بسم الله
 
EN

بازدیدها: 574

قانون آيين دادرسي مدني- قسمت سوم

  1393/12/11
قسمت قبلي

فصل دوم - در ارزيابي خواسته

ماده 86 : بهاي خواسته ازنقطه نظرصلاحيت وهزينه دادرسي مبلغي است كه دردادخواست قيدشود.

ماده 87 : ارزيابي خواسته به ترتيب ذيل بعمل مي آيد : 
1-اگرخواسته پول رايج ايران باشدبهاي آن عبارت است ازمبلغ معين در دادخواست واگرپول خارجي باشدارزيابي آن به نرخ رسمي درتاريخ تقديم دادخواست بهاي خواسته محسوب است .
2- دردعاوي چندنفرمدعي كه هريك ،يك قسمت ازكل رامطالبه مي نمايد بهاي خواسته مساوي است باحاصل جمع تمام قسمتهائي كه مطالبه مي شود.
3- دردعاوي راجعه به منافع وحقوقي كه بايدبه مواعدمعينه استيفاء وياپرداخته شود،بهاي خواسته حاصل جمع تمام اقساط ومنافعي است كه مدعي خودراذيحق درمطالبه آن ميداند.
درصورتي كه حق نامبرده محدودبه زمان معين نبوده ويامادام العمرباشد بهاي خواسته مساوي است باحاصل جمع منافع ده ساله ياآنچه راكه درظرف ده سال بايداستيفاءكند.
4- دردعاوي راجع به اموال غيرپول ،بهاي خواسته مبلغي است كه مدعي در دادخواست معين كرده ومدعي عليه دراولين لايحه خوددردادرسي عادي ويا اولين جلسه دردادرسي اختصاري آن راتكذيب نكرده است درمواردي كه تعيين بهاي خواسته درابتداي دعوي ممكن نيست بهاي خواسته بيش ازيكصدهزارريال محسوب است مگراينكه اجمالاكمتربودن بهامعلوم باشد.

ماده 88 : درمواردي كه مابين اصحاب دعوي دربهاي خواسته اختلاف شوددر صورتي كه موثردرصلاحيت دادگاه (ياموثردرقابل پژوهش يافرجام بودن حكم ) باشدبدين ترتيب عمل مي شود : اگرتفاوت تانصف كمترين بهائي كه تعيين شده است ،يك حدوسط بهائي كه اصحاب دعوي معين نموده اندبهاي خواسته محسوب مي شودواگرتفاوت زايدازنصف كمترين بهاباشددادگاه درصورت امكان با استفاده ازمندرجات اسنادطرفين وقرائن وامارات وسايروسائلي كه در اختيارداردبهاي تقريبي خواسته رامعين مي نمايد.هرگاه دادگاه نتواند بهاي خواسته راتعيين كندومحتاج بجلب نظركارشناس باشدبه هزينه معترض به بهاي خواسته بدون دخالت طرفين يك نفركارشناس براي تشخيص بهاي خواسته تعيين مي نمايد وبه معترض اخطارمي كندكه درظرف سه روزدستمزد كارشناس رابپردازدوچنانچه درمدت مقرردستمزدرانپرداخت اعتراض او بي اثرخواهدبود.
كارشناس بايددرمدتي كه دادگاه معين مي كندبهاي خواسته راتعيين وبه دادگاه اعلام دارد.
بهاي تعيين شده ازطرف دادگاه ياكارشناس بطرفين ابلاغ مي شودو چنانچه زايدبرميزان دردادخواست باشدبه دستورمديردفترهزينه دادرسي مابه التفاوت ازخواهان وصول خواهدشددرصورتي كه درنتيجه تعيين بهاي خواسته دادگاه صلاحيت براي رسيدگي نداشته باشدپرونده رابه دادگاه صالح مي فرستد،تصميم دادگاه درتعيين بهاي خواسته قطعي است .

فصل سوم - در جريان دادخواست تاجلسه دادرسي

مبحث اول - درابلاغ دادخواست

ماده 89 : مديردفتردادگاه بايددرظرف دوروزازتاريخ رسيد دادخواست ودرصورتي كه دادخواست ناقص باشدازتاريخ رفع نقائص يك نسخه ازآن راباپيوست هادرپرونده مخصوص كه براي دعوي ترتيب مي دهدبايگاني و نسخه ديگرراباپيوست هابراي ابلاغ به مدعي عليه به مامورابلاغ تسليم كند ودركليه نسخ دادخواست ،شعبه اي كه به دعوي رسيدگي خواهد كرد و نام مامور ابلاغ وتاريخ تسليم دادخواست به مامورراقيدنمايد.

ماده 90 : ابلاغ دادخواست وپيوستهابايدبه توسط مامورابلاغ بعمل آيدومامورمكلف است آن راظرف دوروزبه شخص مدعي عليه ابلاغ نموده درنسخه ثاني رسيداخذكندودرصورت امتناع مدعي عليه ازگرفتن برگهاامتناع اورادر ابلاغنامه قيدكرده وبه دفتردادگاه عودت دهد.
تبصره 1- ابلاغ اوراق دعوي ممكنست درهريك ازمحل سكونت ياكاربه عمل آيدوبراي ابلاغ درمحل كاركاركنان وزارتخانه هاوسازمانهاوشركتهاو بانكهاي دولتي وموسسات مامور خدمات عمومي وشهرداريهامي توان اوراق را به كارگزيني قسمت مربوط يانزدرئيس مستقيم كارمندارسال داشت و اشخاص مذكورطبق مقررات مسئول اجراي امرابلاغ مي باشند و بايدحداكثرظرف ده روزاوراق را اعاده دهند.
تبصره 2- درمواردي كه زن درمنزل شوهرسكونت نداردابلاغات درمحل سكونت يامحل كاراوبعمل مي آيد.

ماده 91 : هرگاه مامورنتوانددادخواست رابه شخص مدعي عليه برساند بايددرمحل اقامت اوبه يكي ازبستگان ياخادمين اوابلاغ نمايدمشروط بر اينكه بنظرمامور،سن ظاهري اين اشخاص براي تميزاهميت برگ دادخواست كافي باشدومشروط براين كه بين مدعي عليه وشخصي كه برگ رادريافت مي دارد تعارض منفعت نباشد.

ماده 92 : اگراشخاص مذكوردردوماده قبل بيسوادباشند،اثرانگشت آنهابايددرذيل ابلاغنامه منعكس شودوهرگاه به جهتي نتوانندرسيدبدهند ماموراين نكته رابامسئوليت خود رد ابلاغ نامه قيدودادخواست وپيوستهاي آنرابه آنهاتسليم كرده وابلاغنامه رابه دفتردادگاه عودت ميدهد.

ماده 93 : هرگاه اشخاص مذكوردرماده 91ازگرفتن برگهاي دعوي استنكاف كنندماموراعلاميه اي خطاب به مدعي عليه مشتمل برنكات زير : 
1- نام ومشخصات مدعي ومدعي عليه .
2- تاريخ روزي كه ماموربراي ابلاغ به محل آمده .
3-استنكاف اشخاص ساكن درمحل ازگرفتن برگها.
4- دعوت مدعي عليه به مراجعه به دفتردادگاهي كه رسيدگي به دعوي خواهدنمودبراي دريافت دادخواست وپيوستهاي آن ودرصورتي كه دعوت براي حضوردرجلسه دادرسي باشد با قيدروزوساعت جلسه دادرسي تنظيم نموده وبه در محل سكونت ياكارمدعي عليه مي چسباندومراتب رادرابلاغنامه قيدمي كندوآن رابابرگهاي دعوي به دفتردادگاه عودت مي دهد.

ماده 94 : درصورتي كه هيچيك  ازاشخاص مذكوردردوماده 90و91درمحل نباشندمامورابلاغ اين امررادرذيل ابلاغنامه قيدوبرگهارابه دفتردادگاه عودت مي دهد و نيز اعلاميه اي مشتمل برقيود1و2و4 مذكوردرماده فوق واينكه دروقت مراجعه ماموركسي درمحل نبوده است تنظيم نموده وبه درمحل سكونت مدعي عليه مي چسباندوبعلاوه آگهي درروزنامه كثيرالانتشاركه براي آگهي هاي رسمي درمركزوشهرستانهامعين مي گردديك نوبت منتشرمي شودودرآگهي مفاد دادخواست واينكه اعلاميه اي به درمحل سكونت مدعي عليه چسبانيده شده درج مي گرددواگرازتاريخ نشرآگهي تايكماه مدعي عليه براي رويت دادخواست به دفتردادگاه مراجعه نكنددادخواست ابلاغ شده محسوب است ،عدم مراجعه مدعي عليه به دفتربايدبه گواهي مديردفتربرسد،مدعي مي توانددرخواست نمايدكه قبل ازآگهي ،دادخواست وپيوستهاي آن بارديگربمحل مدعي عليه فرستاده شود.
تبصره - نشرآگهي درروزنامه براي ابلاغ مفادهرنوع دادخواست ضمائم آن است ولي براي ابلاغهاي بعدي درهريك مرحله لازم نخواهدبود.

ماده 95 : ابلاغ دادخواست دركشوربيگانه به وسيله مامورين سياسي ياكنسولي ايران بعمل مي آيد،مامورين مزبوردادخواست وضمائم آن راوسيله مامورين سفارت ياهروسيله اي كه امكان داشته باشدبراي مدعي عليه مي فرستند ومراتب راازطريق وزارت امورخارجه به اطلاع دادگاه مي رسانند.درصورتي كه دركشورمحل اقامت مدعي عليه مامورين سياسي ياكنسولي نباشنداين اقدام راوزارت امورخارجه بطريقي كه مصلحت بداندانجام مي دهد.

ماده 96 : تاريخ امتناع مدعي عليه ازگرفتن برگهادرموردماده 90و تاريخ ابلاغ برگهابه اشخاص مذكوردرماده 91و93وتاريخ انقضاي مدت يكماه ازنشرآگهي درموردماده 94تاريخ ابلاغ به مدعي عليه محسوب است .

ماده 97 : مامورابلاغ بايدمراتب زيررادرنسخه اول ودوم ابلاغنامه تصريح وامضاءنمايد : 
1- نام ومشخصات خودبطورروشن وخوانا.
2- نام كسي كه دادخواست به اوابلاغ شده باتعيين اينكه چه سمتي به مدعي عليه دارد.
3- محل وتاريخ ابلاغ باتعيين روزوماه وسال باتمام حروف .

ماده 98 : هرگاه معلوم شودمحل اقامتي راكه مدعي دردادخواست معين كرده است محل اقامت مدعي عليه نبوده ياقبل ازابلاغ تغييركرده است ومامور هم نتوانسته محل اقامت او را پيداكندبايداين نكته رادرزيرابلاغ نامه قيد ودرظرف دوروزبرگهارابه دفتردادگاه عودت دهددراين صورت مطابق ماده 85 رفتارخواهدشدمگردرمواردي كه اقامتگاه مدعي عليه طبق ماده 1010قانون مدني تعيين شده باشدكه دراينصورت بايدبه ترتيب مذكوردرمواد91تا94 اقدام شود.

ماده 99 : درصورتي كه مدعي محل اقامت مدعي عليه راازاقامتگاه حقيقي اومعين كرده باشد،مدعي عليه مي توانداقامتگاه حقيقي خودرابه دادگاه معرفي كنددراينصورت برگها به محلي كه مدعي عليه تعيين كرده است ابلاغ خواهدشد.

ماده 100 : درصورتي كه مدعي نتوانداقامتگاه مدعي عليه رامعين كندوبر دفتردادگاه هم غيرمعلوم باشدمفاددادخواست وپيوستهاي آن به درخواست مدعي وبه دستوردادگاه سه دفعه متوالي درروزنامه رسمي ويكي ديگرازجرايد كثيرالانتشاركه وزارت دادگستري درمركزوشهرستانهابراي آگهي هاي رسمي معين مي كند،آگهي خواهدودرآگهي مذكور بايد ذكرشودكه اگربعدازآن ابلاغي به وسيله آگهي لازم شودفقط يك نوبت آگهي درروزنامه خواهدشدومدت آن ده روزاست .
مدعي مي تواندآگهي درجرايدديگرراهم درخواست كندولي درصورتي كه ذيحق شودهزينه اين آگهي هارانمي تواندجزءخسارت ازمدعي عليه مطالبه كند. مدعي عليه كه اقامتگاه او معين نشدوبه وسيله مطبوعات به اواعلان مي شودمي توانداقامتگاه خودرابه دادگاه معرفي كندودراينصورت برگهاي دعوي وپيوستهابه اقامتگاهي كه معين كرده است ابلاغ خواهد شد،مدعي نيز مي توانددرصورتي كه بعدازآگهي درمطبوعات ازاقامتگاه مدعي عليه مطلع شود درخواست ابلاغ دادخواست راباقامتگاه اوبنمايد.

ماده 101 : ابلاغ به كليه ادارات دولتي وسازمانهاي وابسته به دولت و موسسات مامورخدمات عمومي ونيزموسساتي كه سرمايه آن جزئاوياكلامتعلق به دولت است وهمچنين شهرداريهابه اين ترتيب به عمل مي آيدكه مديردفتر نامه اي براي ابلاغ دعوي به موسسه نوشته واوراق دعوي رابه ضميمه آن توسط مامورابلاغ ارسال مي داردمامورنامه وضمائم آن راتسليم رئيس دفترمرجع مخاطب ياقائم مقام اومي كندودرنسخه ثاني ابلاغنامه رسيداخذمي نمايددر صورت امتناع رئيس دفترياقائم مقام او،امتناع رادربرگ ابلاغنامه با رعايت ماده 93قيدوآن رابه دفتردادگاه عودت مي دهددرموردفوق استنكاف رئيس دفترياقائم مقام اوازگرفتن اوراق دعوي وندادن رسيددرحكم تخلف از انجام وظيفه خواهدبود.
تبصره - دردعاوي مربوط به شعب ادارات وشركتهاوسازمانهاي دولتي ياوابسته به دولت ابلاغ به مسئول دفترشعبه مربوط بعمل خواهدآمد. ماده 102 : دردعاوي راجع به ساير اشخاص حقوقي دادخواست وضمائم آن به مديرياقائم مقام اوابلاغ خواهدشدوهرگاه مامورنتوانددادخواست رابه شخص مديرياقائم مقام اويادارنده حق امضاءبرساندآن رابه مسئول دفتر موسسه ابلاغ مي نمايد.مقررات مواد90و93و94درابلاغ به اين اشخاص رعايت خواهدشد.
تبصره 1- دردعاوي موضوع اين ماده ،هرگاه ابلاغ اوراق دعوي درمحل تعيين شده ممكن نگردد،اوراق درآخرين محلي كه به اداره ثبت شركتهامعرفي شده ابلاغ خواهدشد.
تبصره 2- دردعاوي مربوط به ورشكسته دادخواست وضمائم آن به اداره يامديرتصفيه ابلاغ مي شود.
تبصره 3- دردعاوي مربوط به شركتهاي منحل شده كه داراي مديرتصفيه نباشند،اوراق دعوي به آخرين مديرقبل ازانحلال شركت ابلاغ خواهدشد.

ماده 103 : دردعاوي راجعه به اهالي محل معين ،اعم ازده ياشهريابخشي ازشهركه عده آنهاغيرمحصوراست يك نسخه ازدادخواست به شخص يااشخاصي كه مدعي آنها را معارض خودمعرفي مي كندابلاغ مي شودونسخه ديگربه كدخدايا شهرداري محل تسليم مي گرددويك نسخه دادخواست درجايگاه عمومي محل به ديوارالصاق خواهدشدبعلاوه مفاد دادخواست وپيوستهاي آن مطابق ماده بعد آگهي خواهدشد.

ماده 104 : درصورتي كه شركاءملك ياقنات يامجاري مياه وحقابه رودخانه وچاههاي عميق وسايرحقوق راجع به اموال غيرمنقول طرف دعوي واقع شوندوتعدادآنهابيش از 15 نفر باشد ،به درخواست مدعي دادخواست وضمائم آن به دونفرازشركاءكه سهام زيادتري دارندابلاغ مي شودوبعلاوه مفاد دادخواست وپيوستهاي آن طبق ماده 100آگهي خواهد شد.

105 : اگرمدعي عليه درحوزه دادگاه ديگري اقامت داشته باشد دادخواست توسطدفترآن دادگاه بوسيله مامورين ابلاغ ياهروسيله ديگري كه ممكن باشدابلاغ مي شودودرصورتي كه مدعي عليه درمقردادگاه مقيم نباشدتوسط شهرباني ياژاندارمري يابخشداري يارئيس خانه انصاف  ياكدخدايارئيس انجمن ده ياباپست سفارشي دوقبضه ابلاغ مي شود و اشخاص مذكور،طبق مقررات مسئول اجراي صحيح امرابلاغ واعاده اوراق خواهندبودودرجائي كه هيچيك از اين وسائل نباشدبه وسيله آگهي به ترتيبي كه درماده 100مقرراست اقدام مي گردد.
درصورتي كه مدعي عليه دربازداشتگاه يازندان باشددادخواست واوراق دعوي به وسيله اداره زندان به نامبرده ابلاغ خواهدشد.

ماده 106 : درمواردزيرمامورابلاغ نمي تواندمتصدي امرابلاغ شود : 
1- به اشخاصي كه بامامورقرابت سببي يانسبي تادرجه سوم ازطبقه دوم داشته باشند.
2- درصورتي كه بين مامورابلاغ ومدعي عليه دعواي مدني وياجزائي در دادگاه مطرح باشدوياآنكه دعواي جزائي سابقامطرح بوده ودرجنحه بيش ازدو سال ودرجنائي بيش ازپنج سال ازتاريخ ختم آن نگذشته باشد.

ماده 107 : هريك ازاصحاب دعوي ياوكلاي آنهامي توانندمحلي رابراي ابلاغ برگهاي دعوي درشهري كه مقردادگاه است انتخاب نموده آنرابه دفتر دادگاه اعلام كننددراين صورت كليه برگهاي راجعه به دعوي به محل نامبرده ابلاغ خواهدشد.

ماده 108 : هرگاه يكي ازطرفين دعوي محل اقامتي راكه برگهاي اوليه در آن محل ابلاغ شده يامحلي راكه براي ابلاغ برگهاانتخاب كرده اندتغييردهند بايدفورامحل جديد را با مشخصات به دفتردادگاه اطلاع دهندومادامي كه به اين ترتيب اطلاع نداده اندبرگهابه همان محل سابق فرستاده مي شودودرصورتي كه كسي درمحل نباشدويااشخاصي كه هستند،نخواهندرسيدبدهند،مامورابلاغ اين نكته رادرابلاغنامه تصريح وبه دفتردادگاه عودت ميدهددراين صورت برگهاي نامبرده ابلاغ شده محسوب است ودردفتردادگاه باقي مي ماندوكسي كه بايدبه اوابلاغ بشودنمي تواندبعدم اطلاع متعذرگردد.

ماده 109 : درصورتي كه دادخواست وپيوستهاي آن مطابق مواداين مبحث ابلاغ نشود،دادگاه ابلاغ راابطال مي نمايد،مگرآنكه مدعي عليه پاسخ كتبي خود راداده واگرابلاغ براي حق حضوردرجلسه باشددرآن جلسه حاضرشده باشدكه دراين دوصورت حق اعتراض بطريق ابلاغ نخواهدداشت .

ماده 110 : هيچيك ازاصحاب دعوي ووكلاي دادگستري نمي توانند مسافرتهاي موقتي خودراتغييرمحل اقامت حساب كرده ابلاغ برگهاي دعوي مربوط بخودرادرمحل نامبرده درخواست كنندواعلام مربوط به تغييرمحل اقامت وقتي پذيرفته مي شودكه محل اقامت مطابق ماده 1004قانوني مدني حقيقتاتغييريافته باشد(وچنانچه بردادگاه معلوم شودكه اعلام تغييرمحل اقامت برخلاف واقع بوده اوراقي كه بهمان محل اقامت اوليه ارسال گرديده و رعايت مفادماده 108نسبت به آنهابعمل آمده ابلاغ شده محسوب است ).





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان