بسم الله
 
EN

بازدیدها: 229

خشونت خانگي

  1396/10/25
خلاصه: خشونت خانگي ممکن است براي هرکسي با هر جنسيت، سن، قوميت، پيشينه اجتماعي و اقتصادي‌ و يا سطح تحصيلاتي اتفاق بيفتد.
خشونت خانگي ممکن است براي هرکسي با هر جنسيت، سن، قوميت، پيشينه اجتماعي و اقتصادي‌ و يا سطح تحصيلاتي اتفاق بيفتد.

 خشونت خانگي توسط عضوي از خانواده، چه داخل خانه و چه بيرون از خانه، اعمال مي‌شود (مثلاً در خيابان، مدرسه، محل کار، و يا اماکن عمومي ديگر).

ويژگي اصلي خشونت خانگي عوامل مربوط به قدرت و کنترل است. کنترلي که فرد خشونت‌گر اعمال مي‌کند، هم بر قرباني و هم بر شاهدان خشونت، از جمله پدر و مادر مسن، فرزندان و همسايگان تأثير مي‌گذارد.  خشونت از چند لحاظ بر اين افراد تأثير مي‌گذارد: از لحاظ جسمي، جنسي، عاطفي، رواني، و اقتصادي.

 فرد خشونت‌گر فضايي مملو از ترس ايجاد مي‌کند و از نقاط ضعف قرباني سوءاستفاده مي‌کند و او را در اين رابطه نگه مي‌دارد و قرباني را مجبور به انجام کارهايي مي‌کند که فرد خشونت‌گر از او مي‌خواهد.

به طور خلاصه، خشونت خانگي الگويي از رفتار خشونت‌آميز و کنترل‌گر عمدي است که فردي عليه عضوي از خانواده و يا شريک زندگي خود اعمال مي‌کند تا در حين و يا پس از آن رابطه، بر آن فرد کنترل و قدرت داشته باشد.

نکته مهم:

اگرچه محتواي اين وب‌سايت بر زنان به عنوان قرباني تأکيد دارد زيرا بيشتر قربانيان خشونت خانگي را تشکيل مي‌دهند؛ اما مردان هم خشونت را تجربه مي‌کنند.  محتواي اين مطالب براي مردان هم مي‌تواند صدق کند.

خشوت خانگي يک مسئله جهاني است: «تخمين زده شده که 35 درصد از زنان جهان خشونت جسمي و يا جنسي را از طرف شريک زندگي‌شان و يا خشونت جسمي از طرف کسي غير از شريک زندگي‌شان را در برهه‌اي از زندگي‌ تجربه کرده‌اند. اما برخي مطالعات ملي حاکي از آن است که نزديک 70 درصد زنان در طول عمر خود، خشونت جسمي و يا جنسي را از طرف شريک زندگي‌شان تجربه کرده‌اند.»

 “آمار و ارقام: پايان دادن به خشونت خانگي.”  زنان سازمان ملل، فوريه 2016

اگر با شما بد رفتاري مي‌شود، به ياد داشته باشيد که اين خشونت هرگز تقصير شما نيست، و شما تنها نيستيد.

 چرخ قدرت و کنترل


چرخ قدرت و کنترل راه مفيدي براي تجسم خشونت خانگي است.



اين چرخ هشت تاکتيک يا گروه‌هاي رفتاري را نشان مي‌دهد که به عنوان مولفه‌هاي خشونت شناخته شده‌اند:

1) اجبار و تهديد؛  2) ايجاد هراس؛  3) خشونت عاطفي؛  4) انزوا؛  5) کم‌اهميت نشان دادن، انکار کردن و يا سرزنش کردن؛  6) استفاده از بچه‌ها؛  7) امتيازات مردان؛ و 8) خشونت اقتصادي.

بر روي رينگ چرخ، «خشونت جسمي و جنسي» نوشته شده  که اشاره دارد به اَعمال واقعي خشونت جسمي و جنسي يعني مصداق جسمي آن هشت تاکتيک، که باعث اعمال قدرت و کنترل مي‌شود.

 نيت و اثر تدريجي اين رفتارها يعني ايجاد قدرت و کنترل، در مرکز اين چرخ قرار دارد.  در اين چارچوب، خشونت، ترکيبي از تاکتيک‌هاي عمدي و هدفمند است که باعث ايجاد قدرت و کنترلِ فرد خشونت‌گر بر فرد ديگر مي‌شود. 

در هر رابطه‌اي – بين زوج‌ها، بين والدين و فرزندان، والدين و اعضاي ديگر خانواده – بسياري از افراد، درگير رفتار‌هايي مي‌شوند که در اين چرخ ديده ‌مي‌شود.   به تنهايي، اين رفتارها ممکن است ناخوشايند، خشونت‌گرانه، و غيرقانوني قلمداد شوند، اما خشونت و آزار و اذيت نيستند.  اين رفتارها زماني خشونت محسوب مي‌شوند که فردي، از آنها در يک الگوي رفتاري، براي داشتن کنترل بر فردي ديگر و يا حفظ قدرت استفاده مي‌کند.  انواع خشونت‌هاي خانگي را در زير بررسي کنيد تا اطلاعات دقيق‌تري از آنچه منجر به خشونت خانگي مي‌شود بدست آوريد.

انواع خشونت خانگي


الف) خشونت جسمي

شناخته‌شده‌ترين شکل خشونت است.
شامل موارد زير مي‌شود: کتک زدن، سيلي زدن، مشت زدن، يقه‌گيري و خفت کردن، هل دادن، گاز گرفتن، مسموم کردن، سوزاندن، محروم کردن از خواب، محروم کردن از مراقبت پزشکي، اجبار کردن فرد به مصرف الکل و يا مواد مخدر.
هميشه منجر به آسيب نمي‌شود. اما تشخيص خشونت جسمي آسان‌تر است زيرا اغلب منجر به صدمات قابل‌ رويت مي‌شود.

ب) خشونت جنسي

- هرگونه عمل جنسي و يا تلاش براي انجام يک عمل جنسي با اِعمال زور.
- شامل موارد زير مي‌شود: تجاوز، تجاوز در بستر زناشويي، اجبار به عمل جنسي، حمله به نواحي جنسي بدن، اجبار فرد به انجام عمل جنسي روي ديگران، ادامه تماس جنسي پس از آن که فرد خواستار توقف آن مي‌شود. تجاوز به محارم نيز خشونت جنسي محسوب مي‌شود.
- مفهوم رضايت، کليدي است براي تعيين اين که آيا عملي خاص، خشونت جنسي محسوب مي‌شود يا خير. رضايت يعني هر دو طرف راضي به انجام رفتار جنسي هستند.
- مفهوم رضايت به طور خاص در رابطه با خشونت عليه کودکان، افراد مسن و ناتوانان ذهني بسيار اهميت دارد. طبق استاندارد بين‌المللي، کودکان زير 18 سال براي ابراز رضايت، بالغ محسوب نمي‌شوند. اين مساله در مورد افراد مسن و ناتوان ذهني نيز صدق مي‌کند.
- ازدواج اجباري شکلي از خشونت جنسي است. ازدواج با فردي که به سن رضايت (18سالگي) نرسيده باشد، طبق کنوانسيون بين‌المللي حقوق بشر، ازدواج اجباري و خشونت محسوب مي‌شود حتي اگر رضايت هم داده شود.  اگر هر دو طرف بالاي 18 سال سن داشته باشند، ازدواج سنتي با ازدواج اجباري يکسان نيست.
- بسته به کشور، اعمال ديگري مانند باکرگي اجباري و يا آزمايش‌هاي بارداري يا سقط اجباري، همگي ممکن است خشونت جنسي محسوب شوند.

ج) خشونت رواني

- شايد خشونت رواني و عاطفي به يکديگر شبيه باشند، اما تفاوت‌هايي نيز بين آنها وجود دارد. شايد بهتر باشد به اين دو مقوله به عنوان بخش‌هايي از يک طيف رفتاري نگاه کرد.
خشونت رواني يعني ايجاد فضاي ترس از طريق ترساندن و يا به انزوا کشاندن فرد.
- اين امر شامل موارد زير مي‌شود: عمل يا تهديد به عملي که باعث ايجاد ترس مي‌شود، تهديد به آسيب رساندن به قرباني، فرزندان قرباني، خانواده و يا دوستان قرباني، صدمه به حيوانات خانگي و يا اموال قرباني و يا جدا کردن فرد از خانواده، دوستان، محل تحصيل و يا محل کارش.
- اگرچه شايد خشونت رواني آنقدر قابل‌ رويت نباشد و فوراً باعث صدمه جسمي نشود، اما اغلب بخشي از يک الگوي رفتاري‌ محسوب مي‌شود که براي اعمال کنترل، آسيب رساندن و يا کسب برتري و تسلط بر فردي ديگر به کار مي‌رود. پس از مدتي، اغلب منجر به آسيب جسمي نيز مي‌شود.
- اين رفتار به تنهايي خشونت خانگي محسوب نمي‌شود. حتي اگر اين رفتار مکرراً انجام شود، کماکان خشونت محسوب نمي‌شود مگر اينکه همراه با نوع ديگري از خشونت به کار رود.  انجام يک عمل خاص، تعيين‌کننده خشونت غيرجسمي نيست، بلکه تکرار و وجود چند عمل مربوط به خشونت و شدت اين اعمال، تعيين‌کننده هستند، که همگي با هم الگوي رفتاري خشني را به نمايش مي‌گذارند.

د) خشونت عاطفي

- شايد خشونت رواني و عاطفي به يکديگر شبيه باشند، اما تفاوت‌هايي نيز بين آنها وجود دارد. شايد بهتر باشد به اين دو مقوله به عنوان بخش‌هايي از يک طيف رفتاري نگاه کرد.
- اين امر شامل موارد زير مي‌شود: انتقاد دائم، فحش و ناسزا، کم‌اهميت نشان دادن توانايي‌ها و دستاورد‌هاي قرباني، تضعيف احساس عزت‌نفس و يا احترام به خود، آسيب عمدي به رابطه شخص با فرزندانش، و تحقير فرد جلوي دوستان، خانواده و غريبه‌ها.
- اين نوع از خشونت اغلب همراه با تهديد به آسيب جسمي است تا فرد خشونت‌گر با استفاده از ايجاد ترس، بر روي قرباني تسلط و کنترل داشته باشد.
- البته همه توهين‌هاي لفظي که بين فرد و شريک زندگي‌اش رد و بدل مي‌شود، خشونت محسوب نمي‌شوند. براي اينکه خشونت کلامي به عنوان خشونت خانگي قلمداد شود، بايد بخشي از الگوي رفتار توأم با اجبار باشد که در آن فرد خشونت‌گر از اشکال ديگر خشونت نيز استفاده مي‌کند.

ه) خشونت اقتصادي

- فرد خشونت‌گر با ايجاد يا تلاش براي ايجاد وابستگي مالي در فرد قرباني، کنترل خود را بر او حفظ مي‌کند. فرد خشونت‌گر تمام تصميمات مالي و تصميمات مرتبط با آن را به تنهايي مي‌گيرد و او است که تأييد مي‌کند.
- اين امر شامل موارد زير مي‌شود: ايجاد محدوديت در دسترسي به پول و کنترل امور مالي، محروميت از تحصيلي و يا اشتغال؛ تخريب دارايي‌هاي خانوادگي؛ خودداري از پرداخت قبوض؛ و يا آغاز اقدامات قانوني که براي قرباني بسيار گران تمام مي‌شود. تاکتيک‌هاي خشونت اقتصادي فارغ از جايگاه اقتصادي خانوادگي و سطح درآمد به کار گرفته مي‌شود.
- براي اين که اين اعمال غيرجسمي، خشونت خانگي محسوب شوند بايد بخشي از الگوي رفتار توأم با اجبار باشند که در آن فرد خشونت‌گر از اشکال ديگر خشونت نيز استفاده مي‌کند.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان