بسم الله
 
EN

بازدیدها: 378

زنان شاغل ؛ چالش هاي پيش رو

  1393/10/10
در دهه‏ هاي اخير زنان با خروج از گستره‏ي خصوصي و ورود به گستره ي عمومي و عرصه‏هايي از كار كه پيش از اين در سلطه مردان بود، سهم زيادي از نيروي كار جوامع را به خود اختصاص داده ‏اند و تقريباً در همه جاي دنيا اشتغال زنان خارج از خانه روبه فزوني است.
از سوي ديگر زنان هنوز هم اكثريت اعظم كارهاي بي‏مزد درون خانه يا اجتماع را انجام مي‏دهند مانند مراقبت از كودكان و سالمندان، تهيه غذاي خانواده، حفظ محيط زيست و مساعدت داوطلبانه به گروه‏ هاي آسيب ‏پذير و نابرخوردار.
به طور كلي در خصوص حقوق انساني زنان در زمينه اشتغال و حقوق اقتصادي آنان، گفتني‏ها بسيار است اما آن‏چه كه هدف اصلي نگارنده است پاسخ به اين پرسش اساسي است كه آيا به موازات اين روند و تغييرات پيش آمده در نقش‏هاي زنان در جامعه، تغييري نيز در نقش‏هاي سنتي و مسئوليت‏هاي خانوادگي آنان صورت پذيرفته است؟
شرايط حاكم بر زندگاني زنان شاغل در اكثر نقاط دنيا حاكي از آن است كه نه تنها از مسئوليت‏هاي ديگر زنان كاسته نشده است بلكه اشتغال آنان بار مضاعفي را بر دوششان افزوده است. شايد در نگاه اول بتوان بخشي از مشكل را به نقش مهم زنان در توليد و باروري و زاد و ولد ربط داد كه مبناي تقسيم جنسيتي كار به نقش‏هاي توليدي و زادآوري شده است و مشاركت كامل زنان را در زندگي جمعي محدود ساخته است. به نظر مي‏رسد كه نبايد مشكل را به اين خصيصه ‏ي «تغييرناپذير زيست شناختي» نسبت داد و بايد آن را در جاي ديگري جست‏وجو كرد. واقعيت آن است كه تغييرات نقش‏هاي زنان بيش‏تر و بسيار پرشتاب‏تر از تغييرات نقش‏هاي مردان بوده است و «اين كه دنياي قديم بر گسست ميان دو عرصه خصوصي و عمومي و در نتيجه دو نقش متفاوت بوده كه يكي را بر عهده‏ي زن و ديگري را بر عهده‏ ي مرد مي‏گذاشت ولي با ورود مدرنيته، اين نظم سابق به هم خود و موجب اختلال در وظيفه زنان شد اما وظيفه مرد همان جوري كه بود دست نخورده باقي مانده است. به هر حال زنان نمي‏توانند دو نقش را با هم به سامان برسانند. اسطوره‏ هايي كه برخي از زنان مي‏سازند كه هم خانه‏ داري مي‏كردند و هم بچه داري و هم كار سياسي و هم انقلاب اجتماعي، خرافه‏ هايي بيش نيست و در عمل چنين امري هرگز امكان ندارد و با مشكلات جدي مواجه است».[1] زنان بحراني ندارند». گفت‏ وگو با دلال برزي. فصلنامه ريحانه (مركز امور مشاركت زنان). سال اول، دوره اول، شماره 1، زمستان 81 ، ص 152. 
اصولاً مسئوليت‏هاي خانوادگي زنان شاغل بر ميزان غيبت از كار، نوع مشاغلي كه زن‏ها براي آن مناسب شناخته مي‏شوند و هم‏چنين توانايي آن‏ها براي پذيرش اشتغال در بخش جديد تأثير مي‏گذارد. به علاوه در تعيين نوع و ميزان آموزشي كه به دختران داده مي‏شود، غالباً نقش مورد انتظار آينده‏ ي آن‏ها به عنوان مادر و خانه‏ دار بيش‏تر مورد توجه قرار مي‏گيرد. براي مادران شاغل دو مشكل اساسي را مي‏توان برشمرد.
اول ـ مراقبت از فرزند در ساعاتي كه مادر در محل كار حاضر مي‏شود و ديگري ـ «نوبت دوم كار» است كه زن‏ها پس از بازگشت از محل كار به خانه بايد به آن بپردازند.
در پاسخ به اين كه آيا شوهر كمكي مي‏كند؟ اطلاعات موجود دلگرم كننده نيست. در جهان سوم مردان به ندرت در خانه مسئوليتي را مي‏پذيرند. آن‏ها به عكس براي زن خود در خانه كارهاي بيش‏تري هم توليد مي‏كنند. در واقع مردهايي هم كه در خانه كاري انجام مي‏دهند. افراد مجردند.[2] مهرانگيز كار، زنان در بازار كار ايران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان، چاپ دوم، 1379، ص 69. 
راه حل چيست؟
با مراجعه به اسناد بين‏ المللي مربوط به زنان چنين برمي‏آيد كه اين موضوع مورد غفلت واقع نشده است و در اين اسناد به نوعي به ارائه توصيه‏ ها و راهكارهاي مورد نظر پرداخته شده است.
در اعلاميه پكن (مصوب چهارمين كنفرانس جهاني زن، 1995)، حقوق، فرصت‏ها و دسترسي برابر به منابع، تسهيم برابر مسئوليت‏هاي خانواده ميان مردان و زنان و مشاركت هماهنگ آنان در تحقق بهزيستي خود و خانواده هايشان و نيز در تحكيم دموكراسي، امري خطير قلمداد شده‏ اند.
در كارپايه عمل پكن (مصوب همان كنفرانس) نيز در بحث از حوزه بحراني و نگران كننده «زنان و اقتصاد». ضمن توضيح اين مطلب كه «مراقبت از كودكان، بيماران و سالمندان، مسئوليت‏هايي است كه به دليل فقدان برابري و تقسيم نامتوازن كار بامزد و بي‏مزد ميان زن و مرد به گونه‏اي نامتناسب بر عهده ‏ي زنان قرار دارد»
دولت‏ها را موظف به مواردي كرده است از جمله: ـ تضمين وجود فرصت‏هايي براي زنان و مردان از طريق قوانين، انگيزه‏ ها و يا ترغيب آن‏ها در اين راستا كه با محفوظ بودن مشاغل خود از مرخصي ويژه والدين استفاده نمايند و مزاياي ويژه والدين را دريافت كنند. ارتقاي تسهيم برابر مسئوليت‏هاي خانواده ميان زنان و مردان از طريق قوانين، انگيزه‏ ها و يا ترغيب مقتضي و نيز تسهيل بيش‏تر شيردهي براي مادران كارگر»
ـ در فصل دوم سند پكن + 5 (مصوب اجلاس ويژه مجمع عمومي. سال 2000)، به «آگاهي فزاينده‏اي كه نسبت به لزوم آشتي دادن اشتغال و مسئوليت‏هاي خانوادگي در آثار مثبت اقداماتي نظير دادن مرخصي زايمان به مادران و پدران (مرخصي والديني) و نيز ارائه خدمات و مزاياي مراقبت از فرزند و خانواده پديد آمده است»، به عنوان يك دستاورد در زمينه تعهدات مربوط به اجراي مصوبات قبلي كنفرانس ‏هاي جهاني زن اشاره شده است و در بحث از موانع مربوط به حوزه‏ ي بحراني «زنان و اقتصاد»آمده است كه «تا زماني كه مردان مشاركت كافي در انجام وظايف و مسئوليت‏ها نداشته باشند، اختلاط كار بي‏مزد و مسئوليت مراقبت از كودكان در خانواده و جوامع هم‏چنان باعث ايجاد فشار نامتناسب كار بر زنان مي‏شود.»
همان‏طور كه ملاحظه مي‏شود راه‏ حل‏هاي متعددي براي هماهنگي ميان مسئوليت‏هاي خانوادگي و وظايف اجتماعي زنان شاغل پيشنهاد شده است. اما نكته مهم اين است كه اگر اين قبيل خدمات و تسهيلات صرفاً به زنان اختصاص داشته باشد، اين وضعيت به خودي خود القا كننده اين مفهوم خواهد بود كه وظايف خانه‏داري و تربيت فرزندان تنها به مادر مربوط مي‏شود و پدر هيچ‏گونه مسئوليتي در قبال آن‏ها ندارد، لذا در سال 1981 كنفرانس بين المللي كار با نگرشي تازه درباره‏ ي مسئوليت‏هاي خانوادگي، مقاوله نامه شماره‏ ي 156 و توصيه نامه شماره‏ي 165 را مورد تصويب قرار داد و بر مشاركت مساوي مردان و زنان در انجام مسئوليت‏هاي خانوادگي تأكيد كرد. بر اساس اين اسناد دولت‏ها بايد خدمات خود را در زمينه ايجاد مراكز نگهداري از كودكان يا مراقبت از بيماران خانواده، برقراري حمايت‏هاي مالي از طريق اعطاي كمك‏هاي تأمين اجتماعي و يا مساعدت‏هاي مالياتي و... براي هر دو گروه فراهم نمايند به طوري كه كارگران. داراي مسئوليت‏هاي خانوادگي اعم از زن و مرد مورد تبعيض شغلي قرار نگيرند.
چه بخواهيم و چه نخواهيم تا زماني كه وظايف و مسئوليت‏هاي زنان به اندازه كافي با مردان تقسيم نشود، تركيب كار بامزد و مسئوليت‏هاي خانوادگي منجر به تداوم سنگيني اين بار نامتناسب بر دوش زنان در مقايسه با مردان مي‏شود. به قول دلال بزري، دانش‏آموخته جامعه‏شناسي سياسي از دانشگاه سوربن و از فرهيختگان لبناني، «اين وظيفه انساني مرد است كه به حوزه خصوصي نيز برگردد و به فرزندان و امور خانه خود اهتمام ورزد.» نبايد حوزه خصوصي به زنان منحصر شود. تصور كنيد اگر مردي نيمي از مسئوليت‏هاي خانوادگي را بر عهده گيرد، چه تأثيري بر روابط او با همسرش بر جاي خواهد نهاد و چه تأثيي در نگرش او به زن‏هاي ديگر دارد و نيز بر ديدگاه او نسبت به فعاليت سياسي زنان و ورود آنان به عرصه اجتماع...؟! تنها راه‏ حل آشتي دادن دو جنس و زمينه سازي براي زندگي مسالمت ‏آميز است. اين آشتي به معناي آشتي توأم با تعارف، سطحي و عقب نشيني نيست بلكه بر پايه اين انديشه است كه ما نمي‏توانيم با يك بال بپريم.»[3] زنان بحراني ندارند». همان منبع. 
به راستي در جامعه ما كه بر اساس اعتقادات اصيل ديني و مذهبي جايگاه خاصي براي خانواده و حفظ كانون گرم آن قائل است و طبق اصل دهم قانون اساسي.«همه قوانين و مقرارت بايد در جهت پاسداري از قداست و استواري روابط خانوادگي بر پايه‏ي حقوق و اخلاق اسلامي باشد» و مقام محترم رياست جمهوري نيز بارها دغدغه خود را در زمينه حل پارادكس حضور اجتماعي و مسئوليت‏هاي خانوادگي زنان شاغل بيان نموده‏اند. چه كسي و چه دستگاهي متولي اين امور است؟

در حاشيه

ديدگاه‏هاي متفاوت در آسيب ‏شناسي و تحليل مسائل زنان و ارايه‏ي راهكارها و راهبردها در بهينه سازي وضعيت زنان دقيقاً برخاسته از انگاره‏ها و پيش فرض‏هاي بنياديني است كه رو بناها بر اساس آن‏ها شكل مي‏گيرد. بر اين اساس، نگاه دنيا محور و سكولار به مسائل زنان نتايجي متفاوت با نگاه دين محور به بار خواهد آورد. آن چنان كه از ديدگاه نويسنده در اين نوشتار پيداست نويسنده با ادبيات سكولار و دنيا محور به تحليل مسائل زنان نشسته است و از همين روي حيات بشري را عرصه رقابت و نزاع بر سر برخورداري و تلذذ بيشتر از دنيا تلقي نموده و زنان و مردان را پيكار گران اين رقابت تصوّر نموده و معتقد است زنان توانسته‏اند عرصه ‏هايي از اشتغال را كه در سلطه مردان بوده است به چنگ آورند. بنابراين طبيعي است با چنين نگرشي به مسائل زنان اين سئوال شكل مي‏گيرد كه حال كه قرار است زنان در رقابت رفاه و قدرت و موقعيت اجتماعي از مردان سبقت بگيرند چرا بايد آنان وظايف خانه و خانواده و مادري و همسري را بر عهده گيرند اگر قرار باشد زنان بخش اعظمي از وقت و انرژي خويش را صرف خانه و خانواده نمايند از مردان عقب خواهند ماند از اين رو توصيه‏ ي نويسنده آن است كه مردان هم بايستي به‏طور مساوي با زنان در كارهاي خانه داري سهيم باشند. تا زنان بتوانند همانند مردان در عرصه‏ ي اشتغال و كسب درآمد حضور يابند.
امّا بر اساس ادبيات دين محور، حيات بشر، صحنه‏ي تلاش براي كسب تعالي و رسيدن به عبوديت و قرب الي اللَّه است. بنابراين زن و مرد مي‏كوشند آن گونه عمل كنند كه آنان را به ساحت عبوديت و سعادت حقيقي رهنمون سازد. در اين ادبيات نزاع و تقابل نه تنها ميان زنان و مردان نيست بلكه اساساً انسانها با يكديگر بر سر تصاحب دنيا نزاع ندارند. زن و مرد مي‏كوشند آن‏چه را در ادبيات ديني براي آنان موجب كمال فردي و تعالىِ جامعه است انجام دهند. ويژگي‏هاي تفكر ديني درباره‏ ي زنان را چنين مي‏توان برشمرد:
الف ـ زن محور و مدار خانواده است و حضور عاطفي و فيزيكي او در خانواده سبب فراهم آمدن زمينه‏ هاي رشد و تعالي در همسر و به ويژه در فرزندان است زن با حضور خويش فرزندان را از محبّت و عواطف خويش سير آب مي‏سازد. فرزندان رشد مي‏كنند و شخصيت مطلوب در آنان شكل مي‏گيرد.
ب ـ اسلام به دليل نقش حساس و تأثيرگذار زنان در خانواده، نان آوري و تأمين معاش را از عهده‏ ي آنان برداشته و مردان را موظف به تأمين نفقه‏ ي همسر و فرزندان ساخته است. طبيعي است زن هنگامي مي‏تواند با آرام و آسايش خيال و با فراغت خاطر به ايفاي نقش در خانواده بپردازد كه اولاً دغدغه‏ي تأمين هزينه‏هاي زندگاني را نداشته باشد ثانياً فرصت‏هاي او و انرژي او در خارج از خانه به‏ گونه‏اي صرف نشود كه توان كافي و مفيد براي تأثيرگذاري در خانواده، براي او باقي نمانده بنابراين هرچند در دنياي صنعتي و مدرن امروز، زنان برخي از ساعات خويش را مصروف اشتغال و ديگر فعاليت‏هاي اجتماعي سازند امّا اين زمان بايد بخش اندكي از ساعات مفيد زندگي زنان باشد تا مسئوليت‏هاي خانوادگي زنان را تحت الشعاع قرار ندهد.
ج ـ اسلام اساساً اشتغال و كسب درآمد را براي زنان ممنوع نمي‏داند و در اغلب مشاغل حضور زنان را بدون اشكال مي‏داند اما با اين وجود در سطح كلان جامعه و برنامه ريزي‏ هاي جامع زنان را به اشتغال براي كسب درآمد و نان‏آوري تشويق و توصيه نمي‏يابد بلي مورد مشاغل ضروري و اساسي كه حضور زنان در آن عرصه‏ها براي جامعه‏ ي اسلامي لازم مي‏باشد نه تنها تشويق كه برنامه‏ريزي براي حضور زنان از وظايف حكومت ديني است هم‏چنين حضور زنان در عرصه‏ ي تعليم و تربيت شناخت معارف ديني و مهارت‏هاي زندگي آموزشي و اخلاق فردي و اجتماعي و مواردي از اين قبيل نيز مورد توصيه‏ ي اسلام و آموزه‏ هاي آن است. بر اساس آن‏چه گفته شده اين‏كه امروزه بسياري از زنان به دليل ناكافي بودن درآمد شوهران خويش به اشتغال روي مي‏آورند، وضعيتي غيرطبيعي و اضطراري است چرا كه حكومت ديني مي‏بايست شرايطي را فراهم سازد كه در آمد شوهران، به حدّي باشد كه زنان مجبور نباشند براي كمك به معاش خانواده فشار مضاعف اشتغال را تحمّل نمايند.
از گذشته تا به امروز جامعه شناسان بزرگ جهان، همواره بر ضرورت حفظ كانون خانواده و اهميت آن در سازندگي جامعه تأكيد كرده‏اند. به اعتقاد آنان به هيچ قيمتي نبايد روابط عاطفي و معنوي خانواده كمرنگ گردد و در اين ميان تفكيك نقش‏ها در خانواده جايگاهي اساسي دارد. نمي‏توان و نبايد گفت همه افراد خانواده بايد نقش‏ هاي مشابه و مشترك داشته باشند زنان و مردان به دليل تفاوت‏هاي اساسي در روح روان، و جسم، توانايي‏هاي و ويژگي‏هاي متفاوتي دارند و از اين جهت بايد نقش‏هاي متفاوتي را در خانواده ايفا كنند. تجربه‏ هاي فراوان بسياري از كشورهاي غربي و بررسي‏هاي بسياري از متفكران و اندايشمندان غرب نشان مي‏دهد كه زنان در فطرت و نهاد خويش مادري و همسري خانه‏ داري را يافته و هويت خويش را در اين نقش‏ها مي‏يابند و هم خانواده را از اين جنبه‏ي وجودي خويش بهره‏مندي مي‏سازند. مردان هرچند بتوانند زنان را در امور خانه خانواده مدد رسانند امّا نمي‏توانند جايگزين زن و نقش او در خانواده گردند.
به هر حال حضور فيزيكي مادر در خانواده و در كنار فرزندان و بال و پر گشودن مادر بر آنان، چيزي نيست كه با ساعاتي اندك و با روحيه‏ ي خسته ‏ي مادري كه 8 ساعت بيرون از منزل كار كرده است به راحتي به دست آيد. اين‏كه امروزه گفته مي‏شود آن‏چه مهم است حضور معنوي مادر است نه حضور فيزيكي او در كنار فرزندان، تنها شعاري بيش نيست به هر حال حضور معنوي نيز نيازمند زمان كافي و شادابي مادر است و اگر مادر بخش عمده‏ ي ساعات مفيد روز را صرف نان آوري كند، در ساعات بعد خسته از كار نيازمند استراحت است و توان كافي براي مادري و همسري كردن ندارد و در نتيجه تمامي خانواده آسيب مي‏بيند.
بر اساس آن‏چه گفته شد مي‏توان نتيجه گرفت كه در دنياي مدرن امروز راه حل عملي براي تعادل در جامعه آن است كه با تأمين كافي خانواده‏ها، اشتغال بيرون از خانه براي زنان بخش عمده‏ ي وقت آنان را در برنگيرد و سياست گذاران و برنامه‏ريزان جامعه شرايطي را فراهم سازند كه زنان بتوانند از شرايط مطلوبِ اشتغال استفاده كرده و حتي در مواقع لزوم بدون از دست دادن شغلِ خويش از مرخصي‏ هاي طولاني براي حضور در كنار فرزندان خردسال (حداقل تا دو يا سه سالگي) استفاده كنند. البته طبيعي است زناني كه فرزند نداشته يا فرزندان آنان مستقل شده اند يا زنان مجرد مي‏توانند در اشتغال تمام وقت و فعال نيز حاضر باشند هرچند نبايد فراموش كرد كه شرايط فيزيكي و رواني زنان ايجاب مي‏كند كه آنان عمدتاً در مشاغلِ متناسب با خويشِ حضور يابند تا دچار مشكلاتِ ناشي از فشارهاي كارِ نامتناسب نگردند.
از ديدگاه اسلامي زنان مالك تمامي اموال و در آمدهاي خويش هستند و وظيفه‏ي تأمين هزينه‏ هاي فرزندان و خانواده را ندارند و مي‏توانند با صرفِ نفقه‏ي تأمين شده از سوي شوهر، تمامي درآمدهاي خويش را آن گونه كه خود مايلند مصرف نمايند شوهران حق تصرف در اموال زنان را ندارند. 


مشاوره حقوقی رایگان