بسم الله
 
EN

بازدیدها: 117

اخلاق در قرآن-قسمت چهل و نهم

  1395/11/2
قسمت قبلي


اخلاص در روايات اسلامي

اين معني در روايات اسلامي نيز فوق العاده مورد بحث قرار گرفته است که گوشه هايي از آن را در ذيل از نظر مي گذرانيم:

1- در حديثي از پيامبراکرم صلي الله عليه و آله مي خوانيم: «ثلات لايغل عليهن قلب رجل مسلم اخلاص العمل لله عزوجل و النصيحة لائمة المسلمين و اللزوم لجماعتهم؛ سه چيز است که قلب هيچ مسلماني نبايد درباره آن خيانت کند (و همه مسلمين بايد آن را رعايت کنند) : خالص کردن عمل براي خدا، و خيرخواهي براي پيشوايان اسلام و ملازمت جماعت مسلمين و جدا نشدن از آن. » (92)

2- در حديث ديگري از آن حضرت مي خوانيم که اخلاص از اسرار الهي است: «الاخلاص سر من اسراري استودعه قلب من احببته من عبادي؛ اخلاص يکي زا اسرار من است و آن را در قلب هر کس از بندگانم را که دوست بدارم به وديعه مي گذارم. » (93)

3- امير مؤمنان علي عليه السلام مي فرمايد: «الاخلاص اشرف نهاية؛ اخلاص باارزشترين مقامي است که انسان به آن مي رسد. » (94)

4- و در تعبير بلند ديگر مي فرمايد: «الاخلاص اعلي الايمان؛ اخلاص برترين مقام ايمان است. » (95)

5- و در تعبير پرمعناي ديگري از همان امام مي خوانيم: «في اخلاص الاعمال تنافس اولوا النهي و الالباب؛ رقابت عاقلان و انديشمندان با يکديگر در اخلاص عمل است. » (96)

6- اين مساله تا آنجا اهميت دارد که رسول اکرم صلي الله عليه و آله تفاوت مقامات مؤمنان را در تفاوت درجات اخلاص مي شمرد و مي فرمايد: «بالاخلاص تتفاضل مراتب المؤمنين» (97)

7- اميرمؤمنان علي عليه السلام نيز آخرين مرحله يقين را اخلاص معرفي مي کند و مي فرمايد: «غاية اليقين الاخلاص» (98)

8- اخلاص بقدري اهميت دارد که مقدار مختصري از عمل که با آن باشد سبب نجات انسان مي گردد، چنان که در حديث رسول خدا صلي الله عليه و آله آمده است: «اخلص قلبک يکفک القليل من العمل» (99)

9- اخلاص تا آن حد اهميت دارد که علي عليه السلام آن را عبادت مقربان درگاه خدا مي شمرد، و مي گويد: «الاخلاص عبادة المقربين. » (100)

10- اين بحث دامنه دار را با حديث جالب ديگري از علي عليه السلام به پايان مي بريم که فرمود: «طوبي لمن اخلص لله العبادة و الدعاء ولم يشغل قلبه بما تري عيناه، و لم ينس ذکر الله بما تسمع اذناه و لم يحزن صدره بما اعطي غيره؛ خوشا به حال کسي که عبادت و دعايش را براي خدا خالص کند، و قلب خود را به آنچه مي بيند مشغول ندارد، و ياد خدا را با آنچه مي شنود، به فراموشي نسپرد، درونش به خاطر نعمتهايي که به ديگران داده شده است، غمگين نشود. » (101)

حقيقت اخلاص

مرحوم فيض کاشاني در محجة البيضاء در اين زمينه چنين مي نويسد: «حقيقت اخلاص آن است که نيت انسان از هرگونه شرک خفي و جلي پاک باشد» ، قرآن مجيد مي فرمايد: و ان لکم في الانعام لعبرة نسقيکم مما في بطونه من بين فرث و دم لبنا خالصا سائغا للشاربين؛ در وجود چهارپايان براي شما درسهاي عبرتي است، چرا که از درون شکم آنها، از ميان غذاهاي هضم شده و خون، شير خالص و گوارا به شما مي نوشانيم. (102)

«شير خالص آن است که نه رگه هاي خون در آن باشد، و نه اثري از آلودگي درون شکم و نه غير آن، صاف و پاک و بدون غل و غش باشد؛ نيت و عمل خالص نيز همان گونه است، بايد هيچ انگيزه اي جز انگيزه الهي بر آن حاکم نگردد. » (103)

در روايات اسلامي نيز تعبيرات بسيار لطيفي درباره حقيقت اخلاص و نشانه هاي مخلصين بيان شده که به بخشي از آن اشاره مي کنيم:

1- در حديثي از رسول خدا صلي الله عليه و آله مي خوانيم که فرمود: «ان لکل حق حقيقة و مابلغ عبد حقيقة الاخلاص حتي لا يحب ان يحمد علي شي ء من عمل لله؛ هر حقيقتي نشانه اي دارد، هيچ بنده اي به حقيقت اخلاص نمي رسد مگر زماني که دوست نداشته باشد که او را به خاطر اعمال الهي اش بستانيد. » (104)

2- در حديث ديگري از همان حضرت نقل شده که فرمود: «اما علامة المخلص فاربعة؛ يسلم قلبه، و تسلم جوارحه، و بذل خيره و کف شره؛ اما علائم مخلص چهار چيز است: قلبش تسليم خداست، همچنين اعضايش تسليم فرمان اوست، خير خود را در اختيار مردم مي گذارد و شر خود را باز مي دارد. » (105)

3- در حديث ديگري از امام باقر عليه السلام مي خوانيم: «لايکون العبد عابدا لله حق عبادته حت-ي ينقطع عن الخلق کله اليه، فحينئذ يقول هذا خالص لي في-تقبله بکرمه؛ هيچ عبادت کننده اي حق عبادت خدا را به جا نمي آورد، مگر اين که از تمام مخلوقات چشم بردارد و متوجه او شود؛ در اين هنگام، خداوند مي فرمايد: اين براي من خالص شده است؛ پس به کرمش او را مي پذيرد. » (106)

4- و بالاخره امام صادق عليه السلام جان سخن را در يک جمله کوتاه خلاصه کرده، و درباره اخلاص مي فرمايد: «ما انعم الله عزوجل علي عبد اجل من ان لايکون في قلبه مع الله غيره؛ خداوند متعال نعمتي بزرگتر از اين به بنده اي نداده است که در قلبش با خدا، ديگري نباشد. » (107)

اکنون با توجه به اهميت فوق العاده اخلاص، و تاثير عميق آن در پيمودن راه حق، و وصول به مقامات عاليه قرب الي الله، اين سؤال پيش مي آيد که اخلاص را چگونه مي توان به دست آورد؟

بي شک اخلاص نيت هميشه برخاسته از ايمان و يقين و عمق معارف الهيه است؛ هر قدر يقين انسان به توحيد افعالي خدا بيشتر باشد و هيچ مؤثري را در عالم هستي، جز ذات پاک او نشناسد، و همه چيز را از او و از ناحيه او و به فرمان او بداند، و اگر اسباب و عواملي در عالم امکان وجود دارد، آن را نيز سر بر فرمان او ببيند چنين کسي اعمالش توام با خلوص است؛ زيرا جز خدا مبدا تاثيري نمي بيند که براي او کار کند.

اين حقيقت در روايات اسلامي در عبادات کوتاه و پر معنايي منعکس است: امام علي بن ابيطالب عليهما السلام در حديثي مي فرمايد: «الاخلاص ثمرة اليقين؛ اخلاص ميوه درخت يقين است. » (108)

و از آنجا که عبادت به مقتضاي واعبد ربک حتي ياتيک اليقين يکي از اسباب يقين مي باشد، در حديث ديگري از همان حضرت آمده است که «الاخلاص ثمرة العبادة؛ اخلاص ميوه درخت عبادت است. » (109)

و نيز از آنجا که علم و معرفت يکي از سر چشمه هاي يقين است، و يقين چنان که گفتيم سرچشمه اخلاص است، در حديثي از همان حضرت آمده است که فرمود: «ثمرة العلم اخلاص العمل؛ ميوه علم، اخلاص عمل است. » (110)

و بالاخره در گفتار جامعي از مولي علي عليه السلام به سرچشمه هاي اخلاص چنين اشاره شده است: «اول الدين معرفته، و کمال معرفته التصديق به، و کمال التصديق به توحيده، و کمال توحيده الاخلاص له؛ سرآغاز دين معرفت خداست، و کمال معرفتش تصديق ذات اوست، و کمال تصديق ذاتش، توحيد و شهادت بر يگانگي او مي باشد؛ و کمال توحيد او اخلاص است. » (111)


----------------------
92- محجة البيضاء، جلد 8، صفحه 125 - حديث بطور کامل در خصال شيخ صدوق، باب الثلاثه، صفحه 167، نيز آمده است.
93- محجة البيضاء، جلد 8، صفحه 125.
94- تصنيف الغرر، صفحه 197، رقم 3894.
95- غرر الحکم، جلد 1، صفحه 30.
96- غرر الحکم، جلد 2، صفحه 513.
97- ميزان الحکمه، ماده خلص جلد 1، صفحه 754.
98- غرر الحکم، جلد 2، صفحه 503.
99- بحارالانوار، جلد 70، صفحه 175 ذيل حديث 15.
100- غرر الحکم، جلد 1، صفحه 25 (رقم 718) .
101- اصول کافي، جلد، صفحه 16.
102- سوره نحل، آيه 66.
103- المحجة البيضاء، جلد 8، صفحه 128 (باتلخيص) .
104- بحار، جلد69، صفحه 304.
105- تحف العقول، صفحه 16.
106- مستدرک الوسائل، جلد 1، صفحه 101.
107- همان مدرک.
108- غرر الحکم جلد 1، صفحه 30 (شماره 903) .
109- غرر الحکم، جلد1، صفحه 17 (شماره 444) .
110- غرر الحکم، جلد 1، صفحه 361 (شماره 55) .
111- نهج البلاغه، خطبه 1.


نويسنده: ناصر مکارم شيرازي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان