بسم الله
 
EN

بازدیدها: 545

رابطه مصرف مواد مخدر و ارتكاب جرم

  1393/11/6
ارتكاب جرم به عنوان يك رفتار غيرمتعارف معمولا تحت تاثير عوامل مختلفي انجام مي شود. البته نوع جرم و انگيزه هاي آن خود اثرپذيري از عوامل متعدد و مختلف را به صورت متفاوتي دچار استحاله مي كند.
در واقع انسان براي ارتكاب جرم بايد زمينه ها و بسترهاي شخصيتي، روحي، رواني، فردي، خانوادگي و اجتماعي را داشته باشد و مراحل گذر از يك شخصيت سازگار به شخصيت نامتعادل در او فراهم شده باشد كه در اين صورت وقوع برخي حوادث يا وجود برخي عوامل ارتكاب جرم توسط فرد را آسان تر و سريع تر خواهد كرد. 
بنابر اينكه تصور كنيم صرف استفاده از مواد مخدر يا محرك باعث ارتكاب جرايمي مانند قتل و ضرب و جرح و... مي شود چندان علمي و قابل دفاع نيست. بايد فرد چنانكه گفته شده از جهات فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و تربيتي آمادگي اين كار را داشته باشد كه در اين صورت مصرف مواد مخدر به ويژه مواد محرك نظير كوكايين، كراك، شيشه و هرويين مي تواند موجب ايجاد سرعت در هدايت فرد به طرف ارتكاب جرم شود. 
درباره جرايم مختلف مصرف مواد نقش عمده يي در تحريك افراد در قتل، ضرب و جرح و تجاوز به عنف دارد كه اين ميزان بيشتر از جرايم مالي مانند كلاهبرداري يا سرقت است. 
شرايط فعلي جامعه ما با بروز پارادوكس و گسست بين فرهنگ سنتي و فرهنگ پسامدرن ناشي از داده هاي فضاي مجازي باعث تفريق بين نسل گذته و نسل امروز شده كه نوعي بيگانگي را در بين جوانان رقم زده است. 
اين فاصله اي است كه به نظر مي رسيد خانواده ها و جوانان نتوانسته اند آن را ميان خود كم كنند در نتيجه احساس دايمي كمبود بين جوانان آنها را به سمت مصرف مواد مخدر سوق مي دهد. مصرف مواد بدوا به عنوان نوعي مسكن و تعديل كننده فشارها تلقي مي شود اما به محض مصرف و تكرار آن غير از نياز روحي نياز جسمي نيز به آن در فرد ايجاد شده و به تدريج شخصيت فرد و كنش ها و واكنش هايش به جاي آنكه توان با عقلانيت و خرد جمعي باشد تابعي از تاثيرات مصرف مواد مخدر خواهد شد. 
در اين حالت كوچك ترين محرك خارجي يا عدم اجابت خواسته هاي ايشان از سوي اطرافيان ممكن است آنها را به سمتي هدايت كند كه دست به اعمال مجرمانه از قبيل قتل بزنند. 
فرد در اين وضعيت دچار ازهم گسيختگي رواني و اختلال شخصيت و نوعي نافرماني رواني شده و جنون آني به وي دست مي دهد به طوري كه وي ديگر متوجه رفتار و اعمال خود نيست و ممكن است در اين شرايط دست به هركاري بزند. كارهايي كه به محض رفع حالت نشئگي متوجه مي شود كه تا چه اندازه اشتباه و نادرست بوده است. 
البته اين فرد در آن حالت اصولامتوجه رفتار خود نيست چون اين ضمير ناخودآگاهش است كه وي را به سمت خشونت در اعمالي كه او بدون چون و چرا پذيرفته سوق مي دهد. 
در جمع بندي نهايي بايد گفت: مصرف مواد محرك يا مخدر زمينه ساز ارتكاب جرم نيست بلكه وقوع جرم ريشه در زمينه و بستر شخصيتي فرد دارد و مواد محرك تنها عامل تسريع بخش و تسهيل كننده اين فرآيند است. 
در واقع ميل به انجام اعمال مجرمانه ريشه در عوامل مختلف دارد كه به سبك زندگي، فرهنگ خانوادگي، سطح اقتصادي ، نوع آموزش، سن، سواد و فرهنگ حاكم بر زندگي فرد بستگي دارد.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان