بسم الله
 
EN

بازدیدها: 601

جزوه متون حقوقي انگليسي- قسمت پنجم

  1394/2/6
خلاصه: درس بيست و يکم تا بيست و دوم
قسمت قبلي


درس بيست و يك        Lesson Twenty-One

بررسي كلمه

1. الحاق (adhesion): حالت الحاق به چيزي؛ توافق به پيوستن؛ الحاق
الف. در قراردادهاي الحاقي مصرف كننده از شروط قطعي قرارداد بي‌اطلاع است.
ب. هيچ انتخاب واقعي در قبول يا رد شروط يك قرارداد الحاقي وجود ندارد.
ج. قراردادهاي داراي شكل استاندارد كه توسط طرف داراي قدرت چانه‌زني بيشتر تحميل مي‌شوند، قراردادهاي الحاقي ناميده مي‌شوند.

2. منعقد كردن، به نتيجه رسيدن (conclude): به توافق رسيدن؛ منعقد ساختن؛ توافقي را رسما و قطعا ترتيب دادن و تثبيت كردن.
الف. قرارداد زماني منعقد مي‌شود كه طرف ايجاب،  ايجاب را قبول نمايد.
ب. ايران با چين يك توافق تجاري جديد منعقد كرده است.
ج. معامله‌ي جديدي بين طرفين انجام شده است.

3. مصرف‌كننده (consumer): كسي كه از كالا يا خدمات استفاده مي‌كند.
الف. مصرف‌كنندگان تشويق به شكايت از كالاهاي معيوب مي‌شوند.
ب. ما براي بهبود كالاهايمان نياز به بازخورد بيشتري از سوي مصرف‌كنندگان داريم.
ج. مصرف‌كنندگان بايد توسط قانون حمايت شوند.

4. شركت، گروه تجاري (corporation): گروهي از افراد كه بعنوان يك واحد يكپارچه با شخصيت حقوقي مستقل فعاليت مي‌كنند؛ شركت.
الف. اين بنگاه  با يك شركت آمريكايي داراي روابط مي‌باشد.
ب. اين شركت توسط يك شركت بزرگ خريداري شده است.
ج. شركتهاي كوچك بايد با شركتهاي بزرگ چندمليتي رقابت كنند.

5. تاجر، سوداگر (dealer): تاجر؛ بازرگان؛ كسي كه خريد و فروش مي‌كند.
الف. تجار افرادي هستند كه از فروش اشياء پول بدست مي‌آورند.
ب. تاجر ممكن است فردي باشد كه اشياء غيرقانوني يا مسروقه خريد و فروش مي‌كند.
ج. براي خريد يك ماشين دست دوم بايد يك تاجر ماشينهاي مستعمَل را ببيني.

6. استثنا كردن، جلوگيري كردن (exclude): كسي يا چيزي را بيرون نگه داشتن؛ شامل نكردن؛ جلوگيري كردن.
الف. زنان همچنان غالبا از منصب‌هاي قدرت كنار هستند.
ب. براساس ماده‌ي 6، طرفين مي‌توانند اِعمال كنوانسيون بيع وين را استثنا كنند.
ج. پرداخت جريمه به متضرر، از هرگونه ادعاي خسارت ممانعت بعمل مي‌آورد.

7. معافيت،بخشودگي (exemption): عمل معاف ساختن يا از قلم انداختن؛ حالت معاف بودن؛ مصونيت.
الف. بخشودگي مالياتي در اين كشور فقط نسبت به كارگران اعمال مي‌شود.
ب. يك دادگاه بين‌المللي بايد مستقل بوده و بدين منظور نبايد هيچگونه مصونيتي از صلاحيت وي وجود داشته باشد.
ج. به هديه‌هاي كه به موسسات خيريه و آموزشي داده مي‌شود، عموما بخشودگي مالياتي تعلق مي‌گيرد.

8. تعهد (obligation): تكليف حقوقي؛ تعهد يا قانوني كه شخص را به انجام كاري ملزم مي‌كند.
الف. هيچ تعهدي به پرداخت در قبال كالايي كه سفارش داده نشده است،‌ وجود ندارد.
ب. تعهدات قراردادي طرفين ممكن است صريح يا ضمني باشند.
ج. طرف قرارداد بايد تعهداتش را ايفا نمايد.

9. تاجر (trader): شخصي كه تجارت مي‌كند؛ بازرگان؛ صاحب‌حرفه.
الف. هيچ تاجري نبايد با يك صغير وارد رابطه‌ي تجاري شود.
ب. يك تاجر چيني تعهد كرد در ايران سرمايه‌گذاري كند.
ج. او بزرگترين تاجر اين منطقه است.

10. حمل و نقل، ترابري (transportation): عمل ترابري؛ فرايند باربري.
الف. قواعد تجاري  سال 2000، اتاق بازرگاني بين‌المللي، نسبت به كليه‌ي اشكال حمل و نقل كالا قابل اعمال است.
ب. قانون اخذ خسارات منجمله هزينه‌ي بازرسي، ترابري و نظاير آن را اجازه مي‌دهد.
ج. ترابري عبارتست از انتقال اشخاص يا اموال از مكاني به مكان ديگر.

شروط استثنا                        Exclusion Clauses

کاملا براي تجار رايج است که مسئوليت {خود} را در قبال عيب کالا يا در قبال خسارات وارده به مصرف کننده يا به اموال مصرف کننده استثنا کنند. چنين مواردي تحت عنوان شروط استثنا (يا شروط معافيت) شناخته مي شوند. تعيين اينکه آيا يک شرط استثنا بخشي از قرارداد مي باشد يا نه حائز اهميت ويژه‌اي است چرا که {اين امر} مي‌تواند به معناي تفاوت بين جبران خسارات و ابدا عدم جبران خسارات باشد. علي‌الاصول، وقتي يک سند امضا شده مشتمل بر شرط استثنا مي‌باشد، مصرف کننده ملزم به آن مي‌باشد. با اين وجود، برخي تعهدات مهم در قبال مصرف کننده وجود دارد که بر عهده‌ي فروشنده قرار مي گيرد؛ اين تعهدات را قانون در ضمن قراردادهاي مصرف کننده بيان داشته و قابل استثنا نمي‌باشند. جاييکه هيچ سند امضا شده‌اي وجود نداشته باشد، شرط استثنا قابل اجرا نخواهد بود مگر اينکه تاجر بتواند اثبات کند که قبل از انعقاد قرارداد، اقدامات متعارف براي جلب توجه مصرف کننده صورت گرفته است.
شروط استثنا غالبا در قراردادهاي الحاقي درج مي‌شوند. اين قراردادها حوزه‌ي گسترده‌اي از حيات اقتصادي است که در آنها طرفين قراردادها آنچنان در موقعيت نابرابر معاملاتي مي‌باشند که مذاکراه‌ي واقعي بسيار اندکي صورت مي گيرد. اين قراردادها بعنوان قراردادهاي الحاقي شناخته مي‌شوند. نمونه‌هاي شناخته شده‌ي قراردادهاي الحاقي، قراردادهاي حمل و نقل يا خدمات است که با ناوگانهاي حمل و نقل عمومي منعقد مي‌شوند و قراردادهاي شرکتهاي بزرگ با تامين کنندگان، فروشندگان و مشتريان.

تمرين‌هاي درك مطلب

الف. پاسخ سوالات زير را بنويسيد.

1. عمل يك شرط استثنا  چيست؟
It excludes liability of the trader for defects in goods or for damages done to the consumer to the consumer s property.

2. در كدام نوع قراردادها، شرط استثنا از همه بيشتر يافت مي‌شود؟
Exclusion clauses are often included in adhesion contracts.

3. قرارداد الحاقي چيست؟
They are contracts which their parties have such unequal bargaining positions that little true negotiation takes place.

4. چرا اطلاع از وجود يك شرط استثنا در قرارداد اهميت دارد؟
It is particularly important to determine whether an exemption clause forms part of the contract, as it may mean the difference between the recovery of the damages and no recovery at all.

ب. جاهاي خالي را با كلمات زير پر كنيد.

Exemption (3)        adhesion (6)    excludes (2)    traders (1)
Corporations (9)    concluded (8)    consumer (4)    dealer (10)
Transportation (7)    obligations (5)
1. بازار ارز خارجي يك جايگاه فيزيكي نيست كه آنجا تجار براي مبادله‌ي ارز گرد هم آيند.

2. شرطي كه مسئوليت يك طرف {قرارداد} را براي عدم ايفاي تعهد، محدود و يا استثنا مي‌سازد، اگر بدان منظور كاملا ناعادلانه باشد، قابل استناد نمي‌باشد.

3. در بسياري از كشورها، قانون، برخي شروط استثنا را در معاملات مصرفي اجازه نمي‌دهد.

4. محصولاتي كه معمولا براي استفاده يا مصرف خصوصي عرضه مي‌شوند، كالاهاي مصرفي ناميده مي‌شوند.

5. هر يك از طرفين بايد هزينه‌هاي مربوط به ايفاي تعهدات خود را به عهده بگيرد.

6. ويژگي متمايز كننده‌ي قراردادهاي الحاقي اين است كه طرف ضعيف‌تر راجع به شروط قرارداد، هيچ {حق} انتخاب حقيقي ندارد.

7. هر بلاي طبيعي چنانچه بر بكارگيري تمام شيوه‌هاي حمل و نقل و ارتباط، تاثير بگذارد، صرفا يك حادثه‌ي فورس ماژور است.

8. قرارداد منعقد خواهد شد اگر طرفين قصد الزام حقوقي داشته باشند و به توافق لازم برسند.

9. بسياري از شركتهاي كوچك توسط شركتهاي بزرگ مغلوب مي‌شوند.

10. در مقايسه با يك خرده‌فروش كه كالاها را در مقياس كم مي‌فروشد، يك بازرگان محصولات ميعني را در مقياس زياد مي‌فروشد. 

درس بيست و دو        Lesson Twenty-Two

بررسي كلمه

1. قاطع، سرنوشت‌ساز (decisive): قدرت يا كيفيت تعيين‌كنندگي داشتن؛ خاتمه‌دادن به يك مشاجره.
الف. اين حزب در انتخابات به پيروزي قاطع رسيد.
ب. او يك پاسخ قاطع ارايه كرد.
ج. شرط حل و فصل اختلاف، الزاما در تعيين قانون صالح {و حاكم} بر قرارداد تعيين‌كننده نيست.

2. افراط‌آميز، گزاف (extravagant): خارج از چارچوب متعارف؛ وراي آنچه معقول، معمول يا لازم است.
الف. اگر اثبات شود كه مبلغ مورد توافق از لحاظ مقدار گزاف است، مي‌تواند اثر منفي بر مبلغ داشته باشد.
ب. طرف قرارداد وظيفه دارد با اظهارات افراطي يا غيرموجه، طرف ديگر را منحرف نسازد.
ج. ثمن قرارداد در مقايسه با مبيع مزبور، بيش از حد است.

3. واقعي، عيني، حقيقي (genuine): درست يا حقيقي؛ معتبر؛ غيرجعلي.
الف. اين ميز يك عتيقه‌ي حقيقي نيست.
ب. با بررسي‌هاي بيشتر، احراز شد كه امضا واقعي نبوده است.
ج. هر دليل عيني قبل از اينكه بعنوان مستند پذيرفته شود، بايد اثبات شود كه هم وارد بوده و هم كاملا غيرجعلي.

4. تضمين، ضمانت (guarantee): چيزي را با قطعيت تعهد كردن؛ موافقت با پرداخت هزينه‌هاي تعمير ناشي از عيب موجود در كالايي كه خريداري شده يا كاري كه انجام گرفته است.
الف. فروشنده تضمين كرد كه {كالا را} ظرف يك هفته تحويل دهد.
ب. اين محصول بمدت يك‌سال در برابر عيب فني يا طرز كار ناقص، ضمانت دارد.
ج. ما ضمانت مي‌كنيم كالا بدون خسارت تحويل خواهد شد.

5. آيين‌نامه، دستورالعمل (guideline): يك قاعده‌ي كلي، دستورالعمل، يا راهنمايي؛ هر گونه پيشنهاد، قاعده، يا دستورالعملي كه راهنمايي كند.
الف. آيين‌نامه‌ي خاصي راجع به قانون جديد ماليات منتشر مي‌شود.
ب. اين آيين‌نامه‌ها، قدرتِ قانون را ندارند.
ج. قبل از امضاي بيمه‌نامه، شما بايد آيين‌نامه‌ي مربوطه را قرائت كنيد.

6. آسيب، خسارت (loss): رنج يا كاستي ناشي از از دست دادن چيزي؛ خسارات؛ صدمه.
الف. او بايد در برابر كليه‌ي خسارات ناشي از حوادث طبيعي بيمه شود.
ب. او صدمه ديد و خسارات معتنابهي به درآمدش وارد شد.
ج. بخاطر از دست دادن درآمد پس از تصادف، به نفعش 1000 دلار راي غرامت صادر شد.

7. مجازات، جريمه (penalty): مجازاتِ نقض قانون يا قرارداد؛ مبلغ قابل پرداخت توسط متعهد به هنگام نقض قرارداد.
الف. در قرارداد، شرط جريمه گنجانده شده است.
ب. اين شرط يك {شرط} جريمه محسوب نمي‌شود؛ چراكه براستي در صددِ برآوردِ خساراتِ واقعيِ ناشي از نقض مي‌باشد.
ج. اگر مقرر شود كه مبلغ {مندرج در قرارداد، بعنوان}، جريمه مي‌باشد؛ چنين شرطي از سوي دادگاه ناديده گرفته خواهد شد.

8. ارايه دادن، اثبات كردن (represent): اثبات كردن؛ تشكيل دادن؛ ارايه دادن.
الف. وكيل به دادگاه اثبات كرد كه خوانده از لحاظ رواني ثبات نداشته است.
ب. اين تغييرات تهديدي براي امنيت بين‌المللي محسوب مي‌شود.
ج. اين قانون جديد، بيانگر سالها تحقيق است.

9. متحمل شدن، رنج بردن، درد كشيدن (suffer): احساس درد يا ناراحتي كردن؛ چيز نامطلوبي را تجربه كردن.
الف. كشور از سوء مديريت رنج مي‌برد.
ب. شركت در {دوران} ركود، خسارات هنگفتي متحمل شد.
ج. او در اثر نقض قرارداد خسارات سنگيني متحمل شد.

10. تهديد (threat): اخطار از قصد كسي براي آسيب رساندن؛ خطر احتمالي.
الف. در اثر ترس از تهديد او، معامله را منعقد كرد.
ب. تروريسم تهديدي براي كل كشور مطرح است.
ج. تهديد جنگ همچنان وجود دارد.

قيود جريمه                        Penalty Clauses

طرفين قرارداد غالبا بر مبلغي پول توافق مي‌كنند كه اگر هر يك از آنها قرارداد را نقض كنند، پرداخت شود. اگر مبلغ مورد توافق بيانگر برآورد حقيقي چيزي باشد كه بتواند خسارت وارده در اثر نقض قرارداد محسوب شود، در اين صورت دادگاه‌ها الزام به پرداخت خواهند كرد. اگر خسارت واقعي بيش از مبلغ مورد توافق باشد، طرف متضرر بايد از ميزان خسارات واقعي كه از مبلغ از پيش تخمين زده شده متجاوز است، صرفنظر كند. از سوي ديگر، اگر ميزان خسارت كمتر از مبلغ توافقي باشد، ناقض قرارداد همچنان مكلف به پرداخت مبلغ توافقي خواهد بود.
جايي كه مبلغ توافقي به منظور تضمين قرارداد شكل تهديد (جريمه) به خود بگيرد، دادگاه‌ها به شخص متضرر از نقض، اجازه نخواهند داد بيش از خسارات واقعي را دريافت كند.
اينكه آيا يك مبلغ خاص، جريمه هست يا نه، بستگي به قصد طرفين داشته و دادگاه‌ها دستورالعمل‌هاي ذيل را مقرر داشته‌اند:
عبارات بكاررفته در قرارداد توسط طرفين، حرف آخر را نمي‌زند. بعنوان مثال اگر طرفين مبلغي را كه بايد در صورت نقض قرارداد پرداخت شود، بعنوان خسارات واقعي از پيش‌برآورده شده توصيف كنند (يا عباراتي بدين منظور) و با توجه به تمام شرايط و اوضاع و احوال براي دادگاه مشخص شود كه مبلغ مزبور واقعا يك جريمه مي‌باشد، در اين صورت، دادگاه توجهي به عبارات بكار گرفته شده نخواهد كرد.
اگر مبلغ مزبور در مقايسه با بيشترين خساراتي كه مي‌تواند ناشي از نقض باشد، افراطي باشد، جريمه تلقي خواهد شد.

تمرين‌هاي درك مطلب

الف. پاسخ سوالات زير را بنويسيد.

1. در قراردادها، اگر خسارات، بيش از مقدار از پيش توافق شده باشد آيا دادگاه‌ها الزام به پرداخت غرامت كامل خواهند كرد؟
If the actual loss is more than the amount agreed, the party suffering the loss must forgo the amount by which the actual loss exceeds the pre-estimate and the courts will not enforce full compensation for such contracts.
2. اگر خسارت كمتر از مقدار از پيش توافق شده باشد، چه اتفاقي مي‌افتد؟
If the amount of the loss is less than the amount agreed, the party in breach of the contract will still have to pay the agreed amount.
3. اگر مبلغ مورد توافق، به شكل جريمه باشد، در اين صورت چه رخ مي‌دهد؟
Where the agreed amount takes the form of the penalty, the courts will not allow the person suffering the breach to recover more than the actual loss.
4. چگونه مي‌توانيم بگوييم كه يك مبلغ، جريمه هست يا نه؟
Whether a sum is a penalty depends on what the parties intended and for this purpose, the expression used in the contract by the parties is not decisive.

ب. جاهاي خالي را با كلمات زير پر كنيد.

Extravagant (10)    decisive (9)    penalty (1)    losses (4)
Guidelines (8)        suffered (5)    genuine (2)    threat (7)
Guarantee (6)        represent (3)
1. جريمه، مبلغي است تعيين شده در قرارداد كه در صورت نقض قرارداد قابل پرداخت مي‌باشد، اما برآورد واقعي از خسارات احتمالي محسوب نمي‌شود.

2. اگر اين مبلغ، خساراتِ واقعي از قبل برآورد شده تشخيص داده شود، در صورت نقض قرارداد قابل دريافت خواهد بود.

3. قرارداد تعهدي است كه بواسطه‌ي الزام قانوني به اعمال خاصي _معمولا الفاظ_ اطلاق مي‌شود كه معمولا همراه و بيانگر قصد معين مي‌باشد.

4. طرفي كه مذاكره مي‌كند يا با سوء نيت مذاكرات را {بطور ناگهاني} قطع مي‌كند، مسئول {پرداخت} خسارات وارده به طرف ديگر مي‌باشد.

5. خسارات {ناشي} از نقض قرارداد شامل  عدم‌النفع وارده به طرف ديگر در نتيجه‌ي نقض {نيز} مي‌شود.

6. شوهر مي‌تواند از همسر خود بخواهد وامي را براي خودش يا براي شركتش ضمانت كند.

7. طرف قرارداد مي‌تواند زماني كه بواسطه‌ي تهديدِ غيرموجهِ طرفِ ديگر، به انعقاد قرارداد كشانده شده باشد، قرارداد را فسخ نمايد.

8. دستورالعمل جديدي براي قيمت‌گذاري و توليد توسط دولت صادر مي‌شود.

9. هرچند امنيت اجتماعي و اقتصادي براي حفظ آزادي اهميت دارد، اما الزاما شرايط مادي سرنوشت‌ساز نيستند.

10. اگر مقرر شود كه مبلغ مورد توافق، ميزان افراط‌آميزي بوده است به منظور تهديد طرف براي عدم نقض قرارداد، {آن مبلغ} مورد ملاحظه قرار نخواهد گرفت.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان