بسم الله
 
EN

بازدیدها: 373

اخلاق در قرآن-قسمت چهل و هفتم

  1393/10/14

قسمت قبلي

گام پنجم: معاتبه و معاقبه (سرزنش کردن و کيفر دادن)

پنجمين گام که بعد از «محاسبه» انجام مي گيرد، مساله معاتبه و معاقبه يعني سرزنش و مجازات نفس است در برابر خطاها و خلافهايي که از او سرزده است؛ زيرا اگر انسان حساب کند، و در مقابل کارهاي خلاف، هيچ واکنشي نشان ندهد، نتيجه معکوس خواهد شد؛ و به تعبير ديگر، باعث جرات و جسارت نفس است.

همان گونه که وقتي انسان کارمندان و کارگران و شرکاي خود را پاي حساب حاضر مي کند و از آنها تخلفها و نادرستيهايي در حساب مي بيند، در برابر آن واکنش نشان مي دهد و به نوعي آنها را کيفر مي دهد - از مرحله خفيف و ملايم مانند سرزنش گرفته تا مرحله کيفرهاي مختلف - کساني که در مسير قرب خدا گام برمي دارند و به سير و سلوک مشغولند، نيز در برابر نفس سرکش بايد چنين باشند؛ در غير اين صورت، محاسبه نتيجه معکوس مي دهد؛ يعني، موجب جرات و جسارت بيشتر مي شود.

قرآن مجيد تا آن حد به اين مساله اهميت داده که به نفس «لوامه» سوگند ياد مي کند و مي فرمايد: «و لا اقسم بالنفس اللوامة(73)»(74)و مي دانيم نفس لوامه همان وجدان بيداري است که صاحبش را به هنگام ارتکاب کار خلاف ملامت و سرزنش مي کند، که اين خود نوعي معاقبه و مجازات خويشتن است.

روشن است که معاقبه و مجازات خويشتن در برابر کارهاي خلافي که از انسان سرزده سلسله مراتبي دارد که از ملامت شروع مي شود، سپس به مراحل شديدتر مانند محروم کردن خويشتن از بعضي لذائذ زندگي در يک مدت معين منتهي مي شود.

در قرآن مجيد به نمونه جالبي از اين موضوع در مورد سه نفر از متخلفان جنگ تبوک اشاره شده است که پيامبراکرم صلي الله عليه و آله پس از بازگشت از جنگ، به مسلمانان دستور داد که با آنها ترک رابطه کنند تا آنجا که زمين با آن همه وسعتش بر آنها تنگ شده آنها در مقام توبه بر آمدند، و به مجازات خويش پرداختند، به اين صورت که خودشان نيز يکديگر را ترک گفتند و در انزواي کامل به ادامه توبه مشغول شدند؛ پس از مدتي خداوند توبه آنها را پذيرفت، و اين آيه را نازل فرمود: «و علي الثلاثة الذين خلفوا حتي اذا ضاقت عليهم الارض بما رحبت و ضاقت عليهم انفسهم و ظنوا ان لاملجا من الله الا اليه ثم تاب عليهم ليتوبوا ان الله هو التواب الرحيم؛ (همچنين) آن سه نفر را که (در مدينه) باز ماندند (و از شرکت در تبوک خود داري کردند و مسلمانان از آنان قطع رابطه نمودند) تا آن حد که زمين با همه وسعتش بر آنها تنگ شد، و (حتي) جايي در وجود خويش براي خود نمي يافتند، و دانستند که پناهگاهي از خدا، جز به سوي او نيست، در اين هنگام خدا آنان را مشمول رحمت خود ساخت، (و به آنان توفيق داد) تا توبه کنند (و خداوند توبه آنها را پذيرفت) که خداوند توبه پذير و مهربان است. » (سوره توبه، آيه 118)

جمله «و ضاقت عليهم انفسهم؛ نفس آنها بر آنها (نيز) تنگ شد» ممکن است اشاره به همان مساله «معاقبه نفس» باشد که آنان براي مجازات خويشتن يکديگر را ترک گفتند و در انزواي مطلق فرو رفتند، و اينجا بود که خداوند توبه آنان را پذيرفت.

در شان نزول آيه 102 سوره توبه: «و آخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صالحا و آخر سيئا عسي الله ان يتوب عليهم ان الله غفور رحيم؛ و گروه ديگري به گناهان خود اعتراف کردند، و اعمال صالح و ناصالحي را به هم آميختند، اميد مي رود که خداوند توبه آنها را بپذيرد، چرا که خداوند غفور و رحيم است. » داستاني درباره «ابولبابه انصاري» نقل شده، که از ياران پيامبر صلي الله عليه و آله بود، ولي بر اثر سستي، از شرکت در جنگ تبوک خود داري کرد، بعدا سخت پشيمان و ناراحت گشت؛ به مسجد پيامبر صلي الله عليه و آله آمد و خود را به يکي از ستونها که امروز به «ستون ابولبابه» ، يا «ستون توبه» معروف است بست، و سوگند ياد کرد که خود را بازنکند، مگر اين که پيامبر صلي الله عليه و آله بيايد و گره را بگشايد؛ يا به تعبير ديگر، خداوند اعلام قبولي توبه او را بنمايد. مدتي بر اين حال ماند، سپس آيه فوق نازل شد و قبولي توبه او را اعلام کرد.

روشن است که اقدام ابولبابه، نوعي «معاقبه» و مجازات خويشتن در برابر کار خلاف بود، و نشان مي دهد که اين مرحله از سير و سلوک در عصر پيامبر صلي الله عليه و آله و در ميان ياران او نيز وجود داشته است.

جمله خلطوا عملا صالحا و آخر سيئا (اعمال صالح و ناصالحي را به هم آميختند) نيز مي تواند اشاره به اين معني باشد.

در احاديث اسلامي نيز اشاراتي به مساله معاقبه ديده مي شود؛ از جمله:

1- امير مؤمنان علي عليه السلام در اوصاف برجسته متقين و پرهيزکاران که در نهج البلاغه آمده است، در شرح يکي از اوصاف آنها مي فرمايد: ان استصعبت عليه نفسه في ما تکره لم يعطها سؤلها في ما تحب؛ هرگاه نفس او در انجام وظايفي که خوش ندارد، سرکشي کند (و به راه گناه برود) او هم از آنچه دوست دارد محرومش مي سازد (و از اين طريق نفس سرکش را مجازات مي کند) . » (75)

منظور اين است که در برابر سرکشي نفس، گاه آنچه مورد علاقه او از خواب و خوراک و استراحت است، از او دريغ مي دارد، تا از اين طريق مجازات شود و ديگر به راه عصيان و نافرماني حق نرود.

2- در حديث ديگري که در «غررالحکم» از آن حضرت آمده است، چنين مي خوانيم: «اذا صعبت عليک نفسک فاصعب لها تذل لک؛ هنگامي که نفس بر تو سخت گيرد (و در برابر طاعت فرمان حق به آساني تسليم نگردد) تو هم بر او سخت بگير (و خواسته هايش را از او دريغ دار) تا در برابر تو تسليم گردد! »

3- و نيز از آن حضرت آمده است: «من ذم نفسه اصلحها، من مدح نفسه ذبحها؛ آن کس که نفس خويشتن را مذمت ( و سرزنش) کند سبب اصلاح آن را فراهم کرده، و آن کس که خويشتن را مدح و ثنا گويد، گويي خود را ذبح کرده است. » (76)

4- باز در حديثي از همان امام همام، اميرمؤمنان علي عليه السلام آمده است که فرمود: دواءالنفس الصوم عن الهوي، و الحمية عن لذات الدنيا؛ داروي نفس (سرکش) روزه گرفتن از هوي و هوسها و پرهيز از لذات دنيا است. » (77)

در حالات صحابه پيامبر صلي الله عليه و آله و علماي بزرگ و مؤمنان پاکدل، نمونه هاي فراواني از اين مطلب ديده مي شود که آنها به هنگام ارتکاب گناهي، خويشتن را در معرض معاقبه و مجازات قرار مي دادند، و هر کدام به نوعي براي عدم تکرار گناه در آينده اقدام مي نمودند؛ از جمله:

1- در حالات ياران پيامبر صلي الله عليه و آله آمده است که يکي از اصحاب به نام به «ثعلبه» (78)که از طايفه انصار بود؛ با «سعيد بن عبدالرحمن» (که از مهاجران بود) پيمان برادري داشت؛ در يکي از غزوات «سعيد» به همراهي پيامبر صلي الله عليه و آله به ميدان جهاد شتافت، و «ثعلبه» در مدينه ماند و به دوست خود اطمينان داد که مشکلات خانواده او را حل مي کند، و از همين رو هر روز براي آنها آب و هيزم مي آورد و در حل مشکلاتشان مي کوشيد.

روزي زن «سعيد» درباره مطلبي از پشت پرده با ثعلبه سخن مي گفت، هواي نفس بر او چيره شد، پرده را کنار زد، همين که چشمش به همسر زيباي سعيد افتاد دل از دست بداد و گام پيش نهاد و دست دراز کرد که زن را در آغوش گيرد، ولي همسر سعيد فرياد زد، ثعلبه چه مي کني؟ آيا روا است برادر مجاهدت در راه خدا مشغول جهاد باشد و تو در خانه او نسبت به همسرش قصد خلاف داشته باشي؟!

اين سخن، ثعلبه را تکان داد، گوئي از خوابي عميق برخاسته بود، فريادي کشيد و از خانه بيرون رفت و سر به کوه و صحرا گذاشت، و به گريه زاري مشغول شد و مي گفت: «الهي انت المعروف بالغفران و انا الموصوف بالعصيان؛ خدايا تو معروف به آمرزش و من موصوف به گناهم! »

به اين ترتيب او خود را در محروميت و تنگنا براي مجازات خويشتن نسبت به خطايي که از او سرزده بود قرار داد؛ سرانجام طي داستان مفصل خدمت پيامبر صلي الله عليه و آله رسيد و به پيشگاه آن حضرت توبه خويش را عرضه نمود، و آيه 135 سوره آل عمران در حق او نازل شد، و توبه اش مقبول درگاه الهي افتاد و الذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذکروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذنوب الا الله و لم يصروا علي ما فعلوا و هم يعلمون؛ و آنها که وقتي مرتکب عمل زشتي شوند، يا به خود ستم کنند، به ياد خدا مي افتند و براي گناهان خود طلب آمرزش مي کنند و کيست جز خدا که گناهان را ببخشد و بر گناه اصرار نمي ورزند، با اين که مي دانند! » (79)

2- در حالات فقيه بزرگ عالم شيعه، مرحوم آيت الله بروجردي (قدس سره الشريف) نقل شده که هرگاه عصباني مي شد، و احيانا به بعضي طلاب درس خود پرخاش مي کرد، با اين که اين پرخاش همانند پرخاش پدر نسبت به فرزندش بود، بلافاصله از همين پرخاش مختصر، پشيمان شده و در مقام عذرخواهي و جبران بر مي آمد، و طبق نذري که داشت، فرداي آن روز را براي جبران اين کار روزه مي گرفت؛ و به اين ترتيب، خود را در برابر اين کار کوچک معاقبه مي فرمود.

3- يکي از علماي بزرگ اخلاق نقل مي کرد که يکي از آقايان اهل منبر مي گفت: من در آغاز منبرم سلام بر امام حسين عليه السلام مي کنم و جواب مي شنوم، اگر جواب نشنوم منبر نمي روم! اين حالت روحاني از آنجا براي من پيدا شد که روزي وارد مجلس مهمي شدم و واعظ معروفي را بر منبر ديدم، اين خيال در دل من پيدا شد که بعد از او سخنراني جالبي کنم و او را بشکنم! به خاطر اين خيال غلط تصميم گرفتم چهل روز به منبر نروم به دنبال اين کار (معاقبه خويشتن در مقابل يک فکر خطا و خيال باطل) اين نورانيت در قلب من پيدا شد که پاسخ سلامم را به حضرت، مي شنوم. (80)

کوتاه سخن اين که: مراقبه و سپس محاسبه در صورتي اثر قاطع دارد، که مساله «معاقبه» و کيفرهاي مناسب، نسبت به نفس اماره و هوي و هوسهاي سرکش را در پي داشته باشد وگرنه تاثير آن بسيار ضعيف خواهد بود.

ولي اين به آن معني نيست که اعمال مرتاضان و بعضي از صوفيان منحرف را امضا کنيم، و بر داستانهايي که نمونه آن در پاره اي از کلمات «غزالي» در «احياءالعلوم» آمده است صحه بگذاريم که مثلا انسان براي رياضت نفس يا جبران خطاهايي که از او سرزده، دست به اعمال خشونتبار نسبت به خويشتن بزند و مجازاتهاي خطرناک و ابلهانه اي نسبت به خود انجام دهد، بلکه منظور از «معاقبه» کارهايي شبيه آنچه در بالا آمد مي باشد، مانند روزه گرفتن، تعطيل کردن برنامه هايي که در معرض هوي و هوس است، و محروم ساختن خويشتن از پاره اي لذات مادي و امثال آنها.

به گفته مرحوم نراقي در معراج السعاده: «اگر کار خلافي از او سرزد در مقام تنبيه خود بر آيد؛ مثلا، تن به عبادات سنگين و انفاق اموالي که مورد علاقه اوست بدهد، اگر لقمه حرام يا مشتبهي خورده خويشتن را مقداري گرسنگي دهد، و اگر زبان به غيبت مسلماني گشوده، مدح او کند يا با سکوت، خود را تنبيه، يا با ذکر خدا آن را جبران نمايد؛ اگر شخص فقير و تنگدستي را کوچک شمرده و نسبت به او توهين کرده، مال فراواني را به او ببخشد، و همچنين نسبت به ساير معاصي و تقصيرات در مقام جبران برآيد. » (81)

--------------------------
73- سوره قيامت، آيه 2.
74- معروف در ميان مفسران اسلام اين است که «لا» در جمله بالا زائده و براي تاکيداست. اين نکته نيز قابل توجه است که براي «نفس لوامه» تفسيرهاي مختلفي ذکر شده بعضي آن را اشاره به افراد کافر و عاصي دانسته اند که در روز قيامت خود را ملامت مي کنند، و بعضي اشاره به آنها در دنيا مي دانند که شايسته ملامتند هر چند خود را ملامت نکنند؛ ولي معني بالا (وجدان بيدار ملامت کننده) از همه مناسبتر است، چرا که قرآن به آن قسم ياد کرده، قسمي که نشانه اهميت فوق العاده آن است. (دقت کنيد)
75- نهج البلاغه، خطبه 193.
76- غرر الحکم
77- همان مدرک، حديث شماره 5153 .
78- در ميان ياران پيامبر صلي الله عليه و آله افراد زيادي بودند که نام ثعلبه داشتند، و اين ثعلبه غير از ثعلبة بن حاطب انصاري است که از پرداخت زکات خودداري کرد، پيامبر صلي الله عليه و آله و مسلمانان او را از جامعه اسلامي طرد کردند.
79- اين داستان را بطور مشروح در کتب مختلفي از کتاب خزينة الجواهر صفحه 320 نقل کرده اند و فخررازي در تفسير در ذيل آيه آن را به صورت بسيار فشرده آورده است (تفسير کبير فخررازي، جلد9، صفحه 9) .
80- داستان معروف علي بن يقطين و ابراهيم جمال نيز نمونه ديگري است.
81- معراج السعاده، چاپ جديد، صفحه 703 (با کمي تلخيص)



نويسنده: ناصر مکارم شيرازي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان