بسم الله
 
EN

بازدیدها: 646

رويکردهاي موجود در مورد نقش زنان در توسعه

  1393/11/26

مقدمه:

 براي دست يابي به توسعه پايدار و درونزا , در هر جامعه اي نياز به مشارکت زنان احساس مي شود . هيچ جامعه اي نمي تواند تنها با نيروي کار نيمي از جمعيت خود , با توسعه جهاني رقابت کند . 
از ابتداي صنعتي شدن جامعه شناسان و ديگر صاحب نظران در باره ي مشارکت زنان در امور اقتصادي و توسعه ديدگاهاي متقاوتي داشته اند , وهر يک از آنها با توجه به مسائل زمان خود اين موضوع را بررسي کرده اند . 
با توجه به موقعيت اجتمائي , سياسي , اقتصادي و فرهنگي موجود ي در جوامع مختلف زمينه ها متفاوتي براي مشارکت زنان در توسعه به وجود آمده است . دامنه ي اين تفاوتها بسيار گسترده است , به طوري که براي هر کشور خاص زمينه ي خاصي از مشارکت زنان نيز وجود دارد . حتي نمي توان تمام کشورهاي در حال توسه را که شباهت زيادي به يکديگر دارند , کاملا مشابه در نظر گرفت . 
درباره ي ايران نيز در اين زمينه نظرات متفاوتي مطرح شده , که تمام آنها با توجه به شرايط خاص اجتماعي , سياسي , اقتصادي و مهمتر از همه شرايط فرهنگي کشور بوده است . در ادامه به تعدادي از رويکردهاي مربوط به زنان وتوسعه اشاره مي شود .

رويکردها:

در زمينه ي نقش زن در توسعه رويکرهاي متفاوتي وجود دارد . بعضي از اين رويکردها بر اساس نياز جامعه جديد صنعتي به نيروي کار است , و اين که جامعه به تمام نيروي انساني خود نياز دارد و بعضي از آنها بر اساس لزوم تساوي زن و مرد و حقوق فردي مساوي آنها است . وبرخي نيز با توجه به نياز جامعه و اين که در هر شرايطي جامعه با کدام شيوه بهتر اداره مي شود , نظرات خود را تغيير مي دهند . 
در مجموع همان طور که در ابتداي سخن گفته شد , هر جامعه اي براي رسيدن به توسعه پايدار نياز به همکاري تمام نيروي انساني خود دارد . در کشورهاي توسعه يافته با توجه به کم شدن رشد جمعيت و رقابتي که در توليد وجود دارد , جامعه مجبور به استفاده از نيروي کار زنان شد واين وظيفه اي است که جامعه بر عهده ي زنان نيز گذاشته است . تمام زنان در اين جوامع مي دانند که بايد شغلي داشته باشد و جامعه نيز زمينه ي شغلي آنها را فراهم کرده است . 
ولي در يک کشور در حال توسعه مثل کشور ما زمينه ي شغلي براي همه ي مردان نيز فراهم نيست زنان هم که در مرتبه ي دوم قرار مي گيرند . 

رويکرد مذهبي (توسعه انساني ) :

بر اسا س اين رويکرد توسعه عاملي براي بهينه سازي کيفي سطح زندگي معرفي شده است . زنان در اين رويکرد حتي اگر در نظام توليد صنعتي شرکت نداشته باشند , يعني در بازار کار شغلي نداشته باشند , باز هم در روند توسعه نقش اساسي ايجاد مي کنند . آنها با تربيت نيروي کار و فراهم کردن محيط آرام در منزل شرايط مناسب کاري را براي مردان فراهم مي کنند . در اين رويکرد از زنان به عنوان مهمترين عامل توسعه انساني ياد شده است. و اين موضوع ( توسعه انساني ) با توسعه فرهنگي , اقتصادي و صنعتي هم ارزش در نظر گرفته شده است . اين ديدگاه زنان را تشويق مي کند که به انجام وظايف مادري و همسري خود مشغول باشند و لزومي نمي بيند که آنها در نظام کار بيرون شرکت داشته باشند . واين کار در حقيقت تشويق زنان براي حفظ نقش سنتي آنها است . 
نقش مادري شايد مهمترين نقش هر زني باشد , ولي در دنياي امروز يک مادر تحصيل کرده و شاغل , خيلي بهتر مي تواند مسائل و مشکلات فرزند خود را درک وحل کند . اين رويکرد بيشتر در جوامع مذهبي ودر حال توسعه , از جمله ايران به چشم مي خورد و شايد دليل آن نقش پررنگ مذهب در جامعه ي ماست و اين فکر که يک زن در درجه اول يک مادر است . شايد عملکرد بر اساس اين روش در شهرهاي کوچک مشکلي ايجاد نکند و حتي بهترين نوع عملکرد باشد , ولي در شهرهاي بزرگ و مخصوصا تهران زياد عملي نيست زيرا خيلي از خانواده ها در شهرهاي بزرگ با مشکل مالي مواجه هستند و جدا از امر توسعه , خانواده به حقوق زن نيز نياز دارد . 

رويکرد فمينيستي :

فمينيست با انديشه دفاع از حقوق زنان به وجود آمد , و از همان ابتداي فعاليت خود تمام تلاش خود را براي آگاهي زنان از حقوق خود انجام داده است . فمينيست ها يکي از دلايل در حاشيه قرار گرفتن زنان را ماندن آنها در خانه وعدم شرکت در فعاليت هاي اجتمائي مي دانند . در نتيجه به نظر آنها همه ي زنان بايد در فعاليت هاي اجتماعي و روند توسعه شرکت داشته باشند . اين حق تمام زنان است که مستقل باشند . به نظر آنها جامعه بايد زمينه ي اشتغال زنان را فراهم کند . آنها شديدا با عقايد سنتي مخالفند . 
شايد اين رويه در آينده براي تمام جوامع الزامي شود ولي نمي توان يک جامعه سنتي را يک شبه تغيير داد . ابتدا بايد شرايط اجتماعي براي اشتغال زنان فراهم شود و خود زنان نيز آمادگي و تمايل حضور در جامه را پيدا کنند , تا تغيير در جامعه صورت گيرد و زنان نيز نقش خود را در توسعه ايفا کنند . 

رويکرد عدالت جنسيتي :

طرفداران اين رويکرد معتقد اند زنان امروز به اندازه ي مردان توانايي دارند و استفاده نکردن از اين نيروي کار آماده باعث به وجود آمدن نا هنجاري در جامعه مي شود . 
سرمايه انساني با سرمايه طبيعي كه در صورت بي توجهي و عدم استفاده مي تواند دست نخورده باقي بماند، متفاوت است. سرمايه انساني در صورت بي توجهي و عدم به كارگيري سبب بروز ناهنجاري هاي اجتماعي، بحران ها و به طور كلي ايجاد ناامني سياسي و اجتماعي مي شود . 
پيش بيني و برآوردهاي مربوط به جمعيت زنان طي سال هاي آينده حاكي از رشد قابل توجه متقاضيان كار زن و بالا رفتن مهارت هاي ذهني و عملي ايشان است. توسعه دانايي محورايجاب مي كند كه كشور اسلامي ايران از اين سرمايه انساني با ارزش بهره مند شود.
از همين روست كه اعتقاد داريم رويكرد عدالت جنسيتي مي بايست در برنامه ريزي توسعه مد نظر قرار گيرد. رويكردي كه اساسش توازن است و ساختار نابرابر و تبعيض آميزعليه زنان را مورد توجه قرار مي دهد. اين رويكرد در پي ارايه فرصت هاي مساوي براي زنان مانند مردان دركليه بخش هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي و سياسي است تا زمينه را براي عدالت اجتماعي مهيا كند. در واقع رعايت انصاف و عدالت ايجاب مي كند كه زنان نيز در فرآيند سياست گزاري، تصميم سازي و تصميم گيري مشاركت كنند و با تصويب قوانين از حقوق كامل برخوردار باشند.(شجاعي , زهرا , مجله فرزانه )
در ايران سه نوع نگاه وجود دارد براي اينکه يک سازمان را داراي رويکرد جنسيتي بناميم, يك نگاه اين است كه تعدادبرابر زنان و مرداني كه در يك سازمان وجود دارد -نشانگر رويكرد جنسيتي يا فقدان آن درسازمان است. نگاه دوم مربوط مي شود به سياست ها وبرنامه هاي سازماني است كه بر روي مسايل زنان متمرکز است.نگاه سومي هم وجود دارد و آن نتايج و ذينفعان اصلي برنامه ها است . 
همه اين نگاه ها مهم است.هم تعداد؛هم برنامه و هم نتايج. حضور زنان در سازمان هايي که بخشي از جامعه مدني هستند بسيار مهم است. ولي به اين معنا که اين تعداد نمايشي نباشد و اين زنان به مسايل جنسيتي آگاه باشند و در راه احقاق حقوق مساوي براي تمام زنان جامعه مبارزه کنند و به خصوص نسبت به احقاق حقوق زنان اسيب پذير و اقليت ها حساس باشند. ( رستمي , الهه , ماهنامه عرصه سوم )

تبديل رويکرد زنان و توسعه به رويکرد جنسيت و توسعه :

تفاوت ميان رويکرد زنان و توسعه و جنسيت و توسعه در بعضي مواقع تصنعي بنظر مي رسد. هر دو رويکرد فوق استراتژيهاي سياسي با هدف بهبود شرايط زندگي زنان مي باشند. و هر دو رويکرد با نبود منابع کافي مواجه بوده اند.اما نقطه ضعف اساسي رويکرد زنان و توسعه ،. آن بود که زنان را جدا از مردان در نظر مي گرفت. رويکرد جنسيت و توسعه نيز با مشکلاتي همراه بوده است. از آنجا که مفهوم جنسيت هم زنان و هم مردان را در بر مي گيرد، ممکن است مفهومي خنثي در نظر گرفته شود و اين موضوع که در رتبه بندي جنسيتي مردان در جايگاه بالاتري قرار دارند مورد انکار قرار گيرد. بنابراين، تحليل جنسيتي به معناي نگريستن به تفاوتها نيست بلکه به معناي تحليل چگونگي منجر شدن تفاوتهاي مذکور به نابرابري در قدرت ميان زنان و مردان مي باشد.
به نظر مي رسد که امروزه جنسيت به يک واژه ي صحيح از لحاظ سياسي تبديل شده است. باورعمومي بر اين است که برنامه هاي جنسيت و توسعه، در مقايسه با زنان در توسعه، داراي تمرکز ساختاري بيشتر مي باشند چرا که بر روابط ميان زنان و مردان مي پردازند. يکي از پيامدهاي اين وضعيت اين بوده است که برخي از گروهها نتيجه گيري کردند که توجه به زنان به تنهايي ديگر توجيه پذير نيست و علت وجودي سازمان هاي صرف زنان را رد کردند.
نکته مهم آن است که سازمانهاي جامعه مدني بايد همواره به خاطر داشته باشند که جنسيت مفهومي تحليلي است. به کار گيري يک رويکرد مبتني بر جنسيت و يا تحليل جنسيتي به اين معناست که سازمان ها تاثير (بالقوه ي) سياست ها، برنامه ها و فعاليت هاي خود را بر زنان، مردان و روابط ميان آنان ارزيابي مي کنند. اين به آن معنا نيست که سياستها و برنامه هاي داراي تمرکز ويژه بر زنان و/ يا مردان توجيه پذير نيستند. گروه هاي هدف و فعاليت هاي استراتژيک همچنان به موقعيت هاي محلي بستگي خواهند داشت. بنابراين براي سازمان هاي جامعه مدني يک رويکرد جنسيتي به معناي تقويت استراتژي هايي است که به اصلاح تفاوتهاي جنسيتي مي پردازد. اين استراتژيها مي توانند به صورت جداگانه و يا مشترک بر زنان و مردان تمرکز داشته باشند. ( جنسيت , توسعه و جامعه ي مدني , عرصه سوم )

نتيجه گيري :

در بيشتر تعريف هايي که از توسعه و جوامع توسعه يافته مي شود , حضور زن در جامعه و فعاليت مستقيم او در جامعه يکي از شاخص هاي اصلي توسعه يافتگي است . 
با توجه به اين تعريف هر جامعه اي که بخواهد از روند توسعه جهاني عقب نماند بايد زمينه ي اشتغال زنان در جامعه را فراهم کند . و اين تغيير بزرگي براي جامعه ي ماست . 
ايجاد هر تغيير عمده اي در جامعه نياز به زمينه سازي دارد , و يکباره صورت نمي گيرد . جامعه ما نيز بايد از نيروي متخصص زن خود براي پيشبرد اهداف توسعه کشور استفاده کند و کم کم زمينه ي کاري را براي ديگر زنان جامعه فراهم کند . براي اين کار ابتدا بايد فرهنگ سازي لازم براي اشتغال زنان تمام قشرها صورت گيرد .


مشاوره حقوقی رایگان