بسم الله
 
EN

بازدیدها: 401

همه چيز درباره موارد " انحلال عقد نکاح"

  1393/10/13
به گزارش خبرنگار حقوقي قضايي باشگاه خبرنگاران، طلاق در زمره غم‌انگيز‌ترين پديده‌هاي اجتماعي است که آسيب‌ها و مشکلاتي که زوجين و خانواده‌هاي آنان قبل و پس از طلاق متحمل مي‌شوند. 
 
خداوند احکام مختلفي را پيرامون طلاق در قرآن کريم بيان و در اين آيات تاکيد به صلح و سازش و داوري کرده و نهايتا مي‌فرمايد چنانچه قصد جدايي از همسرانتان را داريد به شايستگي از آنان جدا شويد نه با جنجال و کينه توزي و عداوت، بنابراين طلاق امر مهمي است و نبايد هر گاه مرد اراده کرد بتواند صيغه طلاق را جاري کند، بنابراين قانونگذار تشريفات خاصي را براي آن قرار داده است از جمله جاري شدن طلاق به صيغه طلاق و با حضور و شهادت دو مرد عادل و اين امر در اختلافات خانوادگي پس از تلاش براي اصلاح ذات البين و ايجاد زمينه تفاهم بين زوجين و مراجعه به دادگاه خانواده (حتي در صورت توافق) صورت مي پذيرد."سيد علي شاه صاحبي"؛ وکيل پايه يك دادگستري در اين زمينه به باشگاه خبرنگاران پاسخ مي‌دهد. 
  
باشگاه خبرنگاران: موجبات انحلال عقد نکاح چيست؟هرکدام را به اختصار توضيح دهيد. 
 
**شاه صاحبي: عقد نکاح به سه طريق منحل و رابطه زناشويي قطع مي‌شود: 
 
1- طلاق 2- فسخ 3- بذل مدت 
  
1- طلاق: شوهر در موارد نامحدود و زن در موارد محدودي که قانون براي او در نظر گرفته مي‌توانند با مراجعه به دادگاه خانواده تقاضاي طلاق کنند. 
  
2- فسخ: وجود بعضي از عيوب در زن يا شوهر موجب انحلال عقد نکاح و قطع رابطه زناشويي مي‌شود بعنوان مثال ناتواني جنسي در شوهر و يا جزام و زمين‌گيري در زن مي‌تواند از موارد فسخ از طرف يکي از زوجين باشد. 
 
البته استفاده از اين حق براي زن و شوهر در صورتي است که از وجود اين عيوب قبل از وقوع عقد مطلع نبوده باشد در غير اين صورت نمي‌توانند از اين حق عليه ديگري استفاده کنند و يا جنون از عوارضي است که اگر زودگذر نباشد هر چند که مستمر و يا ادواري ( به طور دوره‌اي سالم و بيمار باشد) مي‌تواند از موارد فسخ باشد. 
 
البته ذکر اين نکته ضروري است که چنانچه زن پس از وقوع نکاح نيز از جنون همسر خود مطلع شود مي‌تواند از حق فسخ استفاده کند ولي شوهر از اين حق محروم است. 
 
اختيار فسخي که قانونا به زن و شوهر داده شده است فوري است. يعني به محض آنکه يکي از طرفين از عيب طرف ديگر مطلع شد بايد از اين حق استفاده کند در غير اين صورت حق فسخ او از بين مي‌رود و البته فوريت اين حق نيز با توجه به عرف و عادت تعيين مي‌شود. 
 
3- بذل مدت: بذل مدت مختص نکاح منقطع يا غير دائم (صيغه) است و شوهر مي‌تواند هر وقت که مايل باشد باقيمانده مدت نکاح منقطع را به زوج ببخشد و يا به عبارتي بذل کند. 
 
گاهي عقد نکاح خود به خود و بدون اقدامي از سوي زوجين منحل مي‌شود مانند فوت يکي از زن و شوهر و يا ممکن است پس از عقد نکاح مواردي حادث شود که زن و شوهر به يکديگر حرام شوند و در نيتجه عقد منحل شود بي آنکه زن و شوهر از حق فسخ استفاده کرده باشند مانند مواردي که زن و شوهر پس از عقد نکاح از اسلام خارج شوند . 
  
باشگاه خبرنگاران: تفاوت فسخ نکاح و طلاق چيست؟ 
 
**شاه صاحبي: فسخ و نکاح هر چند که از حيث داشتن عده يکسان بوده و تفاوتي با يکديگر ندارند ولي از جهات بسياري از احکام با هم متفاوتند که مواردي از آن در ذيل اشاره مي‌شود: 
  
*در طلاق بايد صيغه طلاق با تشريفات و بيان خاص اداء شود در صورتي که در فسخ نيازي به آن تشريفات نيست. 
*در طلاق شهادت دو مرد عادل ضروري است در حاليکه در فسخ نيازي به آن نيست. 
*طلاق چنانچه قبل از انجام زناشويي باشد زن حق مطالبه نصف مهريه خود را دارد در حاليکه در فسخ اصولا به زوجه مهريه اي تعلق نمي‌گيرد. 
  
باشگاه خبرنگاران: ارکان طلاق را نام ببريد. 
 
** شاه صاحبي:براي وقوع هر طلاقي چهار رکن ضروري است: 
 
 1- شخص طلاق دهنده (شوهر) 
 2- شخص طلاق داده شده (زن) 
 3- صيغه طلاق که عبارت است از بيان آن با عبارت ويژه 
 4- شهادت دو مرد عادل. 
 
در واقع عبارت مربوط به جاري کردن صيغه طلاق بايد به نحوي ادا شود که دو شاهد مرد عادل هم زمان آن را بشنوند و براي هر طلاق بايد صيغه جداگانه‌اي جاري شود و اداي يک صيغه طلاق براي چند مورد هم زمان صحيح نيست. 
هر گاه دادگاه به تقاضاي زن حکم طلاق را صادر کند و در واقع شوهر را اجبار به طلاق کند چنانچه شوهر حسب اجراي حکم در دفتر طلاق حاضر نشود مراتب از دفتر طلاق به دادگاه اعلام در اين صورت نماينده‌اي از دادگاه به دفترخانه معرفي و به نمايندگي از شوهر صيغه طلاق را بيان مي کنند. 
  
باشگاه خبرنگاران: شخص طلاق دهنده بايد چه شرايطي داشته باشد؟ 
 
**شاه صاحبي: براي جاري شدن صيغه طلاق، طلاق دهنده بايد واجد چهار شرط باشد: 
 
1- بلوغ : طلاق‌دهنده بايد بالغ باشد و رشد جزء شرايط طلاق دهنده نيست بنابراين سفيه مي‌تواند همسرش را طلاق دهد زيرا طلاق از امور مالي نيست که سفيه نتواند آن را به تنهايي انجام دهد و نياز به اجاره ولي خود داشته باشد.(سفيه کسي است که اقدام او در امور عقلائي نباشد) 
 
2-عقل : يکي ديگر از شرايط طلاق‌دهنده عقل است بنابراين ديوانه نمي‌تواند راسا همسر خود را طلاق داده و صيغه طلاق را جاري کند. 
در اين مورد سرپرست قانوني او با تصويب دادستان صيغه طلاق را جاري مي‌کند و علت مداخله ولي يا قيم در طلاق ديوانه رعايت مصالح وي است. 
 
3-قصد: طلاق‌دهنده بايد بر مفهوم عبارتي که براي جاري شدن صيغه طلاق ادا مي‌کنند آگاه باشد. 
 
4- اختيار: طلاق‌دهنده بايد در اجراي صيغه طلاق آزادي کامل داشته باشد بنابراين بيان صيغه طلاق از روي اجبار، تهديد و اکراه صحيح نيست. 
  
باشگاه خبرنگاران: انواع طلاق را نام ببريد و هرکدام را توضييح دهيد. 
 
**شاه‌صاحبي:صيغه طلاق به دو صورت جاري مي شود:1-رجعي 2- بائن 
  
1- طلاق رجعي 
  
طلاق رجعي، طلاقي است که براي شوهر در مدت عده حق رجوع است اين حق جزء اختيارات شوهر است و براي زن چنين حقي در نظر گرفته نشده است حق رجوع را با هيچ قراردادي نمي‌توان از بين برد و شوهر نيز نمي‌تواند اين حق را از خود ساقط کند. 
 
رجوع مرد به زن تابع تشريفات خاصي نيست و با هر بيان و اقدامي که حکايت از رجوع کند انجام مي‌پذيرد و زن هم به محض رجوع مکلف به انجام وظايف زناشويي است. 
  
2- طلاق بائن 
 
طلاق بائن که در بين مردم به طلاق خلعي معروف است طلاقي است که در زمان عده براي شوهر حق رجوع نيست. 
 
موارد زير طلاق بائن است: 
 
1- طلاقي که قبل از زناشويي واقع شود. 
 
2- طلاق زن يائسه(يائسه زني است که به اقتضاي سن که معمولا پنجاه سالگي است عادت زنانگي نمي‌بيند و زمان بارداري او به پايان رسيده است.) 
 
3- طلاق خلع و مبارات، توضيحا اضافه مي‌کند طلاق خلع طلاقي است که زن به لحاظ کراهت (بيزاري) از شوهرش با بخشيدن مالي به او طلاق مي‌گيرد و طلاق مبارات طلاقي است که اين بيزاري دو طرفه باشد ( زن و شوهر از هم بيزار باشند و ميلي به ادامه زندگي نداشته باشد) 
 
4- سه طلاق( يعني سومين طلاقي که بعد از سه وصلت پي در پي بوجود آيد.) طلاق‌هايي که از طرف دادگاه خانواده به تقاضاي زوجه و بلحاظ عسر و حرج صادر مي شود جزء در يک مورد (طلاق زوجه غايب مفقود الاثر) که رجعي است در بقيه موارد بائن است يعني شوهر حق رجوع ندارد. زيرا رجعي بودن اين گونه طلاق‌ها با فلسفه وجودي دادگاه‌هاي خانواده و مفاد ماده 1130 قانون مدني اصلاحي آبان 1370 منافات دارد .





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان