بسم الله
 
EN

بازدیدها: 609

جايگاه اجتماعي زنان در نظرگاه‌ شهيد مطهري- قسمت اول

  1394/2/6
مبناي انديشه استاد مطهري پيرامون زنان مبتني بر نظام حقوقي در اسلام است که اين نظام نيز مبتني بر مبناي هستي‌شناسي و مباني انسان‌شناسي در اسلام بنا نهاده شده است و از آنجا که علت و ملاک اصلي تدوين نظام حقوقي در اسلام، تحقق نظام احسن و کمال انساني است يقيناً نظام حقوقي را مي‌توان مهم‌ترين سنگ بناي زندگي اجتماعي بشر دانست. دين مبين اسلام به دليل جامعيت خود در بعد فردي و اجتماعي براي انسان‌ها اعم از زن و مرد، تکليف و وظايفي را در راستاي رسيدن به نظام احسن خلقت در تحت لواي قرآن و سيره بيان نموده و نظام حقوقي‌ را براي دستيابي به قله‌هاي کمال انساني مبتني بر وحي تنظيم و اعلام کرده است. از جمله انديشمنداني که به تبيين اين مهم اهتمام داشته‌اند، استاد شهيد مطهري است که به اقتضاي عصر حاضر در بيان و بازشناسي مسائل اسلامي و به اقتضاي جامعه اسلامي - ايراني، موضوعاتي را ازجمله مسئله «زنان» مدنظر قرار داده است که در اين نوشتار به آن مي پردازيم.

استاد مطهري و لزوم نگاه نظام‌مند به مسئله زنان: 

به جهت اهميت ويژگي استاد مطهري در بازشناسي مسائل و ضرورت پاسخگويي به آن و از طرفي به دليل اهميت و ارزش جايگاه خانواده در لابه‌لاي مسائل مرتبط با زنان، او از اين زاويه بايسته‌هاي نظام اسلام را پيرامون بحث مورد نظر آغاز مي‌کند. ايشان از جمله عوامل حاشيه‌اي را که موجب مي‌شود اين بي‌توجهي را در مسير حرکت در جاده پيموده شده امروز غربيان قرار دهد، اين‌گونه نام مي‌برد؛
1ـ مطامع سرمايه‌داران براي سود بيشتر و استفاده از کارگران ارزان و بهره‌کشي از آن
2ـ القاي استقلال اقتصادي و آزادي زنان بر محور اين شعار
3ـ انقلاب صنعتي که شعار آزادي زن نيز از عوارض آن بود
4ـ تکامل ماشينيسم
5ـ مصرف‌گرايي انسان‌ها در نتيجه نيرنگ و فريب صاحبان سرمايه‌ براي سود بيشتر
6ـ استفاده ابزاري از زن در راستاي تبليغات با بهره‌گيري از زيبايي جسمي آنان. نتيجه اين آغاز اهداي آزادي به زنان در نگاه استاد مطهري، بدبختي‌هاي مدرن زنان است که در اصل تفاوتي از جهت ماهيت با بدبختي‌هاي قديم و سنتي او ندارد. 
امروزه انديشمندان در غرب نيز اين باور و عملکرد فمينيست‌ها را جز خيانت يا اشتباه، دروغ، جنگ عليه خانواده، جنگ عليه پسران يا بيراهه و گمراهه نمي‌دانند و با استاد مطهري همراهي مي‌کنند و فرياد بر مي‌آورند که اين نسخه غلط و ناشيانه که پيشتازان احقاق حقوق براي آنان تجويز کردند تا چه ميزان مرگبار بوده است. زاويه و رويکردي متفاوت از غرب را استاد مطهري مدنظر دارد. «نظام حقوق و تکاليف خانوادگي» مرکز ثقل بحث‌هاي اوست که کليه مباحث حول اين محور چرخش خود را با الهام از مکتب نجات‌بخش اسلام تداوم مي‌بخشد. 
در واقع رهيافت‌هاي استاد مطهري در بحث زنان از نقطه آغاز متفاوت از طرح بحث‌هاي مشابه و چگونگي مواجهه و طرح آن نيز متفاوت مي‌باشد و مدد گرفتن و عنايت به نظامي که در آن نظام تعاملات و عملکردها بر اساس دو محور 1ـ تکليف يا مسئوليت 2ـ حقوق بنا شده است مد نظر استاد مطهري مي‌باشد، بسيار متفاوت از مسير و طريقي است که در آن صرفاً تساوي و آزادي مبنا و هدف قرار گرفته است. در نگاه ايشان نظام خانوادگي در اسلام متفاوت از ساير نظام‌هاست.

پس 1ـ‌ توجه به چگونگي فرايند يک نظام براي تعيين ارزش و موقعيت هر عضوي و هر واحدي در آن 2ـ توجه به کتاب آفرينش و تفاوت‌ها و اصالت‌ اين تفاوت‌ها جهت تعيين مسئوليت و حقوق 3ـ عدم پندار غلط تساوي و آزادي به عنوان محور اصلي بحث 4ـ تبيين جايگاه و ارزش واقعي و حقيقي مبتني بر قرآن و طبيعت زن (کتاب حکومتي و تدويني) مدنظر استاد بوده است که براي دستيابي به اين مهم ايشان مي‌فرمايند: «اينکه ما مدعي هستيم مسئله «نظام حقوقي زن در خانواده و اجتماع» از مسائلي است که مجدداً بايد مورد ارزيابي قرار گيرد و به ارزيابي‌هاي گذشته بسنده نشود به اين معني است که اولاً طبيعت را راهنماي خود قرار دهيم. ثانياً از مجموع تجربيات تلخ و شيرين حداکثر بهره‌برداري را نماييم و تنها در اين وقت است که نهضت حقوق زن به معني واقعي تحقق مي‌يابد.» (استاد شهيد مرتضي مطهري، «نظام حقوق زن در اسلام»، ص 23) 
پذيرش اين حقيقت که منشأ و مبناي تدوين حقوق متقابل افراد صرفاً نه طبيعت انسان‌هاست و نه قراردادها بلکه اين دو مبنا با هم و در کنار هم مي‌تواند اصل قرار گيرند. اما انسان‌ها از جهت حقوق طبيعي اوليه اجتماعي به طور کلي وضع مساوي و مشابهي دارند ولي از لحاظ حقوق اکتسابي ممکن است در وضع نامساوي قرار گيرند و اين امر بستگي به عوامل مختلفي از جمله تلاش، استعداد، امکانات، شرايط متفاوت محيط رشد، کمال، لياقت و... دارد. 
نتيجه اينکه حقوق افراد خانواده اعم از زن، شوهر و فرزندان به دليل اينکه حقوق طبيعي آنها متفاوت است حقوق متفاوتي را براساس مسئوليت مدنظر دارند. در ادامه اصول مختلفي که براي ترسيم در انديشه‌هاي استاد مطهري در اين نظام مدنظر قرار مي گيرد، آورده شده است؛

1ـ تلازم حق و تکليف: 

در نگاه استاد مطهري جهت تدوين نظام حقوقي در اسلام لازم است با اولويت به اين اصل توجه شود. انسان‌ها عقل و اراده دارند و با نيروي تکليف و تحمل و اراده بايد مسير حرکت خود را تنظيم کنند يعني تا مسئوليت خود را انجام ندهند نمي‌توانند از حق خدادادي خود استفاده کنند. و اين مرحله، مرحله غريزه است مانند حيوانات و تکليفي در کار نيست، حق هم ثابت و مسلم است اما در مرحله تکليف به دليل تحمل و اراده، انجام تکليف مقدم بر حق است وتکليف و حق از يکديگر جدا نيست. حتماً اگر کسي حقي دارد تکليفي همراه آن حق دارد. پس براي بررسي وضعيت زنان صرفاً از حقوق سخن راندن منهاي مشخص شدن تکليف و مسئوليت انساني و مبناي اوليه حقوق در اسلام صحيح نيست. 

2- مقام انساني زن از نظر قرآن: 

از نظر قرآن بين زنان و مردان طي مسير تکامل انساني وهويت انساني، رشد استعدادها، طلب علم و منزلت‌هاي اکتسابي و بسياري از اموري که لازمه تعالي و رشد فرد و اجتماع است هيچ‌ گونه تفاوتي وجود ندارد و صرفاً هويت انساني، زن و مرد نمي‌ شناسد. استاد مطهري مي‌فرمايند: 
«اگر بخواهيم ببينيم نظر قرآن درباره خلقت زن و مرد چيست لازم است به مسئله سرشت زن و مرد توجه کنيم. قرآن در اين مورد سکوت نکرده است و با کمال صراحت در آيات متعددي مي‌فرمايد که زنان را از جنس مردان و از سرشتي نظير سرشت مردان آفريده‌ايم... در اسلام نظريه تحقيرآميزي نسبت به زن از لحاظ سرشت و طينت وجود ندارد... قرآن در آيات فراواني تصريح کرده است که پاداش اخروي و قرب الهي به جنسيت مربوط نيست، به ايمان و عمل مربوط است خواه از طرف زن باشد و يا از طرف مرد، قرآن در کنار هر مرد بزرگ و قديسي از يک زن بزرگ و قديسه ياد مي‌کند...» (استاد مرتضي مطهري، «نظام حقوق زن در اسلام»، ص 116-120) 

3- وابستگي آزادي اجتماعي به آزادي معنوي: 

معني آزادي که يکي از لوازمات حيات و تکامل است به عوامل مختلفي بستگي دارد. موجودات زنده براي رشد و تکامل به سه چيز احتياج دارند؛ 1ـ تربيت 2ـ امنيت 3ـ آزادي. آزادي انواع مختلفي دارد؛ آزادي فردي و اجتماعي، آزادي عقيده و فکر، آزادي معنوي و... اما تفاوت اصلي که ميان مکتب انبياء (ص) و مکتب‌هاي بشري هست در اين است که پيامبران آمده‌اند علاوه بر آزادي اجتماعي، به بشر آزادي معنوي بدهند و اين آزادي است که جهت رشد و تکامل ارزش دارد و مقدس است و آزادي اجتماعي بدون آن ميسر و عملي نيست. 
استاد مطهري مشکل بسياري از جوامع را عدم توجه به آزادي معنوي مي‌داند و مي‌فرمايد: «درد امروز جامعه بشري‌اين است که بشر امروز مي‌خواهد آزادي اجتماعي را تأمين کند ولي به دنبال آزادي معنوي نمي‌رود يعني نمي‌تواند، قدرتش را ندارد. چون آزادي معنوي را جز از طريق نبوت، انبياء (ص)، دين، ايمان و کتاب‌هاي آسماني نمي‌توان تأمين کرد.»
ايشان در بيان وابستگي آزادي اجتماعي به آزادي معنوي اعم از اجتماعات بشري و اجتماع خانوادگي مي‌گويد: 
«اما بشر امروز به نام جهان آزاد و دفاع از صلح و آزادي، تمام سلب آزادي‌ها، سلب حقوق‌ها، بندگي‌ها و بردگي‌ها را دارد. چرا؟ چون آزادي معنوي ندارد، چون در ناحيه روح خودش آزاد نيست، چون تقوا ندارد.» (استاد مرتضي مطهري، «آزادي معنوي»، ص 15-20) 

4- تفاوت‌هاي زن و مرد و تأثير آن در پذيرش نقش‌هاي متفاوت: 

استاد مطهري مي‌فرمايند: «در قرن بيستم و در پرتو پيشرفت‌هاي حيرت‌انگيز علوم، تفاوت‌هاي زن و مرد بيشتر روشن و مشهود شده است. جعل و افترا نيست، حقايق علمي و تجربي است اما اين تفاوت‌ها به هيچ وجه به اينکه مرد يا زن جنس برتر است و ديگري جنس پايين‌تر و پست‌تر و ناقص‌تر‌ مربوط نيست... قانون خلقت اين تفاوت‌ها را براي اين به وجود آورده است که پيوند خانوادگي زن و مرد را محکم‌تر کند و شالوده وحدت آنها را بهتر بريزد. قانون خلقت اين تفاوت‌ها را به اين منظور ايجاد کرده است که به دست خود، حقوق و وظايف خانوادگي را ميان زن و مرد تقسيم کند. (استاد مرتضي مطهري، «نظام حقوق زن در اسلام»، ص 157-172) 
به طور کلي تفاوت‌ها از لحاظ جسمي، رواني و احساسات، لازمه تکامل دو جنس زن و مرد و مکمليت و جاري شدن اصل مودت و رحمت در زندگي مشترک است و نه موجب تبعيض و ظلم به يک جنس نسبت به جنس ديگر؛ «حقيقت انسان به روح است و روح نيز موجودي مجرد است و تذکير و تأنيث را در مجردات راهي نيست. بنابراين تمام تفاوت‌هاي زن و مرد به جسم باز مي‌گردد و جسم نيز فقط ابزاري است براي روح... گوهر هستي شيء است و اين گوهر، نه مذکر است نه مؤنث.» (همان، ص 72) 





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان