بسم الله
 
EN

بازدیدها: 233

جزوه متون حقوقي انگليسي- قسمت ششم

  1396/11/3
خلاصه: درس بيست و سوم تا بيست و پنجم
قسمت قبلي

درس بيست و سه        Lesson Twenty-Three

بررسي كلمه

1.  كبير، بزرگسال (adult): بالغ؛ كبير؛ بالغ به لحاظ ذهني و عاطفي؛ داراي سن كافي براي راي دادن، ازدواج كردن و غيره.
الف. كسي كه به سن قانوني كِبَر رسيده باشد، بالغ محسوب مي‌شود.
ب. در ايران، زني كه به سن 9 سالگي رسيده باشد، بالغ محسوب مي‌شود.
ج. در ايالات متحده، تقريبا سي و هشت ميليون {انسان} بالغ در معرض سوء استفاده قرار گرفته‌اند.

2. تاييد كردن، تنفيذ كردن (affirm): تصويب كردن؛ رسما يا قطعا درستي يا صحت چيزي را اعلام كردن.
الف. اين قرارداد بايد توسط صغير به محض رسيدن به 18 سال تنفيذ شود.
ب. او اذعان كرد كه حقيقت را خواهد گفت.
ج. طرف اغوا شده بين فسخ يا تنفيذ قرارداد، حق انتخاب دارد.

3. مجوز، پذيرش (approval): قبول يا موافقت با يك پيشنهاد، طرح، تقاضا، و غيره.
الف. براي واردات خودرو، شخص بايد مجوز دولت را اخذ كند.
ب. اين طرح جهت تاييد بايد نزد كميته ارسال شود.
ج. من نمي‌توانم با اين برنامه بدون تاييد رييسم موافقت كنم.

4. قراردادي (contractual): مربوط به قرارداد يا مندرج در قرارداد.
الف. شركت قرارداد را بموجب حق قراردادي بر فسخ، اقدام به فسخ كرد.
ب. قيمت يا هر شرط قراردادي ديگر مي‌تواند توسط شخص ثالث تعيين شود.
ج. دعوت به مناقصه مي‌تواند تعهدات قراردادي ايجاد كند.

5. نكول كردن، انكار كردن (deny): اعلامِ نادرستي كردن؛ بيان اينكه {چيزي} غيرصحيح است.
الف. دولت دخالتش را در هواپيماربايي انكار مي‌كند.
ب. شركت هر گونه تخلف و آگاهي از جرم را انكار مي‌كند.
ج. كودكان، فاقد اهليت كامل براي انعقاد قرارداد هستند.

6. صغير (minor): كودك؛ شخص زير سن مسئوليت كامل حقوقي.
الف. در بسياري از كشورها، شخص پس از رسيدن به سن 18 سال ديگر صغير محسوب نمي‌شود.
ب. صغار اهليت محدودي براي {انعقاد} قرارداد دارند.
ج. اين حقيقت صِرف كه قرارداد به نفع صغير مي‌باشد، آنرا عليه او قابل اجرا نمي‌سازد.

7. ضروريات، ملزومات (necessaries): خوراك، پوشاك، و غيره كه مورد احتياج افراد تحت تكفل و فاقد اهليت مي‌باشد؛ اشياء مورد نياز.
الف. صغار مي‌توانند قرارداد خريد ضروريات ببندند.
ب. مايحتاج، كالاهايي هستند كه در زمان فروش و تحويل، مناسب با شرايط زندگي صغير باشند.
ج. صغار قادر به انعقاد قرارداد نمي‌باشند مگر براي ضروريات.

8. منع كردن (prohibit): از انجام كاري منع ساختن.
الف. در اينجا بدون اجازه پارك كردن ممنوع است.
ب. فروش الكل در ايران منع شده است.
ج. استعمال مواد مخدر همچنان در سراسر جهان يك عمل ممنوع محسوب مي‌شود.

9. شرط، نياز (requirement): ضرورت؛ چيز لازم.
الف. همه بازديدكنندگان خارجي واجد شرايط قانوني براي ورود نيستند.
ب. اين محصولات براي برآورده ساختن نيازهاي نظامي كافي نمي‌باشند.
ج. او نتوانست شرايط قانوني داشتن گواهينامه‌ي رانندگي را تامين كند.

10. فراهم ساختن، تامين كردن (supply): فراهم كردن؛ اعطا كردن؛ در دسترس قرار دادن.
الف. دولتهاي خارجي براي شورشيان سلاح تامين مي‌كنند.
ب. اين شركت سامانه‌هاي مطبوع‌كننده‌ي هواي اتومبيل  عرضه مي‌كند.
ج. عرضه‌ي سيگار به جوانان ممنوع است.

صغار (1)                                Minors (1)
چه كسي مي‌تواند قرارداد منعقد كند؟ اصولا، هر شخصي مي‌تواند قرارداد منعقد سازد اما گاهي اوقات قانون از برخي گروه‌ها حمايت بعمل مي‌آورد. جاييكه شخص فاقد اهليت كامل قراردادي باشد، هدف اصولا حمايت است نه ممنوعيت؛ و مشكل در اجراي قرارداد معمولا توسط طرفي كه داراي اهليت كامل قراردادي مي‌باشد، تجربه مي‌شود. با اينكه اشخاص بالغ مي‌توانند با استثنائات خاصي قرارداد منعقد كنند، اما قانون شخص زير 18 سال را (صغير) داراي اهليت براي انجام آن محسوب نكرده است. اصولا، {انعقاد} قرارداد با صغير قابل اجرا عليه او نيست هر چند صغير مي‌تواند قرارداد را عليه طرف ديگر به اجرا  دربياورد. اگر صغير قراردادي را پس از هجده ساله شدن تنفيذ نمايد،‌ قرارداد قابل اجرا مي‌شود اما تنفيذ بايد كتبي باشد و توسط شخص به امضا برسد. اگر صغير بخواهد قراردادي منعقد سازد، والدين يا قيم او يا طرف ديگر {قرارداد} مي‌توانند جهت تنفيذ شروط قرارداد، به دادگاه دادخواست بدهند. قرارداد در صورت تنفيذ، همان آثاري را دارد كه اگر صغير، بالغ مي‌بود.

قراردادهايي كه توسط صغير منعقده شده و قابل اجرا مي‌باشند عبارتند از:
1. قراردادهاي تامين ضروريات، تا حدي كه صغير بايد مبلغ متعارفي براي مايحتاج بپردازد. قانون ضروريات را كالاها يا خدماتي معرفي مي‌كند كه براي وضعيت فرد جهت زندگي و شرايط حقيقي شخص در زمان انعقاد قرارداد ضروري مي‌باشند.
2. قراردادهاي خدمات، جاييكه خدمات مزبور براي صغير داراي منفعت آموزشي يا پرورشي باشد.

تمرين‌هاي درك مطلب

الف. پاسخ سوالات زير را بنويسيد.
1. چگونه صغير مي‌تواند قرارداد منعقد كند؟
The law does not consider that a person under eighteen (a minor) has the capacity to enter into contracts. However, if a minor wants to enter into a contract, his/her parent or guardian or the other party can apply to a court for approval of the terms of the contract.

2. چگونه صغير مي‌تواند قرارداد را به اجرا درآورد؟
Generally, a contract with a minor cannot be enforced against the minor although the minor can enforce the contract against the other party.

3. ضروريات چيست؟
The statute defines necessaries as goods or services necessary to the person s conditions for life and to the person s actual requirements at the time of the contract.

4. آيا ارايه‌ي {خدمات} آموزشي مي‌تواند ضروريات محسوب شود؟
No, they cannot be necessary but they can be enforceable because they have instructional or educational benefit to the minor.

ب. جاهاي خالي را با كلمات زير پر كنيد.
Requirement (10)    approval     (7)    supply (8)    adult (4)
Contractual (2)    affirmed (6)    minor (9)    deny (1)
Necessaries (5)    prohibited (3)

1. سكوت ممكن است رضايت به يك قرارداد محسوب شود جاييكه اوضاع و احوال موجد تكليف به نكول يك رابطه‌ي قراردادي باشد كه در غير اينصورت فرض بر وجود آن خواهد بود.

2. ازلحاظ سنتي، توافقات غيررسمي و خانوادگي حتي با وجود تعهد، قراردادي تلقي نمي‌شوند.

3. نكاح بين اقرباي نزديك توسط قانون ممنوع مي‌باشد.

4. بالغ كسي است كه به سن قانوني كِبَر رسيده باشد.

5. قراردادهاي تامين ضروريات، بر صغير و همچنين بر طرف بالغ الزام‌آور است.

6. در صورتيكه قرارداد تنفيذ شود، حق فسخ قرارداد از بين مي‌رود.

7. اين توافق‌نامه مشروط به صدور مجوز لازم و تاييد دولت است.

8. بطور كل، قراردادهاي تامين كالا از طريق ساخت و توليد، قراردادهاي بيع تلقي مي‌شوند.

9. هرچند صغير اهليت قراردادي محدودي دارد، اما او بايد قيمت معمول ضروريات فروخته شده و تسليم شده به خود را بپردازد.

10. طرفين در انعقاد قرارداد و تعيين مفاد آن، آزادند مشروط به {رعايت} شرط حسن نيت و معامله‌ي منصفانه و قواعد آمره.
 

درس بيست و چهار        Lesson Twenty-Four

بررسي كلمه

1. كسب كردن (acquire): بدست آوردن؛ كسب كردن؛ خريدن يا اكتساب كردن.
الف. شركت دقيقا پنج درصد ديگر از سهام را تصاحب كرد.
ب. شخص ثالث ممكن است منفعتي را از قرارداد  منعقده توسط طرفين، بدست آورد.
ج. محصول فاقد حمايت‌هاي خدماتي لازم ممكن است سريعا شهرت نامطلوبي پيدا  كند.

2. سن بلوغ (majority): سني كه شخص در آن از لحاظ حقوقي يك فرد بالغ كامل محسوب مي‌شود.
الف. سن بلوغ در بريتانيا از 21 به 18 كاهش يافت.
ب. سن بلوغ در ايران در مقايسه با ساير كشورها پايين است.
ج. نفوذ والدين بر طفل ممكن است شديد باشد و حتي مي‌تواند پس از سن بلوغ نيز ادامه يابد.

3. به نيابت از، از طرف (on behalf of): به نمايندگي از؛ به خاطرِ.
الف. وكيل اختيار دارد به نيابت از موكل خود با شخص ثالث قرارداد بيع كالا منعقد نمايد.
ب. ولي قانوني بايد به نيابت از كودك اقدام نمايد.
ج. يك وكيل مي‌تواند به نيابت از موكل، قرارداد ببندد.

4. شراكت (partnership): حرفه‌اي با دو يا چند مالك؛ حالت شريك بودن در شغل.
الف. آنها تصميم بر توقف شراكت گرفتند.
ب. شركا مجتمعا و منفردا در قبال ديون شركت مسئول هستند.
ج. هر شريكي در قبال ديون شركت به ميزان كل دارايي‌اش مسئوليت دارد.

5. تصويب كردن (ratify): تاييد كردن؛ تصديق كردن؛ رسما قرارداد يا معاهده‌اي را اعتبار بخشيدن.
الف. معمولا، معاهده براي اينكه الزام‌آور باشد، بايد به تصويب برسد.
ب. سران دوازده دولت اروپايي براي تصويب معاهده تشكيل جلسه خواهند داد.
ج. شخص مي‌تواند معاملات اجازه نشده‌ي قبلي را كه به نيابت از او صورت گرفته، تنفيذ نمايد.

6. مبري كردن (relieve): كسي را از تكليف يا كاري معاف كردن.
الف. اثر تعذر  اين است كه طرفين از تعهدات قراردادي مبري شده و بنابراين چيزي براي اجرا وجود نخواهد داشت.
ب. دادگاه تجديدنظر تشكيل شد تا بار سنگين پرونده‌هاي تجديدنظر در ديوان عالي را كاهش دهد.
ج. گاهي، متضرر مستحق {دريافت} غرامت مي‌باشد، ولي از ايفاي تعهد مبري نمي‌شود.

7. توافق، حل و فصل (settlement): توافق رسمي؛ شروطي كه براساس آن پول يا مال به كسي داده مي‌شود.
الف. قبل از جشن ازدواج، توافق بر نكاح مورد اتفاق نظر قرار گرفته است.
ب. مذاكره‌كنندگان در حال جستجوي حل و فصل مسالمت‌آميز {اختلاف} مي‌باشند.
ج. پس از مذاكرات طولاني، توافق حاصل شد.

8. سهم (share): هر يك از اجزاي مساوي كه سرمايه‌ي يك شركت بر آنها قسمت مي‌شود و براي دارنده {ي آن جزء} بر بخشي از منافع حق ايجاد مي‌كند.
الف. او در يك شركت الكترونيك 500 سهم خريد.
ب. شركت دقيقا پنج درصد ديگر از سهام را تصاحب كرد.
ج. بانك ملي امروزه معاملات بورس و سهام انجام مي‌دهد.

9. انتقال دادن، تبديل شدن (transfer): تصرف مالي يا حق معيني را به كس ديگر واگذار كردن.
الف. او مالكيت زمين را به برادرش انتقال داد.
ب. اين مغازه اخيرا تبديل به شركت شده است.
ج. من بالاخره با انتقال خانه به دولت موافقت كردم.

10. انصراف دادن، صرف‌نظر كردن (withdraw): چيزي مثل يك تعهد، پيشنهاد، اظهاريه و غيره را پس گرفتن.
الف. خريدار در صورت تمايل، حق قراردادي براي كناره‌گيري از قرارداد دارد.
ب. ايجاب پس گرفته خواهد شد مگر اينكه قرارداد بلافاصله به امضا برسد.
ج. طرفين مي‌توانند در صورت عدم امكان حصول توافق در خصوص مسايل مهم،  {براي خود} حق كناره‌گيري {از قرارداد} قايل باشند.

صغار (2)                            Minors (2)
چه كسي مي‌تواند قرارداد منعقد كند؟ صغير مي‌تواند قراردادي را منعقد كند كه از طريق آن منفعتي با ماهيت مستمر بدست بياورد. چنين قراردادهايي توسط صغير، طي {دوران} صِغَرِ و ظرف زمان متعارفي پس از رسيدن وي به سن بلوغ امكان‌پذير مي‌باشد. قرارداد مزبور الزام‌آور مي‌باشد تا زمانيكه صغير آن را فسخ (ابطال) نمايد. اگر صغير قرارداد را قبل از سن بلوغ فسخ نمايد، مي‌تواند از فسخ خود ظرف زمان متعارفي پس از آن، برگردد. اگر آ»را فسخ كند، از هر گونه تعهدي در آينده مبري خواهد شد.
پولي كه توسط صغير قبل از فسخ پرداخت شده است، قابل استرداد از طرف ديگر نمي‌باشد. با اين وجود، اگر مالي كه بموجب قراردادي كه بعدا توسط صغير فسخ شده است انتقال يافته باشد، خود صغير و يا به نيابت از او مي‌توان به دادگاه جهت دستور استرداد مال طبق شروطي كه دادگاه عادلانه تشخيص دهد، دادخواست تقديم كرد.
از اين نوع قراردادهاي قابل ابطال، چهار مورد وجود دارد: (1) قراردادهاي راجع به زمين؛ (2) خريد سهام در شركت؛ (3) موافقت‌نامه‌هاي شراكت؛ (4) توافق نكاح. به استثناي قراردادهايي كه براي {تامين} ضروريات منعقد شده‌اند، كليه‌ي قراردادهاي منعقده توسط صغير غيرقابل اجرا تلقي مي‌شوند: صغير ملزم نيست (هر چند او مي‌تواند قرارداد را پس از سن بلوغ تنفيذ كند) ولي طرف ديگر ملزم است. اگر صغير بخواهد ملزم شود، بايد قرارداد را ظرف مدت معقولي پس از سن بلوغ تنفيذ نمايد. همين كه قرارداد تنفيذ شد، قوت قانوني يافته، له و عليه صغير پيشين، قابل اجرا خواهد بود.

تمرين‌هاي درك مطلب

الف. پاسخ سوالات زير را بنويسيد.
1. صغير چگونه مي‌تواند قراردادي را باطل كند؟
He/she can void a contract during his/her minority and within a reasonable time after attaining his majority.

2. اگر صغير قراردادي را فسخ كند، چه اتفاقي مي‌افتد؟
If he/she rescinds the contract before his/her majority, he/she may withdraw his/her rescission within a reasonable time. If he/she rescinds it, he/she is relieved of any further obligations.

3. كدام نوع از قراردادهايي كه صغير در آن‌ها مداخله دارد، ممكن است ابطال شوند؟
There are four catergories of these voidable contracts: (1) contracts concerning land, (2) purchase of shares in a company, (3) partnership agreements, (4) marriage settlement.

4. اگر صغير هنگام رسيدن به بلوغ، قراردادي را تنفيذ كند، در اينصورت قرارداد مزبور عليه چه كسي قابل اجرا خواهد بود؟
Once ratified the contract is valid and is enforceable both by and against the ex-minor.

ب. جاهاي خالي را با كلمات زير پر كنيد.
On behalf of (5)    relieved (3)    ratified (9)    majority (10)
Partnership (7)    acquire (1)    transfer (4)    shares (6)
Settlement (8)    withdrawn (2)

1. شخصي كه طرف قرارداد نيست، ممكن است براساس اعتبار آن قرارداد، حقوقي بدست آورد.

2. يك ايجاب، حتي اگر لازم‌الاجرا باشد، ممكن است فسخ شود، البته در صورتيكه قبلا يا همزمان با ايجاب، {عملِ) فسخ به {اطلاع} موجَب برسد.

3. اگر قراردادي غيرقابل اجرا اعلام شود، هر دو طرف {آن} از اجراي بعدي آن معاف خواهند شد.

4. فروشنده بايد كالا را تسليم و مالكيت بر كالا را به خريدار منتقل نمايد.

5. قرارداد معيار، قراردادي است كه تمام يا قسمتي از شروط آن، از قبل، توسط و يا از طرفِ شخص ارايه‌كننده‌ي {آن} كالا يا خدمات تعيين شده است.

6. كنوانسيون بيع وين در خصوص بيع سهام اعمال نمي‌شود.

7. برخلاف يك شركت داراي شخصيت حقوقي،  {عقد} شركت، في‌نفسه داراي شخصيت حقوقي نيست.

8. هدف از عقد ازدواج اين است كه براي يكي از …………………………………

9. معاهدات تنها زماني كه توسط دولت‌ها به تصويب برسند، براي آن‌ها الزام‌آور مي‌باشد.

10. سن بلوغ در {حقوق} كامن‌لا 21 سال بود، اما توسط قانون اصلاح قانون خانواده مصوب 1969 به 18 سال كاهش يافت.
 

درس بيست و پنج        Lesson Twenty-Five

بررسي كلمه

1. تسليم كردن، تحويل دادن (deliver): تسليم كردن؛ در تصرف يا كنترل {شخص} ديگر قرار دادن.
الف. فروشنده بموجب قرارداد ملزم به تسليم كالا در موعد {مقرر} مي‌باشد.
ب. شما بايد كالا را آنگونه كه قرارداد اقتضا دارد، تسليم نماييد.
ج. فروشنده تعهد كرد ماشين را تا {روز} جمعه تسليم نمايد.

2. معلول، ناتوان جسمي (disabled): معلول؛ ناتوان در استفاده از جسم يا ذهن به نحو مناسب به علت بيماري، آسيب، و غيره.
الف. يك كودك معلول بطور تصادفي در صندلي چرخ‌دار كشته شد.
ب. تامين  كافي براي دانش‌آموزان معلول وجود ندارد.
ج. يك كودك معلول ذهني يا جسمي بايد از يك زندگي كامل و آبرومندانه بهره‌مند باشد.

3. فاقد اهليت (incapable): فاقد اهليت، توانايي، يا شرايط لازم؛ غيرصالح؛ ناتوان از انجام كاري.
الف. اشخاص مختل‌المشاعر فاقد اهليت براي انعقاد قرارداد مي‌باشند.
ب. صغير براي انعقاد قرارداد، فاقد اهليت فرض مي‌شود.
ج. اگر شخص آنقدر ناتوان باشد كه نداند چه انجام مي‌دهد، فاقد اهليت {انعقاد} قرارداد مي‌باشد.

4. مجنون (insane): غيرعاقل؛ ديوانه؛ بيمار رواني؛ مختل‌المشاعر.
الف. جنون او تاييد و به بيمارستان رواني فرستاده شد.
ب. هر انساني فرض بر اين است كه عاقل است تا زماني كه جنون او ثابت شود.
ج. جاييكه يك طرف {قرارداد} مجنون است، با او بعنوان عاقل رفتار مي‌شود مگر اينكه اثبات شود طرف ديگر از مساله‌ي جنون مطلع بوده است.

5. مسئول (liable): مسئول توسط قانون؛ ملزم و متعهد از لحاظ قانوني؛ پاسخگو.
الف. شما در قبال هر گونه خسارت وارده مسئول خواهيد بود.
ب. گفته شده شخصي كه قرارداد را نقض مي‌كند، در قبال آن پاسخگو و مسئول مي‌باشد.
ج. طرف {قرارداد}‌براي مذاكره مختار است و مسئول عدم رسيدن به توافق محسوب نمي‌شود.

6. عاقل، هوشيار (lucid): سالم؛ روشن‌فكر؛ داراي قابليت درك و فهم؛ قابل درك آسان.
الف. قراردادهايي كه توسط شخص مجنون در دوران هوشياري انعقاد يافته، قابل اجرا مي‌باشد.
ب. اين فرد، سخنراني مردمي است كه مباحثش را به شيوه‌اي قابل فهم بيان مي‌كند.
ج. او به گونه‌اي واضح، حق {انعقاد} قرارداد را بعنوان يكي از آزادي‌هاي بنيادين مدني توصيف كرد.

7. ذهني، رواني (mentally): در ذهن؛ مربوط به ذهن.
الف. اين شخص بيمار رواني است و نمي‌تواند مسئول اقدمات خود تلقي شود.
ب. وكيل اظهار كرد كه خوانده به لحاظ رواني بي‌ثبات بوده است.
ج. در برخي كشورها اشخاص مختل‌المشاعر نمي‌توانند راي بدهند.

8. قيمت، ثمن (price): مقداري پول كه در قبال آن چيزي مي‌تواند خريده يا فروخته شود.
الف. عوضي كه در قبال خريد چيزي پرداخت مي‌شود ثمن نام دارد.
ب. او خانه را به قيمت خوبي فروخت.
ج. قيمت انواع مختلف اتومبيل در حال كاهش است.

9. لغو كردن، كنار زدن (set aside): به كنار نهادن؛ لغو كردن؛ بيان كردن اينكه يك قرارداد، تصميم، حكم، و غيره از لحاظ قانوني معتبر نيست.
الف. موافقت‌نامه توسط صغير بعد از بلوغ ملغي شد.
ب. راي دادگاه، از سوي دادگاه تجديد نظر لغو شد.
ج. قانون به طرفِ اشتباهي، اجازه مي‌دهد توافق‌نامه را فسخ كند.

10. باطل، بي‌اعتبار (void): فاقد اثر قانوني؛ غير معتبر يا غيرقانوني.
الف. قرارداد كان‌لم‌يكن و باطل اعلام شد.
ب. يك قرارداد ممكن است بخاطر ملاحظات اخلاقي باطل باشد.
ج. تمايز بين واژگان «باطل» و «قابل ابطال» در حقوق قراردادها غالبا يك تفاوت كاربردي مهم است.

معلولين ذهني يا بيماران رواني
Mentally Disabled or Mentally Ill Persons
قرارداد منعقده توسط معلول ذهني يا بيمار رواني الزام‌آور است مگر اينكه شخص مزبور اقدام به لغو آن نمايد. براي اينكه قرارداد لغو شود بايد اثبات شود كه شخص مزبور از درك ماهيت قرارداد عاجز بوده و اينكه طرف ديگر، از معلوليت ذهني يابيماري رواني وي مطلع بوده و يا بايد مطلع مي‌بوده است.
اگر شخصي كه در اثر مواد مخدر يا الكل موقتا فاقد شعور است، قراردادي منعقد نمايد، عليه خودش الزام‌آور است مگر اينكه وي در زمان ايجاد تعهد، از درك ماهيت قرارداد عاجز بوده و طرف ديگر از عدم صلاحيت وي مطلع بوده يا بايد مطلع مي‌بوده است.
بعنوان يك قاعده‌ي كلي، اگر قراردادي طي زمان هوشياري {يعني} زماني كه شخص قادر به درك آن مي‌باشد، انعقاد يافته باشد، الزام‌آور خواهد بود حتي اگر طرف ديگر از معلوليت ذهني يا بيماري رواني شخص مطلع بوده باشد. آندسته از قراردادهايي كه در حالت عدم سلامت رواني {شخص} بيمار انعقاد يافته، طي دوران سلامت، قابل تنفيذ مي‌باشند. يك بيمار ذهني كه اموال وي تحت نظارت دادگاه مي‌باشد، حق انعقاد قرارداد ندارد و هر قراردادي كه بدين مقصود انعقاد يافته باشد، باطل است.
يك معلول ذهني يا بيمار رواني مسئول پرداخت قيمت متعارف كالاهاي فروخته شده‌ي تسليمي مي‌باشد؛ البته در صورتيكه بتوان كالاهاي مزبور را انصافا بعنوان ضروريات تلقي كرد.

تمرين‌هاي درك مطلب

الف. پاسخ سوالات زير را بنويسيد.
1. چگونه شخص داراي بيماري رواني مي‌تواند قراردادي را لغو نمايد؟
To have the contract set aside it must be shown that the mentally disabled person was incapable of understanding the nature of the contract and that the other party knew, or ought to have known, of the person’s mental disability or mental illness.

2. اگر به شخصي اطلاق مجنون شود ولي در زمان انعقاد قرارداد سلامت رواني داشته باشد، مي‌توان او را ملزم دانست؟
As a general rule, if the contract was made during a lucid period when the person was able to understand it, it will be binding even though the other party knew of the person’s mental diasability or mental illness.

3. اگر اموال شخص داراي معلوليت ذهني تحت نظارت دادگاه باشد، مي‌تواند در ارتباط با آن {اموال} قرارداد منعقد سازد؟
A mental patient whose property is under the control of the court may not make a contract and any contracts purported to be so made are void.

4. آيا معلول ذهني در قبال خريد ضروريات، ملزم به پرداخت مي‌باشد؟
A mentally disabled or mentally person is liable to pay a reasonable price for goods sold and delivered if the goods can fairly be regarded ad necessaries.

ب. جاهاي خالي را با كلمات زير پر كنيد.
incapable (4)        disabled (2)    insane (5)    lucid (6)    
set aside (3)        deliver (10)    price (9)        void (7)
mentally (1)        liable (8)        

1. اهليت به حمايت از كودكان و افرادي كه ممكن است به لحاظ رواني بيمار باشند مربوط مي‌شود. 

2. حق كودكان معلول بر مراقبت خاص از سوي بسياري از كشورها مورد پذيرش واقع شده است. 

3. اگر طرفين در خصوص وقايع مشتركا به اشتباه بيافتند، قرارداد قابل لغو خواهد بود.

4. قانون هميشه در زماني مبرهن باشد كه شخص از حفظ منافع خود ناتوان است {از وي} حمايت مي‌كند.

5. قرارداد منعقده توسط شخص مجنون معتبر است، مگر اينكه طرف ديگر مطلع باشد از اينكه وي قادر به درك ماهيت قرارداد نبوده است. 

6. خوانده آنقدر منطقي بود تا وكلاي خود را در اقداماتشان جهت ارايه‌ي دفاعيه‌اي متقن ياري كند.

7. قرارداد باطل قراردادي است كه هيچگاه وجود يا اثر قانوني نداشته و به هيچ نحو قابل تنفيذ نمي‌باشد.

8. طرف قرارداد اگر اثبات كند كه قصور در نتيجه يك مانع خارج از كنترلش بوده در قبال عدم ايفاي هيچ يك از تعهداتش مسئول نيست. 

9. خريدار بايد قيمت كالا را پرداخته و آن را طبق قرارداد تسليم نمايد.

10. فروشنده بايد كالا را تسليم و مالكيت آن را طبق قرارداد انتقال دهد.







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان