بسم الله
 
EN

بازدیدها: 347

طلاق از نوع فرهنگي

  1393/11/1
من و شوهرم اختلاف فرهنگي زيادي داريم و نمي توانيم در کنار هم به زندگي مشترک ادامه بدهيم.

به نقل از ايرنا، اين بخشي از اظهارات زن جوان در دادگاه خانواده است که تصميمش براي طلاق جدي به نظر مي رسد.

اين زوج جوان بعد از مدت کمي زندگي زير يک سقف، کم کم با بروز اختلافات فرهنگي شان تصميم به طلاق گرفتند، زن جوان درباره علت درخواست طلاق به قاضي مي گويد: 'من و شوهرم با هم اختلاف فرهنگي داريم، وقتي پوريا به خواستگاري ام آمد خانواده ام مخالف بودند و مي گفتند ما اصلا شبيه هم نيستيم و اختلاف فرهنگي داريم.'

پا روي همه مخالفت ها گذاشتم

زن جوان در ادامه اظهاراتش مي گويد: من تحصيل کرده بودم و پدر و مادرم هم فوق ليسانس و دکتر بودند، اما پوريا از لحاظ تحصيلي يک خانواده معمولي با تحصيلات زير ديپلم داشت و پدرش شغلي با جايگاه اجتماعي پايين داشت.

هرچند مادرم مي گفت که من نمي توانم در اين خانواده خوشبخت شوم، اما من واقعا عاشق پوريا بودم و نمي توانستم بدون او زندگي کنم به همين دليل پا روي همه چيز گذاشتم و به او جواب مثبت دادم، اما وقتي زير يک سقف رفتيم، همه چيز تغيير کرد.

از حضور شوهرم در مهماني خجالت مي کشيدم

زن رو به قاضي، حرف هايش را اين گونه ادامه مي دهد: شوهرم هر وقت در ميهماني هاي خانوادگي ما مي آمد، آبروي مرا مي برد، حرف هاي نامربوط مي زد تا جايي که من از روي خجالت، رفت و آمد با فاميلم را قطع کردم، مدتي افسرده شده بودم، حتي خجالت مي کشيدم به پدر و مادرم حرفي بزنم، در آن موقع به ياد حرف هاي پدر و مادرم افتادم و فهميدم که آن ها دلسوز من بودند که از من مي خواستند عاقلانه ازدواج کنم و از روي احساس تصميم نگيرم.

از فحاشي هاي پدر شوهرم مي ترسم

زن در بخش پاياني اظهاراتش در اولين جلسه دادگاه اش مي گويد: اما من اشتباه کردم و خيلي پشيمانم چون پوريا و خانواده اش خيلي سطح پايين هستند.

چند وقت پيش به خانه پدرشوهرم رفته بوديم که بر سر موضوعي با هم جرو بحث کرديم، او ناگهان شروع به فحاشي کرد و من واقعا ترسيده بودم، ديدن چنين برخوردهايي واقعا دور از شان من و خانواده ام است، ديگر نمي توانم در کنار اين مرد زندگي کنم و مي خواهم به خانه پدر و مادرم برگردم، دلم براي آرامش آن روزها تنگ شده است.

دوره شناخت را جدي بگيريد

هرچند پس از حرف هاي اين زن، قاضي اين پرونده شوهر وي را به دادگاه احضار کرد، اما انتخاب همسر بدون بررسي معيارهاي هم کفو بودن باعث شد تا اين زن براي طلاق به دادگاه خانواده مراجعه کند.

عبدالحسين ترابيان، کارشناس و مشاور خانواده معتقد است که دختر و پسرها بايد حداقل پنج بار در مراسم خواستگاري با يکديگر صحبت کنند تا به تفاوت ها و شباهت هاي شخصيتي و خانوادگي هم پي ببرند.

در غير اين صورت اگر هيجاني تصميم بگيرند، خيلي زود متوجه تفاوت ها خواهند شد و تحمل زندگي براي شان غير ممکن به نظر خواهد رسيد.

متاسفانه بعضي دختر و پسرها و خانواده ها، دوره شناخت را جدي نمي گيرند و به دليل هم کفو نبودن، زندگي مشترک سختي را براي خودشان رقم مي زنند.

زندگي مشترک را کم دردسرتر کنيد

اين مشاور خانواده افزود: هرچند نمي توان دو خانواده را پيدا کرد که از همه نظر با يکديگر هم کفو باشند، اما هرچه تشابهات شان بيشتر باشد، به طور طبيعي زندگي مشترک کم دردسرتري خواهند داشت.

در خور ذکر است که بعضي تفاوت ها غير قابل تحمل است و اگر دختر و پسري بدون بررسي آن تفاوت ها، ازدواج کنند، به طور قطع در زمان کوتاهي با مشکلات جدي مواجه خواهند شد.

خانواده ها تناسب ها را بررسي کنند

ترابيان افزود: علاوه بر دختر و پسر، خانواده ها هم بايد به ارزيابي دقيق يکديگر بپردازند، تا به شناخت هاي بهتري دست يابند.

معمولا پدر و مادرها به دليل تجربه بيشتر درگير گرفتن تصميم هاي هيجاني نمي شوند و بهتر مي توانند به ميزان متناسب يا هم کفو بودن دو خانواده براي وصلت جوانان شان پي ببرند.

در ازدواج هاي خودخواهانه، دختر و پسر مدعي مي شوند که ما مي خواهيم با يکديگر زندگي کنيم و به خانواده ها کار نداريم در صورتي که هرچه تناسب هاي خانواده هاي طرفين بيشتر باشد، احتمال شکست در آن ازدواج کمتر مي شود و حتي به صفر مي رسد.

با ملاک هاي تناسب فرهنگي آشنا شويد

اين مشاور خانواده مي گويد: فرهنگ به معناي مجموعه رسم و رسوم، باورها و رفتارهايي است که افراد به آن ها پايبند هستند، براي بررسي تناسب فرهنگي دو خانواده بايد به چند شاخص بسيار مهم توجه کرد.

ميزان تحصيلات دختر و پسر و والدين شان براي داشتن تناسب فرهنگي بسيار مهم است، به طور طبيعي خانواده اي که همه اعضاي آن تحصيل کرده هستند، در همه مراحل زندگي شان نسبت به خانواده اي که تحصيلات در آن جايگاهي نداشته است رفتارهاي متفاوتي خواهند داشت.

شايد در نگاه اول، اين مسئله مهم به نظر نرسد، اما به مرور زمان هر دو طرف احساس مي کنند که وصله ناجوري براي همسر و خانواده همسرشان هستند. همچنين اشتراک در منطقه و شهر محل زندگي هم براي داشتن تناسب فرهنگي لازم به نظر مي رسد، هر منطقه و هر شهر رسم و رسوم خاص خود را دارد که در صورت رعايت نشدن آن ها از طرف مقابل، احساس مي کنند به شخصيت شان توهين شده است.

مشکلات نداشتن تناسب فرهنگي قابل تحمل نيست

ترابيان در پايان مي گويد: اگر تناسب فرهنگي بين دو خانواده زياد باشد، به مرور زمان باعث دلگيري زن و شوهر از يکديگر خواهد شد، چنين زوجيني به دليل هم کفو نبودن به يکديگر افتخار نمي کنند و تا حد امکان از معرفي طرف مقابل به عنوان همسرشان خودداري مي کنند.

چنين زن و شوهرهايي بعد از ازدواج تلاش مي کنند تا همسرشان را به رنگ فرهنگ خود در بياورند چراکه فرهنگ خود و خانواده شان را مناسب مي دانند. معمولا اين تلاش ها با مقابله و موضع گيري همسرشان مواجه خواهد شد و عاملي براي شروع جر و بحث ها خواهد بود.





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان