بسم الله
 
EN

بازدیدها: 767

جايگاه دروغ و الگوهاي رفتاري آن در روابط اجتماعي ما- قسمت اول

  1393/12/18
خلاصه: فرهنگ در جامعه ايران به همان اندازه غني و گسترده است که مطالعه ي آن در کشور ما فقير و بسته. صدها خطوط فرهنگي وجود دارد که شناخت علمي آنها مي تواند به حل مسائل اساسي جامعه ي ما از قبيل توسعه، ارتباطات، شخصيت پايه، قدرت، مدنيت و قضاوت،... يا ري رساند. يکي از اين خطوط، رفتار رواني – اجتماعي دروغ با الگوهاي مختلف آن است. مفهوم دروغ که وسعت معنايي و کاربردي آن حيرت انگيز است، با وجود ظاهر غير اخلاقي آن، داراي کارکردهاي عديده است به طوري که يکي از حلقه هاي ناگستني زنجيره ي هميشگي روابط ما را تشکيل مي دهد. در اين مقاله سعي شده است تا با تکيه به شکل شناسي اين رفتار، آن را مقوله بندي کرده وکارکرد هر يک از آنها را بنماييم. و با توجه به جنبهي پايگاهي فرستنده و دريافت دارنده (عوامل انساني) پيام دروغين و نيز شرايطي که پيام در آن ردو بدل مي شود (عامل وضعيتي) الگوهايي( 16 گانه) هر چند ناقص به مثابه پيش طرح هايي براي شکل گيري تحقيقات در آينده و گامي نخستين در راه نظريه پردازي در آداب فرهنگي به دست بدهيم.

مقدمه


شوهر به زن : اداره بودم، کارم زياد بود، دير آمدم.

پدر به فرزند : برو بگو بابام خانه نيست.

کسان بيمار مشرف به موت به بيمار : چيزي نيست، دکتر گفت خوب مي شوي.

به مادر پسري که يک پايش را در تصادف از دست داده : فقط جراحت مختصري برداشته، چيز مهمي نيست.

همسايه ي پايين به همسايه ي بالا : به خدا پايم درد مي کرد و نتوانستم از پله ها بيايم بالا پيغام تلفني شما رابرسانم.

جواني به آشناي خود : مي خواستم بيايم سر قرار، به خدا يادم رفت.

کارمند به رئيس : علت تاخيرم سنگيني ترافيک بود.

توانگر به مستمند : اگر ديروز گفته بودي بهت مي دادم ولي به جان خودت دستم خالي است.

شاگرد به معلم : آقا ديشب مهمان داشتيم، نشد تکاليفم را انجام بدهم.

کانديداي نمايندگي مجلس به مردم : پيروزي حتمي با ماست.

ما هر روز با اين واقعيات و ده ها واقعيت مشابه ديگر زندگي مي کنيم و چنانچه اندکي به حافظهي خود فشاربياوريم، قادر خواهيم بود صدها مورد از اين دست مثال ارائه دهيم. نام اين واقعيت ها " دروغ" است.

رفتار دروغ آميز بخشي از رفتارهاي روزمره ي ما را تشکيل مي دهد و جزء لايتجزاي حيات اجتماعي ما شده است. همه ي ما مي دانيم دروغ مي گوييم، همه مي دانيم مردم دروغ مي گويند، همه مي دانند ما دروغ مي گوييم و بالاخره همه مي دانند همه دروغ مي گويند. وفاق اجتماعي بر اين قرار است.

دروغ رفتاري است که در فرايند کليه ي رفتار انسان ها ثبت شده، جا افتاده و در شرايط مختلف، به صورتهاي مختلف، با اشخاص مختلف به کار برده مي شود. عمل دروغ را نه تنها در گفتار و نوشتار که در رفتار و کردار و در فکر و نگاه و سکوت هم مي توان بازشناخت.

توصيف پديده 


دهخدا در لغت نامه ي خود دروغ را "سخن ناراست، قول ناحق، خلاف حقيقت، مقابل راست، مقابل صدق" و بالاخره [معادل] "کذب" مي داند و از صاحب آنندراج مثال " گريه ي دروغ، اشک دروغ، آه دروغ، وعده ي دروغ، صبح دروغ " را مي آورد و واژه ي دروغ را با فعل " گفتن، بستن، پرداختن، زدن ، آوردن، يافتن[بافتن] وبرسر کسي فرو کوفتن" مي آميزد و استعمال آن را در صدها بيت شعر بزرگاني همچون ابوشکور، اسدي، اميرمعزي،اوحدي، اورمزدي، جامي، حافظ، خاقاني، خفاف، زلالي، ساوجي، سعدي، سنائي، سيفي، صائب، ظهوري،عنصري، فرخي، کاشي، کمال اسماعيل، کمال خجندي، منجيک، مولوي، ناصر خسرو، نظامي و در آثاري همچون ابداع البدايع و امثال و حکم و براهين العجم وتاج المصادر بيهقي و تاريخ بيهقي و تذکرة الاولياء وترجمان القران جرجاني و ترجمه ي طبري بلعمي و جامع الحکمتين و شاهنامه و قابوسنامه و قريع الفرس وکتاب النقص و گلستان و مجمع التواريخ و القصص و منتهي الارب نشان مي دهد و همه را در برابر عبارات دروغ و دروغ آزما و دروغ آزمايي و دروغ آزماي ودروغ آزمودن و دروغ کردن ودروغ گردانيدن و دروغ گفتن و دروغ گو و دروغگويي و دروغگوي و دروغ ياب و دروغين و دروغيني ودروغينه گرد مي آورد.

دروغ يک پديده ي رواني – اجتماعي تازه نيست و با آنکه هيچ گاه از نظر زماني و مکاني داراي کم و کيف يکساني نبوده است عمر آن شايد به بلنداي عمر زبان و چه بسا به درازاي تاريخ تفکر باشد، به طوري که ميتوان فرض کرد هميشه با انسان اجتماعي همراه بوده است . 

با غور و سير در مثل ها و متل ها ، طنزها و کنايه ها، اشاره ها و استعاره ها ، توبه نامه ها وندبه نامه ها و نمايشنامه ها و فيلم نامه ها مي توان به حضور اين پديده در زندگي انسان ها از زمان هاي کهن تا به امروز پي برد و به عمق آميختگي آن با روزمرگي زندگي آشنا شد.کهن ترين اثر منثور يا لوحه اي که در مورد دروغ در دست داريم دعاي داريوش کبير در تخت جمشيد است کهبه خط ميخي وبه اين معنا براي ما باقي مانده است :" خداوند اين کشور را از دشمن، از خشکسالي، از دروغ محفوظ دارد."

خداي اسلام قصه ي يوسف را بر پايه ي همين پديده مذموم در قرآن کريم بنا گذاشت و به زبان پيام آورش نقل کرد. شخصي به پيغمبر اکرم (ص) عرض کرد :" نماز نمي خوانم، زنا مي کنم، دروغ مي گويم، ازکدام توبه کنم؟ حضرت فرمودند : "از دروغ" (فلسفي ، 1324 ص 39 )، و در جاي ديگر باز از حضرتش پرسيدند :" آيا مومن زنا مي کند؟ " فرمودند : "ممکن است ; پرسيدند:" آيا مومن دزدي مي کند؟" فرمودند"ممکن36 ) . حضرت علي ابن ابيطالب - است"، پرسيدند :" آيا مومن دروغ مي گويد؟" فرمودند :" نه" (همان، ص 37(ع) از دروغ به عنوان "بدترين چيزهاي روي زمين " يادکرده اند (موسوي لاري 1407 ه، ص 55 )، و به فرزند خودامام حسن(ع) فرموده اند: " ناخوشي دروغ گويي از تمام ناخوشي ها قبيح تر و ناپسندتراست(فلسفي،همان،ص 63 ). " امام محمد باقر (ع) نيز فرموده اند :"دروغ مايه ي ويراني ايمان است"(همان،ص 36 ).

وقتي عبدالرحمن بن حجاج از امام صادق (ع) مي پرسد :" آيا کسي که در موردي دروغ بگويد کذاب است؟ " پاسخ مي شنود :" نه، هيچ کس نيست که دچار اين لغزش نشده باشد"(همان،ص 56 ) وبالاخره بايد از امام حسن عسکري (ع) ياد کرد که فرمودند :" همه زشتيها در خانه اي نهاده شده که دروغ کليد آن است"(موسوي لاري ،همان،ص 56) . در حالي که اين رفتار، آنگاه که مومن به دست دشمن مي افتد، به صورت کتمان جايز شمرده مي شود، دعوت مکرر به تقوي در هر نماز جماعت و در هر خطبه نشانه مبارزه دين اسلام با اين پديده آلوده کننده است.

گفتار و نوشتار در ذم اين پديده معيوب ويژه ايراني و ايرانيان و مسلمان و مسلمانان نيست و ضرب المثل هاي فراواني در دنيا يافت مي شود که هم رونق و هم زشتي آن را نشان مي دهد. چيني ها مي گويند :" قاتل يک بارمي کشد، کسي که تهمت مي زند هزار بار". در " مسائل اخلاقي و روانشناختي 1 " از قول ريمون پيچ 2 نقل شده است که " دروغ بهترين سلاح ضعفا و سريع ترين وسيله براي اجتناب از خطر است"(موسوي لاري،همان،ص 54) . 

روزنامه ساندي تلگراف چاپ لندن نوشت:" آمريکايي ها روزانه دويست بار دروغ مي گويند. به گزارش خبرگزاري فرانسه از لندن، پژوهشگران دانشگاه کاليفرنياي جنوبي در لس انجلس در تحقيق خود به اين نتيجه رسيدند که هر آمريکايي هر 8 دقيقه يک بار دروغ مي گويد"(روزنامه اطلاعات 1376،19 فروردين) نتايج تحقيقاتي که براي يک نشريه ي روانشناسي در ايتاليا انجام شده، نشان ميدهد که 70 درصد از 360 زن و مرد شرکت کننده درمصاحبه با خبرنگار اين نشريه اعتراف مي کنند که روزانه 5 تا 10 بار دروغ مي گويند. براساس اين نتايج،42 درصد از ايتاليايي ها براي جلوگيري از اختلاف، 27 درصد براي پنهان نگه داشتن اشتباهات خود و 21 درصدديگر نيز براي خير و صلاح ديگران دروغ مي گويند. دو سوم از اعتراف کنندگان زناني بوده اند که در امور مربوط به خانه دروغ مي گفتند و مردان نيز اغلب در مورد مشاغل خود دروغ مي گويند(روزنامه ي اطلاعات،همان 17 ،تير).

شمار اين گفته ها و نوشته ها در عالم کم نيست. گفته اند :" دروغ بدي است براي پوشاندن بدتر،" ، " دروغ بلاست"، " هيچ عمل قبيحي به قبح دروغ گويي نيست"، "دروغ زشت ترين، موحش ترين، محکوم ترين معايب است"، "دروغ راه را براي ساير ضعف هاي اخلاقي باز مي کند" و بالاخره " يا در گناه دروغ است، يا گناه آدم رابه دروغ گويي مي کشاند"،...

رابطه ي پديده دروغ با قدرت


پديده اي چنين ريشه دار را مي توان در چارچوب تحليلي مفهوم "قدرت" بهتر و آشکارتر تبين کرد. چنانچه مابه مطالعه شرايطي که در آن مفهوم دروغ شکل مي گيرد و رشد مي کند و به صورت هاي گوناگون باري را از دوش عامل آن برمي دارد بپردازيم، به سادگي متوجه خواهيم شد که در صورت نبود قوانين عادلانه و روابط منصفانه، يکي از راه هاي ايستادگي در برابر زور براي رفع ظلم يا کسب آزادي، به کار گرفتن رفتار يا رفتارهايي است که شخص مظلوم، در موقعيت ضعف، براي پوشاندن واقعيت يا واقعيت ها در جهت تضعيف شخص ظالم به کار مي گيرد. ظالم نيز مي تواند به نوبه ي خود از همين حربه براي اعمال قدرت بيشتر و تحديد بيشتر آزادي مظلوم سود جويد. بنابراين دروغ و يا صورت هاي تابع آن مي توانند به عنوان عامل گمراه کننده ي شخصي برضد شخص ديگر وارد عمل شود و حربه اي در دست ظالم (کاسب، توانگر، شوهر نامطمئن، رئيس سختگير،...)و سلاحي در دست مظلوم (مشتري، مستمند، زن انتقامجو، کارمند متقلب، ...) باشد. بديهي است که در اين حرکت رفت و آمدي، مظلوم با پيشه کردن روشهاي خدعه آميز دفاعي به نوبه ي خود به موجودي ظالم تبديل خواهد شد.

چنانچه بخواهيم مفهوم قدرت را تنها در صحنه ي اجتماعي کشور خودمان مورد تحليل قرار بدهيم با استادهمايون کاتوزيان هم آواز خواهيم شد که" در جامعه ي سنتي ايران، دولت از جامعه جدا بوده و نه فقط در راس بلکه در فوق آن قرار داشت ؛ در نتيجه – در تحليل نهايي – دولت پايگاه و نقطه ي اتکاي محکم و مداومي دردرون اجتماع نمي داشته ، و به همين دليل نيز از نظر طبقات مردم مشروعيت سياسي نداشته و منافع آنان رانمايندگي نمي کرده است .

به اين ترتيب، همه ي حقوق اجتماعي مآلا در انحصار دولت بوده، و "حقوقي" که هر فرد، گروه و طبقه اجتماعي (و حتي کل جامعه) از آن برخوردار بوده، اساسا بر مبناي اجازه و اراده ي دولت قرار داشته، يعني در حيطه ي "امتيازي" بوده که دولت در هر لحظه مي توانسته آن را ملغي کند. يعني قدرت دولت به هيچ سنت، عرف، قرارداد يا قانون مداومي منوط و مشروط نبوده و اين درست معناي عادي واژه ي استبداد – يعني خودرايي و خودسري – است"(همايون کاتوزيان، 1372 ، ص 4).

شکي نيست که به اين ترتيب در برابر خود کامگي مهتر، دفاع کهتر شکل مي گيرد ; هجوم قوي حيله ي ضعيف را صورت مي بخشد ؛ سلطه ي بي حساب دسيسه ي بي کتاب را به دنبال مي آورد و رابطه ي انسان هاي اجتماعي از خط مستقيم بيرون مي افتد. طرفين رابطه به اعمال روش هاي دروغ آميز و خدعه انگيز مي پردازند.در اينجاست که ظالم و مظلوم هر دو در يک توطئه شرکت مي کنند و هر دو گناهکار تلقي مي شوند.در واقع، هر "آزادي" "مسئوليتي" را ايجاد مي کند و هر "حقي" "وظيفه اي" را به گردن مي نهد.

در جامعه اي که هيچ گونه آزادي و حقي وجود نداشته باشد ، هيچ گونه احساس مسئوليت و وظيفه اي به بار نمي نشيند."... در چنين اجتماعي ، ملت (يعني کل جامعه) اساسا با دولت در ستيز است ، يعني حتي در زماني که امکان عصيان و طغيان نيست، اطاعت مردم از دولت تنها مبتني بر ضرورت و عاقبت انديشي (و در تحليل نهايي ترس)است، نه رضايت و پذيرش"(همايون کاتوزيان،همان، ص 4). آنها ماليات نمي پردازند، اجناس را احتکار مي کنند، نرخ ها را بر هم مي زنند، به سوال هاي سرشماري پاسخ درست نمي دهند، از خط عابر پياده عبور نمي کنند ودر برابر عدم آزادي عدم مسئوليت نشان مي دهند.دروغ دو سويه مانند شمشيري است دو دمه. ظالم و مظلوم دايره ي معيوبي را تشکيل مي دهند که هر دوي آنها را در خود مي گيرد . در چنين نظام رابطه اي نامتعادل همچون تعارفات در زمينه ي فرهنگي، تقلبات درزمينه ي اقتصادي، ازدواج هاي بازاري در زمينه ي خانوادگي و عشق هاي دروغين يک شبه در زمينه ي عاطفي گوياترين مثال ها به شمار مي آيند.


نويسنده: مرتضي کتبي- استاد دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان