بسم الله
 
EN

بازدیدها: 607

جرم شناسي در آيات قرآن کريم- قسمت اول

  1394/2/5
خلاصه: در اين کار مي خواهيم به اساسي ترين پرسش هاي مطرح شده در جرم شناسي پاسخ دهيم ، منتها از ديدگاه قرآن کريم. يعني با مشاهده و اندکي بررسي در آيات شريفه ي قرآن به اين پاسخ برسيم که از منظر قرآن کريم ، اساساً: جرم چيست؟ علل ارتکاب جرم چيست؟ چه راه هايي براي پيش گيري از جرم وجود دارد؟ و نهايتاً اينکه در برابر جرم و پديده ي مجرمانه چه بايد کرد؟ يعني مي خواهيم بدانيم اولاً آيا اصلاً در قرآن کريم پاسخي براي اين پرسش ها وجود دارد و ثانياً اگر وجود دارد ، اين پاسخ چيست. البته براي بررسي و پاسخ به اين پرسش ها در ابتدا رويکرد جرم شناسي غرب را بررسي مي کنيم تا ببنيم آيا در جوامع غربي نيز مي توان مبناي ديني براي جرم شناسي پيدا کرد يا خير ، و سپس به جرم شناسي اسلامي و قرآني خواهيم پرداخت.

مقدمه :

بر اساس باورهاي اعتقادي ما ، دين اسلام کامل ترين و برترين دين آسماني است. و همه ي آنچه را که براي يک زندگي سالم و سعادتمند و آخرتي زيبا و تضمين شده نياز است را در بر دارد و از آنجا که انسان با وجود همه ي توانايي ها و خلاقيت هاي خود درمقابل ذات الهي موجودي ناقص است که بايد مراحل کمال را به تدريج پيموده و به نقش خليفة اللهي خود دست يابد ، در مسير زندگي خود احتياج به يک نقشه و راه دارد. که آن همان احکام وحي و قرآن کريم است.

قرآن کتاب هدايت بشر به سوي کمال و سعادت دنيا و آخرت است. هنگام نزول قرآن ، يعني چهارده قرن پيش ، تاريکي و جهل و گمراهي بر جامعه ي بشري سايه افکنده بود که در اين شب ظلماني خورشيد اسلام تابيدن گرفت و کاروان بشريت را به هدايت و کسب علم و معرفت رهنمون ساخت.

با وجود اينکه قرآن همانند کتاب هاي دست نوشته ي بشر نيست که هرکدام دامنه اي محدود از مسائل مربوط به زندگي را شامل مي شود ، و يک کتاب جامع و کامل است و درآن بيشتر قواعد کلي بيان شده ، ليکن در جاي جاي آن اشاراتي به مسائلي که انسان به نوعي در زندگي خود با آن درگير است ، شده است. البته درک عميق از مفاهيم آن نياز به آگاهي فراوان و تفسيرهاي دقيق دارد که عموماً با استفاده از احاديث پيامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) امکان پذير مي باشد.

به عنوان مثال در ميان آيات قرآني آيات بسياري به بيان قوانين حاکم بر عالم هستي و قوانين حاکم بر روابط اجتماعي انسان ها با يکديگر پرداخته است. که ما از آن به عنوان "حقوق متقابل انسان ها" ياد مي کنيم. علاوه بر اين بسياري از آيات قرآن کريم به معرفي رفتارها ، انديشه ها و روابطي مي پردازد که بيانگر ابعادي مطلوب و شايسته از زندگي فردي و جمعي افراد است و به طور خلاصه ، يک شيوه ي کامل و صحيح براي زندگي را معرفي ميکند. البته در کنار بيان الگوها و رفتارهاي پسنديده ميان انسان ها ، همچنين آياتي وجود دارد که رفتارهاي نادرست و ناپسند را بيان کرده و انسان را از ارتکاب آن زشتي ها برحذر مي دارد.

درميان برخي آيات شريفه گاهي تعاريفي ازاين زشتي ها بيان شده و خداوند درخصوص آن ها سخناني مي فرمايد. اگرچه زشتي و نادرستي لزوماً به معناي جرم نيست ولي همه مي دانيم که جرم يا بزه در هرحال زشت و ناپسند است. پس مي توان نتيجه گرفت در قرآن کريم درباره ي جرم شناسي و مجرم شناسي نيز آياتي وجود دارد و خداوند متعال مسائلي را دراين خصوص بيان فرموده است.

دراين نوشتار سعي شده است درحد امکان به بعضي از مسائل مربوط به جرم شناسي که در قرآن بيان شده است اشاراتي شود. به اين اميد که رهگشايي براي توجه بيشتر به باورهاي ديني و استفاده عملي از آن ها در مسائل حقوقي و جزايي باشد.

جرم شناسي غرب و نگاه ديني

اين مسأله که بتوان براي جرم شناسي مبناي ديني و مذهبي قايل شد ، موضوع جديدي نيست و تقريباً قدمتي به اندازه ي تاريخ تمدن و تاريخ حقوق در جوامع باستاني دارد. البته علم جرم شناسي –به عنوان دانشي مستقل- سابقه اي بسيار کوتاه تر از اين دارد. (قرن 91 و 02 ميلادي) پيش از آن ، گرچه مفهوم "جرم شناسي" به شيوه ي امروزي مطرح نبود ولي بدون شک مفهوم جرم ، مجرم و مجازات (بزه ، بزهکار و کيفر) وجود داشت. که در هر دوره با توجه به فرهنگ عامه مردم و دولتمردان ، اين مفاهيم شکل خاصي به خود مي گرفت. 

با مطالعه ي تاريخ اروپا مي بينيم که در قرن 95 و پيش از آن ، تفکرات ديني و فلسفي بر جوامع بشري آن دوره حاکم بود. براساس اين انديشه ها جرم ، به معناي گناه است. و وسوسه اي است که عده اي از انسان ها به آن دچار شده و عده اي نمي شوند. برطبق اين ديدگاه ها که غالباً برگرفته از تعاليم کليساها و آيين مسيحيت است ، جرم نتيجه ي
ضعف انسان و ايمان ضعيف اوست. پس غالباً مجرم موجود بي اراده اي نيست ؛ اراده دارد و مي داند ولي ايمان ندارد و گرفتار هوي و هوس مي شود. البته گاهي هم ممکن است انسان به صورت غيرارادي گرفتار شياطين شود. 

پس دراين دوره (که در اروپا به عنوان قرون وسطي شناخته مي شود) انسان شناسي و هستي شناسي انسان ، جامعه و متفکران را نگاه ديني تشکيل مي دهد. مبنا و منبع جرم را متافيزيکي مي دانند و خير و شر ، رذيلت و فضيلت را خداوند تعيين مي کند و ذاتي نيست. گفتني است در جوامع اروپايي در دوره هاي ديگر تفکرات متفاوتي حاکم بوده و هست. مثلاً پيش از ميلاد مسيح (ع) وسلطه ي تفکر ديني مسيحيت ، مکتب کلاسيک که برگرفته از نظريات فلاسفه اي چون افلاطون و ارسطو بود ، حکومت مي کرد. و پس از آن در قرن 91 با وقوع رنسانس ، اين تفکرات با انديشه هاي ديني مخلوط شد و منجر به ظهور انديشه هايي مثل نسبي گرايي ، مادي گرايي ، انسان محوري و نظاير آن ها شد. در دوران پس از آن ، با مکاتب و انديشه هاي پوزيتيويستي )اثبات گرايي positivism ( مواجه هستيم که آثار آن در ساير جوامع ، حتي در کشور خودمان به وفور مشاهده مي شود. و نهايتاً در قرن اخير طبق گفته ي برخي نويسندگان ، با بحران پارادايمي روبرو شده ايم و شاهد شکل گيري ديدگاه هايي نو در عرصه ي جرم شناسي مي باشيم که از جمله ي آن مي توان به کلاسيک هاي نو ، رويکرد ديني نو ، فايده گرايانه ، صلح طلبانه و ... اشاره نمود.

به هرحال از آنچه گفتيم مشخص مي شود که سابقه ي حاکميت ديدگاه ديني بر جرم شناسي ، حداقل در اروپا ، چندين قرن وجود داشته و نمي توان نگرش مذهبي نسبت به جرم شناسي را موضوعي جديد دانست. البته آنچه گفته شد مربوط به تاريخ حقوق و جرم شناسي در اروپا و کشورهاي اروپايي بود و مذهب مسيحيت. که متأسفانه غالب تحقيقات و مطالعات صورت گرفته در زمينه ي جرم شناسي تنها دربردارنده ي همين امر هستند و چندان به تاريخ ايران و آموزه هاي ديني اسلام درخصوص جرم شناسي پرداخته نشده. 

جرم شناسي در اسلام و قرآن کريم

اين حقيقت بر هيچ کدام از ما پوشيده نيست که اسلام کامل ترين دين است که از ابتداي تاريخ خود تا انتهاي حيات انسان ها داراي برنامه هايي کامل و کافي در امور زندگي است. قرآن کريم ، معجزه ي جاويد پيامبر خاتم (ص) و دربردارنده ي بسياري امور است که تا ابدالدهر براي هر انساني مفيد و راه گشاست. آنگونه که خداوند متعال فرموده که هيچ امري نيست که در آن درنظر گرفته نشده باشد. 0ولا رطبٍ ولا يابسٍ إلّا في کتابٍ مبينٍ) البته براي پي بردن به بسياري احکام و امور تعيين شده دراين کتاب آسماني نياز به تفسير علمي دقيق ، آن هم از جانب افرادي عالم و متبهر دراين امر است. اما به هرحال اينگونه نيست که درک هيچ امري از آن ، در توان انسان هاي عادي و عامه ي مردم نباشد.

به اجمال مي توان گفت ازآنچه درظاهر کلام خداوند متعال در ميان آيات شريفه ي قرآن مشاهده مي شود ، مي توان نتيجه گرفت که همانند آنچه در ساير مکاتب مذهبي وجود دارد ، انسان موجودي آزاد ، با اراده و قوه ي تصميم گيري است. هرچند ممکن است عوامل گوناگوني در محيط ، اجتماع ، خانواده و ... بر رفتار و اراده ي فرد تأثير بگذارند ، اما
نهايتاً آنچه که تعيين کننده و ملاک اصلي رفتار هرانساني است ، اراده و اختيار خود اوست.

به عنوان مثال ، خداوند بارها در قرآن فرموده است که آنچه ما انجام داديم نشان دادن راه درست –يعني راه ترقي و کمال- به انسان هاست و اين بستگي به خود انسان ها دارد که به کدام مسير حرکت کنند. 
(إنّا هديناه السّبيل ، امّا شاکراً و امّا کفورا )
و اصل اوليه در تربيت ديني اين است که : لا إکراه في الدّين ، قد تبيّن الرّشد من الغي پس هرکس هر راهي برگزيند و هرآنچه انجام دهد ، با اراده ي خودش بوده و لذا بايد نسبت به آن پاسخگو باشد.
(کل نفسٍ بما کسبت رهينة)
اين ها اصول کلي و مبناي حاکم بر ديدگاه ديني اسلامي است. البته همانطور که گفته شد ، اين امر به اين معني نيست که خداوند عوامل بسياري را که در رفتار انسان ها مؤثر است و مي تواند عاملي براي بروز يا افزايش زشتي ها و اعمال ناپسند يا جرم شود ، در نظر نگرفته باشد. چنان که در جاي جاي قرآن کريم ، شاهد آياتي هستيم که به بيان
اين عوامل و در مقابل ، بيان عواملي براي جلوگيري از آن ها يا کاهش آن ها و راهکارهايي براي برخورد با مجرمين مي باشيم ؛ که نه صرفاً سزادهنده ، بلکه در بسياري موارد دربردارنده ي رويکردي درماني و اصلاحي است.



نويسنده: محسن کاظمي پور - دانشجوي کارشناسي ارشد حقوق جزا و جرم شناسي دانشگاه شهيد باهنر کرمان





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان