بسم الله
 
EN

بازدیدها: 469

رقص آتش-قسمت سي و دوم

  1394/2/14
خلاصه: کالبد شناسي جامعه وکالت (2)
قسمت قبلي

جامعه وکالت آسيب پذيري هاي خاص خودش را دارد. وقتي شخصي به جهت رفع مشکل خود و در يک حالت بحراني به وکيل مراجعه مي کند. گذشته از اينکه سرنوشت مشکل او به کجا ختم مي شود وکيل شخص درد مندي را جلوي خود مي بيند که باو پناه آورده است. اولين عکس العمل دروني وکيل حس همدردي است که به او دست مي دهد. کدام انسان با وجداني است که با ديدن يک دردمند لااقل دلجوئي نکند. انسانها بواسطه روحيات متفاوتي که دارند عکس العمل بيروني شان متفاوت است.يکي بعلت شدت احساسات حس مي کند بايد به هر قيمتي که شده دردمند را از اين درد برهاند.يکي به فکر کاهش آلام شخص است و يکي هم متين و خونسرد به فکر چاره جوئي قانوني مي افتد.اين حالت به نسبت کم يا زياد در روحيه هر وکيل درنوسان است يکي کمتراحساس براو غلبه مي کند يکي بيشتر، يک انسان واحد هم درطول عمر، واکنشش درمقابل مسائل متفاوت است هرچه از عمر انسان مي گذرد تعقل جانشين احساسات مي شود .بيشتر و نه همه همکاران ما که برايشان مشکل پيش آمده در سنين جوان تري هستند. واين نشانه احساسات پاک آنها است.کافي است وکيل مربوطه گوشه چشمي هم  نسبت به اوضاع مملکت درباب حقوق انسان ها انتقاد داشته باشد و آبشخور او هم فرهنگي باشد که اجتماع به خورد او داده است.
 
واقعيت اين است که وکيل هم زاده همين اجتماع و بزرگ شده در فضاي فرهنگي واخلاقي همين اجتماع است لا جرم هرکس ديگر هم ازجهت روحيات جاي او باشد عکس العمل مشابهي از خود بروز خواهد داد و اين نوع واکنش خاص وکيل نيست .البته جامعه از وکيل انتظاراتي دارد. وکيل يک فرد عامي نيست و نبايد باشد.اخلاق حرفه اي مخصوص خود را دارد که جهت رعايت آن بايد قبل ازهرعمل يا عکس العملي لختي به آن بينديشد . سخت است ولي تا حدود زيادي شدني است.
 
هميشه برايم سوال بوده که وقتي متهمي به جرم خود(مثلا قتل) در يک فضاي سالم اعتراف مي کند و قرائن و شواهد اتهام هم متوجه متهم است، وکيل که بصورت تسخيري براي او تعيين شده است چه دفاعي مي تواند از او بکند؟ درعمل عکس العمل هاي مختلفي از همکاران ديده ام. اوايل انقلاب يک فقره هواپيما ربائي اتفاق افتاده بود و وکيل مدافع در دادگاه مي گفت من چه دفاعي دارم از هواپيما ربائي بکنم تقاضاي مجازات وفق قانون را براي او دارم .اين دفاع با کيفر خواستي که دادستان براي او کرده بود چه تفاوتي داشت؟ درمطالعاتي که نسبت به پرونده هاي اين چنيني درقبل ازانقلاب داشتم خوانده بودم که بعضي از وکلا با تشبث به علم جرم شناسي و اينکه شرايط خانوادگي و رشد متهم و ناسالم بودن فضاي اجتماع لاجرم متهم را به سوي ارتکاب جرم سوق داده است سخنراني هاي غرائي را ايراد مي کردندکه احساسات ديگران راتحت تاثير قرار مي داد ولي دادگاه کار خودش را مي کرد واستنباطش اين بود به هر حال جرمي توسط متهم انجام شده و بايد مجازات شود که نفس مجازات خود عاملي براي پيشگيري از جرم است.يا اينکه مشاهده مي شود بعضي وکلا موضوع جنون متهم را مطرح مي کنند که در بيشتر مواقع خلاف آن به اثبات مي رسد تشبث به اين نوع معاذير قانوني براي چيست؟ آيا بايد به هر قيمتي از متهم دفاع کرد؟يا اينکه تريبون دادگاه فرصتي است تا وکيل معضلات جامعه را برشمارد وتوجه ديگران را به اين معضل جلب نمايد؟ به هر حال سخنان وکيل بي تاثير نيست اگر چه ممکن است براي سرنوشت موکل تاثيري نداشنه باشد ولي توجه انديشمندان و دلسوزان به سلامت جامعه را جلب خواهد کرد.
 
اشراف برآئين دادرسي نيز ازجمله مواردي است که ديده شده وکيل با مطالعه دقيق پرونده نسبت به روند شکل گيري پرونده به آن ايراد گرفته ونهايت منجر به اطاله دادرسي شده است واعتراض ديگران را برانگيخته و وکيل را يک حقه باز خوانده اند. آيا اين از نقص قانون وشيوه رسيدگي است يا اينکه چرا وکيل به قانون متوسل شده است؟
 
اينکه گاهي زمينه هاي جرم براي اشخاصي که مستعد هستند پيش مي آيد و شخص مرتکب جرم مي شود نيز يکي از موضوعاتي است که فراوان مشاهده مي شود.که نمونه ساده آن چنين مي تواند باشد که مستاجري منزل استيجاري را تخليه نمي کند و موجب برخورد موجر و مستاجر مي شود و موجر درحالت عصبانيت حداقل ناسزائي به مستاجر مي گويد.و مستاجر با تمسک به اين نقطه ضعف نه تنها موجر را به حالت انفعال مي اندازد بلکه از او امتياز هم مي گيرد. پرونده به وکيل ارجاع مي شود.وکيل چه بايد بکند؟
 
در محاکمه اي بعنوان وکيل حضور داشتم شخصي با عصبانيت وارد شد و موضوعي را خارج از محاکمه بيان داشت و به قاضي گفت (قاضي حضور ذهن نسبت به مشکل ايشان داشت) فلاني مرا تهديد کرده است.قاضي پرسيد چه تهديدي کرده؟ شخص گفت: به من گفته آدمت مي کنم! قاضي که روحاني ميان سال وسرد وگرم چشيده اي بود گفت: واقعا؟ اگر چنين قدرتي دارد بگو بيايد مرا آدم کند تمام تلاش اديان اين است که آدم بسازند اگر وي چنين حرفي زده ادعاي بالائي دارد اين که تهديد نيست! وشخص عصباني را مقداري نصيحت کرد و با آرامش او را روانه ساخت.
 
به تجربه ديده ام و از پيش کسوتان شنيده ام و در کتبي که وکلا نوشته اند خوانده ام که نشده است وکيلي در پرونده اي تلاش خود را بکند وحکم به نفع موکلش صادر شود و موکل قدر دان باشد.اين مطلوب ترين حالت است .حال ، وکيل با موکلي که حکم به نفعش صار نشده چه بايد بکند جاي خود دارد.
 
پيش کسوتي بعد از شصت سال حضور در عرصه وکالت مي گفت نشده است که حق الوکاله کاملي ازموکلينم گرفته باشم. موکلينم هميشه از پرداخت قسمتي از حق الوکاله سرباز زده اند.



نويسنده:رحمن زارع-وکيل پايه يک دادگستري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان