بسم الله
 
EN

بازدیدها: 573

بررسي مفهوم و معيار كودكي در تفكر اسلامي و قوانين ايران براي بهره‌مندي از حقوق مربوطه- قسمت سوم

  1393/12/18
خلاصه: در اين مقاله ابتدا اشاره شده است كه كودك از نظر مفهومي به چه كسي مي‌گويند و مراحل كودكي چيست؟ در ادامه كودكي از ديدگاه قرآن، علما و فقها، قانون مدني ايران، فقه اسلامي، كنوانسيون حقوق كودك مورد بررسي قرار گرفته است. در پايان به مسئوليت والدين در قبال كودكان كه به دوران قبل از ازدواج، قبل از تولد و بعد از تولد فرزند تقسيم مي‌شود، پرداخته شده است.
قسمت قبلي

سن كودكي از ديدگاه كنوانسيون حقوق كودك


با توجه به اينكه طبق اصول اعلام شده در منشور سازمان ملل متحد، شالودة آزادي، عدالت و صلح جهاني همانا به رسميت شناختن منزلت ذاتي و حقوق مساوي و غير قابل انكار همة اعضاي خانوادة بشري است و با توجه به اينكه كودك بايد براي زندگي فردي در اجتماع آمادگي كامل پيدا كند و در ساية آرمانهاي اعلام شده در منشور سازمان ملل متحد و بويژه صلح، عزّت،  مدارا، آزادي، برابري و همبستگي بزرگ شود و با اذعان به اهميت همكاريهاي بين ‏المللي براي بهبود شرايط زندگي كودكان در همة كشورها، بويژه در كشورهاي در حال رشد، كلية كشورهاي عضو در كنوانسيون حقوق كودك در سال 1989 ميلادي به توافقاتي نايل و مكلف به اجراي قوانين مندرج در پيمان‏نامة فوق گرديدند.

اين كنوانسيون با وضع مادة يك، كودك را چنين تعريف نموده است: «از نظر كنوانسيون، منظور از كودك، افراد انساني زير 18 سال است، مگر اينكه طبق قانون قابل اجرا در مورد كودك، سن بلوغ كمتر تشخيص داده شود».

با توجه به مادة فوق ‏الذكر نكات زير قابل تأمل است:

الف. تنها كساني مشمول مقررات كنوانسيون مي‏باشند كه به 18 سالگي نرسيده باشند.

ب. سن بلوغ ارائه شده در اين ماده يك سن مطلق نيست بلكه بر حسب قانون ملي كودك متغير است، زيرا طول مدت بلوغ و نوجواني در جوامع گوناگون يكسان نيست. به طور كلي با در نظر گرفتن دوران «پيش از بلوغ جنسي» كه طي آن رشد فرد سرعت بيشتري مي‏يابد و دورة پيش از كمال عقلي كه رسيدن به سن بزرگسالي است مي‏توان گفت دورة نوجواني چندين سال از 12 تا تقريباً 18 الي 21 سالگي به درازا مي‏كشد [احدي: 11] كه با تغييرات دروني و بيروني همراه است.

مطلب ديگر اينكه سن (18 سالگي) ارائه شده در كنوانسيون هم سن بلوغ است و هم سن رشد. يعني به نظر واضعين اين قانون با رسيدن كودك به 18 سالگي، اهليت اجراي مستقيم تمام حقوق خود را داشته و به طور كلي از تحت ولايت خارج مي‏گردد، زيرا اگر غير از اين بود با توجه به اختلاف قوانين كشورها در اين مورد بايد به تفاوت سن بلوغ و رشد، اشاره مي‏كردند. در كنوانسيون حقوق كودك، پايان كودكي مشخص شده اما نسبت به زمان شروع كودكي، سن خاصي در نظر گرفته نشده است، بلكه اين مطلب كاملاً به سكوت برگزار شده است. شايد دليل اين امر، اختلاف قوانين كشورها در شروع كودكي است.

توضيح اينكه در تدوين كنوانسيون حقوق كودك 1979 بحثهايي زيادي در ارتباط با شروع كودكي موضوع مادة يك كنوانسيون انجام شد و موضوع بحث راجع به طرحي بود كه كشور لهستان ارائه داده بود. در اين طرح دربارة تعريف كودك آمده بود: «شروع كودكي به عنوان انسان از لحظة تولد است» ظاهراً انگيزة نظرية فوق اين بود كه يكي از روشهاي كنترل مواليد در اروپاي شرقي سقط جنين مي‏باشد كه در اين كشورها امري مجاز شناخته شده است، بنابراين نمي‏خواستند با تعيين شروع كودكي به تاريخي قبل از تولد، عمل مجاز سقط جنين را زير سؤال ببرند.

در مقابل اين نظريه، نظرية كشورهاي امريكاي لاتين و ايرلند و واتيكان قرار داشت كه زمان شروع كودكي را از لحظة انعقاد نطفه يا لقاح مي‏دانستند (شبيه به نظر حقوق اسلام كه قبلاً ذكر شد). ايالات متحده نيز با طرح نظر ديگري دامنة اختلافات را بيشتر كرد و مدعي شد كه بر اساس نظر ديوان عالي كشور امريكا، آغاز دوران كودكي از لحظه‏اي است كه معلوم گردد طفل قابليت بقا و دوام پس از ولادت را دارد [شعاع: 26؛ عبادي ج 1: 57].

با توجه به بالاگرفتن اين اختلافات تصميم بر آن شد كه فقط با تعيين نمودن پايان كودكي مادة يك را تنظيم كنند و مسألة شروع دوران كودكي را به قوانين داخلي كشورها بسپارند. بنابراين نسبت به زمان شروع كودكي هر كشوري مي‏تواند قوانين خاص خود را اعمال نمايد. پس با توجه به مادة يك كنوانسيون اگر كودك با رسيدن به سن بلوغ به رشد هم برسد مشكلي پيش نمي‏آيد، زيرا از حجر خارج مي‏گردد.

كودك به دليل نداشتن رشد كامل فيزيكي و ذهني محتاج مراقبت و حمايت حقوقي قبل و بعد از تولد مي‏باشد، پس اين حمايت بايد تا لحظة رشيد شدن كودك ادامه يابد. با توجه به قوانين فعلي ما، بايد پذيرفت كه كودك با رسيدن به سن بلوغ شرعي از عنوان كودك خارج شده و مشمول مقررات كنوانسيون نخواهد بود، چرا كه با دقتي كه در حقوق اسلام و حقوق مدني ايران كه مبناي آن فقه اماميه است به عمل آمده، معلوم شد خروج از كودكي همان زمان بلوغ بوده و نمي‏توان در مقابل چنين نصوص آشكاري اجتهاد نمود.

در حقوق اسلام و ايران سن معيني براي رشد مقرر نشده و در هر مورد بايد فرد را جداگانه امتحان نمود و پس از آزمايش و فهميدن اينكه صلاحيت و توانايي براي تشخيص نفع و ضرر خود را دارد، اموالش را به او تحويل داد [شهيد ثاني ج 3: 248].

در كنوانسيون حقوق كودك همان‏گونه كه ذكر شد، 18 سالگي براي رشد تعيين شده و سازمان علمي و تربيتي ملل متحد (يونسكو) تحقيقاتي تحت عنوان «حقوق و مسئوليتهاي جوانان» در 45 كشور جهان از جمله ايران در سال 1972 انجام داد. نتيجه اين بود كه قوانين كشورهاي مختلف دربارة تعيين سن رشد تفاوت كمي با يكديگر دارند. در اغلب اين كشورها، سن رشد به معني سنّي است كه در آن نظارت والدين پايان مي‏پذيرد و جوانان افرادي شناخته مي‏شوند كه مستقلاً در فعاليتهاي مربوط به زيست اجتماعي مشاركت مي‏نمايند. اين سن در اغلب كشورها 21 سال تعيين شده، هر چند تمايل به پايين آوردن آن روز به روز افزايش مي‏يابد. [پيام يونسكو ش 51].

مسئوليت والدين در قبال كودكان


از نظر شرعي و عرفي والدين در قبال فرزندان خود وظايف و مسئوليتهايي را دارند كه رعايت آنها لازم و ضروري است. از پيامبر بزرگوار اسلام روايت است كه مي‏فرمايند:

حق فرزندت بر تو اين است كه بداني وجود او از توست و نيك و بدهاي او در اين دنيا به تو ارتباط دارد. بداني كه در سرپرستي او مسئولي، موظفي فرزندت را با آداب و اخلاق پسنديده پرورش دهي، به رفتار خود در تربيت فرزندت توجه كني، پدري باشي كه به مسئوليت خودآگاه است و بداني كه اگر نسبت به فرزند خود نيكي نمايي، در پيشگاه خداوند اجر و پاداش داري و اگر دربارة او بدي كني، مستحق مجازات و كيفر خواهي بود [حر عاملي: 233].

نكتة جالب در اين روايت اين است كه حضرت پيامبر(ص) پدر را تنها مسئول سلامت جسم و روان فرزندان ندانسته بلكه او را موظف ساخته كه در رشد معنوي آنان بكوشد. حضرت علي(ع) مي‏فرمايند: بخشش و تفضل هيچ پدري به فرزندش بهتر از عطية ادب و تربيت پسنديده نيست. حضرت اميرالمؤمنين علي(ع) به فرزندش امام حسن مجتبي(ع) مي‏فرمايند: قلب نوجوان مانند زمين خالي از بذر و گياه است، هر تخمي كه در آن كاشته شود، قبول كرده و پرورش مي‏دهد. رعايت عدالت، راستگويي، پرهيز از دروغ و … از جمله اعمالي است كه در حق كودكان بايد به اجرا در آيد. در اين رابطه احاديث زيادي از معصومين(ع) داريم كه دركتابهاي ديني، تربيتي و اخلاقي مي‏توان به آنها مراجعه كرد.

مسئوليتهاي پدر و مادر را مي‏توان به مسئوليتهاي 1ـ قبل از ازدواج؛ 2ـ قبل از تولد فرزند؛  3ـ بعد از تولد تقسيم كرد.

1ـ وظايف و مسئوليتهاي پدر و مادر قبل از ازدواج


هيچ پيوندي به مانند پيوستگي و اتحادي كه ميان زن و شوهر از طريق ازدواج برقرار مي‏شود، وجود ندارد. لذا خداوند متعال آن را از نشانه ‏هاي قدرت و عظمت خود معرفي مي‏كند.

وَ مِنْ آياتهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِنْ أَنْفُسِكُمْ أًزواجاً ِلتسْكُنُوا إِلَيها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَّوَدةً وَ رَحْمَةً إنَّ في ذلِكَ لاياتٍ لِقومٍ يَتَفَكَّرونَ [روم: 21].

«و از آيات و نشانه‏ هاي خدا اين است كه از نوع خودتان همسراني براي شما آفريد تا بدانها آرام گيريد و ميانتان رحمت و دوستي نهاد. آري، در اين نعمت براي مردمي كه مي‏انديشند، قطعاً نشانه ‏هايي هست.»

اولين وظيفة زن و مرد براي تولد يك فرزند، رعايت حق آن فرزند در داشتن پدر و مادر شايسته است كه در نخستين گام با ازدواج قانوني و شرعي صورت مي‏گيرد. تولد فرزند خارج از اين دايره، اولين تعدّي به حقوق كودك است كه اسلام آن را نهي كرده است.

حق ديگر كودك، برخورداري از سلامت جسم و روان است. بخشي از سلامت جسمي و رواني كودك از طريق پدر و مادر است كه به‌وسيلة وراثت به فرزند منتقل مي‏شود. اسلام توصيه مي‏كند به هنگام ازدواج و تشكيل زندگي مشترك هر يك از زوجين در صفات، خصايص و خصايل روحي و جسمي طرف مقابل دقت كند تا محصول زندگي مشترك، فرزندي سالم باشد. پيامبر(ص) فرمودند: «تخيّروا لنطفتكم فان العرق دسّاس» [حرعاملي ج 3: 60].  جايگاه مناسبي براي نطفة خود برگزينيد، زيرا ريشه ‏ها (ژنها) سرايت كننده ‏اند. نبي اكرم(ص) در جايي ديگر فرموده‏ اند:

از سبزه‏ ها و گياهاني كه در ميان مزبله و خار و خاشاك مي‏رويد، بپرهيزيد. پرسيدند: اي رسول خدا اين سبزه و گياهان چيستند؟ فرمود: زن زيبايي كه در محيط خانوادگي پست و آلوده پرورش يافته باشد [محجة البيضا ج 2: 52].

همچنين ايشان مي‏فرمايند: «اگر مرد شرابخواري از شما خواستگاري كرد به او جواب مثبت ندهيد، مرد شرابخوار شايستة ازدواج نيست» [حر عاملي ج 14: 53].

حسن خلق مبدأ اساسي پرورش نسل است و اين امر چه در دوران جنيني و شيرخوارگي و چه در دوران تربيت كودكي در خانواده، اثر مستقيم و غير مستقيم دارد. ازدواج با فرد بداخلاق، چه زن و چه مرد، حلاوت و شيريني زندگي را تلخ و فرزندان تولد يافته در آن خانواده را دچار آسيبهاي رواني و جسماني مي ‏كند.



نويسنده: سيد محمد موسوي بجنوردي





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان