بسم الله
 
EN

بازدیدها: 132

اجرت المثل زناشويي

  1395/11/10
خلاصه: همانطوريه که مي دانيد دين مبين اسلام حقوق خاصي براي زنان در نظر گرفته، که هيچ مردي نمي‌تواند تا زماني که تمامي حق و حقوق همسرش را پرداخت نکرده است، او را طلاق دهد. و هر چه مدت زمان زندگي زناشويي بيشتر باشد اين حقوق نيز افزايش پيدا خواهد کرد و يکي از دلايلي که مردان عقب نشيني کرده و نمي توانند همسر خود را بدون ‌هيچ دليل منطقي قصد طلاق بدهند و چه بسا منصرف مي شوند همين حق بوده که در قانون نيز براي زنان در نظر گرفته شده است اگر مي خواهيد از اين حق ويژه زنان بيشتر بدانيد با ما باشيد

اجرت المثل آيام زوجيت يا (نحله)

اجرت‌المثل يکي از همان حقوق ويژه‌اي است که شرع و قانون براي زنان در نظر گرفته است. زن وظايف خاصي در زندگي زناشويي دارد که توسط قانون و شرع برشمرده شده است. اين وظايف شامل تمکين عام و تمکين خاص است. مطابق قانون به محض ازدواج، ميان زوجين وظايف و تکاليفي برقرار مي‌شود که آنها بايد نسبت به يکديگر آن را انجام دهند.

شرح مختصري از تمکين عام

تمکين عام به معناي حضور زن در زندگي مشترک و عمل به وظايفي است که شرع و قانون تعيين کرده است. مثلا زن شرعا نمي‌تواند بدون اجازه همسرش از خانه خارج شود. ادامه تحصيل و کار کردن زن در خارج از منزل نيز بايد با اجازه شوهر باشد، هر چند در حال حاضر بسياري از زنان اين حقوق را در عقدنامه دريافت مي‌کنند.

شرح مختصري از تمکين خاص

تمکين خاص نيز به معناي عمل کردن زن به وظايف زناشويي و جنسي است. که اگراز اين وظيفه خودداري کند بهانه هاي مختلفي را به دست مرد خواهد داد

منظور از اجرت‌المثل چيست

اگر زن در طول زندگي مشترک و در خانه شوهر خود، کاري که شرعا وظيفه او نبوده و بدون قصد تبرع ( رايگان ، ثواب ، بخشش ، نيکوکاري يعني اينکه اين کارهاي را براي ثواب انجام نداده باشد ) و به دستور شوهر بوده انجام داده باشد ، مستحق پاداشي است که به آن اجرت‌المثل گفته مي‌شود. زوجه انجام کارهايي را که شرعا به عهده وي نبوده بدون قصد تبرع و طبق دستور زوج انجام داده باشد.در اين صورت زوجه در صورت اثبات و احراز محکمه،مستحق اجرت المثل خواهد بود و الا با توجه به سنوات زندگي مشترک و نوع کارهايي که زوجه در خانه شوهرانجام داده و وسع مالي زوج ،دادگاه مبلغي از باب بخشش(نحله)براي زوجه تعيين ميکند

بند و بست هاي قانوني براي اجرت المثل

حق زوجه براي گرفتن اجرت‌المثل ايام زوجيت مستند به دو ماده قانوني است:
1- ماده 336 قانون مدني اشعار مي‌دارد: «هر کس بر حسب امر ديگري اقدام به علمي کند که عرفا براي آن عمل اجرتي بوده يا آن شخص عادتا مهياي آن عمل باشد، عامل مستحق اجرت عمل خود خواهد بود؛ مگر اينکه معلوم شود که قصد تبرع (رايگان) داشته است» 2
– بند الف تبصره 6 ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب 28 آبان سال 1371 مجمع تشخيص مصلحت نظام مقرر مي‌دارد: «چنانچه زوجه کارهايي را که شرعا بر عهده وي نبوده، به دستور زوج و با نداشتن قصد تبرع انجام داده باشد و براي دادگاه نيز ثابت شود، دادگاه اجرت‌المثل کارهاي انجام‌شده را محاسبه و به پرداخت آن حکم مي‌کند.» بنابراين زوجه مي‌تواند با استناد به مواد فوق در صورت حصول شرايط ذيل، اجرت‌المثل ايام زوجيت را از زوج مطالبه کند.

در چه شرايط اجرت المثل تعلق ميگيرد

1- بايد توجه داشت که اجرت‌المثل در طول شرط مالي ضمن عقد در مورد کارهاي زوجه در امر خانه‌داري و نيز در طول اجرت‌المسمي است. يعني اگر زوجه در امور خانه‌داري، شرط ضمن عقد داشته باشد، نوبت به اجرت‌المثل نمي‌رسد.
2- زوجه نبايد قصد تبرع داشته باشد؛ چرا که اگر در انجام کارهاي خانه‌داري از ابتدا قصد و نيت تبرع و به اصطلاح رايگان داشته باشد، نمي‌تواند اجرت‌المثل ايام زوجيت را بگيرد.
2- 3- درخواست طلاق نبايد از سوي زوجه باشد و لازم است که شوهر قصد طلاق داشته باشد. البته اگر تقاضاي طلاق که از سوي زوج شده است، ناشي از تخلف زن از وظايف همسري يا سوء اخلاق و رفتار زوجه باشد، در اين صورت نيز اجرت‌المثل به او تعلق نمي‌گيرد. و چنانچه براي دادگاه نيز ثابت شود، دادگاه اجرت‌المثل کارهاي انجام‌گرفته را محاسبه و به پرداخت آن حکم مي‌کند.

چند مثال از کارهايي که اجرت المثل به آن تعلق مي گيرد

زماني که زن و شوهري صاحب فرزند مي‌شوند، اگر بخواهند براي نگهداري از فرزند خود پرستاري را به کار بگيرند اين مساله مشمول هزينه است و بايد دستمزدي به پرستار خود بدهند. در حال حاضر در شهري مانند تهران حداقل دستمزدي که مي‌تواند به صورت ماهانه براي نگهداري از کودک به پرستار پرداخت کرد، ماهانه 200 هزار تومان است. اگر همين زن و شوهر بخواهند براي انجام امور عادي منزل از قبيل آشپزي و نظافت فردي را استخدام کنند اين مساله نيز مشمول هزينه است. چنين مواردي جزو وظايفي نيست که به عهده زن باشد، اما ممکن است همسر او از وي تقاضا کند انجام چنين اموري را در منزل به عهده بگيرد. در چنين شرايطي اگر زماني زن اجرت‌المثل خود را مطالبه کند، اين موضوع کارشناسي و دستمزد اين موارد محاسبه مي‌شود. بايد به اين نکته نيز توجه داشت که در کارشناسي هيچ گاه دستمزد يک پرستار يا يک خدمتکار خانه به شکل کامل براي زنان محاسبه نمي‌شود، زيرا فرض بر اين است که زن در قبال انجام کارها و حضور در خانه همسرش، از مزايايي مانند رفتن به مسافرت و دريافت هديه نيز بهره برده و به همين دليل نمي‌توان مانند يک خدمتکار عادي که فقط حقوق گرفته و از مزاياي ديگري محروم بوده، برخورد کرد؛ اما اگر زني ثابت کند هنگام حضور در منزل همسرش هيچ گاه به مسافرت نرفته، همسرش براي او هيچ گاه هديه‌اي نخريده و نفقه‌اي که دريافت کرده نيز در حداقل ممکن بوده، چنين مساله‌اي نيز در بحث اجرت‌المثل او تاثير دارد و سبب افزايش اين مبلغ مي‌شود.

مراحل دادرسي دريافت اجرت المثل

1- در خصوص احراز رکن سوم بخصوص در قسمت استحقاق اجرت‌المثل، داگاه مي‌تواند هر گونه اقدام يا تحقيق که براي کشف حقيقت موثر است را به هر شکلي که ضروري بداند، از جمله تحقيق محلي يا شهادت شهود انجام دهد و با تعيين جلسه بعدي از طرفين و شهود معرفي‌شده دعوت و نسبت به اجراي قرار اقدام کند. همچنين ممکن است دادگاه همراه با اين موضوع، براي تعيين ميزان اجرت‌المثل ايام زندگي مشترک، قرار ارجاع امر به کارشناس را نيز صادر کند که در اين صورت با تعيين وقت نظارت، دستور پرداخت دستمزد کارشناس توسط خواهان، صادر و به محض پرداخت حق‌الزحمه در وقت تعيين‌شده اجرا مي‌شود و در صورت نپرداختن دستمزد قرار ابطال دادخواست صادر مي‌شود. 2- در جلسه بعدي نسبت به اجراي دستور صادره اعم از استماع شهادت شهود يا اجراي قرار تحقيق محلي و قرار کارشناسي اقدام مي‌شود.3- دادگاه با وصول صورت‌جلسه اجراي قرار و استماع شهادت شهود در صورت صحت ادعا و نظريه کارشناسي مبني بر تعيين ميزان اجرت‌المثل و نبود اعتراض موجه به آن، مبادرت به صدور راي مي‌کند و در صورت وصول اعتراض قرار ارجاع امر به هيات کارشناسي صادر مي‌شود.

چه زناني اجرت‌المثل کمتري مي‌گيرند؟

کارشناسي پرونده‌هاي اجرت‌المثل نيز مانند تمام امور حقوقي شامل فوت و فن‌هاي خاصي است که کارشناسان با دقت به آن رسيدگي و آن را رعايت مي‌کنند. مثلا به زنان شاغل در خارج از منزل هميشه اجرت‌المثل کمتري تعلق مي‌گيرد. در قانون و شرع زن مالک دارايي و پولي است که به دست مي‌آورد و حال اگر با توافق شوهر، او در خارج از منزل کار مي‌کند، الزامي ندارد که حتي يک ريال از درآمد خود را به همسرش بپردازد يا اينکه در منزل خرج کند.در بحث اجرت‌المثل وقتي زن بيرون از خانه شاغل باشد، طبيعتا وقت کمتري براي کارهاي منزل مي‌گذارد، هر چند ممکن است استثنا‌هايي وجود داشته باشد و زني در عين اشتغال در خارج از منزل همه وظايف خود را انجام دهد؛ اما اين فرض چندان منطقي نيست زيرا کار در منزل بر اساس وقت تنظيم مي‌شود و زني که در ساعت 5 بعد از ظهر به خانه مي‌رسد، نمي‌تواند مانند زني که از صبح در خانه است، کار و فعاليت داشته باشد. تحصيلات زن نيز مساله ديگري است که در اجرت‌المثل او موثر است. 
استدلال اين نظريه نيز اين است که دستمزد يک پرستار با تحصيلات ليسانس بسيار بيش از دستمزد پرستاري با تحصيلات ديپلم است. پايگاه اجتماعي، شئون زن، شغل پدر، محل زندگي در زمان مجردي و تحصيلات در زمان تجرد و بعد از ازدواج هم در افزايش ميزان اجرت‌المثل تاثير قابل ‌توجهي دارد. نکته جالب اينکه زناني که فقط خانه‌دار هستند، در زمان کارشناسي براي تعيين اجرت‌المثل، رقم‌هاي بهتري دريافت مي‌کنند. تعداد فرزندان نيز از موارد موثر در کارشناسي اجرت‌المثل است. اگر فرزندان مادري دختر باشند، اجرت‌المثل کمتري به او تعلق مي‌گيرد چون فرض بر اين است که در خانه دختر هميشه کمک حال مادر است؛ حال آن که در خصوص پسرها چنين مساله‌اي هميشگي نيست. اگر مادري فرزند خود را از شير خود تغذيه کرده باشد نيز مشمول دريافت اجرت‌المثل بيشتري است. اينکه زني در هنگام ازدواج، فرزند يا فرزندان قبلي همسرش از زن سابقش را نيز بزرگ کند، باز هم سبب افزايش ميزان اجرت‌المثل زن مي‌شود. ممکن است مردي بخشي از ايام زندگي خود را در ماموريت کاري خارج از کشور يا مثلا زندان گذرانده باشد. اين مساله نيز در کاهش يا افزايش اجرت‌المثل موثر است. معمولا براي ايام عقد و زماني که زن در خانه پدرش است و با همسرش دچار مشکل مي‌شود، اجرت‌المثلي تعلق نمي‌گيرد.

شروط ضمن عقد و اجرت‌المثل

همسران مي‌توانند در زمان عقد هر شرطي که خلاف مقتضاي عقد نباشد را در عقدنامه بگنجانند. يکي از موارد پيشنهادي مي‌تواند مشخص کردن تکليف اجرت‌المثل باشد. آنها مي‌توانند شرط کنند که مثلا زن براي انجام امور منزل به درخواست مرد ماهانه 100 هزار تومان دريافت کند. يا اينکه شرط کنند اساسا چنين مبلغي هيچ گاه به زن پرداخت نمي‌شود و زن هم حق مطالبه ندارد. در خارج از شکل قضايي زن و مرد مي‌توانند براي دريافت و پرداخت اين مبلغ با هم توافق داشته باشند. البته از لحاظ قضايي شرط پرداخت اين مبلغ مطالبه زن است اما مرد مي‌تواند با رضايت همسرش مثلا بابت اجرت‌المثل 30 سال زندگي مشترک بخشي از خانه‌اش را به نام همسرش کند. در چنين مواردي دريافت يک رسيد کتبي از همسر مي‌تواند از لحاظ حقوقي از بروز مشکلات بعدي و درخواست مجدد زوجه جلوگيري کند، اما اگر مردي با اجبار، تهديد يا تطميع همسرش را وادار به امضاي برگه‌اي کند و مثلا در قبال مبلغي مشخص او را وادار به صرف نظر کردن از اجرت‌المثل کند، اين برگه از لحاظ حقوقي ارزشي ندارد.
همانطوريه که مي دانيد دين اسلام حقوق خاصي براي زنان در نظر گرفته، که هيچ مردي نمي‌تواند تا زماني که تمامي حق و حقوق همسرش را پرداخت نکرده است، او را طلاق دهد. و هر چه مدت زمان زندگي زناشويي بيشتر باشد اين حقوق نيز افزايش پيدا خواهد کرد و يکي از دلايلي که مردان عقب نشيني کرده و نمي توانند همسر خود را بدون ‌هيچ دليل منطقي قصد طلاق بدهند و چه بسا منصرف مي شوند همين حق بوده که در قانون نيز براي زنان در نظر گرفته شده است.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان