بسم الله
 
EN

بازدیدها: 529

مباني حسن معاشرت به معروف در نظام حقوقي خانواده از منظر قرآن کريم- قسمت اول

  1393/11/15
خلاصه: قرآن کريم اصل حسن معاشرت را اصل حاکم بر روابط زوجين ميداند و 39 آيه در قرآن لفظ «معروف» را که نماد معاشرت زوجين در کانون خانواده ميباشد، تکرار مينمايد. اصل معروف موازنه اي را در نظام خانوادگي برقرار ميسازد و معاشرت به معروف، معاضدت و تشييد همان چيزي است که قوانين جمهوري اسلامي ايران زوجين را ملزم به رعايت آ ن مينمايد. اساسي ترين سؤال در طرح حسن معاشرت زوجين اين است که جايگاه و مصاديق اصل حسن معاشرت در قرآن کريم چگونه تبيين شده و چه آثار حقوقي دارد؟ حسن معاشرت تبلور حاکميت اصل معروف در زندگي است که مايه استحکام بنيان خانواده ميباشد. عمل به معروف در تمامي ارتباطات زوجين و حتي نحوه ارتباط و الدين با کودک سايه انداخته است. از مصاديق اصل معروف در نظام حقوقي خانواده ميتوان تأمين نفقه زوجه و طفل، رعايت معروف در حين طلاق و پرداخت حقوق زوجه بعد از طلاق، عمل به معروف و رعايت حسن معاشرت از سوي زوج و زوجه را که در تحکيم مباني خانواده نقش بسزايي دارد، نام برد و از آنجا که خانواده مهمترين تجلي گاه اصل معروف ميباشد، خداوند متعال زوجين را به رعايت اين اصل توصيه مينمايد و همواره ايشان را به کسب فضايل در روابط مشترک دعوت مينمايد.
خانواده در منظر قرآن کريم نهاد مقدسي است بر پايه ازدواجي سالم که از آن به «ميثاق غليظ»(1) ياد مي شود؛ استوار شده است . بنياد جامعه قرآني بر خانواده و نقش آن نهاده شده و از اين رو، خانواده مرکز تربيت، انسان سازي و مأمني براي رسيدن به تکامل انساني است . خانواده در شريعت نبوي حرم امني است که محارم در سايه امنيت و سکون در آن گرد هم مي آيند تا سينه هاي سرشار از عشق و محبت را در سايه پيوند اعضاي آن، نثار يکديگر نمايند و بذر شادابي و نشاط را در اين بوستان بپاشند . از اين رو اساس خانواده بر مبناي اصل مودت و رحمت و تفاهم متق ابل جهت رشد و بالندگي و تقويت و تکامل انساني شکل گرفته است.

مفهوم و مصاديق عرف

واژه عرف در لغت معاني متعددي دارد، از جمله به معناي، تتابع، اتصال، آرامش، سکون و... آمده است ؛ اما معناي مورد نظر ما طبق موضوع مقاله، شامل امري است که ميان مردم معمول و متداول ب اشد، خواه امر شناخته شده از امور تکويني باشد مانند زمين بلند که از دور بتوان آن را شناخت، يا از نوع آداب و رسوم و عادات شايع ميان مردم، که براي آنها شناخته شده باشد (ابن فارس، 1404 ه ق، ج4، ص281؛ دهخدا، 1258،ذيل عرق،ص 580).
طبق معناي لغوي ، مواردي شامل ع رف مي شود که اولا- جستجو براي شناسايي آن ضرورت ندارد، بلکه خود آشکار و هويداست ؛ ثانياً- فرد خاصي براي ايجاد آن تلاش نکرده است ؛ بلکه جامعه در سير تطور تاريخي خود آن را به دست آورده است و قابل فهم همگان است . تعاريف متعددي از «عرف» در آراي انديشمندان مسلمان به عمل آمده که اهم آن عبارتند از:

1- شيخ طبرسي : 

عرف ضد نکر است، عرف مثل معروف و عارف است و آن هر خصلت ستوده شده اي است که عقل درستي آن را تأييد مي کند و نفس به آن اطمينان مي يابد (طبرسي، 1415 ه ، ج4، ص 512)

2- محمد غزالي : 

عرف و عادت اموري هستند که از عقول مردم سرچشمه گرفته اند و سرشتهاي سالم پذيراي آن مي باشند (مبارک، بي تا، ص 280)

3- علامه طباطبايي:

عرف هر امري است، که مردم در مجتمع خود آن را بشناسند و آن را انکار نکنند (طباطبايي، 1363 ، ج 4، ص 404 )
بنابراين از تعاريف فوق نکاتي را در مي يابيم: 1- عرف جنبه اجتماعي دارد و توسط توده مردم شکل مي گيرد؛ 2- عرف مورد قبول جامعه، بايد از سرشت و طبيعت سالم افراد آن جامعه نشأت گرفته باشد؛ 3- عرف به عنوان خصلت ستوده شده نزد مردم، از حکم عقل بيگانه نيست . معروف همچنين به معناي عملي که افکار عمومي آن را بشناسند و با آن مأنوس باشند ، تعريف شده و به عبارت ديگر، معروف همان چيزي است که متضمن هدايت عقل، حکم شرع، فضيلت و سنت هاي حسنه است و چون اسلام شريعت خود را بر اساس خلقت و فطرت بنا نهاده، پس معروف همان چيزي است که مردم، آن را معروف بدانند ؛ البته مردمي که از راه فطرت دور نشده اند (همو، 1394 ه ، ج 4، ص 24 ).
عملي که در جامعه، به صورت خوي و رفتار عادي درآمده و مورد قبول عامه مردم قرار گرفته، ممکن است متعادل باشد و يا راه افراط و تفريط بپيمايد . در جايي که عرف، بيانگر رفتار و عمل پسنديده عموم مردم باشد و با فطرت انسان منطبق باشد، مصاديق عرف و معروف با هم يکي مي گردد و مهم ترين شرط تحقق انطباق با معروف اين است که جامعه، از عوامل تشنج زا دور باشد . در نتيجه انطباق عرف با معروف را چنين مي توان توضيح داد که، عمل مطابق با عرف يا معروف آن است که شريعت آن را مشخص نکرده، بلکه قابليت هاي موجود در هر جامع ه اي، تعيين کننده آن است ؛ البته جامعه اي که از سلامت فکري برخوردار است . ليکن وقتي در شريعت به معروف، امر شده ، فراتر از معمول را خواهان است که عبارت از خصلت هاي ستوده شده مردمي است . عرف و معروف با حکم عقل بيگانه نيست، ليکن شناسايي معروف لا زم است چرا که هر عملي که ميان مردم رواج دارد، معروف نيست. پس بايد گزاره هاي مهم معروف را شناخت که در اين صورت شناسايي معروف بسيار سهل مي گردد. يکي از گزاره هاي آن منطبق بودن با فطرت سليم مردم مي باشد و گزاره ديگر که به شناخت بهتر معروف مي انجامد، فطرت و گرايشي است که داراي صبغه الهي باشد.
لذا براي تشخيص مصاديق معروف نه تنها بايد به گرايش هاي انساني توجه کرد، بلکه بايد جهت آن نيز به سمت فراهم آوردن رضايت خداوند باشد . در نتيجه آن معروفاتي که در شريعت اسلام از آنها ياد شده ، نه تنها به عمل مقبول مردم طبق اقت ضائات زمان و مکان توصيه مي کند، بلکه با رويکردي معنوي که داراي محبت الهي است ، به اجراي عمل پسنديده اشاره مي کند و اين روش قرآن است که زواياي شرعي معروف را مشخص کرده و تبيين معروف را در مورد حقوق متقابل زوجين بر عهده عقل اجتماعي (قانون گذاران اجتماعي ) گذاشته است، تا برخورد شايسته مرد و زن را در هر يک از موضوعات مقيد به معروف در لسان قرآن ، مطابق شرايط اجتماعي خود تدوين نموده و ضمانت اجرايي آن را فراهم آورد.
از جمله علامه طباطبايي براي تشخيص معروف در جامعه فرموده است : فطرت به مقتضاي خلقت است که امري بديهي و دست يافتني است و تمايلات و احکام فطري همگاني و عموم ياند و نياز به آموزش ندارند. 
بنابراين هر عملي که مطابق روش معمول مردم باشد، مطابق فطرت و معروف است و امر ديگري مورد نياز نيست.
در نظام حقوقي خانواده، عمل به معروف يک اصل فقهي  حقوقي و يک حکم اخلاقي مي باشد. عمل به معروف نوعي عمل به تکليف است ؛ به عبارت ديگر ، معروف ضابطه و ملاکي براي تعيين و تشخيص تکليف است ؛ زيرا بدون رعايت جنبه هاي اخلاقي نمي توان سعادت خانواده را تأمين و تضمين نمود . آيات مربوط به حسن معاشرت به معروف درصدد تأسيس يک اصل فقهي  حقوقي هستند که بر تمامي روابط زوجين سايه افکنده و ضابطه و ملاک تشخيص براي تعيين حقوق و تکاليف باشد. آيه شريفه «...وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ...» (بقره،228) مويد مسأله فوق است ؛ زيرا ملاک تعيين حقوق متقابل زوجين است . فقها نيز در . مصاديق مختلف بدان استناد نموده اند.(2)
اينک به مفهوم دقيق تر حسن معاشرت در قرآن کريم ميپردازيم .


------------------------------
1- وَأَخَذْنَا مِنْهُم ميثَاقاً غَلِيظاً (نساء، 154)
2- جهت مطالعه بيشتر بنگريد به: طوسي، 1378 ، ج 6، ص 4-8



نويسنده: دکتر فائزه عظيم زاده اردبيلي-مربي آموزشي دانشگاه امام صادق(ع)




مشاوره حقوقی رایگان