بسم الله
 
EN

بازدیدها: 185

کنترل غريزه جنسي در جوانان- قسمت اول

  1396/10/26

عوامل روزمرّه در كنترل غريزه جنسي

علاوه بر عواملي كه در كنترل غريزة جنسي و تسكين شهوت بحث شد، از طريق «تغذيه»، «ورزش» و ساير عوامل روزمرّه نيز، مي توان به مبارزه با اين غريزه برخاست.
جواناني كه فعلاً زمينة ازدواج ندارند، بايد از بي كاري دوري گزينند،و به هر وسيله اي كه باشد خود را سرگرم ساخته، و بدانند كه در اين دوران جواني هر چه بخواهند مي توانند پيش رفته و در كارهاي علمي، فكري، اقتصادي، اجتماعي ... به مراحل عالي دست يابند، و از سوي ديگر اين نوع اشتغالات آنان را از كشيده شدن به امور جنسي باز مي دارد.
نوع تغذيه و كميّت و كيفيّت آن در تشديد و تسكين شهوت بسيار مؤثر است، بنابراين جوانان آگاه سعي كنند از پرخوري اجتناب نموده، و از غذاهايي كه در اين زمينه مؤثّر است استفاده نمايند.مثلاّ انواع غذاهاي:ليمودار،گوشت ماده،كافور،ادويه،ترشي،قهوه ... چنانچه در كتابهاي مختلف گياهي و غذايي و جنسي نوشته شده براي تسكين شهوت مؤثر است.
از همه مهم تر تفريحات سالم،كوهنوردي، مسابقات علمي، ورزش روزمرّه بمقدار لازم، برنامه هاي بسيار سودمند، در تقليل و تسكين غريزة جنسي فوق العاده مفيد مي باشد.
در دين مقدّس اسلام در مورد همة اينها دستورات خاصّي داشته، و خود حضرات معصومين عليهم السّلام، و در رأس آنان رسول خدا(ص) دوستدار ورزشكاران بوده، و در موارد زيادي شخصاً در مسابقات ورزشي، شركت فرموده،و براي برندگان جوائزي را اهداء نموده است.
و بالاخره جوانان غيرمتأهّل بيش از ديگران بايد از صحنه هاي شهوت انگيز دوري گزينند، از تماشاي فيلم هاي خطرناك، سريال هاي زناشوئي، عكس هاي سكسي، شنيدن صداهاي مهيّج دختران و زنان، از حضور در مجالس نامطلوب كلوپ ها و پارتي ها و سينماها، خواندن موضوعات شهوت انگيز، و رفاقت و مصاحبت دوستان بوالهوس خودداري نمايند، و الّا گرفتار دام هاي خطرناك شيطان، و شياطين انسان نما خواهند شد، و ندامت و پشيماني هاي بعدي نتيجه نخواهد داشت.

راههاي کنترل غريزه جنسي با توجه به تعاليم اسلام

اكامى جنسى، پى آمدهاى ناگوارى دارد و مبارزه با اقتضاى غريزه در محدوده اى كه طبيعت انسان بدان نياز دارد، غلط است، ولى با برداشتن قيد و بندهاى اجتماعى، مشكل حل نمى شود، بلكه بر شمار مشكلات افزوده خواهد شد. درباره ى غريزه ى جنسى نيز بايد گفت كه برداشتن ضابطه ها، عشق واقعى را مى كُشد و طبيعت را هرزه و بى بندوبار مى كند. در اين زمينه، هر چه عرضه بيشتر گردد، هوس و ميل به تنوّع افزايش مى يابد. به گفته ى راسل در كتاب زناشويى و اخلاق، عطش روحى در مسايل جنسى غير از حرارت جسمى است. آن چه با ارضا تسكين مى يابد، حرارت جسمى است نه عطش روحى. پس آزادى در مسايل جنسى به شعله ورتر شدن شهوت ها خواهد انجاميد؛ زيرا هوس، سيرى ناپذير است. بنابراين، هر چند ممكن است برخى ممنوعيّت هاى جنسى در روابط اجتماعى زن و مرد، عوارض هاى روانى و رفتارى پديد آورد، ولى برداشتن ممنوعيت هاى قانونى و مشروع و دادن آزادى بى حدّ و مرز، پى آمدهاى بسيار خطرناك ترى دارد. براى رسيدن به آرامش روانى و كنترل غريزه هاي انسان، دو چيز لازم است:

1. بايد همه ى غريزه هاى انسان به طور طبيعى، معقول و مطلوب ارضا شود. 

2. از تحريك غريزه ها به ويژه غريزه ى جنسى پيش گيرى شود. 

بايد گفت ازدواج بهترين پاسخ به نياز روحى، روانى و جسمى جوانان است كه در پرتو آن، دختر و پسر براى ايجاد كانونى گرم و سرشار از عشق و صفا و آرامش تلاش مى كنند و با انس و همدلى، از گرماى وجود يكديگر لذّت مى برند و غريزه ى جنسى به صورت طبيعى و معقول، بر آورده مى شود. تعبير از غريزه جنسى و آثار آن بر شخصيت جوانان، به «بحران» قلم پردازى و يا بزرگ نمايى نيست، بلكه حقيقتى است روشن، براى همه كسانى كه شخصيت جوان را به خوبى مى شناسند و يا خود جوانند و يا دست كم دوران جوانى خود را كم و بيش به ياد دارند. حكمت از غريزه جنسى استمرار و بقاى نوع بشر است و به همين جهت سالم ترين، بايسته ترين و مطلوب ترين نوع مواجهه با آن و بهترين راه حل مقابله با آن، ازدواج و نكاح مشروع است. انسان با نكاح به موقع و در وقت نياز ـ بى آنكه به ديرى يا زودى آن فكر كند ـ به مقبول ترين و كامل ترين صورت خود به نيازمندى خويش پاسخ مثبت مى دهد و پيش از آنكه به عواقب و پى آمدهاى آزاردهنده و فشارهاى غريزه به دنبال آن عقده هاى روانى دچار گردد، آن را مهار ساخته و از التهاب آن كاسته است و قبل از آنكه انرژى انباشته آن از وجودش سرازير شود و دامنش را آلوده كرده و بسوزاند، آن را با پاسخ طبيعى و مشروع ـ بى اضطراب و نگرانى ـ فرو نشانده است و اين نخستين توصيه دين در اين مورد است. 
رسول اكرم(ص) مى فرمايند: «يا معشر الشباب! من استطاع منكم الباه فليتزوّج ...؛اى جمعيت، جوانان هر كس از شما توانايى ازدواج دارد ازدواج كند ...». از حضرت صادق(ع) روايت شده است كه فرمودند: «جاء رجل إلى أبى عليه السلام فقال له: هل لك من زوجة؟ قال: لا، فقال أبى: ما احبّ أنّ لى الدّنيا و ما فيها و انّى بتّ ليلة و ليست لى زوجة. ثم قال: الرّكعتان يصلّيهما رجل متزوّج افضل من رجل أعزب يقوم ليله و يصوم نهاره. ثمّ أعطاه أبى سبعة دنانير ثمّ قال: تزوّج بهذه. ثمّ قال أبى: قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله: اتخذوا الأهل فإنّه ارزق لكم؛ مردى به محضر پدرم ـ كه درود خدا بر او باد ـ رسيد، آن حضرت به او فرمود: آيا همسرى دارى؟ عرض كرد: نه! پدرم فرمود: من دوست ندارم همه دنيا و آنچه در آن است از آنِ من باشد در حالى كه يك شب را بى همسر، سر به بالين گذارم! سپس فرمود: دو ركعت كه مرد زن دار بجاى آورد بهتر است ازمرد بى همسرى كه شبش را به نماز قيام كند و روزش را با روزه تمام كند. آنگاه پدرم هفت دينار داد و گفت: با اين پول ازدواج كن. سپس پدرم از رسول اكرم(ص) نقل كرد كه فرمود: براى خود تشكيل خانواده دهيد كه براى روزى شما بهتر و مفيدتر است». 
اگر براى كسى به هر دليلى امكان ازدواج نباشد، چنين شخصى تحت هيچ عنوان مجاز نيست روى به گناه آورد زيرا خطر گناه و آلوده دامنى بسيار فراتر از فشارها و رنجهاى عزوبت و بى همسرى است و در صورت خوف وقوع در گناه، ازدواج به هر صورت ممكن واجب مى شود. و لذا چنين كسى يا بايد خود را كنترل كند و دست به گناه نيالايد و يا مقدمات ازدواج خود را از هر راه ممكن فراهم آورد. قرآن كريم مى فرمايد و بايد آن كسانى كه ازدواج برايشان مقدور نيست عفّت بورزند: (و لستعفف الّذين لا يجدون نكاحا حتي يغنيهم الله من فضله والذين يبتغون الکتاب مما ملکت ايمانکم فکاتبوهم ان علمتم فيهم خيرا و آتوهم من مال الله الذي آتاکم و لا تکرهوا فتياتکم علي البغآء ان اردن تحصنا لتبتغوا عرض الحيوة الدنيا و من يکرههن فان الله من بعد اکراههن غفور رحيم؛ و كسانى كه امكانات زناشويى نمى يابند، بايد عفت بورزند تا خدا آنها را از كرم خويش بى نياز گرداند و از مملوكان شما، كسانى كه خواستار مكاتبه [باز خريد] خويش هستند، اگر در آنها خيرى (توانايى) يافتيد، قرار بازخريد آنها را بنويسيد، و از مالى كه خدا به شما داده است به ايشان بدهيد، و كنيزان خود را در حالى كه پاكدامنى مى ورزند، براى دستيابى به متاع دنيا، به زنا وادار نكنيد، و هر كس آنها را به زور وادار كند، بى ترديد خدا، پس از اجبارشان، نسبت به آنها آمرزنده ى مهربان است. «سوره نور، آيه 33 »).
يكي از مباحث مهم و ضروري در تربيت جنسي پيش از ازدواج، شيوه هاي كنترل و تسلط بر غريزه ي جنسي است؛ كنترل اين غريزه به دو صورت ممكن است تحقق پذيرد، 1ـ كنترل منفى. 2ـ كنترل مثبت. 

كنترل منفى

غالبا وقتى سخن از كنترل غريزه جنسى به ميان مى آيد، توجه اشخاص به سمت و سوى نوع منفى آن جلب مى شود و آن اين است كه كسى با وجود تحريكات مختلف و مواجهه با عوامل انگيزش اين غريزه، بخواهد با ميل تحريك شده اش مبارزه و مقابله كند و به سوى ارتكاب جرم نرود، چنين كارى گرچه قطعا بهتر از آلايش دامن و عمل به جرم است، ولى پيامدهاى سوء و مخرب آن بر كسى پوشيده نيست. اين كار هم به غايت دشوار است و هم زيانبار، و بدين جهت هرگاه شخصى به كنترل غريزه سفارش مى شود، با چنين برداشتى از آن، و تصور دشوارى و زيانبارى آن، از پذيرفتن چنين توصيه هايى سر باز مى زند. 

كنترل مثبت 

غريزه جنسى اگر با ازدواج مهار نگردد، مطلوب ترين راه تسلط بر آن، كنترل مثبت است و آن پرهيز از صحنه ها و كارهايى است كه به تحريك اين غريزه مى انجامد. اين نوع از كنترل، كه در حقيقت جنبه پيشگيرى دارد هم راحت است و هم بى زيان و بلكه مفيد. راحت است، زيرا در اين صورت همچون وسيله نقليه اى است با سرعت معمولى و قانونى، كه در مواجهه با خطر، مهار حركت آن زحمت چندانى ندارد، بر خلاف ماشينى كه با سرعتى بسيار فراتر از حد شناخته شده و بايسته خود، سير مى كند كه چه بسا به كلى اختيار آن از دست صاحبش بيرون رفته و مصيبتها به بار آورد و كنترل آن هم در صورت تحقق، صدها زيان و رنج و زحمت و اضطراب براى وسيله و صاحب آن به همراه دارد و بى زيان است، زيرا با اين حال كنترل غريزه فشارى بر جسم و روان تحميل نمى كند تا به آن صدمه اى وارد شود و مفيد است چون موجب مى شود مغز و اعصاب و قواى بدن در حالت عادى به سر برند و تعادل روانى شخص محفوظ بماند و انرژى و سرمايه هاى جسمى و روحى او بيهوده مصرف نشوند. 
طبق قرآن كريم بايد كسانى كه قدرت و وضعيت مساعد براى ازدواج ندارند عفت پيشه كنند و عفت در اين آيه گرچه در ابتدا مفهوم عمل خاصى منافى با آن را دارد، ولى با تأمل بيشتر معلوم مى شود كه آيه كريمه معنايى عام دارد و عفت در همه اعضا و اندام را شامل است. 

شيوه هاي كنترل مثبت : 

1ـ پرهيز از فكر و ترسيم صحنه هاى محرك در ذهن و خيال 

عبداللّه بن سنان از امام صادق(ع) نقل مى كند كه حضرت(ع) فرمود: «انّ عيسى قال للحواريّين: ... انّ موسى امركم ان لا تزنوا و أنا آمركم أن لا تحدّثوا انفسكم بالزنا فضلاً عن أن تزنوا فانّ من حدّث نفسه بالزنا كان كمن أوقد فى بيت مزوّق فأفسد التزاويقَ الدّخان و ان لم يخرق البيت: عيسى به اصحاب خود گفت: ... موسى به شما دستور داد كه زنا نكنيد و من به شما دستور مى دهم كه فكر زنا هم در سر نپرورانيد تا چه رسد به اينكه زنا كنيد زيرا كسى كه خيال زنا كند مانند كسى است كه در خانه اى نقش و نگار شده دود و آتش به پا كند. چنين كارى گرچه خانه را نمى سوزاند ولى زينت و صفاى آن را مكدّر كرده و فاسد مى كند».

2ـ دورى از نگاههاى مسموم و مناظر تحريك آميز 

قرآن كريم در دو آيه متوالى دستور به اغماض و نگهدارى چشم از نگاه حرام و هوس آلود داده است. در آيه اول مى فرمايد: «قل للمؤمنين يغضّوا من أبصارهم و يحفظوا فروجهم ...؛ به مؤمنان بگو ديدشان را از نامحرمان فرو نشانند و نهانگاههاى خود را از وقوع در حرام نگه دارند» و در آيه بعدى مى فرمايد: «و قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهنّ و يحفظن فروجهنّ ...؛ به زنان مؤمن بگو چشمهايشان را فرو گيرند و نهانگاههاى خويش را محافظت كنند»( سوره نورآيه 30 ـ 31).  جالب اين است كه در هر دو مورد خداوند متعال نخست دستور به مراقبت از نگاه محرك و عفت چشم مى دهد و آنگاه به حفاظت از عورت فرمان داده است. رسول اكرم(ص) مى فرمايند: «النّظرة سهم مسموم من سهام ابليس فمن تركها خوفا من اللّه اعطاه اللّه ايمانا يجد حلاوته فى قلبه؛ نگاه هوس آلود تيرى است مسموم از تيرهاى شيطان. هر كس آن را به جهت خوف الهى ترك كند، خداوند ايمانى به او مى بخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مى كند». 

3ـ گوش ندادن به آوازها و موسيقيهاى تحريك كننده و مبتذل 

در حديثى از حضرت صادق(ع) آمده است: «إنّ رجلا سأله عن سماع الغناء، فنهى عنه و تلا قول اللّه عزّ و جلّ: «انّ السّمع و البصر و الفؤاد كلّ اولئك كان عنه مسؤولاً» و قال يسأل السّمع عمّا سمع و الفؤاد عمّا عقد و البصر عمّا ابصر؛ مردى از آن حضرت در باره شنيدن آواز محرك پرسيد. حضرت از آن نهى كرده و اين آيه را خواندند: به يقين گوش و چشم و دل هر يك مورد سؤال خواهند بود و فرمود: گوش از آنچه شنيده و قلب از آنچه بدان دل بسته و چشم از آنچه ديده است مسؤول بوده و بازخواست خواهند شد».

4ـ اجتناب شديد از گفتگوهاى دوستانه و نشستهاى غفلت زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريك آميز 

از حضرت امام باقر(ع) اين گونه روايت شده است: «من اصغى إلى ناطق فقد عبده، فإن كان النّاطق يؤذى عن اللّه عزّ و جلّ فقد عبد اللّه و ان كان يؤذى عن الشّيطان فقد عبد الشيطان ؛هر كس به سخن گوينده اى گوش فرا دهد او را بندگى كرده است، پس اگر ناطق از خدا بگويد شنونده، خداوند را بنده شده و اگر از شيطان و سخنان شيطانى بر زبانش جارى كند قطعا بندگى شيطان كرده است».

5ـ اعتدال در خوردن 

بى ترديد پرخورى و بى نظمى در خوردن در ذخيره سازى و انباشتن موادى كه نيازمند تفريغ باشد مؤثر است، ولى در صورت اعتدال و كم خورى سهم ناچيزى از آن صرف تهيه آن مواد مى شود. در حديثى كه قبلاً از پيامبر گرامى(ص) نقل كرديم، آن حضرت پس از آنكه جوانان را به ازدواج ترغيب مى كنند مى فرمايند: «و من لم يستطع فليصم، فإنّ الصّوم به وِجاء ؛هر كس قدرت بر ازدواج ندارد و روزه بگيرد يقينا روزه نيروى غريزه او را تضعيف مى كند». 

6ـ اشتغال، ورزش و سرگرميهاى مفيد 

زيرا با وجود فراغت، هم مواد غذايى در تقويت غريزه به مصرف مى رسد و هم فكر و خيال مصروف چاره سازى در تفريغ آن مى شود و به همين جهت در روايات بر اشتغال و كار و پرهيز از فراغت تأكيد بسيار شده است.حضرت امام صادق(ع) در حديث پردامنه «مفضّل» مى فرمايند: «... و هكذا الانسان لو خلا من الشّغل لخرج من الأشر و العبث و البطر الى ما يعظم ضرره عليه و على من قرب منه ...؛ و همين گونه انسان اگر بى كار و فارغ باشد، به بيهودگى و سرمستى دچار مى شود و بر اثر آن به مسايلى مبتلا مى شود كه زيان آن هم بر خود و هم بر نزديكان او سنگينى خواهد كرد ...». ورزش هاي بدني نظير كوهنوردي، شنا و ... نيز مي توانند انسان را در مراقبت و تسلط بر اين غريزه كمك كنند. 

7ـ تلاوت قرآن 

بى شك انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفكر در مضامين آن، خود شفاى هر دردى است كه به سرعت كار هر پريشانى را رو به سامان مى برد و زخمهاى پنهان را التيام مى دهد، و همتها را تا آسمانها بالا مى برد و بشر را از فرو رفتن در عالم حيوانات را نجات مى بخشد. امير مؤمنان(ع) مى فرمايند: «و تعلّموا القرآن فانه ربيع القلوب و استشفوا بنوره فانّه شفاء الصّدور و احسنوا تلاوته فأنّه انفع القصص ...؛ قرآن را فرا گيريد زيرا قرآن بهار دلهاست و از نور آن بر مرضها و دردهاى خود مرهم بگذاريد زيرا آن داروى شفابخش سينه هاست و آن را نيكو تلاوت كنيد كه به يقين سودمندترين قصه هاست». 

8- روزه داري 

پيامبر اسلام (ص) مي فرمايد: «اي گروه جوانان هر كدام از شما كه قدرت ازدواج دارد، ازدواج كند و اگر براي وي مقدور نيست، روزه بگيرد؛ زيرا روزه شهوت جنسي را كنترل مي كند». خلاصه اينكه راه حل دين در خصوص نوع مقابله و مواجهه به غريزه جنسى، نخست ازدواج و نكاح مشروع است و در صورت عدم امكان، كنترل مثبت با شرحى كه بيان شد و سپس كنترل منفى با وجود همه زيانهاى آن، ولى هيچ گاه به بى بند و بارى و افسارگسيختگى و آلودگى به گناه رضايت نمى دهد و زيان آن را به مراتب خسارت بارتر و ويرانگيرتر از ضرر كنترل منفى مى داند. بزرگان گفته اند: «نفس را مشغول بدار و گرنه او تو را به خود مشغول خواهد ساخت». رسول اكرم(ص) مي فرمايد نگاه هوس آلود، تيرى است مسموم از تيرهاى شيطان. هر كس آن را به جهت خوف الهى ترك كند، خداوند ايمانى به او مى بخشد كه حلاوت آن را در قلب خود احساس مى كند.








برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان