بسم الله
 
EN

بازدیدها: 445

مداخله روان شناختي، اجتماعي زودرس در پيشگيري از رفتارهاي مجرمانه- قسمت دوم

  1393/10/24
قسمت قبلي

با توجه به ملاحظات احتياطي که بدين سان مطرح شد حال بايد به برنامه هاي پيشگيري زودرس پرداخت.

 ب- سنجش برنامه هاي پيشگيري زودرس 

 بر اساس ارزيابي هاي علمي کيفيت داري که در دسترس است مي-توان از اين پس تادرجه اي از اطمينان، اقدام هاي مؤثر و کارا را از اقدام هاي ناکارا، يا به عبارت ديگر  آن چه به عنوان برنامه هاي پيشگيري « کار مي کند» و مؤثر واقع مي شود را  از آن چه « کار نمي کند» و تأثيري ندارد همراه با برآورد قابل اعتماد نسبت هزينه ( بها ) و تأثير ( کارايي – نتيجه) تفکيک کرد.

1- برنامه هاي داراي پيشرفت و تأثير 

 در ميان برنامه هايي که در سطح خانواده به اجرا گذاشته شده است به ويژه سه نوع مداخله و اقدام روان شناختي اجتماعي زودرس نويد بخش است . ملاقات هاي خانگي، وقتي طفل در سن پايين است برنامه-هاي تربيتي در مرحله آمادگي ( پيش از مدرسه) آموزش والدين.
در ملاقات هاي خانگي؛ وقتي طفل در سن پايين است از افراد حرفه اي، آموزش ديده و انگيزه دار ( پرستاران ، مددکاران اجتماعي ، جرم شناسان) استفاده مي کنند و والدين اطفال جوان را حمايت کمک و گاه آموزش مي دهند بدين سان بود که برنامه توسعه خانوادگي موسوم به سيراکوز مشورتهاي پيش و پس از زايمان، حمايت از زنان از طريق ملاقات هاي خانگي و خدمات نگهداري رايگان به منظور گسترش استعدادهاي شناختي و فکري اطفال 6 ماه تا 5 ساله را ارائه مي داد. برآورداطفال تحت اين برنامه در سن 15 سالگي نشان داد که تنها 6% از گروه تحت آزمايش برنامه سيراکوز، در مقابل 22% از گروه شاهد ] يعني گروهي که اعضاي آن تحت برنامه سيراکوز قرار نداشتند [ به جهت جرايم معمولاً خفيف تر محکوم شدند.
برنامه اي با همين گستردگي که به وسيله دانشگاه روچستر به اجرا گذاشته شدنيز منجر به کاهش 79% از بدرفتاري گرديد که اطفال مي توانستند قرباني آن واقع شوند. آثار اين برنامه طولاني نيز هست زيرا برآورد نتايج آن در پانزده سال بعد نشان مي دهد  که در ميان مادران متعلق به گروه مورد آزمايش دستگيري ها، 69% کمتر است ومسائل مرتبط با سوءاستفاده از مواد مخدر و سعي حتي کمتر از نصف شده است. 
برنامه آمادگي ( پيش مدرسه اي ) پري   که به وسيله واي کارت و گروه پژوهشي او در 1960 در ايپسيلانتي واقع در ميشيگان اجرا شد. يک برنامه تربيتي براي مرحله پيش از مدرسه را به ملاقات هاي خانگي افزود.ئ اين برنامه که مورد ستايش همه ناظران قرار گرفته است در چارچوب تربيتي نظري و عملي مبتني بر رشد طبيعي وپوياي طفل جوان قرار داده شده بود . دقيق تراين که در برنامه مزبور اعتقاد بر اين بود که فراگيري اطفال در فعاليت هايي که خود در باره آنها تصميم مي گيرند آنها را اجرا مي-کنند و مورد انتقاد قرار مي دهند در آنها وارد مي شوند و شرکت مي-کنند بهتر است نقش بزرگسالان ، مشاهده و بررسي ، حمايت کردن و نيز پيشبرد فعاليت هاي اطفال در مسيرهاي مختلف است. از طريق تجهيز زمينه هاي مورد علاقه اطفال در محيط يادگيري، با حفظ جريان روزانه امور که به اطفال اجازه تجسم، برنامه ريزي، انجام و برآورد فعاليت هايشان را بدهد با شرکت در فعاليت هايشان از طريق طرح پرسشهاي مناسب براي تحکيم و تثبيت طرح هايشان و کمک به آنها در تأمل راجع به فعاليت هايشان بزرگسالان با استفاده از مجموعه تجربه هاي کليدي که از نظريه هاي راجع به رشد طفل به دست آمده است کودکان را ترغيب به وارد شدن در فعاليت هاي تفريحي – سرگرم کننده اي ( بازي هاي مختلفي ) مي کنند که آنها را وادار به انتخاب کردن و حل مسائل بکند و به هر حال به رشد فکري، اجتماعي و جسماني آنها کمک کند.  
 فرض اصلي مبناي اين برنامه پيش مدرسه اي که در دست اجرا است و در خارج نيز قوياً از آن استقبال شده است. مبتني بر اين انديشه است که يک برنامه خوب پيش مدرسه اي ممکن است به اطفال متعلق به محيط هاي فقير کمک کند تا مرحله گذار ( عبور) از محيط هانه شان به محيط بيرون ( جامعه) را بهتر انجام دهند و اکثر آنهارا در راههايي قراردهد که به آنها اجازه مي دهد تا از نظر اقتصادي، بزرگسالاني مستقل واز نظر اجتماعي مسئول بشوند.
 منافع اين برنامه هاي ناظر به مرحله پيش مدرسه اي، غير قابل انکار است.  ارزيابي و برآورد منظم يک گروه اطفال مشمول برنامه پيش مدرسه اي پري نکات مهمي را آشکار مي سازد. در اين جهت 123 آمريکايي افريقايي تبار( مرکب از نمونه گيري اتفاقي از دو گروه اوليه ) از سه دهه پيش دنبال مي شدند.اين رويکرد طولي   از طريق دور نماي افتراقي تحقيق باز هم غني تر شد، زيرا ابتداتاً دو گروه تشکيل شدند. يکي (متشکل از 58 عضو شامل 33 پسر و 25 دختر) برنامه را دنبال کرد و ديگري ( مرکب از 65 عضو شامل 26 دختر و 39 پسر) برعکس مشمول اين برنامه قرار داده نشد. نتايج بد ست آمده از برآورد برنامه وقتي اين پسران و دختران به سن 27 سالگي رسيده بودند. 
 رويهمرفته شگفت انگيز است گروهي که از برنامه استفاده کردند  در سطوح مختلف و بدون تفاوتهاي عمدخ برحسب نوع و جنس به طور قابل توجهي تا چهار برابر از نظر اجتماعي يکپارچه شده بودند. بدين سان در آمد ماهيانه 29% آنها برابر يا بيشتر از 10000 فرانک بود. حال آنکه در گروهي که اين برنامه را دنبال نکردند ( يعني گروه شاهد) 7% از اعضاءدر آمدشان به اين مبلغ مي رسيد، 36% از گروه اول مالک خانه خود هستند در حالي که اين رقم در گروه دوم ( گروه شاهد) 13% است؛ 30% از گروه اول و تنها 13% از گروهن دوم مالک خودرو مي باشند، سطح تحصيلي 71% از گروه اول و تنها54% از گروه دوم برابر يا بيشتر از کلاس 12 است.( (12th grade ( اين رقم در خانمها به ترتيب گروه 84%و 35% بود). در همين چارچوب 59% از گروه اول در مقابل 80% از اعضاي گروه دوم، در طول ده سال گذشته متوسل به کمکهاي اجتماعي مقطعي شدند؛ اعضاي گروه اول کمتر از اعضاي  گروه دوم دستگير شده اند( به ترتيب 7% و 35% در زمينه مواد مخدر به ترتيب  7% و 25% )، اعضاي گروه اول زمان کمتري را در برنامه هاي ويژه سلامت رواني طي کرده اند( 15% در گروه نخست و 34% در گروه دوم براي مدت يکسال يابيشتر در مورد خانمها رقم به ترتيب 8% و 37% بوده است ). 
وبالاخره نکته مهم آن که دست اندر کاران برنامه پيش مدرسه اي پري   منافع مالي حاصل از اجراي برنامه را نيز تحليل کرده اند. 
 اگر چه تعيين مبلغ آن دشوار است اما هزينه هايي در زمينه مراقبت و حمايت اجتماعي از اطفال و خانواده آنها، هزينه هايي مربوط به قلمروهاي تأخير و شکست تحصيلي ( در تمام مراحل نظام آموزشي) اشتغال و درآمدهاي جنبي، بزهکاري و خلافکاري، مددکاري اجتماعي و ... صرفه جويي شد؛ به اين صرفه جويي ها بايد ميزان رنج وعذابي که بدين سان  به بزه ديدگان بالقوه وارد نشد را نيز افزود. بر اساس محاسبات دقيقي که دست اندر کاران انجام داده اند به ازاء يک فرانک سرمايه گذاري در برنامه در نهايت سودي بيش از هفت فرانک بدست آمده است.  
اين برنامه، يک الگوي مداخله و اقدام روان شناختي – اجتماعي زودرس است .زيرا اغلب محاسن را در خود دارد: از رفتارهاي خطرد ار واقعاً پيشگيري مي کند و محور آن مشارکت پوياي اطفال و ( جوانان) ذينفع ( يعني شرکت کننده در برنامه) است که به عنوان بانيان رشد خود در برنامه عمل مي کنند، در واقعيت هاي محيط خانوادگي، فرهنگي واجتماعي قرار مي گيرند مسائلي که حول آموزش مسئوليت( مسؤوليت پذيري) بايد با آن روبر شوند را يکجا جمع مي-کند زمينه بيان و به زبان آوري مسائل و اختلاف ها و فراتر از آن، زمينه نمادي کردن عاطفه ها  را مساعد مي کند و بالاخره به طور بسيار ملموس نتايج آن در زمان قابل ارزيابي است و مورد سنجش  نيز قرار گرفته است.


ساير برنامه ها به خانواده هاي بحراني احتصاص داده شده است که هدفشان : 
1-کمک به والدين در فراگيري و کسب رفتار و سلوک پدرانه مادرانه مسؤول نسبت به فرزندانشان از طريق مراقبت، حمايت و آموزش است. 
2-استقرار مقام و اقتدار والدين، دادن امکان به آنها در تعيين  محدوده هاي رفتاري براي ابراز مخالفت انحراف و حتي بزهکاري فرزندانشان در چارچوب انضباطي که داراي شدت وحتي خشونت کمتري باشد.  
-3 آموزش دريافت و استفاده بهتر از کمکهاي نهادهاي عمومي يا مردمي احتمالي که ممکن است ماهيتاً آنها را در زندگي زناشويي و وظيفه والديني شان حمايت کند. 
 هدف برنامه هاي به اجرا گذاشته شده در مدرسه – به عنوان مکان دوم جامعه پذيري اطفال بعد از خانواده بالا بردن آموخته هاي تحصيلي ضعيف دانش آموزان دادن امکان حل و فصل رفتارهاي مسأله دار (اختلاف ها) يا رفتار ضد اجتماعي   خودشان (گزاف کوشي، در گيري و کشمکش، غيبيت ) و تدارک مرحله گذار از مدرسه به زندگي فعال با مشارکت اولياء و مربيان ( مدرسه) يا مستقيماً يا حرکت خود اطفال است .  
برنامه هاي خاصي، شامل فعاليت هاي ورزشي يا اوقات فراغت اطفال مي شود که مع ذلک کارايي آنها به قرار دادن برنامه هاي مزبور در يک برنامه روان شناختي اجتماعي کلي تر ( که زندگي خانوادگي ، تحصيلي و اجتماعي اطفال را نيز لحاظ کند). و نيز به مدت متوسط آنها بستگي دارد. 
چند برنامه بر روابط اطفال با همسالان  خود به منظور کمک به آنها در مقاومت کردن در برابر تمناها و تحريک هاي مختلف مبني بر مخالفت با جامعه يا مصرف مواد سمي به ويژه (الکل ، مواد مخدر) تأثير مي گذارد.  
نتايج ارزيابي هاي انجام شده از برنامه هاي مداخله روان شناختي اجتماعي زودرس چه از نظر پرسنل و چه از نظر مالي عموماً مثبت است.   کاهش موارد بزهکاري رويهمرفته در دراز مدت که مباشرانشان ارتکاب آنها را پذيرفته اند، کاهش چشمگير رفتارهاي ضد اجتماعي بهبود مراقبت هاي معمول توسط والدين نسبت به اطفال.
 به چهار شرط چنين مداخلات و اقدام هايي يعني 
1-از دوره ابتدايي ( مدرسه ) و حتي از دوره آمادگي اعمال شود. 
2-حداقل يک سال طول بکشد
3-همزمان شامل طفل و اطرافيان وي و والدين، آموزگاران، همسالان شود. 
4- به وسيله افرادي (پرسنلي) که آموزش ديده هستند (يعني دارا بودن آموزش چند رشته اي، سنخيت و زمينه کاري با اطفال   و قابليت کار مشارکتي در گروهي که خود چند رشته اي است ) بايد به اجرا گذاشته شود و وقتي اقدام هاي روان شناختي – اجتماعي معمول نسبت به آن دسته از اطفالي که بيم بروز رفتارهاي مجرمانه بالقوه از سوي آنها وجود دارد يک محيط عاطفي، تربيتي، دقيق و باثبات و منسجم را هموار مي کنند اين اطفال نسبت به اطفالي که مشمول اقدام-هاي فوق قرار داده نشده اند در برابر «وسوسه» گذار از انديشه به عمل مجرمانه بهتر مقاومت مي نمايند. اين قبيل اطفال نسبت به بيماريهاي روان تني، افسردگي، انحطاط اجتماعي ناشي از محروميت-هاي متعدد و تحقير کننده اي که در طول زندگي خود بايد متحمل شوند باز هم بهتر مقاومت مي کنند. به طور کلي اين برنامه ها ماهيتاً متمايل به بهبود « قابليت و توانايي فردي و گروهي  اين اطفال و نوجوانان در ابتکار عمل اقدام و مقاومت در مقابل ستم، به منظور رهايي از سرنوشت اجتماعي تحت سلطه شان » است.   خواننده مطلع متوجه خواهد شد که منابع غالب اين برنامه ها، از نظر منطقي، مطالعات مبنايي اصولاً فرارشته اي است که تاکنون در مورد جامعه پذيري طفل انجام شده است.  
 مي توان در قبال اين برنامه هاي مداخله روان شناختي – اجتماعي زودرس رويهمرفته خوش بين بود. . ليکن اين خوش بيني بايد معقول باشد؛ زيرا برنامه هاي در دست انجام ديگري وجود دارند که مؤثر واقع نشده اند يا از نظر علمي غير قابل ارزيابي اند.


نويسنده: روبر کاري يو -ترجمه دکتر علي حسين نجفي ابرندآبادي 






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان