بسم الله
 
EN

بازدیدها: 417

اعتياد و زنان ؛ تفاوت هاي جنسيتي در زمينه سوء مصرف مواد و درمان آن- قسمت اول

  1393/10/6

پيشگفتار


مقاله حاضر به زمينه كمي پيدايش و گسترش اعتياد در زنان، مشكلات رواني، اجتماعي و پزشكي ناشي از آن، موانع درمان اعتياد در زنان و تفاو تهاي جنسيتي در سو ءمصرف مواد و درمان آن مي پردازد. مقاله حاضر، ترجمه اي از يك تحقيق پيمايشي با موضوع اعتياد زنان و همچنين برخي تحقيقات ديگر است كه در اين زمينه انجام گرفته اند.
بر اساس نتايج به دست آمده از تحقيق ياد شده، زنان در روابط نزديك و صميمانه بيشتر از طريق همسر خويش به اعتياد روي مي آورند. همچنين نيروهاي منفي گروه همسالان ممكن است رفتار دختران و زنان را بيش از رفتار پسران و مردان تحت تأثير قرار دهد.
از نقطه نظر نابساماني هاي رواني، رابطه بين اختلال فشار رواني پس از سانحه و اعتياد ممكن است در بين زنان و دختران قوي تر از اين رابطه در بين پسران و مردان باشد. اعتياد زنان، علاوه بر بيماريهاي سو ء تغذيه، فشار خون بسيار بالا و سرطان، آنان را در معرض بيماري هاي خطرناكي مانند هپاتيت و ايدز قرار ميدهد. زنان معتاد در مقايسه با مردان، احتمال بيشتري دارد دچار ايدز و ديگر بيماري هاي ناشي از روابط جنسي شوند و در مقايسه با زنان ديگر احتمال بيشتري وجود دارد كه به بيمار يهاي زنانه و معضلات آن
دچار شوند.
در خصوص موانع درمان، بر اساس نگرش اجتماعي و فرهنگي به اعتياد، به زنان بيشتر از مردان ، انگ منفي زده مي شود. نگرش اجتماعي منفي به زن معتاد، يك مانع عمده در درمان آنها به حساب مي آيد . همچنين مراقبت از بچه مانعي ديگر براي درمان آنها است. اين در حالي است كه زنان نسبت به مردان احتمال كمتري دارد كه از خانواده و دوستان براي ترك مواد حمايت دريافت كنند.
برنامه هاي درماني نيز اغلب ناخواسته موانعي در راه درمان زنان ايجاد ميكند. مانند موانع مالي، تشريفات زايد اداري، متمركز بودن برنامه هاي درماني براي مردان و فقدان حساسيت درباره اعتياد زنان.
موانع رواني درمان نيز عبارتند از دروني كردن اين عقيده رايج كه اعتياد يك سقوط اخلاقي است، كه در زنان موجب اجتناب آنها از درمان مي شود. هم چنين از آنجا كه زندگي بدون مواد مستلزم ايجاد تغييرات عمده در سبك و شكل زندگي است و ايجاد چنين تغييراتي مشكل و دشوار به نظر مي رسد، بنابراين مقاومت در برابر تغيير يك مانع ديگر در راه درمان ميشود.
به طوركل، برنامه هاي موفقيت آميز درمان زنان،بايد از تفاوت هاي عمده جنسيتي در اعتياد متأثر باشد و به نيازها يويژه زنان و دختران معتاد پاسخ دهد.

فقدان بررسي تفاوت هاي جنسيتي 1 درخصوص اعتياد و مسائل پيرامون آن و نيز كمبود يا فقر پژوهش درباره زنان و اعتياد، مطالعه و بررسي تحقيقات خارجي براي تعقيب ادبيات تحقيق و كنكاش در آنها را لازم مي سازد . البته در اين ميان ، توجه به تفاوتهاي فرهنگي و اجتماعي و به تبع آن ، تفاوت هاي رفتاري در جوامع مختلف ضروري است. از اين رو ، در باره موضوع ياد شده به مطالعه چند تحقيق كه از سوي مراكز دانشگاهي و تحقيقاتي و نيز برخي بنيادهاي خيريه كه نه تنها به كار رسيدگي و درمان معتادان بلكه به امر تحقيق و پژوهش در اين زمينه پرداخته اند، اقدام شده است.
شايان ذكر است كه متن اصلي اين مبحث مربوط به يكي از اين تحقيقات تحت عنوان”زمان و مسايل جنسيتي در سوء مصرف مواد و درمان اعتياد 2" است. اين تحقيق توسط بنيادي به نام كرون 3 كه به كار درمان معتادان كه به تحقيق و پژوهش در اين زمينه مي پردازد ، انجام شده است . در اين تحقيق اطلاعاتي از جامعه آمريكا در زمينه اعتياد زنان و تفاوت هاي جنسيتي آنان در خصوص سو ء مصرف مواد مخدر جمع آوري شده است . همچنين به اطلاعات و نتايجي كه اين بنياد با توجه به تحقيق درباره افراد معتاد بويژه زنان معتادي كه آن مركز براي معالجه و درمان و حتي اخذ حمايت مراجعه كرده بوده اند، اشاره شده است.
همچنين، شايان ذكر است كه در تنظيم مطالب سعي شده است تا آنچه كه با جامعة ايران از نظر فرهنگي، اجتماعي و نيز الگوهاي رفتاري همخواني ندارد ، مانند مسئله الكل و معضلات مصرف آن در بين زنان امريكا يا ديگر زنان غربي، حذف و بيشتر به بررسي اعتياد به مواد مخدر و تفاوت هاي جنسيتي در اين زمينه پرداخته شود.
قبل از ورود به بحث ، ابتدا به مفاهيم جنس 4 و جنسيت 5 توجه مي شود و سپس مشخص خواهد شد كه در اين مبحث منظور از جنسيت چيست . به عبارت ديگر "اگر جنس به طور زيست شناختي تعيين مي شود، جنسيت حاصل فرهنگ و اجتماع مي باشد . بنابراين، دو نوع جنس ( نر و ماده) و دو نوع جنسيت (مذكر و مؤنث ) وجود دارد. روان شناسان اجتماعي هويت جنسيتي 6 را محصول شيوه آموزش و تربيت كودك مي دانند تا نتيجه عوامل زيست شناختي 7 (آبركرومبي، 1984:253 ) در كارهاي اخير مردم شناسي نيز جنس و به طور كلي در باره خصوصيات ويژگي هاي كالبد شناختي، زيست شناختي و فيزيولوژيكي جسماني مرد و زن به كار برده مي شود و جنسيت به نمادهاي ويژه اي كه به طور فرهنگي تفاوت هاي زيست شناختي و فيزيولژيكي جسماني زن و مرد را توضيح مي دهند، ارجاع داده مي شود " (برنارد، 1997 ؛ 253 ) 8 . 
همچنين در باره تمايز جنس و جنسيت بيان شد ه است: جنس خصلت زيستي و بيولوژيكي دارد و جنسيت ويژگي رواني و در نتيجه فرهنگي را نشان مي دهد اگر اصطلاحات مناسب براي جنس نرينه و مادينه اند" ، اصطلاحات "مردانه" و "زنانه" نيز براي جنسيت مناسب است (گرت ، 1379 :21 ). چنانكه ملاحظه خواهد شد در ذيل بررسي تفاو ت هاي جنسيتي درباره سوء مصرف مواد مخدر و اثرات آن، نه تنها تفاو ت هاي فرهنگي، اجتماعي و رواني بلكه به تفاوت هاي زيست شناختي و بيولوژيكي خصوصا در زمينه اثرات استفاده از مواد مخدر توسط زنان نيز اشاره شده است.
"تفاوت هاي جنسيتي در نقش هاي اجتماعي و فرهنگي، همانند مخاطرات رواني و فيزيكي ممكن است مردان و زنان نوجوان را به سوي چالش هاي مختلف شخصي و محيطي سوق دهد . چنين تفاوت هايي ممكن است در چگونگي گسترش مسائل مواد مخدر در بين زنان و مردان نوجوان، جستجوي درمان و نحوه پاسخ دادن آنها به درمان سهيم باشد 9 (اپلند، 1995 : 9)." تفاوت هاي جنسيتي بايد در زمينه رشد اعتياد و استراتژي هاي پيشگيري از آن مورد ملاحظه قرار گيرد . به ميزاني كه متغير جنسيت ، الگوهاي استعما ل مواد مخدر را تعيين مي كند، منطقي است انتظار داشت ه باشيم كه درمان مؤثر با در نظر گرفتن اين تفاوت ها همراه باشد (كلايت ون، 1986:97 ) 10. در زمينه پيشگيري نيز برنامه آموزشي پيشگيرانه بايد انگيزه هاي زنان را در ارتباط با مصرف موادمخدر و نيز آسيب پذيري بيشتر آنها در مقايسه با مردان نوجوان (در زمينه نشانه هاي بيمار يهاي جسماني شديد ناشي از موا دمخدر) مورد تأكيد قراردهد(اپلند، 1995 : 9).

در مطالعه بنياد كرون، استفاده زنان از موادمخدر در امريكا تفاوت هاي جنسيتي ، عوامل خطرزا 11، مشكلات پزشكي و پيامدهاي اعتياد 12، پيامدهاي اجتماعي 13 و موانع اجتماعي 14 و رواني 15 درمان در زنان مورد بررسي قرار گرفته است كه اهم اين مطالب در ادامه خواهد آمد.

در اين تحقيق آمده است كه تا اين اواخر مسائل زنان و اعتياد آنان پنهان بود ه است . زنان معتاد توجه اندكي را از سوي تامين كنندگان درمان، محققان و عامه مردم دريافت كرده اند . توجه مسائل و استراتژي هاي درمان نيز بر مردان متمركز شده است . [اما] زنان همچون مردان نسبت به مواد مخدر، الكل و اعتياد آسيب پذير هستند. تحقيقات و بررسي هاي مليدرآمريكا نشان مي دهد كه سوء مصرف مواد مخدر و الكل در بين زنان رو به افزايش است و روند برابري جنسي در اين سوء مصرف به چشم مي خورد.
اگرچه مردان فرصت هاي بيشتري براي دستيابي به مواد و سوء مصرف آن دارند ، ولي قابليت دسترسي به مواد براي زنان نيز افزايش يافته است ، تا جايي كه احتمال تجربه مصرف مواد براي زنان نيز به سرعت در حال گسترش است.
در زمينه رواج اعتياد نيز يك بررسي ملي در سال 2000 بر آورد كرده است كه 7/ 7 درصد مردان در مقايسه با 5 درصد زنان آمريكايي از مواد مخدر استفاده مي كنند (با اختلاف جنسيتي كمتر از 3درصد).
تقريبا 5/ 4 ميليون نفر از زنان آمريكايي الكل، 5/ 3 ميليون نفر داروهاي تجو يز شده رونگردان و بيش از 3ميليون نفر به طور مرتب ، مواد مخدر غير قانوني استفاده مي كنند. ميزان مصرف نيكوتين و الكل توسط زنان نيز در حال نزديك شدن به نرخ مصرف مردان از اين مواد است. استفاده غيرپزشكي زنان از مسكن ها و آرام بخش ها و همچنين داروهاي و محرك رونگردان ها مساوي يا بيشتر از استفاده مردان از اين داروهاست . در سال 1967 بيش از دو سوم از اين قبيل نسخه ها براي زنان بيمار نوشته شده است . ميزان مصرف مواد مخدر در بين نوجوانان دختر و پسر به طور بسيار نگران كننده اي نزديك به يكسان شدن است . استفاده نوجوانان از مو اد مخدر غير قانوني براي پسران 8/ 9 درصد و براي دختران 5/ 9 درصد است . اين امر در مورد استفاده از الكل نيز به همين گونه است . بر اساس اطلاعات بنياد كرون در سال 1999 تعداد دختران نوجوان نسبت به پسران نوجوان در اعتياد هروئين ،افزايش يافته است.


-----------------------------
1- Gender Differences
2- lromen&Addiction Gender issues in Abuse and Treatment
3- CARON Foundtion
4- sex
5- gender
6- Abercrombie
7- Abercrombie
8- Barnard
9- opland
10- clayton
11- Risk Factors
12- Consequences of Addiction, Medical Problem
13-Social Consequences
14- Social Barriers
15- Psychological Barriers


نويسنده: فاطمه صفري






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان