بسم الله
 
EN

بازدیدها: 386

قانون آيين دادرسي مدني- قسمت دوم

  1393/10/16
قسمت قبلي

باب دوم - وكالت در دعاوي

ماده 58 : ملغي شده .
ماده 59 : وكلاي متداعيين بايدداراي شرايطي باشندكه بموجب قانون براي آنهامقرراست .
ماده 60 : وكالت بايدبموجب سندرسمي بابه گواهي امين دادگاه بخش يا بخشدارياشهرباني ياكلانتري ياكدخداي محل ويايكي ازادارات رسمي كه موكل درآنجاخدمتگزاراست ويايك ياچندنفرازمعتمدين محلي باشدمگرآنكه امضاي موكل معروف نزددادگاه بوده وصدورآن ازموكل محل شبهه نباشد.
درصورتي كه وكالت درخارج ازايران داده شده باشدبايدبه گواهي يكي ازمامورين سياسي ياكنسولي ايران رسيده باشد.مرجع گواهي وكالت نامه اشخاص مقيم دركشورهاي فاقدمامورسياسي ياكنسولي ايران درآئين نامه وزارت دادگستري معين خواهدشد.
هرگاه موكل بعلت ضيق وقت ياعلت مهم ديگري نتواندوكالتنامه رابه گواهي يكي ازاشخاص يامقامات مذكوردراين ماده برساندوامضاءاونزد مرجع مربوط هم معروف نباشدوانتظاربراي تصديق امضاءموجب ازبين رفتن حقي باشد،وكيل مي تواندذيل وكالتنامه تاييدكندكه وكالتنامه راموكل او شخصادرحضوراوامضاءيامهركرده ياانگشت زده است .
ماده 61 : اگروكالت درجلسه دادرسي داده شودبايدمراتب درصورت جلسه قيدوبه امضاي موكل برسد.
ماده 62 : وكالت دردادگاههاشامل تمام اختيارات راجعه به امر دادرسي است جزآنچه راكه موكل استثناءكرده ،ليكن درامورزيراختياروكيل بايددروكالت نامه تصريح شود : 
1- وكالت راجع به پژوهش .
2- وكالت راجع به فرجام .
3- وكالت درمصالحه وتعيين وكيل سازش .
4- وكالت درادعاي جعل ياانكارنسبت به سندطرف استردادسند.
5- وكالت درتعيين جاعل .
6- وكالت درارجاع دعوي به داوري وتعيين داور.
7- وكالت درتوكيل .
8- وكالت درتعيين مصدق وكارشناس .
9- وكالت دراقرار(مقصود،اقراردرماهيت دعوي يابه امري است كه كاملاقاطع دعوي باشد).
10- وكالت دردعوي خسارت .
11- وكالت دراسترداددعوي .
12- وكالت درجلب شخص ثالث ودفاع ازدعوي ثالث .
13- وكالت دردعوي متقابل ودفاع ازدعوي نامبرده (اشاره به شماره هاي مذكوردراين ماده بدون ذكرموضوع آن تصريح محسوب نمي شود.)
ماده 63 : وكيل دردادرسي حق درخوايت صدوربرگ  اجرائي تعقيب عمليات اجرائي واخذمحكوم به رادرصورتي خواهدداشت كه دروكالت تصريح شده باشد.
ماده 64 : اگرموكل ،وكيل خودرامعزول كندبايدهم به وكيل وهم به دادگاه اطلاع دهد،عزل وكيل مانع ازجريان دادرسي نخواهدبود،اظهارشفاهي درعزل وكيل بايددرصورت جلسه قيدوبه امضاي موكل برسد.
ماده 65 : مادام كه عزل وكيل به اطلاع اونرسيده است اقدامات اودر حدودوكالت وهمچنين ابلاغاتي كه ازطرف  دادگاه به وكيل مي شودموثردرحق موكل خواهدبودولي همينكه اطلاع عزل وكيل به دادگاه رسيد،دادگاه ديگراورا درامورراجعه به دادرسي وكيل نخواهدشناخت .
ماده 66 : درصورتي كه وكيل استعفاي خودراكتبابه دادگاه اطلاع دهد، دادگاه به موكل اخطارمي كندكه شخصايابه توسط وكيل جديددادرسي راتعقيب نمايد.
استعفاءوكيلي كه دادخواست بدوي راتقديم كرده ،درحين ابلاغ يابعداز ابلاغ اخطاررفع نقص نقيصه تاپايان موعدتكميل دادخواست مزبوربي اثراست وموجب ابلاغ اخطارمزبوربه موكل نخواهدبود.
ماده 67 : وكيلي كه دروكالت نامه حق دادرسي دردادگاه بالاترهم به او داده شده ومجازبراي دادرسي دردادگاه بالاترباشدوياحق تعيين وكيل مجاز براي دادرسي دردادگاه بالاترداشته باشد،هرگاه پس ازصدورراي ويادرموقع ابلاغ ،استعفاءكندوازرويت امتناع نمايدموثردرامرابلاغ نيست وابتداي مدت پژوهش يافرجام ازروزابلاغ به وكيل محسوب است وهرگاه ازاين حيث زياني به موكل واردشودوكيل مسئول خواهدبود.
درمورداين ماده دادخواست پژوهش ويافرجام وكيل مستعفي ،قبول مي شودومديردفتردادگاه مكلف است به موكل كتبااخطارنمايدكه وكيل خودرا معين ومعرفي كندواگردادخواست ناقص باشدنقص آن رارفع نمايد.
ماده 68 : ابلاغ دادنامه به وكيلي كه حق دادرسي دردادگاه بالاترنداردو يابراي وكالت درمرحله بالاترنباشدووكالت درتعيين وكيل مجازهم نداشته باشدمعتبرنخواهدبود.
ماده 69 : درموردفوت يااستعفاءوياعزل وياممنوع شدن وياتعليق از وكالت ويابازداشت وكيل درصورتي كه توضيحي دادگاه بايدمراتب رادر صوت مجلس قيدوبه موكل اطلاع دهدكه اوشخصاياتوسط وكيل جديددرموعدي كه ازطرف دادگاه معين مي شودبراي توضيح حاضرشود.
اگروكيل بعدازابلاغ حكم وقبل ازانقضاي مدت پژوهش يافرجام فوت كند وياممنوع ازوكالت شودابتداءمدت اعتراض ياپژوهش يافرجام ازتاريخ ابلاغ به موكل محسوب خواهدشد.
همين حكم جاري است درموردي كه وكيل بواسطه قوه قاهره (فرس ماژر) قادربه انجام وظيفه وكالت نباشد.
تبصره  : درمواردي كه دادرسي به وسيله وكيل جريان يافته ووكيل مزبور حق وكالت مرحله بالاترراداردكليه احكام وقرارهاي صادره بايدبه وكيل ابلاغ شودوابلاغ به موكل بلااثراست ومبداءمدتهاومواعدازتاريخ ابلاغ به وكيل محسوب است .
ماده 69مكرر : وكلامكلفنددرموقع محاكمه حاضرشوندوچنانچه عذرموجهي ازقبيل فوت يكي ازاقرباءنسبي ياسببي تادرجه اول ازطبقه دوم وياابتلاءبه مرضي كه مانع ازحركت ويااينكه حركت جهت اومضرتشخيص شودوهمچنين در مواقعي كه حوادث قهري ازقبيل سيل وزلزله وغيره مانع ازحركت آنهاباشد، داشته باشندبايدعذرخودراكتبابادلائل آن به دادگاه براي جلسه محاكمه بفرستندودادگاه درصورتي به اطلاع وكيل ترتيب اثرمي دهدكه عذراورامحرز بداندوالاجريان محاكمه راادامه داده ومراتب رابه مرجع صلاحيتداربراي تعقيب انتظامي وكيل اطلاع خواهدداد.
درمواردي كه دادگاه بعلت عذروكيل تجديدجلسه مي كندوقت جلسه رانيز بايدبه موكل اطلاع دهدوديگرجلسه بعلت تعدم حضوروكيل تجديدنخواهدشد.
هيچيك ازاصحاب دعوي نمي توانندبيش ازدووكيل داشته باشندودر صورت تعيين دونفركه به هيچيك  ازآنهامنفرداحق اقدام نداده باشدحضور يكي ازآنان باوصول لايحه دفاعيه ازطرف يكي ازآنهابراي رسيدگي دادگاه كافي است ودرصورتي كه هردويايكي ازوكلاءغايب عذرموجهي اظهاركرده باشدو ديگري نه حاضرشده باشدونه لايحه تقديم داشته باشدبه ترتيبي كه درفوق مقرر است عمل خواهدشد.

باب سوم - دردادرسي نخستين

فصل اول - در دادخواست و پيوستهاي آن

مبحث اول - در شرايط دادخواست

ماده 70 : شروع به رسيدگي دردادگاههاي دادگستري محتاج به تقديم دادخواست است .
ماده 71 : دادخواست بايدبه زبان فارسي ودرروي برگهاي چاپي مخصوص نوشته شود،مگردرنقاطي كه برگهاي نامبرده دردسترس عموم نباشد.درموارد فوري ممكن است دادخواست تلگرافي باشد.
ماده 72 : دردادخواست بايدنكات زيرقيدشود : 
1- نام ونام خانوادگي ونام پدرواقامتگاه وشغل مدعي ووكيل اودر صورتي كه دادخواست راوكيل داده باشد.
2- نام ونام خانواده واقامتگاه وشغل مدعي عليه .
3- تعيين خواسته وبهاي آن مگرآنكه تعيين بهاممكن نبوده وياخواسته مالي نباشد.
4- تعهدات ياجهات ديگري كه بموجب آن مدعي خودرامستحق مطالبه مي داندبطوري كه مقصودواضح وروشن باشد.
5- آنچه راكه مدعي ازدادگاه درخواست دارد.
6- ذكرتمام ادله ووسايلي كه مدعي براي اثبات ادعاي خوددارداز اسنادونوشتجات واطلاع مطلعين وغيره .
ادله مثبته بايدترتيب وواضح نوشته شودواگردليل گواهي گواه است مدعي بايداسامي ومشخصات ومحل اقامت آنان رابطورصريح معين كند.
تبصره  اقامتگاه بايدباتمام خصوصيات ازقبيل شهروقصبه وخيابان طوري نوشته شودكه ابلاغ به سهولت ممكن باشد.
ماده 73 : درصورتي كه هريك  ازاصحاب دعوي عنوان قيمومت ياتوليت ياولايت ياوصايت ويامديريت شركت وامثال آن داشته باشنددردادخواست بايدتصريح شود.

مبحث دوم - پيوستهاي دادخواست

ماده 74 : مدعي بايدرونوشت ياعكس ياگراوراسنادخودراپيوست دادخواست كند.رونوشت ياعكس ياگراوربايدخواناومطابقت آن بااصل گواهي شده باشد.
مقصودازگواهي آن است كه دفتردادگاهي كه دادخواست به آنجاداده مي شوديادفتريكي ازدادگاههاي ديگريايكي ازادارات ثبت اسناديادفتر اسنادرسمي ودرجائي كه هيچيك ازآنهانباشدبخشدارمحل يايكي ازادارات دولتي مطابقت آنرابااصل گواهي كرده باشد،درصورتي كه رونوشت ياعكس يا گراورسنددرخارجه تهيه شده باشدبايدمطابقت آن بااصل دردفتريكي از سفارتخانه هاوياكنسولگري هاي ايران گواهي شود.
هرگاه اسنادمفصل باشدمثل دفتربازرگاني يااساسنامه شركت وامثال آن ،قسمتهائي كه مدرك  ادعااست خارج نويس شده وپيوست دادخواست مي گردد.
علاوه براشخاص ومقامات مذكورفوق ،وكلاءاصحاب دعوي نيزمي تواند مطابقت رونوشتهاي تقديمي خودرابه اصل تصديق كرده ،پس ازالصاق تمبرمقرر درقانون آئين دادرسي مدني ،به مرجع صالح تقديم نمايند.
ماده 75 : درصورتي كه اسنادبه زبان فارسي نباشدبايدعلاوه بررونوشت گواهي شده سند،ترجمه گواهي شده آن نيزپيوست دادخواست شود.
گواهي صحت ترجمه ومطابقت رونوشت بااصل رامترجمين رسمي با مامورين كنسولي خواهندنمود.
ماده 76 : اگردادخواست توسط وكيل داده شده باشدبايدوكالت نامه وكيل ودرصورتي كه دادخواست راقيم داده باشدرونوشت گواهي شده قيم نامه وبطوركلي رونوشت سندي كه مثبت سمت دادخواست دهنده است نيزبايد پيوست دادخواست شود.
ماده 77 : دادخواست وكليه برگهاپيوست به آن بايددردونسخه ودر صورت تعددمدعي عليه به عده آنهابعلاوه يك نسخه باشد.
ماده 78 : تاريخ تقديم دادخواست بايدشمسي وباتمام حروف نوشته شود دادخواست دهنده بايدزيردادخواست راامضاءكندودرصورت عجزازامضاء مهريااثرانگشت خودرابگذاردوشخص معتمدي مهريااثرانگشت اوراگواهي كند.
ماده 79 : دعاوي متعدده راكه منشاءومبناي آن مختلف است نمي توان به موجب يك  دادخواست اقامه نمود،مگرآنكه دعاوي نامبرده طوري مربوط باشدكه دادگاه بتواندبه تمام آنهادرضمن يك دادرسي رسيدگي كند.
اشخاصي كه مي خواهنددردادگاه بخش تاميزان بيست هزارريال اقامه دعوي نموده وازمقررات مربوط به دعاوي كه خواسته آن بيست هزارريال كمتر است استفاده نمايندنمي توانندادعاي خودراكه ناشي ازيك مدرك است تجزيه كرده وبراي هرقسمت دادخواست جداگانه بدهندمگراينكه دردادگاه نامبرده ازبقيه دعوي خودصرفنظرنمايند.
ماده 80 : دادخواست به دفتردادگاه صلاحيتدارداده مي شودودرنقاطي كه دادگاه داراي شعب متعدداست به دفترشعبه يك .
ماده 81 : مديردفتردادگاه بلافاصله پس ازرسيدن دادخواست بايدآن را ثبت كرده ،رسيدي مشتمل برنام مدعي ومدعي عليه وتاريخ تسليم ازروزوماه و سال باذكرشماره ثبت به تقديم كننده دادخواست بدهدودرروي كليه برگهاي دادخواست تاريخ تسليم راقيدكند.
تاريخ رسيددادخواست به دفتر،تاريخ اقامه دعوي محسوب مي شود.
ماده 82 : هرگاه دادگاه داراي يك ،ياچندشعبه باشدمديردفتربايد فورادادخواست رابنظررئيس اول برساندتارئيس نامبرده آن رابه يكي از شعب ارجاع نمايد.

مبحث سوم - موارد رد دادخواست

ماده 83 : هرگاه دردادخواست مدعي يامحل اقامت اومعلوم نباشددر ظرف دوروزازتاريخ رسيددادخواست ،بموجب قراري كه مديردفتردادگاه ودر غيبت مشاراليه جانشين اوصادرمي كنددادخواست ردمي شود.
رونوشت اين قراركه بايدحاوي علت ردباشددردفتردادگاه مدت ده روز به ديوارالصاق مي گردد،مدعي مي تواندظرف ده روزازتاريخ الصاق به ديوار، به دادگاهي كه دادخواست به آنجاداده شده شكايت نمايد.دراين صورت دادگاه رسيدگي نموده وراي صادره قطعي خواهدبود.

مبحث چهارم - موارد توقيف دادخواست

ماده 84 : درمواردزيردادخواست قبول ولي براي اينكه به جريان افتد بايدتكميل شود : 
1- درصورتي كه به دادخواست وپيوستهاي آن مطابق قانون تمبرالصاق نشده ويادرنقاطي كه تمبرموجودنيست هزينه نامبرده تاديه نشده باشد.
2- وقتي كه فقرات 2-3-4-5 و6ماده 72ومقررات مواد74-75-76-77 رعايت نشده باشد.
ماده 85 : درمواردماده قبل ،مديردفتردادگاه درظرف دوروزنقايص دادخواست رابطورتفصيل به مدعي كتبااطلاع داده وازروزابلاغ پنج روزبا رعايت مدت مسافت به اومهلت مي دهدكه نقايص رارفع كندودرصورتي كه در موعدرفع ننموددادخواست بموجب قراري كه مديردفترودرغيبت مشاراليه جانشين اوصادرمي كندردمي شود،اين قراربه مدعي ابلاغ مي شود و مشاراليه مي توانددرظرف ده روزازتاريخ ابلاغ به دادگاهي كه دادخواست به آنجاداده شده شكايت نمايد.راي دادگاه قطعي است .
تبصره 1- رعايت ماده 83و85منحصرادرمرحله بدوي است .
تبصره 2-هرگاه درتنظيم دادخواست ،مقررات ماده 79رعايت نشده باشدبترتيب فوق به مدعي اخطارمي شودكه ظرف 5 روزبارعايت مسافت صريحا تعيين كندكه تقاضاي رسيدگي به كدام دعوي يادعاوي كه منشاءومبناي آن يكي يامربوط به يكديگراست ،دارددرصورتي كه مدعي درموعدپاسخ موجهي نداد دادخواست به ترتيب فوق ردمي شودوقراردفتردراين موردقابل شكايت در دادگاه است ونظردادگاه قطعي است ودرصورت تعيين دعوي يادعاوي كه منشاء ومبناي آن يكي يامربوط به يكديگراست دادخواست نسبت به دعوي يادعاوي تعيين شده بشرط نداشتن نقص ازجهت ديگرقبول نسبت به بقيه دعوي يادعاوي مستردشده محسوب است .
تصبره 3- درهرموردكه هزينه انتشارآگهي ظرف يكماه ازتاريخ ابلاغ اخطاريه دفترتاديه نشوددادخواست بوسيله دفترردخواهدشدواين قراردر حدودمقررات قابل شكايت دردادگاه مي باشد جزدرمواردي كه مدعي ازهزينه دادرسي اعسارداده باشدكه دراين صورت مدت يكماه مزبورازتاريخ ابلاغ دادنامه رداعسارنامبرده درمرحله نخستين محسوب خواهدشد.








برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان