بسم الله
 
EN

بازدیدها: 557

طريقه کشف جعل در عصر حاضر؛ پيدايش خط و انواع آن- قسمت چهارم

  1393/11/19
خلاصه: چه عواملي اسلوب خط را تشکيل ميدهد؟ جعل چيست و براي کشف آن چه بايد کرد؟
قسمت قبلي

عواملي که در جعل بيش ازهر چيز بايد مورد نظر واقع شود عبارتند از :

1- کاغذ
2- قلم .
3- مرکب

1- کاغذ

يکي از کارهاي جاعلين اين است که قبل از هرچيز کاغذ مناسبي پيدا کنند که سند مجعول را روي آن تهيه نمايند احتياط ايجاب ميکند که باين موضوع بيش از هر چيز اهميت داده شود و مورد دقت واقع گردد ولي تجربه نشان داده است که در اينمورد بهيچوجه از طرف سازندگان سند فکر و انديشه بکار برده نشده و باولين دسترسي به هر کاغذي فوراً آنرا مورد استفاده قرار داده اند و توجهي به سن نوشته و سند و تطبيق آن با سن کاغذ و خصوصيات و کيفيات آن که مويد و مثبت سن کاغذ است نمينمايند.
براي اينکه بتوانيم کاملاً احاطه به اين عامل مهم پيدا کنيم لازم است از نظر روش مجله کانون وکلا علمي و حقوقي است بدواً به انواع عواملي که بشر روي آن تصورات و خيالات خود را ترسيم نموده است پي برده و تاريخچه آن را بدانيم تا با اطلاعات بسيط و کامل بتوانيم به نوشتجات و اسناد ساختگي و خلاف حقيقت اعم از قديم و جديد وقوف حاص نمائيم.
ترقيات شگفت انگيز علمي و فني امروزه موجب گرديده که نه فقط جعل و تزوير اشياء و اسناد عادي و رسمي کشف و خلاف حقيقت آن محرز ميگردد بلکه به اعمال اشخاصي هم که در اشياء عتيقه و زير خاکي دخل وتصرف کرده وتاريخ آنرا تغيير ميدهند آگاهي حاصل نموده و آنها را مورد تعقيب قرار ميدهند تا بدين وسيله از سوءاستفاده وجوه اعتبارات موزه هاي جهان جلوگيري کرده و باستحکام مباني واساس تاريخ کمک نمايند.
سن زمين تقريباً سه ميليارد سال است که سيصد ميليون سال آن قابل زيست براي موجودات و سيصدهزار سال هم براي زندگي و حيات انسان مساعد بوده ولي سوابقي جز بقاياي حيوانات و نباتات که بصورت تحجر درآمده و به فسيل موسومست چيز ديگري دردست نيست و علم پالئونتولوژي (Paleontologie) که معرفت بيقاياي نباتي و حيوانيست وضعيت ادوار و اعصار مزبوره را با موجوداتيکه متناسب با آنزمان بوده کاملاً توصيف مينمايد ولي از نظر علم آرکئولوژي (Archeologie) يا علم به آثار قديمه که آغاز آن دوره پالئوليتيک (Paleolithique) يا دوره حجر قديم و دوره نئوليتيک (Neolithique) يا عصر حجر جديد و عهود و اعصار ديگر باشد مآخذي بدست آمده که تقريباً اساس و مبناي تاريخرا تشکيل داده است.
کليه اطلاعاتي که سه هزار سال قبل از ميلاد مسيح از استقرار هيتيت ها (Hittites) در آسياي صغير طوفان نوح – بابل و نوح و اولين تمدن يوانان د رجزيره کرت (Crete) و تمدن دراويدن (Dravidien) در هندوستان واهرام ژيزه (Giseh) که در مصر و تمدن سومريها در اور (Our) و تسلط آکادها (Akkad) و سارگن اول (Sargon) و نارامسن (Naram-sin) در بين النهرين بدست آمده و همچنين مآخذ سلسله عيلام (Eamite) در ايران در 2400 سال قبل از مسيح و ظهور برهما در هفتصد سال قبل از مسيح و ظهور کنفيسيوس ر 700 سال قبل از مسيح در چين وظهور بودا در 500 سال قبل از مسيح و احکام موسي و عيسي و اسلام از همين عوامل بوده است.
در ازمنه و امکنه مختلفه برطبق مآخذ تاريخي ترسيم افکار و مبادله آن بوسايل گوناگون صورت ميگرفت بمحض اينکه صنعت خط پديدار شد بشر کليه مواديرا که قابل نوشتن و نگاهداري بود براي ترسيم مقاصد و افکار خود بکار ميبرد از قبيل : سنگ ها آجرهاي صيقلي شده – استخوان – پوست حيوانات از قبيل گوساله، آهو، بز و گوسفند – پوست ماهي – روده حيوانات – برگ درختان – پوست درختان – فلزات نرم مانند سرب و قلع – صفحات چوبي و يا صفحات چوبي موم آلود- صفحات عاج و انواع پارچه ها و غيره- بعضييها صفحات چوبي و يا صفحات چوبي موم آلود- صفحات عاج وانواع پارچه هاي و غيره – بعضيها روي سنگها فرامين را حک مينمودند در اغلب آثار قديمه در هر کشوري از اين نوع فرامين ديده ميشود حتي تا اين اواخر (دوره ناصري مظفري) کليه معافيت هاي مالياتي را روي سنگها حک نموده و در ميادين عمومي يا درب مساجد و حمامها نصب ميکردند که براي شاهد مثال نمونه از آنرا ذکر ميکنيم.
در آخر جلوخان شمالي مسجد سلطاني تهران در سمت راست درب مسجد که فعلاً بساط مغازه خرده فروشي جلو آنرا گرفته سنگي وجود دارد که حکايت از فرمان معافيت عوارض صنف حمامي و سلماني مينمايد که عين آن ذيلاً نقل ميشود:
برحسب امر قدر قدرت سرکار اعليرحضرت شاهنشاه جمجاه فلک بارگاه جمشيد حشمت فريدون شوکت السطان ابن السطان و الخاقان ابن الخاقان السلطان ناصرالدين شاه قاجار ظهور مرحمت عنايت شاهنشاهي و نظر بر تخفيف شاه مرحوم جنت مکان عوارض طايفه سلماني و حمامي را که پاي چراغ دعاگوي دولت ابدمدت هستند بتخفيف ابدي مرحمت و عنايت گرديده از هذه السنه و مابعدها از قرار اين حکم محکم عوارض اين طايفه بخشيده شده مطالبه کننده بلعنت خداوند و نفرين رسول گرفتار شود واز شفاعت پيغمبر آخرالزمان صلوات اله بي نصيب شود.
خادم اين کار بودش در جهان استادباشي عبدشاه تشنگان
شهرشعبان 1283
و نيز در آخر ايوان جنوبي مسجد شاه سمت راست درب مدخل شبستان فرماني روي سنگ مرمر نوشته شده که حکايت از معافيت صنفت قصاب ونانوا از ماليات ميباشد که عين آن نيز ذيلاً درج ميشود.
السطان ذوالقرنين ناصرالدين شاه قاجار خلدالله ملکه
آنکه چون خداوند متعال و قادر ذوالجلال اکليل جليل اين سلطنت با ميمنت بي زوال را زيب تارک مبارک ما فرموده و به خطات مستطاب اعدلوا هو اقرب للتقوي ابواب عدل و افضال را برچهره ما گشوده و به مدلول معجز شمول ليس ثواب عندالله اعظم من ثواب السطان العادل اين ثواب کامل را در حق ما شامل نموده و به مفاد الهام بنياد قلب السطان بين الصبعي الرحمن از تفضلات صمداني و اشعه انواز رحماني برقرب روحاني و مباهات ما افزوده و بکلام معجز نظام کلکم راع و کلکم مسئول عن رعيته زمام نظام مهام انام بقبضه قدرت و کف کفايت ما موکول و ما را در کفالت امور شريعت و معيشت عموم رعيت مسئول ساخته و پرتو رعايت و ترحم بر عالي و رعاع را بقلب ما انداخته همت والا نهمت ملوکانه به اداي لوازم و مقتضيات اين شکرانه معطوف و خاطر شرايع مظهر شاهانه با بقاي تشکر عبيدانه مصروف شد که در اين سال ميمون و اين عهد همايون ما از اعطاي حضرت مالک الملوک سنين سطنت قرين خلافت کبري به سال پنجم اتصال يافته و کوکب و فراقبال ذوالرقرنين با قطار عالم تافته لهذا بحکم الشکر اعظم من انعمه بر ذمت همت خسروانه واجب شمرديم در باره خاص و عام احساني کامل و انعامي عام مشمول و مبذول فرمائيم بملاحظه مضمون عليکم بالاحمرين چون نام و گوشت ماده تعيش و رزق عموم خلق ميباشد عليهذا بتصويب جناب مستطاب اجل اشرف ميرزا علي اصغر خان صدر اعظم دولت عليه ايران که از راي رزين و حزم مبين وعقل دوربين مرآت مکنون خاطر بيضا و صفا و در ملت پرستي و دولت خواهي مشکوه انوار غيبيه و مصباح حق نما است و از طيب طينت و قدس فطرت مظهر حسن نيت و صفات و سرير شخص اقدس همايون ماست بموجب صدور اين فرمان همايون از غره شهر ذي القعده الحرام هذالسنه يکهزار و سيصد و سيزده هجري پيچي ئيل ترکي انجاحاً لما هوله تمام ماليات صنفي و عوارض معاف فرموديم از قصابخانه و خبازخانه دارالخلافه طهران و حضرت عبدالعظيم با کل توابع داراالخلافه مانند کن و شميرانات همه کس مختار است که گوسفند و بره و گاو و هر قسم حيوانات کاکول اللحم و امثال آنها را بدون اينکه ديناري بهيچ وجه و بهيچ عنوان ماليات بدهد بشهر و هر کجا که خواهد داخل نمايد و بفروشد تمام اعضاء مذبوح از کله و پاچه و پوست و هرچه در اوست کلاً بخود صاحب مذبوح متعلق است که بميل خود بهرجا و بهرکس بخواهد بفروشد و مقرر ميفرمائيم بعد از اين سلاطين با عز و تمکين که در ممالک محروسه تاجدار و فرمان گذار باشند در اجراي اين فرمان مهر لمعان همت شاهانه مبذول دارند و در تثبيت بيقيد و امضاي آن دقيقه را اهمال و معطل نگذارند و اين فرمان رفيع را بموقع انتشار در هر زمان گذارند و هر يک از مباشرين برنقض آن انديشه کند يا غير از مقصود ما قصدي يا برخلاف امور مقرره اقدام نمايد البته به لعنت رب العالمين و خاتم النبيين و ائمه طاهرين صلوات الله عليهم اجمعين گرفتار خواهد شد و البته از او بيزار باشند ما هم از حقوقي که بر ايشان داريم نمي گذاريم اللهم العنهم لعناً دائماً ابداً متصلاً ما اتصل ليل و النهار
راقمه ميراز عمو

در بعضي از نقاط روي پوستهاي ماهيها و حيوانات و روده هاي آنها و کاسه لاک پشت افکار خود را ترسيم ميکردند هم اکنون درباره از مراکز زيارتي و اعتاب مقدسه ايران و عراق حرز جواد و حرز حضرت سيد سجاد عليهما السلام را روي پوست نازک آهو با خط خوش و تذهيب نوشته به زائرين اهدا مينمايند.
قرآن مجيد کتاب مذهبي ما مسلمين را موقعي که حضرت رسول اکرم بيان ميفرمود پيروان آن مخصوصاً عثمان که کاتب وحي بود با عجله کلمات آنرا بر اوراق نخل پاکت گوسفند يا سنگ مينوشتند بعد از رحلت حضرت زيد که سمت کاتبي حضرت را نيز داشت قطعات مزبور را جمعآوري کرده و از اين مجموع قرآن بدست آمد.
مجموعه قوانين حمورابي پادشاه آشو رکه در 1900 سال قبل از ميلاد مسيح بوده روي عده زيادي خشتهاي خام نوشته شده و بيادگار باقي مانده است.
پوزانياس (Pausanias) مورخ يوناني که دويست سال قبل از حضرت مسيح ميزيسته ميگويد اشعار هيسيودوس (Hesiode) شاعر يوياني که 800 سال قبل از مسيح بوده است يدوان اشعار خود را که در موضوع اخلاق بود و به امور و ايام (Les oeuvres et les joure) موسوم است روي طومار سربي نوشته شده است.
احکام و عهدنامه ها را روي سنگهاي مرمر حک نموده و بخشنامه هائي که براي سربازان ميفرستادند روي مفرغ حک شده بود.
در رم کتب مفرغي وجود داشت که در آرشيو کتابخانه امپراطوري موجود بود و در آن امتيازات مستعمرات روم و حدود آنرا تعيين کرده بود.
قوانين سولون (Solon) روي لوحه ها و تخته هاي چوبي نوشته شده بود.
قبل از اينکه هلنديها مالک جزيره سيلان شوند روي برگ تاليپو (Talipot) که يکنوع نخل است افکار خود را مينوشتند و نوشتجات و کتاب مذهبي برهما که هفت قرن قبل از عيسي مسيح ظهور کرده روي برگهاي نخل ناحيه مالابار (Malabar) که در قسمتي از سواحل جنوب غربي دکن واقع شده و به بحر عمان محدود ميباشد نوشته شده است که فعلاً در موزه اکسفورد موجود است.
ساکنين مجمع الجزاير مالديو (Maldive) که در سواحل جنوب غربي دکن واقع شده روي برگهاي درختي که موسوم به ماکارا که آن (Macaraquean) که بطول سه پا وعرض نصف پا است مطالب خود را مينوشتند.
نورالدين عبدالرحمن جامي که يکي از شعراء و حکماء ايران است و در اواخر قرن نهم در شهر هرات ميزيسته در ديوان خود حکايتي نقل ميکند که مجنون نام ليلي را بر ريگهاي بيابان مينوشت که عين آنرا ذيلاً نقل ميکنيم.
ديد مجنون را يکي صحرانورد در ميان باديه بنشسته فرد
ساخته برريگ زانگشتان قلم ميزند حرفي براي خود رقم
گفت اي مجنون شيدا چيست اين مينويسي نامه سوي کيست اين
هر چه خواهي درسوادش رنج برد تيغ صرصر خواهدش حالي سترد
کي به لوح خاک باقي ماندش تاکسي ديگر پس از تو خواندش
گفت شرح حسن ليلي ميکنم خاطرخود را تسلي ميکنم
مينويسم نامش اول در قفا مي نگارم نامه عشق و وفا
نيست جز نامي ازو در دست من زان بلندي يافت قدر پست من
ناچشيده جرعه از جام او عشقبازي ميکنم بانام او
در جاي ديگر ميگويد
يک روز برهنه تن چو خامه از صفحه ريگ کرد نامه
برياد دو زلف مشگ فامش ميکرد نظاره دولامش
زانگشت برآن قلم هميزد ليلي ليلي رقم هميزد
برريگ چو نام او نوشتي و ز رشح جگر به خون سرشتي
از سيل مژه بشستيش پاک باز از هوس دل هوسناک 
آن طرفه رقم زسر گرفتي زان وايه خويش برگرفتي
اين بود تمام روز کارش سرمايه عيش و روزگارش
سلاطين ايران دعوتنامه هاي رسمي خود را روي حريره مينوشتند و در شاهنامه فردوسي در قسمت عروسي سياوش و فرنگيس به اين معني اشاره شده است که عيناً چند شعر آن درج ميشود.
نوشتند منشور بر پرنيان همه پادشاهي به رسم کيان بکاخ سياوش فرستاد شاه ابا تخت زرين و زرين کلاه چنين نيز يکسال با داد و مهر همي گشت بيرنج گردان سپهر در نواحي مختلفه هندوستان غربي برگهاي موز را براي نوشتجات خود بکار مي برند.
اهالي سيام با پوست درختي موسوم به پليوخ لوئي (Pliokhloi) بود دو قسم کاغذ مي ساختند.
چيني ها و ژاپونيها و اهالي کره از خيزران کاغذ درست ميکردند.
فکر ساختن کاغذ با ماده مخصوصي از الياف نباتي از قديم وجود داشته و در مردابهاي رود نيل يک قسم ني مي روئيد که به پاپيروس موسوم بود و مصريها از آن کاغذ ميساختند.
کلمه پاپيه (Papier) در زبان فرانسه و پي ير (Paper) در انگليسي و پاپير (Papier) در آلماني و هلندي و پاپل (Papel) در اسپانيولي و پرتقالي و پاپپر (Papper) در سوئدي و پاپير (Papir) در زبان دانمارکي و نروژي و پاپوروس (Papuros) در زبان يوناني که بمعناي کاغذ است از پاپيروس واژه مصري که ماده نباتي که کاغذ مصري بود مشتق شده است.
در زبان روسي کاغذ را بوماگا مي گويند (bymara) که از زبان ژاپوني اقتباس شده است.
در زبان ارمني کاغذ را توخد ( ) ميگويند که از واژه توخ آلماني که به معني پارچه ميباشد اقتباس شده است.
کلمه کاغذ در زبان فارسي و ترکي از کلمه کغد گرفته شده ترکهاي اويغوري يا ايغوري از ترکستان چين مي باشند از چيني ها اقتباس کرده اند و ايرانيها از ترکها.
در زبان عربي کاغذ را قرطاس ميگويند اين کلمه نيز از زبان ايطاليائي گرفته شده زيرا در زبان ايطاليائي کاغذ را کارتا (Carta) ميگويند وکلمه شارت که بمعني فرمان و کاغذ است از همين کلمه گرفته شده و فرامين و يرليغهاي بزرگ را در انگلستان ماگنارکارتا (Magna Carta) ميگويند که بموجب آن در سنه 1215 ميلادي ژان پادشاه انگليس آزادي را به ملت اعطا نمود.
چون صدور کاغذهاي پاپيروس از طرف مصريها منع شده بود که به رم بفرستند سلاطين رم کتابهاي مصريها را با مبالغ گزافي خريده وبا مواد شيميائي که در دست داشتند نوشتجات آنرا پاک کرده و آنها را براي صدور فرمان بکار ميبردند وکلمه کارتا و شارت از همان زمان معمول بوده و مفهوم خود را از دست داده است.
در قرآن مجيد در سورده الانعام در دو مورد کلمه قرطاس که به معناي کاغذ است بکار برده شده يک مورد به صورت مفرد و يک مورد بصورت جمع.
در آيه 7 از سوره مزبور ميفرمايد:
و لونزلنا عليک کتاباً في قرطاس فلمسوه بايديهم لقال الذين کفرو ان هذا الاسحرمبين.
که معناي آن اينست اگر ما براي تو نازل کرديم کتابيرا که روي کاغذ نوشته شده بود و مشرکين آنرا با دست تلمس ميکردند بانگ بر ميآورند که اين نيست مگر چشم بندي.
و در آيه 91 از همان سوره ميفرمايد:
و ماقدر و الله حق قدره اذقالو ما انزل الله علي بشر من شيء قل من انزل الکتاب الذي جاء به موسي نوراو هدي للناس تجعلونه قراطيس تبدونها و تخفون کثيرا و علمتم مالم تعلموا انتم و لا اباؤ کم قل الله ثم ذرهم في خوضهم يلعبون.
قدر خدا را نشناختند آنچه را که شايسته قدر ومنزلت اوست زيرا گفتند که خدا چيزي براي بشر نفرستاده است پس بگو کي فرستاد براي موسي کتابي که بانور آن مردم را هدايت نمود شما آنها را روي کاغذها ميگذاريد که درمعرض افکار و انظار عمومي قراردهيد گرچه قسمت اعظم از آنها را مکتوم و مستور ميداريد وياد ميگيريد چيزهائيرا که شما و پدرانتان نميدانستيد به گو خدايا پس واگذار آنانرا که در ورطه جهالت دست و پا زنند.
پاپيروس از خانواده سيپراسه (Cyperacee) واز نوع سيپروس (Cyperus) که آنرا به فارسي سرو ميگويند ميباشد و شباهت کلي به جگن وني دارد اين گياه علاوه بر مردابهاي کنار رود نيل در شامات و ماوراء اردن و مصر عليا و مصر سفلي و در ناحيه تسانا (Tsana) در حبشه ودرياچه در سودان و جزيره سيسيل روئيده ميشود.
مصريها در نتيجه عمليات دقيق الياف اين گياه را تغيير شکل داده طوري از آن کاغذ ميساختند که نرم و صاف و قابل نوشتن بود و ميتوانستند مدت مديدي آنرا حفظ نمايند.
بهترين نوع پاپيروس کاغذي بودکه آنرا پاپيروس هييراتيک (Hieratique) ميناميدند و اختصاص به روساي مذاهب و روحانيون آن زمان داشت و آنرا اختصاص به نوشتجات مذهبي ميدادند.
قانون مصر فروش پاپيروس را به خارجيها منع نموده بود.
کليميها که در مصر بودند آيات تورات و اذکار و اورا درا روي کاغذ پوستي که طويل وباريک بود مينوشتند وبه پيشاني و بازوي خود ميبستند.
استعمال کاغذ پاپيروس را روميها از مصريها اقتباس نمودهاند.
در رم افرادي که پاي بند تجملات بوده با وجود منع قوانين مصري دائر به فروش پاپيروس به خارجيها کتابهاي مصريها را که روي پاپيروس نوشته شده بود ميخريدند و پس از شستن و پاک کردن خطوط آن براي مصارف شخصي واحتياجات خودبکار ميبردند و سلاطين نيز فرامين و احکام را روي آن کاغذ ها مينوشتند واين نوع کاغذ در رم خيلي قيمتي و گرانبها بود و آن را کاغذ اگوست ميناميدند.
اسکندريه مرکز تجارت پاپيروس داخله شده بود يونانيها نيز صدور پاپيروس منع نموده وملل خارجي را مجبور نمودند که وسائل ديگري براي تحريرات ونوشتجات خو اتخاذ نمايند در نتيجه اين منع پارشمن يا کاغذ پوستي پيدا شد.
اومن (Eumene) پادشاه پرگام (Pergame) که در سال 242 قبل از مسيح ميزيسته با بطلميوس (Ptolemee) پادشاه مصر رقابت مينمود وميخواست کتابخانه در آسياي صغير تاسيس نمايد که با کتابخانه اسکندريه برابري کند چون بطلميوس از منظور و هدف او آگاه شد براي اينکه نقشه او را بهم زند و از عملي شدن آن جلوگيري نمايد دستور داد آن ناحيه را از داشتن سهميه کاغذ محروم نمايند ولي او من در صدد چاره برآمد و آن محظور را رفع نمود و دستور داد با پوست حيوانات کاغذ بسازند و آنرا باسم آن ناحيه که پرگام بود نام نهادند.
بنابراين کاغذ پارشين که کاغذ پوستي است از همين کلمه پرگام مشتق شده وکاغذ پوستي با پاپيروس بناي رقابت را گذاشت.
چون محصول کاغذ مصر کم بود کاغذ در اروپا کمياب شد در زمان تيبر (Tibere) امپراطور روم که 42 سال قبل از مسيح زندگي نمود و شخص بيرحم وسوء ظني بود اغتشاشي وانقلابي در رم ايجاد شد در اين بلوار مجلس سنا قانوني وضع کرد و کاغذ را براي تامين نيازمندي مردم جيره بندي نمود وبر طبق سهميه که به نسبت احتياجات وضع ميگرديد کاغذ به هرکس داده ميشد.
در عصر آنطوان تجارت پاپيروس ترقي نمود و در مغرب ماليات گزافي براي ورود فروش آن قائل شدند ولي اين عمل موجب شکايات زيادي شد و پادشاه ويزيگوت (Wisigoths) که تئودريک (Theoderic) نام داشت ساکنين ايطاليا را از اين ماليات معاف نمود.
کاسيودور (Cassiodor) نويسنده آن زمان عمل پادشاه را تقدير کرد و آنرا خدمت بزرگي بعالم انسانيت وبشريت ميدانست.
تا قرن 11 در ايطاليات پاپيروس بکاربرده ميشد واعراب که مصر را متصرف شده بودنداين تجارت را ادامه دادند ولي در قرن 12 کاغذ پارشمن چانشين پاپيروس گرديد و تاريخ استعمال پاپيروس تقريباًسه چهار قرن قبل از عيسي مسيح بود در زمان حضرت موسي کتابهاي نجوم – طب – حکمت الهي – تاريخ – اخلاق – را روي کاغذهاي پاپيروس مينوشتند و در کتابخانه تبس (Thebes) که شهر صد دروازه مصر ناميده ميشود پيدا شده است.
کتب زيادي از اين علوم پيدا شده که روي کاغذ پاپيروس نوشته شده است و در موزه لوور (Louvres) در غرفه مصريها وهمچنين در موزه انگليس بريتيش موزيوم (British Museum) وجود دارد واين نوشتجات را اغلب در موقع کاوش در نزد اموات موميائي شده پيدا کردهاند در اولين قرن سال مسيحي امپراطور يونان و روم ديپلومها را روي پاپيروس مينوشتند اعراب هم سبعه معلقه خود را روي کاغذ پاپيروس نوشته و در سوابق عکاظ آويزان مينمودند.
کتب خطي زيادي در موقع حفاري وکاوش هرکولانوم (Herculanum) و پمپئي (Pompei) که محل تعيش و خوشگذراني اغنيا وسلاطين روم بود و در سال 79 بعد از مسيح در اثر آتش فشاني کوه و زوو (Vesuve) که در هشت کيلومتري ناپل واقع است پيدا شده که روي پاپيورس نوشته شده است در کتابخانههاي ايتاليا، لندن، وين و مونيخ و کليساي سن پير واتيکان سرودهاي مذهبي و انجيل و ديپلم ديده ميشود که کاغذ آن پاپيروس ميباشد در کتابخانه ملي فرانسه وصيتنامه ژول سزار که بطول شش متر است روي کاغذ پاپيروس ديده ميشود که جلب توجه تمام مسافرين و سياحان را مينمايد.
صنعت کاغذ در چين
صنعت ساختن کاغذ از مواد اليافي نباتات بوسيله چينيها اختراع شده ونويسندگان ظهور اين صنعت را از قرن دوم قبل از ميلاد مسيح ميدانند.
چنينيها قبل از اختراع کاغذ روي صفحات چوب خيزران مينوشتند وسپس آن چوبها را بکاغذ تبديل نمودند کاغذ چيني از نباتات مختلفه ساخته شده و آنرا کاغذ خانبالغ ميگفتند يعني کاغذ شهرخان و اختراع آنرا از کره و ژاپن ياد گرفته بودند.
از آغاز صنعت و چگونگي کاغذ سازي در چين مدارکي در دست نيست که مواد آن از اليافي بوده است و آنچه تا کنون بدست آمده اين است. که از گياهي که موسوم به علف چيني بوده کاغذ ميساختند ولي از شاهدانهو درخت توت وکتان و شلتوک برنج نيز کاغذ درست مينمودند ولي کاغذي که قابل استفاده براي تمام مردم باشد از نيمه قرن هشتم ميلادي بوده.
در سال 751 که اعراب سمرقند را متصرف شدند و حملات چينيها را دفع کردند اسرا و محبوسيني که از چين گرفته بودند بعنوان غلامي به سمرقند آورده بودند در بين آنان اشخاصي پيدا ميشد که مهارتي در ساختن کاغذ داشته و فوراً اين صنعت را از آنان کسب نموده و بساختن و تاسيس کارخانه کاغذ مبادرت کرده و در تمام متصرفات عرب آنرا بسط وتوسعه دادند و شهر سمرقند مخزن انبار کاغذ جهان گرديد.
جنس کاغذهاي اعراب از کتان بوده و کارگران ايراني و عرب که درکارخانجات کاغذسازي کار ميکردند کاغذ را با کتان خراسان که عمده ترين محصول آن ناحيه بوده درست ميکردند سپس با پارچه هاي کهنه کاغذ ساخته بعدها کاغذهاي کارخانجات شرق در نيمه قرن هشتم بواسطه استحکام و مرغوب بودن مواد آن از هر حيث ممتاز بود و در تمام نقاط مسلمان نشين از قبيل سمرقند و خراسان با کهنه والياف نباتي کاغذ درست کرده و آنرا کاغذ پارچه ميناميدند.
در آخر قرن هشتم کاغذ از سمرقند به بغداد واز آنجا به ممالک اسلامي از قبيل تهامه – سواحل غربي عربستان – صنعا – يمن و مصر رفت.
در ابتداء قرن يازدهم کاغذ چيز معمولي وعادي در قاهره بود و تمام محمولات تجاري را با کاغذ ميپيچيدند.
در شامات کاغذ دمشق به شارتاداماس سنا (Charta damascena) معروف بود حتي در غرب در آخر قرن دهم تيبرياد (Tiberiade) قديمي ترين شهر گاليه (Galilee) تريپولي (Tripoli) هاما (Hama) هي يرا پوليس (Hierapolis) داراي کارخانه بودند.
در آخر قرن دهم در شمال افريقا در شهر فارس (Fez) چهار صد آسيا براي ساختن کاغذ بکار برده ميشد.
در اسپاين از ابتداء قرن دهم کاغذ شناخته شد ولي قبل از قرن 12 کارخانهاي در اسپاني وجود نداشت شهر اگزاتيوا (xativa) که امروزه سان فليپ (San-Felipe) و همچنين استان والانس مرکز اين صنعت شده وباطاحونه وهاون کهنه ها را خورد کرده وصاف نموده و مهره ميزدند و با آرد و نشاسته روي آن ميماليدند تا صيقلي وصاف شود سپس در هلند و فرانسه کارخانجات زادي پيداشد که کاغذ درست مينمودند.
صنعت کاغذ توسعه پيدا نمود و رمز و سر اين صنعت در اروپا کشف شد وبا پنبه بهتر از پاپيروس کاغذ ميساختند ولي چون پنبه از شرق ميآمد و توليد محصول آن کم بود تهيه و مصرف کاغذ گران تمام ميشد لذا الياف نو را کنار گذاشته و با الياف کهنه و پارچه هاي مندرس که بيقيمت بود و از کنار کوچه ها وزباله ها بوسيله کهنه جمع کنها تهيه و جمع آوري ميشد کاغذ ميساختند و آن کهنه ها را پس از خورد کردن و شستن و تميز کردن با مواد شيميائي سفيد کرده کاغذ درست مينمودند.
در تهران درمحله عودلاجان بازار آهنگرها بازار کوچکي است موسوم به بازار کهنه چينها وافرادي که در آنجا باين کسب اشتغال دارند همه آنان متمول و صاحب ثروت بوده و سرمايه هنگفتي ازاين طريق بدست آورده اند و در اصفهان نيز اين تجارت وجود دارد.
امروز نصف مصرف کاغذ را از کهنههاي نخي و ابريشمي وعلفي تهيه کرده و پارچههاي کهنه پشمي را هم خورد کرده مجدداً پارچه پالتوئي و پتوئي تهيه مينمايند.
توليدکنندگان کاغذ از لحاظ ميزان توليد عبارتند از:
اتازوني
کانادا
آلمان
انگليس
ژاپون
جماهير شوروي
نروژ
سوئد
فنلاند

امروزه کاغذ مهم ترين نيازمنديهاي بشر را تشکيل داده وعامل عمده پيشرفت فرهنگ ميباشد اگر کاغذ نداشته باشيم دچار مشکلات زيادي خواهيم شد زيرا کاغذ را براي تحرير – نقاشي – کتاب – روزنامه – تصاوير ونقشه ها – پوشش ديوار – اسکناس و پيچيدن هر نوع متاعي بکار ميبريم.
عمرکاغذ و درجه مقاومت آن بستگي باميزان تاشدن آن دارد هر قدر ميزان تاشدن آن زيادتر باشد عمر آن زيادتر است کاغذ اسکناس از تمام کاغذها بيشتر داراي اين مزيت و رجحان ميباشد وتاميزان 3500 دفعه ميتوان آنرا تا نمود اسبابي نيز اختراع شده که بوسيله آن ميتوان فهميد که قدرت ومقاومت کاغذ چقدر است و آن را به آلماني فستينگ کايتزپروفر (Festigkeitsprufet) ميگويند ونيز ضخامت راهم ميتوان بااسباب مخصوصي که آنرا ميکرومترکاليپر (Micrometre Calipar) مينامند تعيين نموده.
کاغذ درتمام دنيا داراي قطعهاي معين است که جنبه بين المللي را به خود گرفته و باصطلاح استاندارديزه شده است يعني قطع کاغذ نبايد از نمونه که معين شده تجاوز نمايد و اين معني در کشف جعل نقش موثري را بازي خواهد نمود.
صنعت کاغذ امروز طوري ترقي کرده که ميتوان از مواد پلاستيکي که آنرا سلولوئيد (Celluloide) مينامند واز ترکيب چند ماده شيميائي پيدا ميشود کاغذ تهيه نمود ونيازي به الياف نباتي و حيواني ندارند واين صنعت کليه مراحل ترقي و تکامل خود را پيموده و از آغاز تمدن تا امروز دستخوش تحولات عظيمي گرديده است.



نويسنده: محمود سرشار






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان