بسم الله
 
EN

بازدیدها: 422

رويکردهاي مفاهيم اساسي حقوقي-اخلاقي در اخلاق زيست فناوري

  1393/9/29
خلاصه: اين نوشته به دنبال دو هدف اساسي است. اول اينکه در مقام بيان خصوصيات و ويژگي هاي انحصاري مفاهيم کاربردي عرصه اخلاقي زيست فناوري از قبيل انصاف، اخلاق و ملزومات آن و وظايف و تکاليف مربوط بدان مي باشد به طوري که در اين خصوص، تلفيق مفاهيم اخلاقي در ميان عرصه زيست فناوري جهاني هم از منظر تاريخي و هم از منظر حفظ موجوديت اصلي مفاهيم زيست فناوري مورد توجه قرار مي گيرد. دوم اينکه تاثيرات متقابل اصول حقوقي و علم اخلاق با مفاهيم زيست فناوري با به کار گيري روش ارائه مشترکات و موارد افتراق آن به طور خلاصه بررسي مي گردد. در نهايت به عنوان نتيجه، حاصل اين تاثيرات متقابل که منجر به ايجاد حقوق سلامت شده مورد حلاجي قرار گرفته و پيشنهادهايي ارايه مي شود.

مقدمه

اخلاق نسبي و مختص انسان هاست. از اين رو از عناصر مختلفي مانند دين، تاريخ، عرف و علم تاثير مي پذيرد. قلمرو ارزش هاي اخلاقي تقابل عناصر پيچيده طبيعي در مقابل زمينه هاي فکري بشري است. امروزه اخلاق و آموزه هاي اخلاقي در اکثر مواقع در يک معني به کار گرفته مي شود چونکه هدف هر دو مشترک مي باشد.
از ديرباز اخلاق مستوجب قواعد و مقررات گوناگوني شده است. اما اجماع قاطعي در اين رابطه موجود نمي باشد. وظايف، تکاليف، مسئوليت، خوشبختي، موفقيت و ... از جمله مفاهيمي هستند که موجب تشکيل نهادهاي منصفانه و عدالت خواهانه شده اند. اما بالاجبار قبل از تبيين اين مفاهيم بايستي چيستي اخلاق طبيعي بشر مورد بررسي قرار گيرد، بنابراين در اين راستا با دو مفهوم يعني ارزش و تکليف مواجه خواهيم شد. ارزش ها نهاد هايي هستند که بشر به شکل عمومي و اجتماعي بدان ارج مي دهد و اکثرا مختص جامعه فرهنگي خاص مي باشد. ارزش ها، قواعد، اصول و مقررات، زمينه ساز مفاهيم اخلاقي هستند. يکي از اهداف اصل انصاف آناليز چشم انداز مفاهيم ارزشي و ضد ارزشي و شناخت تکاليف است. تکاليف مربوط است به نتيجه بررسي هر ارزشي که در شرايط مساعد صورت مي پذيرد و  ارزش ها را متاثر مي سازد. (9)
همه ما انسان ها به طور غريزي انجام  و عدم انجام برخي امور را مي دانيم. حرکت طبق برنامه از الزامات انجام وظيفه است. در زندگي بشري انجام وظايف و تکاليف از مفاهيم کلي بشمار مي رود. در کل زبان هاي دنيا انجام وظيفه يا تکليف در کنار افعال امر و نهي متداول است. تجربيات اخلاقي امري جهاني است اما در کنار آن برخي تشخيص ها و تصميم ها مي تواند متفاوت باشد. اخلاق در طول تاريخ زندگي بشر تغييراتي کرده است. امروزه ارزش هاي اخلاقي به جاي اينکه در روح و فکر آدمي فعليت داشته باشد در دامان فرهنگ و جامعه و زبان رشد کرده اند.(9)
در نگاه کلي اخلاق بشري هم داراي خصوصيات مشترک جهاني و هم داراي تفاوت هاي فراوان است. همچنين در طول تاريخ با تغييرات گسترده اي نيز مواجه بوده. مباني اخلاقي در هر جايي مشترک است اما از منظر دايره شمول مي تواند متفاوت باشد. در اصل ارزش هاي اخلاقي به صورت مداوم در حال تغيير مي باشد. اما برخي وظايف اخلاقي ثبات خود را حفظ کرده و خط قرمز دايره وظايف ارزشي مي شود. مثل قبح اضرار و قبح دروغ گويي. (2) انسان ها به وسيله زبان با محيط اطراف ارتباط برقرا مي کند، احساسات خود را بيان و ارزش ها را به زبان مي آورد و با بيان برداشت ها تصميمات خود را بروز مي دهد . تمامي تصميمات، تجربيات، پيشنهادات و ادعا هاي انسان بوسيله زبان بيان مي شود.
علم اخلاق در مباحث گدشته، حال و آينده مباحث اخلاقي و تصميمات و اقدامات آن به صورت دقيق و سيستماتيک تفکر کرده و در جهت حل اشکالات آن قدم بر مي دارد. اخلاق همان ابعاد ارزشي تصميمات و اقدامات انسان ها است. اخلاق با "حقوق"، "مسئوليت"، هم خانواده بوده و با صفاتي چون "خوب"، "بد"، "صحيح"، "غلط"، "محق" و "ناحق" در يک مفهوم به کار مي رود. با اين اوصاف علم اخلاق صرفا با آگاهي و اخلاق با فعليت و اقدام ارتباط دارد. بنابراين علم اخلاق با جهت دهي به  تصميمات و اقدامات معقول انسان به فعليت منتهي مي شود. (3) علم اخلاق نظمي عملي و سازماني است. زبان علم اخلاق به تکاليف، وظايف و ارزش ها اشاره دارد. يکي از اهداف علم اخلاق تصميم گيري صحيح از جانب نوع بشر است. به همين خاطر بايستي قبل از هر چيز در مورد داده هاي بحث تفکر کرد و سپس ارزش هاي وابسته به موضوع را حلاجي نموده و در نهايت به شناخت وظايف و تکاليف اهتمام ورزيد.
 

اخلاق زيست فناوري

بعد از ارايه مفهوم اخلاق زيست فناوري از طرف دانشمند بيوتکنولوژي هلندي پوتر[1] در سال 1970 با پيشرفت عرصه تکنولوژي و بيوتکنولوژي ارزش هاي اخلاقي جديدي با هدف تلفيق و پايش در آن ورود کرد و موجب تغييرات فکري وسيعي شد. مفاهيم زيادي در عرصه علمي و فناوري با مفاهيم ارزشي ارتباط تنگاتنگي پيدا کردند. امروزه اخلاق پزشکي و اخلاق سلامت دايره وسيع ترمينولوژي اخلاقي را با خود يدک مي کشند. در قرون متمادي افکاري که در اخلاق پزشکي گسترش يافته موجب شکوفايي مباحث اخلاق زيست فناوري شده است. به خصوص در حين جنگ جهاني دوم به دليل تخريب زيرساخت هاي اجتماعي و نياز به نوسازي، اين عرصه پيشرفت قابل ملاحظه اي داشته است. (5)
پوتر اين نظم نوين (اخلاق زيست فناوري) را تشبيه به پلي کرده که مرتبط کننده واقعيات زندگي بشر با ارزش ها هست. بويژه در نيمه دوم قرن بيستم و در قرن بيست و يکم به همراه پيشرفت نرم افزاري و سخت افزاري علوم پزشکي و علوم فناوري زيستي ارزش هاي سيستم اخلاقي و انساني به همان مقدار بر روي اين علوم تمرکز کرده و حدود و ثغوري نسبت بدان ها ترسيم ساخته است. يکي از علومي که مستقيما با حيات بشري سرو کار دارد علم پزشکي است اما اخلاق پزشکي که ارزش ها و ضد ارزش هاي عرصه پزشکي را رصد مي کند شاخه اي از شاخه هاي اخلاق زيست فناوري بشمار مي رود که نبايد به جاي يکديگر مورد استعمال قرار بگيرد. اخلاق زيست محيطي، اخلاق پژشکي، اخلاق زيست فناوري پزشکي و اخلاق زيست فناوري باليني زير مجموعه هاي اخلاق زيست فناوري مي باشند. پوتر اين تفکر را نه به خاطر محق جلوه دادن پيشرفت هاي تکنولوژي بلکه بلعکس به خاطر حفط موجوديت انسان ها، حيوانات و منابع و محيط زيست در   مقابل پيشرفت هاي وسيع فناوري و تکنولوژي پزشکي ارايه داده است.
اخلاق زيست فناوري تفکر اخلاق جهاني شده را به بار مي آورد. در اصل يکي از کتاب هايي که توسط پوتر در سال 1988 نوشته شده اخلاق زيست فناوري جهاني است. ما نمي توانيم با مطالعه تاريخ مدعي وجود اخلاق جهاني باشيم تا زماني که اين تفکر توسط انديشمند آلماني کانت (1724-1804) ارائه گرديد. کانت در يک دعوت جهاني خواستار هماهنگي  اقدامات نوع بشر با اخلاق جهاني شد. امروزه حيطه بررسي مباني اخلاق زيست فناوري تنها مختص انسان ها نيست بلکه در کنار انسان ها به محيط، تمامي جانداران جهان و شرايط طبيعي محيط را مورد مطالعه قرار مي دهد. (5)
 

سلامتي و بيماري (واقعيت يا ارزش)

سالم و بيمار، سلامتي و بيماري، زندگي و مرگ، تنها واقعيات طبيعي قلمداد نمي شوند بلکه بايستي به نوعي ارزش به حساب آيند. امروزه سلامتي و زندگي به عنوان ارزش تلقي مي گردند و در مقابل بيماري و مرگ فقدان ارزش معني مي دهد. همچنان که از منظر قضات غربي بيماري و مرگ به عنوان واقعيات عريان حيات بشري به حساب مي آيند يعني به نظر آن ها بيماري همان تغييرات بافت هاي بدن يک انسان است که به راحتي قابل اثبات است. به زبان ديگر سلامتي و زندگي، ايده آل و بيماري و مرگ خلاف ميل دروتي بشر است. امروزه سازمان بهداشت جهاني سلامتي را به معناي سلامت بودن و سلامت زيستن[2] معنا مي کند که در اين صورت حتي اگر تغييراتي در بافت و ارگان هاي فرد به وجود نيايد باز در شرايطي وضعيت عدم سلامت بوجود خواهد آمد که اين حالت نوعي بيماري محسوب مي گردد. اين تفکر مفاهيم جديدي به حالات سلامت و بيماري اضافه کرده است.
 

قواعد اخلاق زيست فناوري

پزشکان و کساني که با سلامت مردم سروکار دارند موظفند که تصميماتشان را در روند بهبود سلامت مردم اتخاذ کنند. روشن است تصميماتي که منجر به رنج کشيدن بيمار يا وخيم شدن زيست سالم وي مي گردد نوعي ضد ارزش بوجود مي آيد. وظايف همان اعمال ارزش هاست. اعمال ارزش ها منجر به ايجاد قواعد و مقررات مي شود. در 19 اکتبر 2005 در کنفرانس عمومي يونسکو با اعلان حقوق مردم و اخلاق بين المللي زيست فناوري 15 قاعده اخلاق زيست فناوري وضع گرديد که بدين شرح است: 1.- شرافت و حقوق بشر. 2-  سود و ضرر. 3- استقلال و مسئوليت فردي. 4- اهميت. 5- رضايت افرادي که اهليت ندارند. 6- احترام به شخس و تماميت فردي. 7- رازداري. 8- برابري، عدالت و حقانيت. 9- عدم تبعيض. 10- جمع گرايي و احترام به تفاوت فرهنگ ها. 11- پشتکار و همکاري. 12- سلامت و مسئوليت جمعي. 13- منافع مشترک. 14- حمايت از نسل هاي بعدي. 15- مراقبت از محيط زيست. (5)
يکي از ويژگي هاي جدايي ناپذير اخلاق زيست فناوري خاصيت انتظامي آن است. با پيشرفت بيولوژي و علم پزشکي و تکنولوژي، اخلاق زيست فناوري با کمک علم فلسفه راه  نفوذ اخلاق را در اين مفاهيم ترسيم کرده و علم حقوق به عنوان موتور حرکتي عمل نموده و با وضع قوانين و احکام در پيشبرد اهداف آن قدم برداشته است. در نتيجه تلاقي حقوق و اخلاق زيست فناوري مسايل مختلفي بروز مي کند که از اين قرار است:
موجوديت بشر چه موقعي به عنوان شخصيت حقيقي از طرف حقوق مورد قبول واقع مي شود؟
از نظر حقوق موجوديت انسان چه زماني زايل مي شود؟
چه مواقعي عدم کمک به بيمار و يا نوع درمان پزشک به عنوان جنايت محسوب مي شود؟
ولايت والدين به فرزندان به چه شکل بوده و چه زماني زايل مي شود؟
به منظور کمک به بشريت، تحقيقات و آزمايش هاي علمي که روي شخصي صورت مي پذيرد آيا مي تواند بدون رضايت و اطلاع شخص مزبور صورت گيرد؟
 

روابط حقوق و اخلاق زيست فناوري

اخلاق نشات گرفته از علوم زيستي و پزشکي و در مقابل حلال مشکلات و معضلات جامعه يعني علم حقوق صرفا به منظور صدور احکام موجوديت خود را ابراز نمي کنند بلکه در کنار اين مهم، سيستم ارزشي مرتبط با خود را نيز به منصه ظهور مي رسانند. رابطه حقوق با اخلاق زيست فناوري يکطرفه نيست. حقوق و اخلاق زيست فناوري با وجود اين که هر يک در مواجهه با مسايل اصول و روش هاي متفاوتي را اتخاذ مي کنند همديگر را نيز تحت تاثير قرار مي دهند. حقوق در دو عرصه عمومي و خصوصي تشکيل شده و در راستاي ارتباطات مالي و تجاري و ... احکامي را وضع مي نمايد و در مقابل اخلاق زيست فناوري با چگونگي زيست افراد بشر و انتخاب نوع زندگي مردم سروکار دارد. خقوق در رابطه با وقايع اخلاق زيستي قانون گذاري کرده و در مقابل اخلاق زيست فناوري در مسايل مربوط به مرگ و زندگي و تحليل حقوقي آن تاثيرگذار مي گذارد. تقابل حقوق فردي در قبال حقوق جمعي در مسايل پزشکي و ...، تقابل آزادي فردي در قبال عدالت اجتماعي در قلمرو مسايل اخلاقي، نمونه هايي از تاثيرات حقوق با اخلاق زيست فناوري است. (7)
حقوق به عنوان علمي که کليت جامعه را تحت پوشش قرار داده به شاخه هايي از قبيل حقوق اساسي، حقوق جزا، حقوق دولت ها، حقوق خصوصي، حقوق قراردادها و حقوق غرامات و ... تقسيم شده است. (1) از تلاقي حقوق و اخلاق بخصوص در مسائلي که مربوط به حوزه حقوق مدني و جزاست حقوق پزشکي و سلامت از سال 1960 ايجاد شده و تا به امروز نيز در حال شکوفايي است. (1و6)
 

حقوق سلامت

کليه پرسنل سلامت، بيماران، نزديکان بيمار و کليه فعاليت هايي که به نوعي تاثيرگذار در وضعيت بيمار  هستند و همچنين کليه متون، قواعد و قوانين حقوقي که مرتبط با سلامت جامعه هست در قلمرو حقوق سلامت قرار مي گيرد. مديران بيمارستان ها، پرسنل، پزشکان، پرستار ها، ساير خدمه سلامت در بيمارستان، محققين حوزه سلامت و بهداشت، بيماران و نزديکانشان، تهيه و توزيع کنندگان دارو و ابزارآلات بهداشتي و بيمارستاني، متخصصين بيمه سلامت و درمان، وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکي و ديگران ارائه کنندگان خدمات بهداشتي و سلامت، مشمول حقوق بهداشت و سلامت هستند. (1)
 

دعاوي مشهور

برخي وقايع در عرصه اخلاق زيست فناوري صورت گرفته که از منظر حقوق سلامت نيز داراي اهميت است. در اثناي جنگ جهاني دوم نتيجه اعمال پزشکان نازي که بدون رضايت افراد از ميان اسراي جنگي افرادي را تحت آزمايش و تحقيقات غير متعارف قرار مي دادند موجب صدور دو اعلاميه مهم بين المللي در زمينه اخلاق پزشکي و زيست فناوري شد که يکي اعلاميه نورنبرگ (1947) و ديگري اعلاميه هلسينکي (1964) مي باشد که اين دو اعلاميه موجب شد که انقلابي در کليه مناصبات و تصميمات اخلاق زيست فناوري در عرصه بين المللي صورت پذيرد. (8)
در عرصه بهداشت و سلامت بزرگترين رسوايي مربوط به آمريکاست. در سال 1932 در دانشگاه توس کک[3] در تحقيقاتي که بر روي 399 سياه پوست مبتلا به سفليس و 201 سياه پوست سالم داوطلب صورت پذيرفت ، اين اشخاص به مدت پهل سال تحت هيچ گونه درماني قرار نگرفتند. هر چند در سال 1947 پني سيلين سفليس يافت شده بود اما روي اين اشخاص از طرف محققان واکسيناسيون صورت نگرفته بود. همچنين اعمال مقررات اعلامه نورنبرگ مصوب 1947 نيز نسبت به داوطلبين سالم اعمال نشده بود. اين تحقيق حدود چهل سال طول کشيده و در سال 1972 زماني که واقعيت ها آشکار شد صدها مريض بواسطه اين تحقيق فوت کرده بودند و همچنين اين بيماري از اين افراد به همسران و به شکل مادرزادي به فرزندانشان منتقل شده بود. (4) اين رسوايي، موجب تاسيس کمسيون هاي اخلاقي و تصويب قانون کمسيون حمايت از بشر در تحقيقات پژشکي و روانشناختي و قانون ملي تحقيقات در آمريکا شد و در سطح بين المللي با تاييد اصل رضايت آشکار موجب پيشرفت چشمگيري در اخلاق پزشکي و حقوق سلامت گرديد.
 

نتيجه

اخلاق و علوم اخلاقي و انصاف مفاهيمي هستند که به درازاي تاريخ بشر راهنماي اعمال و رفتار آدمي بودند. بعلاوه از نيمه دوم قرن بيستم اخلاق زيست فناوري در دنيا رو به رشد بوده و است. اين امر موجب شده که حقوق سلامت ايجاد و گسترش يابد و اخلاق و حقوق نسبت به هم تاثيرات فراوان بگذارند. همچنين موجب شده که محققين حوزه اخلاق زيست فناوري بيشتر خود را ملتزم به قواعد حقوقي تلقي کنند و حتي اين امور موجب تشکيل کمسيون ها و تشکل ها و حتي وضع قوانين و مقررات در دولت هاي دنيا شده است.
نکته مشترکي که اکثرا همه موافقين و مخالفين موضوع بدان تاکيد دارند اين است که هم از نظر شکلي و هم از نظر ماهوي حقوق موجبات سازماندهي منطقي اخلاق زيست فناوري شده است. حقوقي که در دامان ارزش هاي اخلاقي مورد  تاکيد قرار مي گيرد موجب تغيير معاني حقوق و ارزش ها مي گردد و باعث مي شود حقوق و آزادي هاي فردي توسعه يابد (7) و در مقابل حقوق موجب مي شود که اخلاق زيست فناوري در مواجهه با مشکلات جامعه متمايل به مکانيزم هاي حقوقي يعني عدالت، برابري، محق بودن، آزادي فردي و ... بشود.

------------------------- 
منابع
الف: مجلات
محمودي، آ، 2012،نگرشي به فلسفه اخلاقي حقوق، مجله انجمن علمي دانش آموختگان خارج از کشور، مجلد 2، صص 57-69.
Beauchamp T and Childress J, 2009, Principles of Biomedical Ethics, the Nature of Common Morality, Oxford University Press, pp. 3-25.
Civaner, M, 2008, Dünya Hekimler Birli?i T?p Eti?i El ?tab?, Türk Tebipler Birli?i Yay?n?, Ankara, pp.  9-15.
Katz R, Kegeles S, Kressin N, et al,  2006, The Tuskegee Legacy Project: willingness of minorities to participate in biomedical research, J Health Care Poor Underserved Press (4): pp. 698–715.
Ulman. Y, 2010, Etik-Bioetik ve Hukuk, Genel Yakla??mlar, Ac?badem Universitesi Sa?l?k Bilimler Dergisi, s.1, pp. 75-79.
 
ب: کتاب
جعفري لنگرودي، م، 1381،ترمينولوژي حقوق، نشر ميزان، تهران.
Capron, AM, 2005, Law and Bioethics, Encyclopedia of Bioethics, Ed. S Post et al, 3rd Edition, p.1369.
Ulman Y, 2009, Course book of Medical Ethics, Kamu Yay?nlar?, Istanbul, pp. 32-44.
UNESCO, Bioethics Core Curriculum, Section 1: Syllabus Ethics Education Programmed, Sector for Social and Human Sciences, Division of Ethics of Science and Technology, What is Ethics, 2008:9-10. and 15-18.
 
 
Approaches of Basic Principles of Law-Ethics in Bioethics
Amirreza Mahmoudi
Abstract
This paper has two principal aims. First of all it deals with the introductory concepts of ethics field of study such as morality, duty, ethics and bioethics together with the distinctive characteristics of each term. While trying to give the methodological vision of the evolution from morality to bioethics in historical and societal perspective, it clarifies the main principles of bioethics by giving special emphasis to universal and global points of view. Secondly it means to define and explain the interactive relationship between ethics and law basing on the features peculiar to these disciplines that affect each other reciprocally. It explains the main approaches in exemplification of fateful cases in near history of ethics and health law debates. It ends with predictions of the interaction between bioethics and law to reshape and transform to the benefit of each other giving birth to health law.
Keywords: Ethics, Biotechnology, Bioethics, Law, Health law

[1] . Potter
[2] . Well-Being
[3] . Tuskegee



نويسنده: دکتر امير رضا محمودي/دانشکده حقوق و علوم سياسي آننکارا /ترکيه





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان