بسم الله
 
EN

بازدیدها: 516

ازدواج و آثار حقوقي آن در قانون مدني افغانستان- قسمت چهارم

  1394/2/13
قسمت قبلي

آثار ازدواج

تامين رابطه زوجيت به اثر ازدواج يا عقد نکاح براي طرفين عقد ايجاب يک سلسله وجايب را براي طرفين مي‌‌نمايد که هريک مکلف به رعايت آن مي‌‌باشند. که اين وجايب سه قسم است:
اول: موضوع حقوق و وجايب مشترک زوجين.
دوم: وجايب شوهر در برابر زن.
سوم: وجايب زن در برابر شوهر.
وجايب مشترک زوجين در برابر يکديگر شامل حسن معاشرت زوجين نسبت به يکديگر مي‌‌باشد يعني لازم است تا در اثر ازدواج چنان علايقي بين زن و شوهر ايجاد شود که آنها در محيط گرم خانوادگي زندگي خوش، آرام و با سعادت را سپري نمايند. بناءً ايجاب مي‌‌نمايد تا در برابر همديگر از اخلاق نيک و خوش رفتاري کار گرفته، صبر و گذشت داشته از هرنوع بد رفتاري، ناسزا گويي و برهم زدن رابطه نيک زناشويي اجتناب کنند. از آنجايي که اساس اجتماع را خانواده تشکيل مي‌‌هد به زن و شوهر لازم است تا آنها درتحکيم و استواري بنياد خانواده کوشيده با هم فکري و اخلاق نيک رابطه خانواده را مستحکم نموده با عشق و علاقه بايکديگر، نگهبان بقاي خانواده گرديده، با تربيه و پرورش اولاد سالم در محيط مساعد سهم خود را در تشکيل خانواده و اجتماع به نحو احسن ادا نمايند.
زن بايد به امور زوجيت اطاعت داشته، احترام شوهر خود را نگه داشته با وي از رويه نيک کار گرفته در مقابل شوهر خوش رفتار و خوش خلق بوده، آرامش روحي و اطمينان قلبي او را فراهم آورد تا زندگي شيرين و گوارا گردد. مال، آبرو و حيثيت شوهر را در حضور و غيابش نگهدارد و درقسمت خروج از منزل با شوهر هماهنگ باشد و زمينه تربيه سالم فرزندان را به وجود بياورد.
شوهر مکلف است تا در رابطه با خانم خود حسن معاشرت، اخلاق نيکو و صميميت داشته، ازتند خويي و خشونت بپرهيزد چنانچه پيامبر اسلام‌(ص) مي‌‌فرمايد: «کامل ترين شما آنهايي هستند که با همسران شان خوش خلق باشند».(13)
همچنان زن، يک سلسله حقوق مادي بالاي شوهر دارد که شامل مهر، خوراک، پوشاک، مسکن، تداوي مناسب و رفع حوايج مادي است که ذيلاً توضيح مي‌‌گردد:

اول - مهر

مهر درلغت کلمه عربي است که در فارسي آن را کابين مي‌‌گويند مترادف آن در عربي صداق، نحله، فريضه و اجر مي‌‌باشد.(14)
در اصطلاح، مالي است که به مناسبت عقد نکاح از طرف شوهر به ملکيت زن درآمده و شوهر ملزم به پرداخت آن مي‌‌باشد. آيه چهارم سوره النساء مي‌فرمايد: «آتوالنساء صدقاتهن نحله».(15)
يعني مهر زنان تان را به عنوان بخشش به آنها بپردازيد. نقل است که آن حضرت(ص) هيچ نکاح را منعقد نساختند که بدون مهر باشد حتا احاديث متعددي در زمينه نقل شده که حاکي از تعيين مهر براي زن حين عقد ازدواج است.
مهر حق مسلم زن است و مرد با طيب خاطر آن را به وي پرداخت نمايد و زن عاقل و بالغ حق هر گونه دخل و تصرف را در مهريه خود دارد.(16)
در رابطه به تعيين مهر حد اکثر آن ثابت نبوده و مربوط به رضايت طرفين است. البته در اين مورد بايست قدرت و توان مالي زوج در نظر گرفته شود زيرا مهر حق ثابت زن و قابل پرداخت از طرف مرد بوده و حکم دين را به ذمه شوهر دارد، بناءً طوري بايد تعيين گردد که به مرد تکليف‌آور نباشد و مرد از عهده پرداخت آن بدر شده بتواند ولي در رابطه به حد اقل آن به نظر فقهاي حنفي از ده درهم شرعي کمتر بوده نمي‌تواند.
مهر به دو نوع است مهر مسمي و مهر مثل:

مهر مسمي

اگر طرفين ازدواج در هنگام عقد ازدواج با توافق همديگر نوع مهر و مقدار آن را ذکر نمايد يا اين که موافقه شود تا طرفين بعد از عقد ازدواج اندازه آن را تعيين نمايد آن را مهر مسمي مي‌‌نامند. اين که در اين عقد حد يا اندازه مال يا منفعت تحرير گرديده و از آن اسم برده مي‌‌شود که آن را به نام مهر مسمي ياد مي‌‌کنند.
مهر در صورت اکمال شرايط ذيل مهر مسمي ناميده مي‌‌شود:
1- عقد ازدواج صحيح انجام شده و درآن فشار نباشد.
2- اندازه مهر معلوم و معين بوده و در آن شبه و ابهام موجود نباشد.
3- مالي که در مهر مسمي شده شرعاً قابل تقويم باشد يا اين که اگرمنعفت است اين منفعت به مال تقويم باشد.
مال و منفعت به صورت تنهايي يا يکجايي به عنوان مهر مسمي تعيين شده مي‌‌تواند در صورتي که مهر مسمي شد، زوج مي‌‌تواند آن را زيادت نمايد مشروط بر اين که داراي اهليت حقوقي بوده و اندازه زيادت را مستحق و ارتباط زوجيت قايم بوده و هم زوجه اين هبه را قبول نمايد.
همچنان زوجه مي‌‌تواند قسماً يا کلاً اين مهر را که حق منحصر به فرد وي است به شوهر خود هبه نمايد. در اين صورت نيز لازم است تا زوجه اهليت حقوقي داشته وزوج اين هبه را قبول نمايد.

مهر مثل

مهر مثل عبارت از مهري است که اندازه آن در زمان عقد يا بعد از آن قبل از آن که نزديک واقع شده باشد. به رضايت و از طرف خود آنها تسميه نشده باشد. در اين صورت مهر زن ديگري که مانند همين زوجه باشد، اساس قرار داده شده و شوهر به پرداخت آن به خانم مکلف گردانيده مي‌‌شود. در تعيين مهر مثل موجوديت و مماثلت در صفات شرط دانسته شده و اين صفات شامل دين داري، زيبايي، فهم و دانش، باکره بودن، بيوه‌گي وغيره است. براي پيدا نمودن زوجه نظير آن زوجه لازم است تا در قدم نخست به خانواده پدري مانند خواهر، خاله، دختر کاکا وي مراجعه شود اگر دريافت نشد، خانواده ديگري که شبيه خانواده پدرش باشد جست‌وجو گردد.
مهر مثل درحالات آتي واجب مي‌‌گردد:
1- در صورتي که طرفين اندازه مهر را قبل از عقد يا بعد از آن معين و مشخص نساخته باشد.
2- هرگاه در عقد ازدواج طرفين به عدم مهر توافق نمايد.
3- زماني که مهر تسميه شده ولي اين تسميه فاسد باشد به عبارت ديگر مهر از جمله اشياي باشد که زوج شرعاً صلاحيت آن را نداشته باشد.
4- هرگاه عقد فاسد باشد و عمل مباشرت جنسي صورت گرفته باشد.
5- درحالي که زوج در مرض موت به زوجه بيش از اندازه معين مهر مثل را در عقد ازدواج تعيين نمايد.
6- درصورتي که اندازه مهر مسمي مورد اختلاف باشد و شهود هم وجود نداشته باشد.
مطابق ماده 99 قانون مدني افغانستان زوجه مستحق مهر مسمي مي‌باشد اگر مهر حين عقد تعيين نشده و يا نفي آن به عمل آمده باشد مهر مثل لازم مي‌‌گردد.
مطابق ماده 105 قانون مدني افغانستان اگر درضمن عقد از مهر ذکري به ميان آمده و بعد از عقد، شوهر قبل از اين که با زنش نزديکي نمايد، او را طلاق دهد، بايد نصف مهري را که درعقد تعيين شده است (مهر مسمي)، به زن، بدهد. ولي اگر درعقد، مهري معين نشده و شوهر قبل از نزديکي زنش را طلاق بدهد نصف مهر مثل لازم مي‌‌گردد:

مهرمتعه

اگر درضمن عقد نکاح از مهر ذکري به ميان نيايد و بعد از عقد نزديکي واقع نشده ولي درعين حال، مرد همسرش را طلاق بدهد، دراين صورت بايد به او مهرمتعه بدهد.
چنانچه قانون مدني افغانستان در ماده 107 خود چنين صراحت دارد: «هرگاه تفريق بين زوجين قبل از دخول يا خلوت صحيحه واقع گردد، براي زوجه متعه‌اي که عبارت از البسه معمول و امثال وي مي‌باشد، واجب مي‌گردد. در تعيين متعه توان مالي زوج درنظر گرفته شده و به هيچ صورت قيمت آن از نصف مهر مثل تجاوز نمي‌کند». 
ماده 108 قانون مدني افغانستان در موضوع طلاق قبل از دخول برخلاف تفريق، قبل از دخول مهر متعه را واجب نمي‌داند و اداي آن را جايز مي‌‌داند يعني شوهر اختيار دارد مي‌‌تواند آن را بدهد و مي‌‌تواند آن را ندهد چنانچه دراين ماده آمده است:
1- هرگاه طلاق قبل از دخول واقع گرديده و مهر مسمي باشد و يا زوج وفات نمايد، متعه براي زوجه واجب نمي‌گردد.
2- درصورتي که طلاق بعد از دخول واقع گردد خواه مهر مسمي باشد يا نه، اداي متعه بالاي زوجه جواز دارد.

مهر موجل و مهر معجل

بعد از انعقاد عقد ازدواج مهر لازم گرديده و شوهر مکلف است آنرا به خانم خود بپردازد، زيرا مهر مانند دين برذمه مرد قرار داده شده که اداي آن بر زوج واجب است. زوجه تا زماني‌که مهر خود را دريافت نکرده مي‌‌تواند از تمکين وظايف همسري امتناع نمايد و با استفاده از آن حق، زن ناشزه به حساب نيامده، حق نفقه او ساقط نمي‌شود البته اين درصورتي است که مهر معجل باشد يعني بدون مدت باشد اما در صورتي‌که مهر موجل باشد، چنين حقي ندارد. ولي هرگاه زوج چنين مهر را بپردازد زن به تمکين دربرابر وي مکلف دانسته شده در صورتي‌که اعراض نمايد، ناشزه پنداشته مي‌‌شود.
از آنجايي‌که اداي دين موقوف به طلب زوجه است هرگاه طرفين توافق نمايند مرد به پرداخت تمام مهر معجل مکلف دانسته نشده و اگر زوجه موافقه نمايد قسمتي از مهر را به طور معجل اخذ و متباقي را طي مهلت زماني به تاجيل بگيرد، و در صورتي‌که به پرداخت مهر به صورت معجل اختلافي بروز نمايد، به عرف مراجعه مي‌‌گردد. اگر عرفي در زمينه موجود نباشد مرد مکلف به تعجيل در پرداخت مهر دانسته مي‌‌شود.
تعيين مهر به رضايت جانبين بوده و هم مهر حق زن است، زيرا زن مي‌‌تواند اختيار تعيين آن را به شوهر خود تفويض نمايد. هرگاه اين اختيار به شوهر گذاشته شود و وي مهر زن را تسميه نکرده باشد، زن حق دارد بعد از عقد ازدواج و قبل از دخول از شوهر مهر خود را تقاضا نمايد و شوهر مکلف است آن را معين نمايد در صورت امتناع زوج، زن حق دارد به محکمه رجوع کند تا براي وي مهر مثل تعيين گردد.
مطابق صراحت ماده 113 قانون مدني کشور، مهر شرعاً حق زن است و هيچ کس به شمول پدر که ولي دختر خويش است نمي‌تواند مهر دختر خود را قسماً و يا کلاً هبه نمايد و از آن درگذرد.
مطابق صراحت ماده 114 قانون مدني هيچ کس به شمول شوهر، زن را مجبور ساخته نمي‌تواند تا از مهر خود منصرف شده و يا آن را قسماً يا کلاً واگذار شود به مجرد عقد، زن مالک هم? مهر مي‌‌شود و مي‌‌تواند هرگونه تصرفي درآن بنمايد. ولي اين مالکيت متزلزل است و پس از آميزش جنسي، وفات يکي از زوجين و عوامل ديگر مستقر و ثابت مي‌‌شود. ماده 98 قانون مدني افغانستان خلوت صحيحه را نيز درحکم دخول دانسته و به اسباب استقرار مهر اضافه کرده است: «کل مهر با وطي، خلوت صحيحه يا وفات يکي از زوجين گرچه قبل از دخول يا خلوت صحيحه صورت گرفته باشد، لازم مي‌گردد». مطابق صراحت ماده 110 قانون مدني افغانستان مهر ملکيت زوجه محسوب مي‌‌گردد، زوجه مي‌‌تواند در مهر خود هرنوع تصرف مالکانه نمايد.
چيزي که درحين عقد ازدواج به عنوان مهر تعيين مي‌‌گردد بايد ارزش مالي داشته باشد. همچنان قابل تملک باشد (مانند موقوفات و اموال غصبي نباشد) و مي‌تواند علاوه بر حقوق مالي، کار و نيروي انساني مانند آموزش علمي از علوم براي زوجه باشد.
ماده 102 قانون مدني افغانستان تزييد مهر بعد از عقد را چنين توضيح مي‌‌نمايد: زوج مي‌‌تواند مقدار مهر را بعد از عقد تزييد نمايد در اين حالت زيادت مهر تابع شرايط ذيل مي‌‌باشد:
1- مقدار زيادت مهر معلوم باشد.
2- زوجه يا ولي او اين زيادت را قبول نمايد.
3- رابطه زوجيت باقي باشد.
اما در عرف اجتماعي افغانستان، موضوع مهر از چهارچوب شرعي و قانوني خودش فاصله گرفته و تا حد زيادي، تابع مقررات و سنن عرفي، آداب و رسوم اجتماعي کشور گرديده است. زنان کشور و بسياري از مردان تصور روشني از مفهوم مهر ندارند. در نتيجه اکثريت مطلق زنان از مقدار و هدف مهر خودشان اطلاع ندارند، زيرا در جريان تعيين مهر در هنگام عقد ازدواج مانند اصل عقد ازدواج خواست آنها در نظر گرفته نشده و يا تاثيري نداشته و در تصميم گيري‌هاي بزرگان فاميل شريک نبوده‌اند.
مهمتر از آن اين‌که در عرف اجتماعي افغانستان، مالکيت زن برمهر به رسميت شناخته نمي‌شود و کمتر زني جرئت مي‌کند تا دعوي مطالبه مهر را عليه شوهرش درمحکمه طرح نمايد و چه بسا به جاي مهر چيز‌هاي به نام (گله، طويانه، شيربها) و غيره از پدرداماد گرفته شده به ملکيت پدر دختر افزوده مي‌‌گردد و ديگر از مهر به عنوان ضمانت مالي و اجراي پيوند زوجيت زندگي و آينده زن اثري باقي نمي‌ماند.



نويسنده : رعنا سعيد





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان