بسم الله
 
EN

بازدیدها: 1,010

رقص آتش-قسمت سي و دوم

  1394/2/14
خلاصه: کالبد شناسي جامعه وکالت (2)
قسمت قبلي

جامعه وکالت آسيب پذيري هاي خاص خودش را دارد. وقتي شخصي به جهت رفع مشکل خود و در يک حالت بحراني به وکيل مراجعه مي کند. گذشته از اينکه سرنوشت مشکل او به کجا ختم مي شود وکيل شخص درد مندي را جلوي خود مي بيند که باو پناه آورده است. اولين عکس العمل دروني وکيل حس همدردي است که به او دست مي دهد. کدام انسان با وجداني است که با ديدن يک دردمند لااقل دلجوئي نکند. انسانها بواسطه روحيات متفاوتي که دارند عکس العمل بيروني شان متفاوت است.يکي بعلت شدت احساسات حس مي کند بايد به هر قيمتي که شده دردمند را از اين درد برهاند.يکي به فکر کاهش آلام شخص است و يکي هم متين و خونسرد به فکر چاره جوئي قانوني مي افتد.اين حالت به نسبت کم يا زياد در روحيه هر وکيل درنوسان است يکي کمتراحساس براو غلبه مي کند يکي بيشتر، يک انسان واحد هم درطول عمر، واکنشش درمقابل مسائل متفاوت است هرچه از عمر انسان مي گذرد تعقل جانشين احساسات مي شود .بيشتر و نه همه همکاران ما که برايشان مشکل پيش آمده در سنين جوان تري هستند. واين نشانه احساسات پاک آنها است.کافي است وکيل مربوطه گوشه چشمي هم  نسبت به اوضاع مملکت درباب حقوق انسان ها انتقاد داشته باشد و آبشخور او هم فرهنگي باشد که اجتماع به خورد او داده است.
 
واقعيت اين است که وکيل هم زاده همين اجتماع و بزرگ شده در فضاي فرهنگي واخلاقي همين اجتماع است لا جرم هرکس ديگر هم ازجهت روحيات جاي او باشد عکس العمل مشابهي از خود بروز خواهد داد و اين نوع واکنش خاص وکيل نيست .البته جامعه از وکيل انتظاراتي دارد. وکيل يک فرد عامي نيست و نبايد باشد.اخلاق حرفه اي مخصوص خود را دارد که جهت رعايت آن بايد قبل ازهرعمل يا عکس العملي لختي به آن بينديشد . سخت است ولي تا حدود زيادي شدني است.
 
هميشه برايم سوال بوده که وقتي متهمي به جرم خود(مثلا قتل) در يک فضاي سالم اعتراف مي کند و قرائن و شواهد اتهام هم متوجه متهم است، وکيل که بصورت تسخيري براي او تعيين شده است چه دفاعي مي تواند از او بکند؟ درعمل عکس العمل هاي مختلفي از همکاران ديده ام. اوايل انقلاب يک فقره هواپيما ربائي اتفاق افتاده بود و وکيل مدافع در دادگاه مي گفت من چه دفاعي دارم از هواپيما ربائي بکنم تقاضاي مجازات وفق قانون را براي او دارم .اين دفاع با کيفر خواستي که دادستان براي او کرده بود چه تفاوتي داشت؟ درمطالعاتي که نسبت به پرونده هاي اين چنيني درقبل ازانقلاب داشتم خوانده بودم که بعضي از وکلا با تشبث به علم جرم شناسي و اينکه شرايط خانوادگي و رشد متهم و ناسالم بودن فضاي اجتماع لاجرم متهم را به سوي ارتکاب جرم سوق داده است سخنراني هاي غرائي را ايراد مي کردندکه احساسات ديگران راتحت تاثير قرار مي داد ولي دادگاه کار خودش را مي کرد واستنباطش اين بود به هر حال جرمي توسط متهم انجام شده و بايد مجازات شود که نفس مجازات خود عاملي براي پيشگيري