بسم الله
 
EN

بازدیدها: 441

امر به معروف و نهي از منكر و سياست جنايي- قسمت اول

  1393/11/15
خلاصه: امر به معروف و نهي از منکر از جمله آموزه هاي سياست جنايي اسلام است که در مقايسه با ساير آموزه هاي آن، جايگاه و کارکرد منحصر به فردي دارد، چه اين آموزه از سويي متوجه عموم شهروندان جامعه اسلامي با قطع نظر از مناصب و سمت هاي اجتماعي آنها است. اين امر نمودي از سياست جنايي مشارکتي اسلام است، به ويژه آن که از ديدگاه برخي صاحب نظران اسلامي صورت جمعي و تشکلي آن بيشتر موافق با روح اين آموزه است، از سويي ديگر حضور اين آموزه در تمامي مراحل شکل گيري عمل مجرمانه (پيش، حين و پس) و نيز تأثير اصلاح گرانه آن – البته در حدي که از جامعه انتظار ميرود – و حاکميت آن بر همه روابط اجتماعي و ... کارکرد بينظير و ممتازي به آن داده است. در عين حال، اين آموزه در صورتي که با تبيين دقيق مرزهاي نظري و عملي آن همراه نباشد ميتواند کارکردي بسيار مخرب به دنبال داشته باشد. اين مقاله مي کوشد تا با ايضاح کارکردهاي اين آموزه ابهامات موجود در جايگاه آن را تا حدي بازگو نمايد. در اين خصوص توجه به اين نکته لازم است که هنوز توافقي کامل در مخاطبان اين آموزه، مرجع تشخيص معروف و منکر، شرايط ناظر به آن به ويژه شرايط ناظر به اجرا، نوع ربط و ارتباط آن با برخي از مواد قوانين مجازات اسلامي و ... وجود ندارد، در عين حال از اصول قانون اساسي جمهوري اسلامي است که بايد تاکنون از حيث نظري تبيين و مرزبندي دقيقي از آن به عمل مي آمد.

مقدمه
 سياست جنايي شاخه‌اي از علوم جنايي است كه  در دهه‌هاي اخير بيش‌تر از قبل مورد توجه پژوهش‌گران واقع شده است‌. در اين ميان پژوهش در‌«سياست جنايي ا سلام‌» و استخراج و تحليل آموزه‌هاي آن و كشف نظام حاكم بر آن‌ داراي اهميت است. جزئي نگري و لحاظ نكردن جايگاه و ارتباط آموزه‌هاي كيفري از منظر وسيعتر آموزه‌هاي سياست جنايي‌، ما را از فهم صحيح هر نوع سياست جنايي باز مي‌دارد. از جمله آموزه‌هاي بسيار مهم سياست جنايي اسلام‌، امر به معروف و نهي از منكر است كه به رغم اهميت و ضرورت آن كه قانون‌گذار جمهوري اسلامي را بر آن داشته تا در قانون اساسي بر تحقق آن اصرار ورزد، مورد تحليل و بررسي از زاويه پژوهشي ياد شده،  قرار نگرفته است‌ و به زعم نگارنده‌، اين خود از جمله دلايل عدم امكان تحقق اين اصل مهم در جامعه ما به رغم گذشت ربع قرن از استقرار نظام اسلامي است‌. نگارنده در اين مقاله مي كوشد تنها  بخشي از اين مسئله را  كه اختصاص به  جايگاه و كاركرد امر به معروف و نهي ازمنكر در سياست جنايي اسلام دارد، مورد بحث و بررسي قرار دهد.
بخش اول: مفاهيم، مباني و شرايط
1. امر به معروف و نهي از منکر
1 ـ 1. مفهوم ­شناسي
تعريف و برداشتي كه از امر به معروف و نهي از منكر مي‌شود‌، بر حسب نوع معنايي كه از واژه «معروف» و «منكر» اراده مي‌شود و نيز بر حسب تفسيري كه از امر و نهي و مصاديق و مراتب آن مي‌شود و بالاخره  بر حسب مرجع اعمال كننده آن يعني آمر و ناهي‌، متفاوت مي‌باشد.
أ. معناي معروف و منكر‌: در تبيين معناي معروف و منكر اقوال گوناگوني ارايه شده است‌؛ برخي معناي ‌«معروف و منكر»‌ را واجبات و محرمات مي‌دانند؛ (تفتازاني، بي‌تا، ج 2: 580) و برخي ديگر مستحبات و مكروهات را نيز به معناي اين دو افزوده‌اند؛ ‌(فاضل مقداد، 1368: 57 و 58)‌. علاوه بر اين، در تبيين مفهوم اين دو واژه مرجع تشخيص (شرع وعقل) نيز لحاظ شده است؛ ‌(راغب اصفهاني، 1404 ق: 331). مرحوم علامه طباطبايي معروف را به معناي آن چه كه با ذايقة افراد يك جامعه سازگار و در ميان آنان مرسوم و متداول باشد دانسته و مي‌گويد: «فالمعروف يتضمن هداية العقل و حكم الشرع و فضيلته الخلق الحسن و سنن الادب»؛ (طباطبايي، ج 2: 236)؛ در اين معنا مرجع تشخيص معروف علاوه بر عقل و شرع، عرف اجتماعي نيز مي‌باشد.
از اين نظر‌، تبيين جايگاه امر به معروف و نهي از منكر در سياست جنايي بر حسب اين كه چه معنايي از معروف يا منكر اراده  شود‌، متفاوت مي‌باشد‌؛ زيرا اگر مقصود از معروف تنها  واجبات و مقصود از منكر تنها محرمات باشد كاركرد اين آموزه در سياست جنايي اسلام تنها به اين بخش رفتاري محدود مي‌شود‌؛ در حالي كه در منطق رفتاري سياست جنايي اسلام، به غير از اين دو‌، مستحبات‌، مكروهات و حتي مباحات نيز در بر مي‌گيرد؛ (حسيني، 1380، جزوه درسي). افزون بر اين، به لحاظ اين، كه محوريت بحث در سياست جنايي رايج‌، هنجارها و نابهنجارها است‌‌، تبيين نوع رابطه معنايي ميان معروف و منكر با هنجارها و نابهنجارها‌، در تعيين قلمرو و كاركرد اين آموزه ضروري مي‌باشد. توضيح اين كه: در علوم اجتماعي گرچه تعريف‌هاي گوناگوني از هنجار و نابهنجار ارايه شده است ولي به هر حال در معناي هنجار دو نكته مهم مد نظر قرار مي‌گيرد‌: «مقبوليت  و پذيرش اجتماعي»‌ و «ارزش‌مندي بنفسه يا بالتبع يك رفتار‌»

به بيان ديگر،‌ هنجارها شكل پذيرفته شده و مقبوليت يافته ارزش‌هاي اجتماع هستند‌. در مقابل‌، امر نابهنجار‌، رفتاري است كه ا ز نظر همه يا بيش‌تر افراد اجتماع، به عنوان امري بد و ناپسند تلقي مي‌شود و مغاير با ارزش‌هاي مورد قبول آن اجتماع است‌؛ از اين رو هنجار و نابهنجار، معرّف خوبي و بدي است و به همين لحاظ است كه به «معروف و منكر» نزديك مي‌شود. با وجود اين، تفاوت معنايي بسيار مهمي ميان معروف و هنجار و منكر و نابهنجار وجود دارد و آن اين که  معروف‌ بيان‌گر خوبي و نيكي و ضرورت انجام يك كار است، اما لزوماً دلالتي بر مقبوليت اجتماعي آن ندارد‌؛  منكر نيز گر چه حكايت از قبح و زشتي يك عمل (فعل يا ترك فعل) دارد ولي ضرورتاً به معناي عدم مقبوليت اجتماعي آن نيست.
به هر حال‌، در ترسيم الگوي سياست جنايي اسلام اگر بر مبناي الگوي رايج و پذيرفته شده در سياست جنايي اسلام‌ حركت نموده و‌ هنجار و نابهنجار را محور قرار دهيم‌، ميان معروف و منكر اين دو، تفاوت وجود دارد، گرچه نوعي هم‌پوشي نيز ديده مي‌شود‌، و اگر در صدد ارايه طرحي نو باشيم و محور را احكام پنجگانه فقهي قرار دهيم‌، باز نوع برداشت مضيق يا موسع ما از معروف و منكر، در كاركرد اين آموزه و نقش آن تأثير دارد.
ب. معناي امر و نهي: گر چه در لغت، امر به معناي واداشتن و نهي به معناي بازداشتن است كه در آن نوعي استعلاي آمر و ناهي وجود دارد اما تبيين مفهومي اين دو واژه در مبحث امر به معروف و نهي از منكر با مراتب آن پيوند خورده است و از اين رو معناهاي جديدي از اين دو اراده شده است. معمولاً سه مرتبه قلبي، لساني و يدي براي امر به معروف و نهي از منكر بيان مي‌شود. برخي مرتبة قبلي را از لوازم ايمان دانسته‌اند؛ (نوري، 1375، ج 12: 283)، كه قابل امر و نهي نيست؛ از اين رو، غالباً‌ آن را به اظهار اين مرتبه در رخسار و چهر ه آدمي تفسير كرده‌اند.
در مرتبه لساني، نيز صرف «دستور دادن» به انجام كاري يا «باز داشتن» از انجام كاري، تفسير امر يا نهي دانسته نشده است، بلكه به نصيحت كردن‌، تشويق كردن و اموري از اين دست نيز معنا شده است.
در مرتبه يدي نيز آن چه متأسفانه به صورت يك برداشت عمومي درآمده است‌، تفسير «يد» به «‌ضرب و جرح و حتي قتل» است، در حالي كه در كلمات برخي از فقها «يد» تنها محدود به اين موارد نبوده و كنايه از قدرت تلقي شده كه دامنه رفتاري بسيار گسترده‌اي هم‌چون به ازدواج درآوردن جوانان عزب‌، ساختن مدارس‌ و ديگر مكان‌هاي مورد نياز، چاپ و نشر كتاب‌هاي سودمند‌، ايجاد اشتغال و ... را شامل مي‌شود؛ (همان: 295 و 296). بديهي است نوع برداشتي كه از امر و نهي در هر يك از مراتب آن مي‌شود و نيز جواز يا عدم جواز اعمال هر يك از آن مراتب، نقش و كارايي اين آموزه را در سياست جنايي اسلام تحت الشعاع قرار مي دهد.
ج. مرجع امر و نهي كننده (آمر و ناهي‌): نوع مرجع يا مراجعي كه عهده‌دار انجام امر به معروف و نهي از منكر هستند‌، به لحاظ نوع رفتارهايي كه بايد انجام دهند‌، نيز در تفسير مفهومي اين آموزه مؤثر است. از اين‌رو، در ميان اقوال و آراي موجود مي‌توان دست كم از دو نوع برداشت سخن گفت‌:
در برداشت نخست ، امر به معروف و نهي از منكر‌، كليه تدابير مردمي‌، حكومتي ( قوه مجريه‌) و قضايي را شامل مي‌شود. در اين برداشت كه موسع‌ترين برداشت از امر به معروف و نهي از منكر است‌، عمل به هر يك از قوانين و تكاليف شرعي و  از جمله قوانين جزايي مصداقي از عمل به اين آموزه به حساب مي‌آيد. از اين نظر مي‌توان امر به معروف و نهي از منكر را عنواني براي عمل به همه احكام و قوانين‌، توصيه‌ها و نصيحت‌هاي اخلاقي دانست‌، حتي نوع رفتار يك عالم ديني نيز به لحاظ آن كه الگويي رفتاري براي ديگران است امر به معروف و نهي از منكر و بلكه مصداق بارز آن به حساب مي‌آيد.
در برداشت دوم‌، از سويي اجراي قوانين جزايي توسط قاضي (قوه قضاييه‌) از معناي اين آموزه جدا شده و از سوي  ديگر از عمل «قوه مجريه» به مفاد اين آموزه با اصطلاح خاص‌ «حسبه» ياد شده است‌؛ به طور طبيعي آن چه زير عنوان امر به معروف و نهي از منكر باقي مي‌ماند ناظر به تكاليف شهروندان جامعه اسلامي است‌. به تعبيري مي‌توان از دو نوع امر به معروف سخن گفت: دولتي و غير دولتي. حسبه يا احتساب شكلي از دخالت مستقيم دولت در كنترل رفتارها و پاسخدهي به نقض هنجارها است كه عمل دولت به تكليف همگاني امر به معروف و نهي از منكر تلقي مي‌شود (حسيني، 1380: 64)؛ چنان كه ابنخلدون مي‌نويسد‌: «حسبه وظيفه ديني است از باب امر به معروف و نهي از منكر كه بر متولي امور مسلمين فرض است‌، او شخص شايسته‌اي را براي انجام اين وظيفه مي‌گمارد و انجام اين تكليف وظيفه است‌»؛ (همان: ص 65).
اما آن چه در اين بحث مد نظر است امر به معروف و نهي از منكر به عنوان وظيفه شهروندان جامعه اسلامي است كه به روش‌هاي مختلف قلبي ‌(چهره‌اي‌)، لساني ‌(گفتاري‌) و يدي (عملي‌)، حكومت را در ترويج معروف‌ها و بازداشتن و ممانعت از منكرات كمك مي‌كنند.
1 ـ 2.  مباني امر به معروف و نهي از منكر
مباني، زير ساخت‌ها و پايه‌هاي بنيادين يك امر است كه حكايت‌گر واقعيت‌هايي است كه وجود يك پديده را ضروري و منطقي مي‌سازد. به اين لحاظ ‌، مباني از منابع متمايز است‌، زيرا  منابع در رديفي متأخر از مباني قرار دارد‌. البته ذكر اين نكته ضروري است كه برخي از مباني ضرورتاً  اختصاص به يك آموزه ندارد و به بيان ديگر مي‌توان از مباني عام و خاص سخن گفت. با وجود اين، در اين مقاله بدون لحاظ اين نكته، برخي از مباني امر به معروف و نهي از منكر بيان مي‌شود.
الف. مسئوليت اجتماعي انسان
انسان را موجودي مدني بالطبع توصيف كرده‌اند، زيرا بدون ارتباط با ساير انسانها‌، امكان بقاي‌ حيات او متصور نيست‌؛ البته اين تنها انسان نيست كه زندگي اجتماعي دارد‌، اما تنها موجودي است كه با اراده و اختيار و از سر عقل و تدبير زندگي اجتماعي خويش را سامان مي‌بخشد و شكل خاصي را براي آن انتخاب مي‌كند. زندگي اجتماعي انسان هر چند براي او ثمرات زيادي در بردارد‌، اما مي‌تواند آسيب‌هاي فراواني نيز براي او به همراه داشته باشد‌، به گونه‌اي كه به هلاكت او منتهي شود‌؛ زيرا شخصيت انسان ‌حاصل تأثير و تأثري است كه با ديگران دارد‌، هم‌چنان كه ره‌يافت ارتباطات و تعاملات اجتماعي، شكوفايي استعداد‌ها و قابليت‌هاي نيكي است كه در وجود انسان به وديعه نهاده شده است‌. شقاوت و بدبختي انسان نيز مي‌تواند ناشي از عملكرد افرادي باشد كه در حوزه تعامل او واقع مي‌شوند.
از ديدگاه اسلام، سرنوشت انسان‌ها با يكديگر گره خورده است؛ جوامعي وجود داشته‌اند كه در آن انسانها گرچه خود كارهاي نيك انجام مي‌داده‌اند ولي چون نسبت به كارهاي بد ديگران بي‌اعتنا بوده‌اند، عذاب الهي آن‌ها را نيز در خود فرو برده است و به اصطلاح‌، تر و خشك را با هم سوزانده‌ است. در متون اسلامي، اخبار و روايات فراواني مبني بر اين كه انسان‌ها تبعات اعمال سوء‌ ديگران را متحمل مي‌شوند، وجود دارد؛ زيرا آن‌ها با سكوت خود رفتار آنان را تأييد مي‌كنند. در متون ديني براي تفهيم اين مطلب از تشبيهات بسيار رسايي استفاده شده است؛ مثلاً پيامبر اكرم(ص) انسانهاي يك جامعه را به مسافران يك كشتي تشبيه مي‌كند كه سلامت آن‌ها در گرو سلامت كشتي است و هيچ كس نمي‌تواند نسبت به سلامت و ايمني كشتي بي‌تفاوت بماند؛ (صحيح بخاري، 1414‌ق، ج 2:‌882).
 بر همين اساس است كه آموزه‌هاي اسلامي‌، عزلت و  گوشه نشيني، كه اگر نگوييم مصداق بارز، دست كم بايد گفت از جمله مصاديق فرد‌گرايي است را ناپسند  و غير قابل قبول  و «مسئوليت پذيري اجتماعي‌» انسان را امري ضروري دانسته‌اند. «سعد بن اشجع‌» از اصحاب پيامبر(ص) بود كه با برداشت‌هاي ناروا از اسلام‌، گمان مي‌كرد رشد و هدايت انسان در گريز از اجتماع و مسئوليت اجتماعي است‌؛ وي در مقابل پيامبر(ص)‌ و جمعي از صحابه ايستاد و خدا و رسولش را گواهي گرفت كه عزلت و شب زنده‌داري پيشه كند‌، پيامبر(ص)‌ به او فرمود‌: «كاري انجام نداده‌اي! وقتي  با مردم آميزش نداري چگونه امر به معروف و نهي از منكر خواهي كرد‌؟»؛ (نوري طبرسي، 1408 ق، ج 12: 183).
جامعهاي كه چنين فرايندي را نپذيرد بسان مجموعه‌اي درهم و مغشوش و بي‌قاعده و تدبير خواهد بود كه سرانجام دچار فروپاشي  و هلاكت مي‌گردد.
ب. ولايت مؤمنان بر يكديگر
شكل ويژه مسئوليت اجتماعي كه اسلام آن را پذيرفته و برحفظ آن اصرار نموده است بر مبناي ولايت مؤمنين نسبت به يكديگر است‌. اين ولايت به حدي است كه همه مؤمنان (مسلمانان‌) را فارغ از منصب و موقعيتشان پوشش مي‌دهد‌، به گونه‌اي كه نوعي حق و تكليف متقابل را نسبت به همه افراد اجتماع به رسميت مي‌شناسد‌.
اين ولايت جدا از ديگر ولايت‌هايي است كه در شريعت اسلام پذيرفته شده است، نظير ولايت پدر نسبت به فرزند‌، ولايت امام (ع‌) نسبت به مردم و ...؛ البته متمايز بودن اين ولايت به معناي آن نيست كه هيچ نوع ارتباطي با ديگر ولايت‌ها ندارد؛ آن گاه كه در مقام عمل اين ولايت با ولايت امام (حاكم) تعارض پيدا كند، ولايت امام برتري دارد، هرچند‌ در چنين فرضي ديگر محلي براي ولايت نخستين نيست.
به هر حال‌، اساسي‌ترين مبناي امر به معروف و نهي از منكر‌، نوع ولايت خاصي است كه شريعت مقدس اسلام بين افراد اجتماع اسلامي به رسميت شناخته است. تأييد كنندة اين امر اين است كه در برخي از متوني كه فريضه امر به معروف و نهي از منكر را بيان مي‌كنند نخست از ولايت مؤ‌منين سخن به ميان آمده و سپس اين فريضه متفرع بر آن آورده شده است‌‌. در تعاليم اسلامي‌، كساني كه اصل دين اسلام را پذيرفته و اصول آن را باور نموده‌اند‌، «مؤمن»‌ ناميده مي‌شوند‌. خداوند در آيه 71 سوره توبه، امر به معروف و نهي از منكر را براي مؤمنين مطرح مي‌نمايد‌. استاد شهيد مطهري در توضيح اين آيه آورده است كه اين دو عمل، يعني امر به معروف و نهي از منكر، ناشي از علاقه ايماني است و به همين دليل اين دو جمله ‌(‌يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر‌) بي‌فاصله به دنبال ولاي ايماني مسلمانان آورده شدهاست؛ (مطهري، 1371، ج 3: 264).


نويسنده : محمد علي حاجي ده‌آبادي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان