بسم الله
 
EN

بازدیدها: 246

زمينه ها، تنگناها و موانع مشارکت زنان در توسعه

  1395/10/26
خلاصه: امروزه يکي از شاخص هاي توسعه يافتگي وجود زنان در بازار کار است و مخصوصا حضور زنان در پست هاي مديريتي از نشانه هاي يک جامعه توسعه يافته است . البته در کشورها توسعه يافته نيز زنان بعد از سالها مبارزه وپس از احساس نياز به استفاده از نيروي کار آنها وارد بازار کار شدند .

مقدمه :


 با توجه به موفيقت روز افزون کشورهاي توسعه يافته در مناسبات بين المللي , رسيدن به توسعه يافتگي به بزگترين هدف تمام کشورها ي در حال توسعه تبديل شده است . براي رسيدن به اين منظور استفاده از حداکثر نيروي کار بسيار مهم و الزامي است و در تمام کشورهاي توسعه يافته براي رسيدن به اين هدف از نيروي کار زنان نيز استفاده مي شود .
امروزه يکي از شاخص هاي توسعه يافتگي وجود زنان در بازار کار است و مخصوصا حضور زنان در پست هاي مديريتي از نشانه هاي يک جامعه توسعه يافته است . البته در کشورها توسعه يافته نيز زنان بعد از سالها مبارزه وپس از احساس نياز به استفاده از نيروي کار آنها وارد بازار کار شدند . 
براي ورود زنان به بازار کار در ساير کشورها که به آنها کشورهاي جهان سوم نيز مي گويند بايد ابتدا زمينه سازي هاي لازم صورت بگيرد تا جامعه آمادگي پذيزش آن را پيدا کند . با توجه به گسترش رسانه هاي عمومي و روابط بين المللي بعضي از اين زمينه ها به وجود آمده است , از جمله مي توان به آگاهي زنان نسبت به توانايي هاي خود اشاره کرد . ولي با اين وجود لازم است که کشور در جهت تغيير فرهنگ سنتي و آماده کردن محيط کار مناسب براي زنها از تمام نيروي خود استفاده کنند .

1_موانع و تنگناهاي مشارکت زنان در توسعه :


مشارکت زنان در امر توسعه در ابتدا در کشورهاي صنعتي صورت گرفت که امروزه به آنها کشورهاي توسعه يافته مي گويند . زنان در اين راه با مشکلات زيادي رو به رو شدند که به مرور زمان با تلاش خود و آمادگي مردم از طريق فرهنگ سازي توسط دولت ها توانستند بر آنها غلبه کنند . پس از مدتها نا برابري و بي عدالتي آنها توانستند شرايط مناسب و تقريبا برابر با مردان در محيط کار براي خود به وجود آورند . 
و اين راهي است که زنان شاغل در کشورهاي در حال توسعه در پيش رو دارند . البته لازم به ذکر است که شرايط مختلف محيطي , فرهنگي , اجتماعي و سياسي در کشورهاي مختلف باعث مي شود که نتوانيم آنها را مشابه يکديگر در نظر بگيريم . و به علاوه تغييرات جوامع طي چندين سال اخير شرايطي را به وجود آورده که باعث تفاوت هاي موجود بين اين دو دوره مي شود . در اين ميان وجه تشابه بروز مشکلات و موانع بر سر راه پيشرفت و مشارکت زنان در امر توسعه مي باشد . 
جوامع در حال توسعه اکثرا کشورهايي هستند با فرهنگ سنتي . که در آن جاي زن در خانه است و مهمترين نقش او , نقش مادري و همسري است . با توجه به ديدگاه هاي سنتي که در آن نقش خانه داري زنان بسيار پر رنگ است قبول ورود و حضور زن در اجتماع آسان نيست . 

1_1 :موانع فرهنگي :

با وجود اين كه عامل اقتصادي در اشتغال زنان، داراي بيشترين اهميت مي باشد ولي مطالعات و بررسي هاي صورت گرفته نشان داده است كه ارزش ها و باورهاي فرهنگي رايج در يك جامعه، تاثير مستقيمي بر ميزان اشتغال زنان داشته است .
فرهنگ در هر جامعه مهمترين عامل تعريف رفتارها در آن جامعه به حساب مي آيد . فرهنگ است که مشخص مي کند هر فرد در هر جامعه چه کاري را مي تواند انجام دهد و چه کاري را نمي تواند , چه کاري مجاز است و چه کاري غير ممکن . 
ورود زنان به بازار کار نيز امر مهمي است که ابتدا بايد توسط فرهنگ هر جامعه پذيرفته شود , تا امکان بروز آن در واقعيت نيز تحقق يابد . بايد ابتدا باورهاي سنتي درباره ي زنان در جامعه تغيير کند و پذيرفته شود که زنان نيز مانند مردان مي توانند در بيرون از منزل شغلي داشته باشند . جامعه بايد اين نکته را در نظر بگيرد که زنان نيز به عنوان يک انسان آزاد حق دارند براي بخشي از زندگي خود تصميم بگيرند . چرا مردها مي توانند به عناوين مختلف وقت خود را به ميل خود صرف کنند ولي زنان بايد همواره در منزل حاضر باشند و علاوه بر وظايف خود , کمبود هاي حضور مردان را نيز جبران کنند ؟
بسياري از زنان با وجود تحصيلات و توانايي کافي براي انجام کارهاي تخصصي مجبور مي شوند در منزل بمانند و به وظايف مادري و همسري خود بپردازند زيرا تمام کارهاي خانگي بر عهده ي آنها است و همسرانشان به علت تفکر سنتي خود حاضر به همکاري با آنها نيستند . و بسياري از زنان با وجود تواني بالا تر نسبت به همکاران مرد خود , به علت وجود تفکرات مرد سالارانه نمي توانند به درجات بالاتر شغلي برسند . 
وجود چنين مشکلاتي باعث مي شود که بسياري از زنها با وجود توانايي ها و استعدادهاي زيادي که دارند , ماندن در منزل و کار نکردن را مناسب تر بدانند . درست است که هر جامعه براي رسيدن به يک توسعه درونزا ملزم به استفاده از نيروي کار زنها است ولي ابتدا بايد زمينه هاي فرهنگي لازم براي مشارکت زنان در جامعه فراهم شود , تا آنها بتوانند با انرژي کافي و فکري باز و آماده وارد بازار کار شوند . در اين صورت هم جامعه از حداکثر نيروي زنان استفاده مي کند و هم سلامت جسمي و روحي آنها حفظ مي شود .

1_2 : موانع اجتماعي :
1_2_1 _ آموزش :
براي حضور زنان در جامعه و بازار کار , شرايط اجتماعي مناسب نيز لازم است . يکي از نيازهاي اوليه براي ورود به کارهاي تخصصي , آموزش هاي لازم براي انجام اين کارها است . در جوامع سنتي و در حال توسعه دختران و زنان کمتر آموزش هاي تخصصي مي بينند به همين دليل شانس کمتري براي حضور در عرصه ي کارهاي تخصصي پيدا مي کنند . درچنين شرايطي اين وظيفه ي آموزش و پرورش , مدارس و خانواده ها است که آموزش هاي لازم براي آمادگي دختران را نيز فراهم کنند .


1_2_2_ تربيت:
يکي ديگر از موانع اجتماعي تربيت سني دختران است , که باعث به وجود آمدن باورهاي غلت در آنها مي شود . بسياري از زنان که به روش سنتي تربيت شده اند , تواني هاي خود را باور ندارند يا نمي شناسند . و اين خود يکي از دليل هايي است که براي ورود به جامعه و بازار کار تلاش زيادي نمي کنند .

1_3 موانع اقتصادي :

1_3_1 : كار خانه داري بدون دستمزد:
خانه داري كه عمده ترين كار زنان در جامعه ما مي باشد، فعاليت هاي اقتصادي گوناگوني را در برمي گيرد، نظير امرار معاش از طريق كشاورزي در روستاها و توليد كالاو خدمات كه اين كارها بدون پرداخت دستمزد مي باشد و هيچ ارزيابي اقتصادي از اين فعاليت زنان به عنوان مادر و همسر در كاهش هزينه هاي خانواده و موثر بودن آن در اقتصاد غير پولي انجام نمي شود. 
در زمينه عدم دريافت مزد در قبال كار خانه از سوي زنان خانه دار، مي بايست اضافه كرد كه كار خانه داري توليد درآمد مي كند، ولي اين درآمد پنهان است و پولي نيست كه مستقيم به دست او بدهند، پولي است كه به علت زحمات او در جيب خانواده مي ماند تا براي رفاه همه خرج شود، زيرا اگر زن خانه به هر دليلي كار خانه داري را انجام ندهد، آن خانواده ناگزير مي شود با پرداخت مبلغي از درآمد خانواده، فردي را براي انجام امور به استخدام درآورد و كار يك زن خانه دار از لحاظ مادي همين دستمزدي است كه پرداخت نمي شود. لذا كوشش هاي بيشتري لازم است تا كار خانه داري زنان به عنوان عاملي كه نقش مستقيم در اقتصاد پولي كشور و درآمد خانوار دارد شناخته شود و اگر هم قابل محاسبه در نظام محاسبات مالي، به جهت كاركرد خاص آن نمي باشد، در يك نظام محاسباتي به موازات نظام محاسبات مالي، مي تواند اندازه گيري و تخمين زده شود. اين امر با توجه به اين كه حدود سه چهارم زنان جامعه را خانه داران تشكيل مي دهند، از جهت زدودن باورهاي غلط فرهنگي نسبت به كارهاي خانگي و منزلت زنان،هم چنين از لحاظ ايجاد رشد و امنيت رواني و حقوقي و اقتصادي زنان خانه دار، به خصوص از نقطه نظر تربيت فرزندان، قابل توجيه و حائز اهميت مي باشد.(موسوي , مرضيه , زنان درر فرايند توسعه , پايان نامه کارشناسي ارشد , دانشگاه تربيت مدرس , 1371 ص 101 )
1_3_2 : اختلاف در سطح دستمزدها :
يکي ديگر از موانع اقتصادي اختلاف دستمزد ميان زن و مرد است . حتي در کشورهاي صنعتي و تو سعه يافته هنوز دستمزد زن و مرد کاملا برابر نيست و اين نابرابري در ساير کشورهاي در حال توسعه چند برابر است . با اين که زنان اکثرا در مشاغل نيمه وقت مشغول به کار هستند و ساعت کاري کمتري دارند , با اين حال دستمزد آنها نسبت به مردان خيلي کمتر است . و همچنين در مشاغل تمام وقت نيز سطح دستمرد زنان نسبت به مردان بسيار پايين تر است . 
با توجه به محدوديت هاي که زنان در اشتغال با آن رو به رو هستند و بالا رفتن ميزان تمايل آنها براي کار کردن , شرايط مناسبي براي صاحبان سرمايه به وجود آورده تا در رقابت زنان براي تصاحب کار مناسب , ارزانترين نيرو ها را انتخاب کنند . و اين شرايط باعث مي شود که زنان ميل کمتري براي ورود به بازار کار داشته باشند . 
1_3_3 : نوع مشاغل : 
اکثر زنان شاغل در زمينه هاي کاري خاص زنانه فعاليت دارند . اين کارها معمولا ارزش اجتماعي پايين تري نسبت به مشاغل مردانه دارند . مردهاي شاغل در اين کارها بيشتر در رده هاي مديرتي فعال هستند و حقوق بالاتري دريافت مي کنند . عدم امکان پيشرفت کاري براي زنان و پايين بودن سطح ارزشي اين مشاغل و همچنين پايين بودن دستمرد آن از عواملي است که موجب عدم امکان مشارکت فعال زنان در روند توسعه مي باشد , زمينه هاي نا رضايتي زنان را نيز فراهم مي کند .

2_ زمينه هاي مشارکت زنان در توسعه : 

2_1_ نياز به منبع انساني :

براي ادامه و به وجود آمدن روند توسعه به سه منبع نياز است : 1_ منبع انساني 2 _ منبع فيزيکي 3_ منبع طبيعي . هر جامعه براي رسيدن به حداکثر توسعه و توانايي رقابت با کشور هاي پيشرفته , مجبور به استفاده از تمام نيروي انساني خود است و به دليل اينکه زنان نيمي از نيروي انساني يک جامعه مي باشند , جوامع امروزي نيازمند مشارکت آنها در روند توسعه مي باشند .

2_2_ گسترش عدالت و روابط انساني :
با صنعتي شدن جوامع و گسترش شهر نشيني , دولت ها خدمات ويژه اي در شهرها به وجود آوردند , تا از طريق آن بتوانند نيروي کار لازم را از روستا ها به شهرها بياورند . بسياري از مردم به اميد دست يافتن به يک زندگي بهتر به صورت گروهي به شهرها مهاجرت کردند . اين خدمات در طي سالها گسترش يافت . رفاه اجتماعي , ايجاد مکان هاي تفريحي , عدالت اجتماعي , آزادي و برابري انسانها , مثال هايي است که براي اين خدمات مي توان ذکر کرد . 
با مطرح شدن بحث عدالت و روابط اجتماعي در جامعه , دولتها در طي ساهاي بعد مجبور شدند , شرايط برابري براي مرد و زن در جامعه به وجود آورند . واين موضوع به زمينه ي مناسبي براي مشارکت زنان در جامعه و همچنين مشارکت آنها در امر توسعه به وجود آورد .

2_3_ افزايش آگاهي زنان :

با شروع فعاليت هاي فمينيستي آگاهي زنان نسبت به توانايي شان افززايش افزايش پيدا کرد . در نتيجه با اعتماد به نفس بالاتري وارد اجتماع شدند . براي شروع در درجه اول بايد زنان خود را باور مي کردند تا جامعه نيز آنها را باور داشته باشد . با ورود به توليد صنعتي و ماشيني شدن کارها , نياز به نيروي بدني زياد براي انجام کارها از بين رفت . و ورود زنان به کارخانه ها و اشتغال آنها در بيرون از منزل بينش آنها را نسبت به خود و توانايي هايشان بازتر کرد . و اين افزايش آگاهي باعث برداشتن اولين قدم هاي مشارکت زنان در توسعه شد. 

نتيجه گيري :

با اينکه زنان تا مدتها بر اساس باور هاي عمومي جامعه از ورود به دنياي بيرون از چهار ديواري خانه منع مي شدند , امروز با توجه به تغيرات گسترده ي اجتماعي و تغيير روش هاي زندگي , ديگر چنين موانعي پيش روي آنان نيست . با اين که اين موانع هنوز در بعضي از کشور هاي توسعه نيافته و فقير در گوشه و کنار اين جهان بزرگ به چشم مي خورد , باز هم نسبت به موقعيت ها و جايگاه هاي گذشته زنان در دنيا , اين تغييرات قابل توجه است . 
توسعه و رقابت در دنياي اقتصاد امروز , يکي از مسائل مهم تمام کشورها است . و براي رسيدن به اين منظور استفاده از نيروي کار و استعداد زنان الزامي است . و اين وظيفه ي دولت هر کشور است که شرايط کافي براي آموزش هاي تخصصي را براي زنان جامعه ي خود به وجود آورد و تمام تلاش خود را براي آماده سازي هر چه بهتر شرايط کاري و حضور زنان در اجتماع فراهم سازد . تا از اين طريق بتواند از حداکثر نيروي انساني خود در رقابت جهاني استفاده کند .


نويسنده: پرستو شاطري


مشاوره حقوقی رایگان