بسم الله
 
EN

بازدیدها: 276

انواع عده و وضعيت زنان فاقد رحم- قسمت سوم

  1396/11/2
قسمت قبلي

4) عده طلاق

 
طلاق به عنوان يكي از اسباب انحلال نكاح دائم است. در طلاق بائن رابطه زوجيت به طور كلي قطع مي‌گردد و براي شوهر حق رجوع نيست (ماده 1144 ق.م.) در حالي كه در طلاق رجعي مرد مي‌تواند در دوران عده به همسر رجوع نمايد، انواع طلاق‌هاي بائن عبارتند از: طلاق غيرمدخوله؛ طلاق يائسه؛ طلاق زوجه صغيره؛ طلاق خلع و مبارات البته در زمان عدم رجوع به عوض مهر؛ طلاق سومي كه دو رجوع در ميان آن فاصله شده باشد. در ماده 1145 ق.م. نيز موارد فوق به استثناي طلاق صغيره، به عنوان مصاديق طلاق بائن معرفي شده‌اند، طلاق‌هايي كه خارج از صورت‌هاي ياد شده باشند از نوع طلاق رجعي است.
در سه قسم اول از طلاق‌هاي بائن عده وجود ندارد، از اين رو هرگاه در اين فروض، شوهر بخواهد مجدداً با همسر مطلقه خود ازدواج نمايد، بايد به انعقاد عقد جديدي مبادرت نمايد. اما در بقيه انواع طلاق (اعم از بائن يا رجعي) بر زنان مطلقه عده واجب است، ولي مقدار آن به لحاظ موقعيت و حالات مختلف زنان مطلقه با شرايط طلاق واقع شده، مي‌تواند متفاوت باشد؛ ذيلاً حالات مختلف عده زنان مطلقه مورد بررسي قرار مي‌گيرد:

1-4) عده طلاق زنان غيرحامل

 
شارع مقدس ملاك تعيين زمان عده را در زنان مطلقه عادت ماهانه قرار داده و مي‌فرمايد: «و المطلّقات يتربصن بأنفسهنّ ثلاثة قروء» (بقره، 228). كلمه «تربص» به معناي انتظار كشيدن و نگهداشتن خويشتن مي‌باشد و كلمه «أنفسهنّ» نشانگر آن است كه زنان بايد پس از طلاق خود را از تمكين مردان حفظ نمايند، واژه «قروء» جمع «قرء» در لغت به معناي وقت است، از اين رو وقت طهر يا حيض را «قرء» گويند. بدين جهت لفظ «قرء» در لغت از الفاظ مشترك است که داراي دو معناي متضاد؛ پاكي و ناپاكي است. 

مشهور فقهاي اماميه معتقدند مقصود از «قرء» در آيه فوق، طهر است؛ لذا زنان بايد پس از طلاق، سه دوران پاكي را به عنوان عده صبر نمايند (بحراني، ج 25، ص 398؛ نجفي، ج 32، ص 219). دليل آن هم برخي از روايات معتبر است، امام باقر(ع) فرمود: «قال: المطلّقه اذا رأت الدم من الحيضة الثالثة فقد بانت منه» (كليني، 1413ق: ج6، ص87؛ حر عاملي، 1409ق: ج15، ص428). (زن طلاق داده شده پس از سومين خون حيض به طور كلي از مرد جدا مي‌گردد).

البته شرط صحت طلاق آن است كه در طهر غيرمواقعه، واقع شود و آن طهر نيز در احتساب ايام عده به عنوان يك طهر محاسبه مي‌شود؛ بنابراين با شروع حيض سوم، سه دوران پاكي سپري شده است. احاديث فراواني با مضمون فوق وارد شده‌اند كه دلالت بر نظر مشهور فقها دارد. البته مقدار سه طهر، عدة آن گروه از زنان مطلقه‌اي است كه داراي عادت ماهانه منظم هستند، اين گروه از زنان كساني هستند كه در دو دفعة متوالي يا بيشتر به طور يكسان خون ديده‌اند، اعم از اين كه از نظر زمان شروع يا تعداد روزها يا هر دو مساوي باشند. بنابراين عده اين قبيل زنان چنانچه آزاد و «مدخول بها» نيز باشند، سه دوران پاكي است.

در مادة 1151 ق.م. آمده: «عده طلاق و عده فسخ نكاح سه طهر است، مگر اين كه زن با اقتضاي سن، عادت زنانگي نبيند كه در اين صورت عدّه وي سه ماه مي­شود».
ولي عدة زنان مطلقه‌اي كه به دلايلي چون بيماري، شيردادن و... با اقتضاي سن عادت ماهانه نمي­شوند سه ماه است؛ اين زنان در فقه «ذوات الشهور» و در فارسي «ماه داران» ناميده مي‌شوند. در قرآن كريم آمده: «و اللائي يئسن من المحيض من نسائكم إن ارتبتم فعدتهنّ ثلاثة أشهر و اللائي لم يحضن» (طلاق،4)، جمله «واللائي لم يحضن» عطف بر جمله «واللائي يئسن من المحيض» مي‌باشد. يعني زناني كه در سن حيـض ديـدن هستند، ولـي حيـض نمي‌بينند، عده طلاق آنها نيز سه ماه است. همچنين امام صادق(ع) نيز مي­فرمايد: «عن أبي عبدالله(ع) قال: عدّة المراة التي لاتحيض و المستحاضة التي لاتطهر ثلاثة أشهر» (شهيد ثاني، 1379: ج2، ص125؛ خميني، 1390ق: ج2، ص326؛ بحراني، بي‌تا: ج5، ص348؛ نجفي، 1981م: ج32، ص236) (عده زني كه حيض نمي‌شود (با اقتضاي سن) و زن مستحاضه‌اي كه پاك نمي‌شود، سه ماه است).

به عقيده فقهاي اماميه زناني كه براي اولين بار حائض مي‌شوند (مبتدئه)، يا زناني كه چندين بار حائض شده‌اند، ولي عادت معين و منظمي پيدا نكرده‌اند (مضطربه)، يا زناني كه عدد ايام عادت ماهانه خود را فراموش كرده‌اند (ناسيه)، بايد براي تعيين زمان عده به بستگان و نزديكان خود يا صفات خون حيض رجوع كنند و مدت حيض را مشخص سازند؛ در اين صورت مدت عده با سه طهر منقضي مي‌شود، در صورت فقدان بستگان و نزديكان يا نبودن صفات مشخص مانند دسته دوم، عده آنان سه ماه است.

البته در مواردي كه عده به ماه تعيين مي‌شود، معيار ماه قمري است؛ بنابراين اگر طلاق در اول ماه واقع شود، بايد سه ماه متوالي عده نگه دارد. اما در موردي كه طلاق در بين ماه واقع شود، ميان فقها اختلاف‌ نظر وجود دارد. مشهور فقها معتقدند: بايد دو ماه قمري عده نگه ‌دارد و نقصان ماه اول را از ماه چهارم تكميل ‌كند. مثلاً هرگاه طلاق در بيستم ماه واقع شد و آن ماه قمري 29 روز باشد، پس از پايان ماه دوم و سوم قمري بيست روز فوت شده از ماه اول را در ماه چهارم جبران ‌كند (نجفي، 1981م: ج32، ص249؛ يزدي، 1423ق: ج 6، ص89).

2-4) عده طلاق زنان حامل

 
عده زنان حامله تا وضع حمل است، هرچند كه چند لحظه بعد از طلاق وضع حمل نمايند، خواه طفل به صورت كامل و طبيعي متولد شود يا به صورت ناقص سقط گردد، از اين رو عده زنان باردار حسب مورد، متفاوت مي‌باشد، زيرا ممكن است اين مدت بسيار اندك (يك روز) يا بسيار طولاني (نه ماه) باشد. در قرآن کريم آمده: «و اُولات الأحمال أجلهنّ أن يضعن حملهنّ» (طلاق، 3) (عده زنان باردار تا زماني است كه وضع حمل نمايند). 

همچنين امام باقر(ع) مي‌فرمايد: «قال: اذا طلّقت المرأة و هي حامل فأجلها أن تضع حملها و إن وضعت من ساعتها» (حرعاملي، 1409ق: ج22، ص195)؛ (هنگامي كه زني طلاق گرفت در حالي كه حامله بود عده‌اش تا وضع حمل است، هرچند بلافاصله بعد از طلاق وضع حمل نمايد). لذا عده زنان مطلقه حامل، در صورتي با وضع حمل پايان مي‌يابد كه حمل مشروع بوده يا ملحق به مردي باشد كه عده زن از اوست، پس اگر عده زن از مردي باشد كه زن را طلاق داده ولي فرزند از زنا باشد، وضع حمل در تمام شدن عده دخالت ندارد؛ لذا زني كه قبل يا بعد از طلاق از زنا حامله شده باشد با وضع حمل از عده خارج نمي‌شود، بلكه در اين مورد نيز همانند زنان غيرحامله حسب مورد، عده در پايان سه طهر يا با گذشتن سه ماه است (اصفهاني، 1385: ص287). اين امر بدان جهت است که به عقيده فقهاء نطفه منعـقد از زنا احترام ندارد (رک. حلي، 1411ق: ج2، ص456؛ محقق کرکي، 1408ق: ج 4، ص456؛ نجفي، 1981م: ج22، ص379).

5) عده در نكاح موقت

 
ازدواج موقت (متعه) بدون نياز به طلاق و صرفاً با تمام شدن مدت يا بذل (بخشيدن) مدت آن از طرف زوج، پايان مي‌يابد. در زمان عده نيز براي مرد امكان رجوع نيست، روايات معتبر بر اين مطلب دلالت دارد (ر.ك. حر عاملي، 1409ق: ج7، ص 483). ماده 1139ق.م. مقرر مي‌دارد: «طلاق مخصوص عقد دائم است و زن منقطعه به انقضاء مدت يا بذل آن از طرف شوهر از زوجيت خارج مي‌شود».

در انحلال نكاح موقت نيز همانند نكاح دائم در صورتي كه زن صغيره يا يائسه باشد، عده بر وي واجب نيست و در اين موارد زن بلافاصله پس از انحلال نكاح موقت مي‌تواند شوهر نمايد (يزدي،1423ق: ج 6،ص 84). ولي زن بالغ غير يائسه که با وي آميزش واقع شده باشد، پس از انحلال نكاح موقت بايد عده نگاه دارد؛ اين عده به عده جدايي (فراق) نيز ناميده مي‌شود. مدت عده اين قبيل زنان به اعتبار وضعيت آنان از نظر حمل (بارداري) و عدم آن بر دو قسم است:

1-5) عده زنان غير حامل در نكاح موقت

 
عده زنان غير حامل در نكاح موقت كه به اقتضاي سن داراي عادت ماهانه مي‌شوند، چهار نظريه مطرح است:

1-1-5) مشهور فقهاء اماميه، معتقدند عده اين قبيل زنان دو حيض است (ر.ک. طوسي، بي­تا: ص492؛ ابن براج، 1406ق: ج2، ص244؛ سلار ديلمي، 1414ق: ص167؛ محقق حلي، 1409ق: ج2، ص532؛ شهيد اول، 1410ق: ج5، ص301؛ بحراني، بي‌تا: ج24، ص183). اين نظريه از انضمام دو حديث معتبر با يكديگر استنباط مي‌گردد: الف) امام كاظم (ع) فرمود: «طلاق الأمة تطليقتان و عدّتها حيضتان» (طوسي، 1363: ج3، ص 449). (طلاق كنيز دو تا است و عده او نيز دو حيض است)؛ ب) امام باقر (ع) مي­فرمايد: «إنّ علي المتعة مثل ما علي الأمة» (حرعاملي، 1409ق: ج 22، ص 275) (بر زني كه متعه شده، همان تكاليفي است كه بر كنيز مي‌باشد، يعني احكام متعه مانند احكام كنيز است) از مجموع اين دو روايت استفاده مي‌شود عده زنان در نكاح موقت دو حيض است.

2-1-5) شيخ مفيد و ابن ادريس معتقدند: «عده زن در نكاح منقطع دو طهر است، البته دو طهري كه يك حيض ميان آنها فاصله باشد، مستند اين نظريه نيز انضمام دو حديث با يكديگر است؛ الف) امام باقر (ع) فرمودند: «ان كان حرّ تحته أمة فطلاقها تطليقتان وعدّتها قرءان» (شيخ مفيد، 1417ق: ص 536؛ ر.ك. ابن ادريس حلي، بي‌تا: ج2، ص625). (اگر مرد آزادي كنيزي داشت طلاقش دو بار و عده‌اش دو پاكي است). ب) امام باقر (ع) فرمودند: «إنّ علي المتعة ما علي الأمة» (حرعاملي،1409ق: ج22، ص 275). با انضمام اين دو روايت و تفسير «قرء» به معناي پاكي نظريه فوق دائر بر اينكه عده متعه دو طهر است؛ ثابت مي‌گردد.

3-1-5) شيخ صدوق مي‌نويسد: «عده در متعه يك حيض و نيم است» (صدوق، 1415ق: ص 341).

4-1-5) ابن عقيل عماني معتقد است: «عده متعه يك حيض است، زيرا با يك حيض دو پاكي حاصل مي‌شود، پاكي كه انقضاء مدت يا بذل مدت در آن بوده و بعد از حيض است» (نجفي، 1981م: ج 32، ص 196).

با بيان نظريات چهار گانه فوق معلوم مي­شود، نظريه مشهور فقهاء از قوت بيشتري برخوردار است، زيرا اوّلاً: روايات فراوان و صريحي در تأييد نظريه مشهور وجود دارد كه روايات مخالف توان معارضه با آنها را ندارند. ثانياً: اين نظريه به احتياط نزديك‌تر است، زيرا بر اساس اين نظريه مدت عده متعه نسبت به ساير نظريه ها طولاني‌تر خواهد بود.

البته مقدار دو حيض، عده زناني است كه داراي عادت ماهانه منظم و يكسان هستند، ولي چنانچه زن از افرادي باشد كه عادت ماهانه نداشته، ولي در سن حيض قرار داشته باشد (غير يائسه) در اين صورت عده وي چـهل و پنج روز مي‌باشد، (نجفي، 1981م: ج30، ص195). دليل اين حكم غير از روايات، اجماع و اتفاق فقهاء است. محمد بن فضيل از امام باقر (ع) روايت كرده كه امام (ع) فرمودند: «طلاق الأمة تطليقتان و إن كانت قد قعدت عن الحيض فعدّتها شهر و نصف» (طوسي، 1363: ج3، ص449)؛ (طلاق كنيز دوتا است و اگر حيض نمي‌بيند عده او چهل و پنج روز است) از آنجائي كه به موجب احاديث گذشته احكام كنيز و متعه يكسان است، پس عده زناني كه حيض نمي‌شوند در نكاح موقت نيز چهل و پنج روز است.

قانون مدني ايران برخلاف نظريه مشهور فقهاي اماميه از نظريه دوم پيروي كرده و در ماده 1152 ق.م. مقرر داشتند: «عده فسخ نكاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نكاح منقطع در غير حامل دو طهر است». لذا هرگاه انحلال نكاح موقت در عادت ماهانه اتفاق افتد، پاكي بعد از آن و يك عادت زنانگي و يك طهر تمام ديگر، بايد بگذرد و با عادت زنانگي سوم كشف مي‌شود كه زن از عده خارج شده است، ولي هرگاه انحلال نكاح موقت در طهر واقع شود آن طهر به حساب ايام عده نمي‌آيد و بايد پس از تمام شدن آن طهر مانند صورت قبل دو طهر كامل سپري شود و به مجرد شروع عادت زنانگي سوم عده متعه منقضي مي‌شود.

2-5) عده زنان حامل در نكاح موقت

 
هرگاه در ازدواج موقت زن باردار باشد و مدت اين ازدواج سپري يا بخشوده شود، عده زن تا وضع حمل است و از اين جهت فرقي ميان نكاح دائم و موقت نيست؛ در اين صورت نيز همانند نكاح دائم بايد حمل مشروع باشد و الاّ عده آن با وضع حمل پايان نمي‌يابد و بايد دو حيض عده نگه دارد.


نويسنده: سيد علي علوي قزويني






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان