بسم الله
 
EN

بازدیدها: 151

خاطرات واقعي يک حقوقدان(33) خاطره اي از يک مصاحبه جالب

  1395/11/18
سال 77 درگزينش و آزمون هاي ورودي مراکز مختلف دانشگاهي از جمله؛ دانشگاه امام صادق(ع)، دانشگاه علوم اسلامي رضوي، دانشکده علوم قضايي وابسته به قوه قضاييه و ... شرکت کردم، در آن سالها اين دانشگاهها يا به صورت مستقل يا نيمه متمرکز با شرايط خاص(انجام گزينش و مصاحبه) اقدام به پذيرش دانشجو مي کردند که در ميان آن مراکز انصافاً شيوه و نحوه گزينش و آزمون ورودي دانشگاه امام صادق(ع) از حساب شده ترين و دقيق ترين روش هاي گزينش و پذيرش بود. اما در ميان تمامي آن مراکز دانشگاهي، مصاحبه اي که در دانشگاه علوم اسلامي رضوي از من به عمل آمد، برايم جالب و خاطره انگيز شد.

     اينکه چه عواملي باعث شد در آزمون ورودي دانشگاه علوم اسلامي رضوي شرکت کنم، خود حکايت مفصلي دارد، بعد از اينکه در آزمون ورودي دانشگاه شرکت کردم مدتي گذشت تا اينکه از دانشگاه با من تماس گرفتند و اعلام کردند که در آزمون دانشگاه قبول شده ام و دعوت کردند تا در تاريخي مشخص براي انجام مراحل گزينش و مصاحبه به مشهد بروم. در تاريخ مشخص شده تنهايي به مشهد و دانشگاه علوم اسلامي رضوي ــ که در يکي از صحن هاي حرم مطهر امام رضا(ع) قرار دارد ــ رفتم.

     قبل از ورود به اتاق مصاحبه کارنامه آزمون را به من دادند،  متوجه شدم رتبه اول را در رشته حقوق کسب کرده ام. بعد اتاقي را به من نشان دادند و گفتند که بايد براي مصاحبه به داخل اتاق بروم. وارد اتاق موردنظر شدم، در اتاق ميز بزرگي بود که در يک طرف آن فردي روحاني ــ که مشخص بود مصاحبه کننده است ـ روي صندلي نشسته بود و در طرف ديگر يک صندلي خالي براي داوطلبان قرار داده بودند. با دعوت آن روحاني روي صندلي نشستم. بعد از احوالپرسي هاي متعارف مقداري درباره شهرستان محل سکونتم با هم صحبت کرديم، در ادامه از من خواست به يک سوال ايشان جواب دهم، بعد پرسيدند؛ فرض کنيد دانشجو هستيد و قصد ازدواج داريد و چهار دختر براي انتخاب، به شما معرفي شده است و اين چهار دختر همگي از لحاظ زيبايي و خصوصيات ظاهري، جايگاه و پايگاه اجتماعي خانوادگي، خلقيات، علائق، محل سکونت، تحصيلات، اعتقادات مذهبي و ديني در يک سطح بوده و تنها تفاوت آنها در شغل آنهاست؛ يکي از آنها دبير مدرسه ابتدايي، يکي دانشجو، يکي ديگر کارمند آموزش و پرورش  و ديگري خانه دار است، شما با کدام يک از آنها ازدواج مي کنيد؟ من هم ابتدا به شوخي گفتم با استفاده از تمام ظرفيت شرعي، با هر چهار نفر ازدواج مي کنم. و وقتي که آن روحاني بزرگوار از من خواستند جدي و دقيق به سوال جواب دهم پس از اندکي تامل و درنگ جواب دادم که با دختر دانشجو ازدواج مي کنم. بعد از پاسخ ما آن روحاني ديگر سوالي از من ــ حتي در مورد علت و چرايي انتخاب دختر دانشجو براي ازدواج ــ نپرسيدند، من هم بعد از خداحافظي از اتاق خارج شدم.

     چند روزي را در مشهد ماندم بعد هم به شهرستان برگشتم. حدود سه هفته بعد اعلام کردند که در گزينش دانشگاه پذيرفته شده و بايد براي ثبت نام به دانشگاه بروم. اما سرنوشت ما جايي ديگر رقم خورده بود. بعدها با آغاز سال تحصيلي در دو مرحله مجدداً به صورت مکتوب براي ثبت نام در دانشگاه مرا دعوت کردند.

     آن روزها گذشت ما به دانشگاه علوم اسلامي رضوي نرفتيم ولي چهره آن روحاني مصاحبه کننده و نوع مصاحبه و سوالش از ذهن ما پاک نشد، البته تا مدتها بعد اين سوال ذهنم را به خود مشغول کرده بود که به راستي چرا چنين سوالي پرسيده شد و چه نتيجه گيري از پاسخ گرفته مي شد.

     با اين حال من به پاسخ خود به اندازه اي اعتقاد و باور داشتم که چند سال بعد با همسر مهربان، صبور و متدينم که در آن زمان دانشجوي کارشناسي ارشد فقه و مباني حقوق بود، ازدواج کردم.



نويسنده: مصطفي عباسي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان