافي است که نگهداري او به شکل معروف باشد، به عبارت ديگر، منظور مرد از رجوع به زن، اذيت و آزار نباشد .(طباطبايي، 1394 ه، ج2، ص 244-247؛ طبرسيريال 1415] ، ج3، ص10).

 نکته آخر اينکه، ملاک تشخيص حسن معاشرت مرد در خانواده، انتساب او به صفت تواضع است . تواضع نشان از خشوع در قلب است که در عمل مرد بروز مي کند . بر اساس روايات موجود در کتب رواي ي تواضع و فروتني و مدارا کردن بهترين نماد ايمان و حسن خلق است .
کاربرد آيه :
1- در جامعه امروزي، رجوع بايد به گونه اي باشد که منجر به تداوم زندگي شود.
2- مرد موظف است در بازگشت به زندگي، حسن معاشرت داشته باشد.
3- قوام حسن معاشرت، به تواضع مرد در مقابل سخن حق زن ميباشد.


نويسنده: دکتر فائزه عظيم زاده اردبيلي-مربي آموزشي دانشگاه امام صادق(ع)



مشاوره حقوقی رایگان