بسم الله
 
EN

بازدیدها: 409

ادراك حسي از ديدگاه ابن سينا- قسمت پنجم

  1393/10/14
قسمت قبلي

حقيقت نفس

بعد از آن که تکون نفس و مبدا آن را به طور کلي دانستيم سؤال از ماي حقيقيه مطرح مي شود . به طور خلاصه مي توان گفت نفس دو قسم است : نفس فلکي ونفس ارضي ، نفوس ارضي خود سه نوع است ، نفس نباتي ، نفس حيواني و نفس انساني . شيخ رحمه الله نخست معناي جامع نفس را که شامل تمام انواع آن شود بيان مي کند و سپس با اضافه کردن قيودي اقسام آن را متمايز مي سازد ، تعريف جامع نفس عبارت است از :

« فالنفس التي نحدها هي کمال اول لجسم طبيعي . » (12)

توضيح و تفسير : اگر اجسام را بررسي کنيم مي بينيم که از آن ها افعال و آثارمختلفي صادر مي شود ؛ مثلا از برخي تغذيه ، نمو و توليد مثل سر مي زند ، از ديگري افعال حسي و حرکت ارادي ناشي مي شود و از دسته اي استنباط و ادراکات کلي ، حال سؤال اين است که منشا و مبدا اختلاف افعال چيست ؟ اگر آن را مستند به جسميت کنيم از آن جا که اين ويژگي در تمام اجسام به طور يکسان وجود دارد ، پاسخ صحيحي نخواهد بود ، زيرا از جهت اشتراک ، افعال مختلف ناشي نمي شود ، از سوي ديگر جسم از ماده و صورت جسميه مرکب است و ماده چون جهت قبول است نه مبدا فعل لذا ماده هم مبدا آثار متفاوت نيست ، بنابراين منشا سومي بايد يافت اين منشا ، که مبدا افعال گوناگون « وليس علي وتيرة واحدة » مي باشد ، نفس خواهد بود .

بر اين جهت اسامي مختلفي نهاده اند : قوه ، صورت و کمال . شيخ رحمه الله از اين سه نام ، همانند ارسطو ، کمال را برگزيده است (13) . کمال از آن رو به اين جهت اطلاق مي گردد که جنس با آن نوع محصل شده کامل مي گردد . کمال خود بر دو قسم است : کمال اول که نوع با آن تمام مي گردد و کمال ثاني که بعد از تکميل نوع به دنبال آن مي آيد نظير احساس و حرکت براي حيوان . پس کمال اول مبدا افعال است و کمال ثاني خود فعل و آثار است . کمال اول ، ذات بر آن متوقف است و کمال ثاني او برذات . لذا نفس ، کمال اول خواهد بود و نوع با آن بالفعل شده و جنس محصل و تمام خواهد شد . از سوي ديگر چون کمال ، کمال است براي چيزي و آن چيز مي تواند جسم يا جوهر غير جسماني باشد نفس کمال است براي جسم . (14)

از جسم معناي جنسي آن مراد است نه جسم به معناي ماده ، جسم به معناي جنسي دو قسم است : جسم صناعي يعني آن چه که مصنوع انسان است مثل سريرو کرسي و ديگري جسم طبيعي که مصنوع نباشد نظير حجر ، حال اگر جسمي را درنظر بگيريم که طبيعي باشد و از آن فعلي خاص که از جهت جسميت آن نباشدصادر گردد در اين جسم مبدايي خواهد بود که منشا آن فعل بوده و جزء قوام و بالفعل آن مي باشد و جسم جنسي با آن تمام شده کامل مي گردد اين جزء و مبدا چيزي جز نفس نيست که از او افعال گوناگون ناشي مي گردد ، بنابراين نفس به طور کلي کمال اول جسم طبيعي است .(15)

يا « آلي له ان يفعل افعال الحيوة » (16) اضافه کنيم نفوس فلکيه از تعريف خارج شده و اين حد ، تنها شامل نفوس ارضي خواهد شد . آلي به معناي ذوآلة است (اگر آلي خوانده شود وصف کمال است و يعني کمال ذوآلة باشد و اگر آلي خوانده شود وصف جسم بوده يعني جسم مشتمل بر آلاتي است که مراد قواي مختلف مي باشد) پس آن کمال يا جسم افعال خود را با استعانت از آلات و به کمک ابزار و وسايطي انجام مي دهد (خواهيم گفت که برخي افعال نفس بدون آلت است مثل ادراک کلي يا شعور به ذات) همچنين جسم بايد ذي حيات باشد يعني مشتمل بر آلاتي که با آن صدور افعال حياتي از آن ممکن مي گردد بوده باشد البته نفوس فلکي تعريف خاص و بحثي مستقل دارند که بايد در محل خود به دنبال آن بود . (17)

نفوس ارضي سه قسم بودند که اکنون با ذکر آن ها به تعريف اجمالي آن هامي پردازيم :

الف - نفس نباتي .


« وهي الکمال الاول لجسم طبيعي آلي من جهة ما يتولد وينمي ويغتذي . » (18)

نفس نباتي داراي سه ويژگي است : تغذيه ، تنميه و توليد مثل ، به عبارت ديگر ، نفس نباتي مبدا اين سه فعل بوده و اين سه هر يک داراي قوه اي مستقل مي باشندکه عبارتند از قوه غاذيه ، منميه و مولده ، لذا نفس نباتي با اين سه قوه و آلت سه فعل مختلف را انجام مي دهد .

ب - نفس حيواني .


« وهي الکمال الاول لجسم طبيعي آلي من جهة ما يدرک الجزئيات [ من شانه ان يحس ] ويتحرک بالارادة . » (19)

دو خصوصيت ممتاز نفس حيواني ، ادراک حسي و حرکت ارادي است که هريک با قواي مخصوص به خود افعالي را انجام مي دهند .

ج - نفس انساني .


« وهي الکمال الاول لجسم طبيعي آلي من جهة ما ينسب اليه انه يفعل الافاعيل الکائنة بالاختيار الفکري والاستنباط بالراي [ من جهة ما يدرک الامور الکلية ] . » (20)

پس عمده ترين خصيصه نفس انساني ادراک کليات است که اين فعل نيز با قوه خاصي انجام مي گيرد از اين چهار نفس فلکي ، نباتي ، حيواني و انساني آن چه دراين نوشتار مورد نظر است و بالاصاله مورد بحث قرار مي گيرد نفس حيواني است واگر به نفوس ديگر و مباحث مربوط به آن ها اشاره مي شود به خاطر ارتباطي است که با نفس حيواني دارد و ابعاد مختلف آن را روشن تر مي کند .

آن چه تاکنون ذکر شد جهت اضافي نفس بود ، يعني نفس را از آن جهت که کمال جسم يا بدن بوده ، مدبر آن مي باشد شناختيم و نه جوهر ذات آن را و از اين روست که از نفس در طبيعيات بحث مي شود و مي دانيم که در طبيعيات از آن جهت از نفس بحث مي شود که علقه اي به ماده و حرکت دارد و اين حيث جهت اضافي نفس است که بيان شد . البته در باب اين که حقيقت نفس چيست مسالک گوناگوني وجوددارد : برخي آن را محرک ، بعضي مدرک و عده اي آن را هر دو تلقي کرده اند . اين مذاهب و مسالک به قدري متعدد و فراوانند که مي توان بالغ بر بيست مذهب رابرشمرد . (21) ديدگاه عرفاني شيخ رحمه الله در زمينه نفس اين است که روح انسان چون پرنده آشيان گم کرده اي است که در اين جهان تاريک گرفتار آمده و منزلگه اصلي خود رافراموش کرده است . گويند تشبيه روح به مرغ پر و بال شکسته زنداني از سوي شيخ رحمه الله متاثر از اخوان الصفاست . (22)

-------------------------
11) النجاة ، ص 318 و 319 ؛ ر . ک دانشنامه علائي ، ص 78 و 80 ، 101 ؛ رسائل ، ص 49 . الاشارات والتنبيهات ، ج 2 ، ص 286 ؛ المبدا و المعاد ، ص 92 ، 93 ، 96 .
12) الاشارات و التنبيهات ، ج 2 ، ص 290 ؛ ر . ک : کتاب النفس ، ص 10 .
13) رساله نفس ، ص 9 ؛ جهت مقايسه آراء ابن سينارحمه الله و ارسطو در باب نفس ر . ک : عقل در حکمت مشاء ، ص 343 - 360 .
14) رسائل ، ص 167 .
15) رسائل رساله حدود ، ص 90 و 167 ؛ الاشارات و التنبيهات ، ج 2 ، ص 291 .
16) کتاب النفس ، ص 10 .
17) ر . ک : الاشارات والتنبيهات ، ج 2 ، ص 286 - 291 ؛ کتاب النفس ، ص 5 - 12 ؛ رسائل ، ص 167 و 166 ؛ المبدا و المعاد ، ص 91 - 93 ؛ النجاة ، ص 318 و 319 .
18) کتاب النفس ، ص 32 ؛ الاشارات و التنبيهات ، ج 2 ، ص 299 ؛ النجاة ، ص 319 .
19) کتاب النفس ، ص 32 ؛ الاشارات و التنبيهات ، ص 299 ؛ المبدا و المعاد ، ص 93 ؛ النجاة ، ص 320 .
20) همان .
21) کتاب النفس ، ص 12 - 14 و 221 - 231 ؛ اسفار ، ج 8 ، ص 241 به بعد .



نويسنده: محمد تقي فعالي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان