بسم الله
 
EN

بازدیدها: 393

منشور اخلاق نويسندگي، بايدها و نبايدها- قسمت اول

  1393/9/25
خلاصه: منشأ و ريشه اخلاق در عقل است. اگرچه اداره جامعه براساس اخلاق و وجدان مقدور و ميسر نيست ولي علم و آگاهي به صفات پسنديده و ناپسند و همچنين رفتارها و هنجارهاي مورد قبول هر جامعه‌اي زمينه و بستر كنترل دروني و بيروني را ممكن مي‌سازد. كنترل دروني همان وجدان و كنترل بيروني قوانين اخلاقي حاكم بر جامعه است كه رعايت نكردن آن موجب پيگرد قانوني فرد خاطي مي‌شود. بي‌ترديد پايبندي به اصول اخلاقي باعث بهبود عملكرد دروني و بيروني افراد و جوامع مختلف مي‌شود. رعايت اصول اخلاقي علمي در بين فرهيختگان، پژوهشگران و دانشمندان به واسطه ارزش و جايگاه علم و دانش ضرورتي افزون دارد؛ زيرا دانشمندان، متفكران و عالمان به عنوان الگو تلقي مي‌شوند و رفتار، گفتار و كردار ايشان در فرهنگ‌سازي جوامع نقش كليدي دارد. در اين مقاله برخي از رفتارهاي ناپسند و غيراخلاقي علمي و بايدها و نبايدها اطلاع‌رساني شده است تا دانشمندان و پژوهشگران كشور با علم به اين موارد، مستندات علمي قابل ارائه خويش را تدوين و منتشر كنند و اصول اخلاق علمي را براي اثربخشي هرچه بيشتر نتايج علمي و پژوهشي خويش رعايت نمايند. در ضمن احكام حقوقي (كه براي برخي از موارد موجود است) نيز ارائه شده است.

مقدمه

وارد شدن دانش خصوصي افراد به مجامع عمومي و تبديل شدن به دانش اجتماعي مي‌تواند از طريق انتشار مقالات، سخنراني‌هاي ضبط شده و غيره صورت گيرد كه مهم‌ترين مسأله در اين موارد اخلاق علمي و سالم بودن محيط علمي است. اخلاق علمي ايجاب مي‌كند كه در تهيه مقالات يا سخنراني‌ها به مراجع و منابعي كه از آن استفاده شده است، ارجاع داده شود. از طرف ديگر، ذكر كردن نام افرادي كه در به دست آوردن مراجعي به نويسنده يا سخنران كمك علمي يا عملي كرده‌اند از اصول اوليه اخلاق علمي است. هدف از اين مقاله مشخص كردن مجموعه‌اي از اصول اخلاق علمي مي‌باشد كه اميد است با رعايت اين اصول به وسيله محققان و استادان محترم گامي اساسي در راستاي رعايت حقوق ديگران و اعتلاي دانش بشري برداشته شود. هر چه استخر دانش بشري صاف‌تر و زلال‌تر باشد و همراه با چاشني اخلاق، صداقت، دقت و صحت باشد، اثربخشي آن در آسايش، رفاه و توسعه علمي بشريت بيش‌تر است.

منشأ و مبدأ ايده‌ها

هنگامي كه عده‌اي محقق به طور هم‌سو در زمينه يكساني كار مي‌كنند و درباره موضوع واحدي فكر مي‌كنند، هميشه اين امكان وجود ندارد كه يقين حاصل شود چه كسي براي اولين بار به آن انديشه دست پيدا كرده است. هنگامي كه يك دانشمند برجسته از طريق اجراي يك پروژه پژوهشي و تحت نظارت وي به يك كشف مهم دست پيدا مي‌كند، تمام افراد ديگري كه در آن آزمايشگاه كار مي‌كنند نمي‌توانند روي مالكيت اين موضوع ادعا داشته باشند،‌چون به عنوان يك بخش از برنامه پژوهشي تعيين شده قسمتي از كار به آن‌ها واگذار شده است و تمام افراد تحت نظارت مجري، پروژه پژوهشي را انجام مي‌دهند. يك راه براي اين كه از احتمال سوئ تعبير درباره سرمنشأ فراورده‌هاي فكري كاسته شود، اين است كه از قبل يك توافق واضح و صريح درباره مالكيت انحصاري يك موضوع يا مالكيت مشترك آن‌ها صورت گيرد [1].
وقتي كه ايده‌اي براي پروژه از يك همكاري كه عضو تيم تحقيقاتي گروهي نيست، آورده شود، بهتر است در قسمت پاورقي منشأ و مبدأ ايده براي پروژه ذكر شود. با اين وجود اخلاقي‌ترين كار اين است كه قبل از شروع پروژه، فرد ايده‌دهنده به عنوان همكار در پروژه دعوت شود[2]. وقتي كه يك همكار كمكي را براي قسمت كوچكي از مطالعه‌اي كه نيازمند توانايي تخصصي وي است انجام مي‌دهد، شايسته است اين موضوع در پاورقي به طور كامل ذكر شود.

نويسندگي

1- همكار:
زماني كه دو يا چند همكار با ميل خود روي يك پروژه پژوهشي همكاري مي‌كنند و تصميم به نشر نتايج مي‌گيرند، رعايت اصول اخلاقي در نوشتن نام افراد بر مبناي ميزان مشاركت آن‌ها در پروژه مشترك از اصول اوليه براي نوشتن مقاله علمي محسوب مي‌شود. 
بعضي از مجلات الگوي خاصي در ترتيب قرار گرفتن اسامي نويسندگان براساس حروف الفباي انگليسي دارند و در اين مجلات نويسندگان خودشان نمي‌توانند ترتيب را مشخص كنند. تعدادي از دانشمندان از اين ترتيب قرار گرفتن اسامي استقبال مي‌كنند؛ در حالي كه روان‌شناسان اعتقاد دارند كه اين سياست مي‌تواند تأثير اساسي روي موضوعات چاپ شده در اين مجلات داشته باشد؛ به طوري كه اين افراد به اين نتيجه رسيده‌اند افرادي كه نام آن‌ها بين حروف الفباي P-Z قرار دارند، تمايل براي چاپ مقالات خود در اين مجلات ندارند[3].
كسي كه معمولاً پيش‌نويس اوليه را مي‌نويسد، نويسنده اصلي محسوب مي‌شود و جايگاه‌هاي بعدي در فهرست نويسندگان بر مبناي مشاركت آن‌ها تعيين مي‌شود. در مواردي كه مشاركت‌ها مساوي باشد، ترتيب قرار گرفتن نويسندگان طبق ترتيب حروف الفبا يا به صورت انتخاب نوبتي براي اول بودن در مقالات بعدي تعيين مي‌شود. واضح است كه اگر شخصي ادعاي حق مالكيت تك نويسندگي را براي آنچه كه به وسيله تلاش گروهي انجام شده است، داشته باشد؛ مرتكب يك عمل غيراخلاقي شده است. نويسندگي اصولي براساس همكاري‌هاي حرفه‌اي يا علمي اشخاص و بدون توجه به شرايطي از قبيل رئيس مؤسسه بودن و غيره تعيين مي‌شود.
نويسندگان اصلي مقاله در چنين شرايطي مشروط بر اين كه رئيس مؤسسه و غيره تأثير به‌سزايي در پيشبرد كار تحقيقاتي مذكور از لحاظ تأمين امكانات ويژه براي انجام پروژه داشته است، بايد تنها به ذكر سپاس‌گزاري در انتهاي مقاله اقدام و به طور اكيد در درج نام چنين افرادي در فهرست نويسندگان اصلي مقاله خودداري كنند. مواردي وجود دارد كه در آن كار عملي انجام شده سبب افزايش شهرت ويژه نويسندگان خواهد شد. در اين مواقع بسيار سودمند است كه در قالب يك پي‌نوشت ميزان سهم هر يك از نويسندگان به دقت و با ذكر جزئيات قيد شود. اين نوع از موارد معمولاً در مجلاتي كه از اعتبار بسيار بالاي علمي خوردارند، رعايت مي‌شود[4].

2- استاد/ دانشجو:

در بعضي مواقع افراد از موقعيت‌هايي كه در اختيار دارند، به عنوان امتياز ويژه استفاده مي‌كنند. اين يك نگرش غيراخلاقي براي استادان مي‌باشد كه "من ذهن شما را نسبت به علم باز مي‌كنم و همه آن چيزي را كه شما مي‌دانيد، من به شما تدريس كرده‌ام؛ بنابراين هر كدام از ايده‌هاي ذهني شما به من تعلق دارد". بر اين اساس گاهي مشاهده مي‌شود كه يك دانشجو مقاله‌اي را در يك ترم از بابت درسي تهيه كرده و استاد پس از تصحيح نسبت به چاپ آن اقدام مي‌كند، بدون اين كه اعتباري به دانشجو بدهد. از نظر اخلاق علمي، افراد امتياز نويسندگي را فقط براي كاري كه به طور واقعي انجام داده‌اند يا براي آنچه همكاري داشته‌اند، دريافت مي‌كنند.

3- محققان و دستياران پژوهشي:

در يك كار پژوهشي، دستيار پژوهشي در جمع‌آوري داده‌ها به طور دقيق همان‌طوري كه براي وي تعيين شده و تحت نظارت محقق است، شركت مي‌كند.
محققان پژوهشي روشي را طراحي و در نهايت مقاله را مي‌نويسند. بنابراين كافي است كه در پي‌نوشت كار، دستيار پژوهشي مشخص شود. در حالت ديگر به دستيار پژوهشي نقش همكاري در تشكيل، طراحي، اجراي پروژه، آناليز و تغيير داده‌ها واگذار مي‌شود، بنابراين همكاري در نويسندگي مشترك براي وي قابل توجيه است.

4- پايان‌نامه دكتري:

در مواقعي كه پايان‌نامه دكتري به شكلي است كه ايده اصلي آن به وسيله دانشجو ارائه شده است و بدون راهنمايي استاد راهنما مقاله نيز به وسيله دانشجو نوشته مي‌شود، به طور اساسي رساله در حيطه اختيار دانشجوست و دانشجو به عنوان نويسنده اصلي و اول مقاله محسوب مي‌شود. متأسفانه در بسياري از موارد مشاهده مي‌شود كه نام استاد راهنما به عنوان نويسنده اول ذكر مي‌شود. از نظر اخلاق علمي، افراد امتياز نويسندگي را فقط براي كاري كه انجام مي‌دهند، دريافت مي‌كنند.

داوران

داوران مسؤوليت خيلي ويژه‌اي دارند. براساس اصول اخلاق علمي داوران بايد منصف باشند و در ارزيابي انتقادي و توصيه‌نامه خويش درباره مقالات قبل از چاپ بدون غرض‌ورزي رفتار كنند. انتظار مي‌رود كه داوران از انتشار موضوع داوري قبل از چاپ خودداري كنند. در مواقعي كه داور مقاله در فهم، محتوا و شيوه نگارش نويسنده مشكل داشته باشد، اخلاقي‌ترين كار در اين مورد داوري نكردن مقاله است. تصاحب كار يك نويسنده به وسيله داور مربوط، كار بسيار ناشايستي است. در بعضي مواقع مشاهده شده است كه شخص مسؤول، داوري يك مقاله آماده چاپ يا طرح بررسي شده را مردود اعلام كرده است و با اندك تغييراتي اقدام به ارسال موضوع مورد بحث به محل ديگر به نام خود مي‌كند. اين عمل يكي از غيراخلاقي‌ترين اعمال در عرصه داوري علمي است[5].

سرقت علمي و ادبي

سرقت ادبي، عبارت است از استفاده مستقيم از لغات ديگران بدون استفاده از علامت خاصي كه نشان‌دهنده اين باشد كه نوشته مربوط به كس ديگري مي‌باشد. هنگامي كه بخش‌هاي اصلي و اطلاعات علمي يك مقاله يا پايان‌نامه و يا گزارش طرح‌هاي پژوهشي از مقاله، پايان‌نامه و گزارش‌هاي علمي نگاشته شده به وسيله ديگران آورده شود، اين اقدام ناپسند اخلاقي را سرقت علمي مي‌نامند. اين مسأله را نمي‌توان به خاطر بي‌دقتي ساده نويسنده و غيرعمدي تصور كرد. از نظر اخلاقي پسنديده نيست كه نويسنده يك مقاله، كار محققان ديگري را (كه قبلاً گزارش شده است) بدون ارجاع به نويسنده، به نام خود ارائه كند[6].
اگر جمله‌اي از مقاله‌اي گرفته مي‌شود، در صورتي كه جمله‌بندي به طور دقيق از همان مقاله باشد،‌ اين جمله‌بندي بايد داخل گيومه آورده و منبع آن ذكر شود. در صورتي كه جمله‌بندي آن عوض شود يا اين كه جمله خلاصه شده باشد، ذكر منبع كافي است. اگر بيش از يك پاراگراف از مقاله‌اي استفاده شود، بايد متن در نگارش جلورفتگي داشته باشد تا مشخص شود اين متن از محل ديگري آورده شده است. اشكال و نمودارها هم فرقي با متن ندارند و بايد مرجع اشكال و نمودارها به طور دقيق ذكر شود.
سرقت ادبي در سخنراني‌هاي علمي بيش‌تر مشاهده مي‌شود. از نظر اخلاقي پسنديده است كه سخنران منابع را براي تأييد گفته‌هاي خود ذكر كند.

ارسال دوگانه مقاله

از نظر اخلاقي پسنديده نيست كه نويسنده يك مقاله يا موضوعات با شباهت بسيار زياد را براي بيش از يك مجله در زمان يكسان ارائه كند و تلاش براي چاپ يك عنوان مقاله در دو مجله  از نظر اخلاقي درست نيست[7]. اين عمل اقدامي ناشايست از بعد اخلاق حرفه‌اي محسوب مي‌شود. اغلب نشريات در زمان دريافت تا چاپ مقاله از مؤلف يا مولفان مي‌خواهند تا فرم انتقال حق نشر  را تكميل و ارسال كنند. در بيش‌تر مواقع با تكميل و امضاي اين فرم مؤلف تأييد مي‌كند كه مقاله ارسال شده به آن مجله به مجله ديگري ارسال نشده است[8].
متأسفانه درصد ناچيزي از مؤلفان به اين اقدام مبادرت مي‌كنند و توجيحاتي از قبيل طولاني شدن زمان فرايند داوري مقاله، فراموش كردن ارسال قبلي مقاله، ارسال مقاله به‌وسيله يكي ديگر از مؤلفان براي نشريه ديگر و ... مي‌آورند كه اين موارد ارسال دوگانه مقاله را توجيه نمي‌كند.



نويسندگان: بابك كبودين- محمدعلي زلفي‌گل- بيژن حاجي‌عزيزي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان