بسم الله
 
EN

بازدیدها: 414

اخلاق در قرآن-قسمت چهل و ششم

  1393/8/25
قسمت قبلي


گام چهارم: محاسبه

چهارمين گامي که علماي اخلاق براي رهروان اين راه ذکر کرده اند، محاسبه است؛ و منظور اين است که هر کس در پايان هر سال يا ماه و هفته و يا در پايان هر روز به محاسبه کارهاي خويشتن بپردازد، و عملکرد خود را در زمينه خوبيها و بديها، اطاعت و عصيان، خدا پرستي و هوا پرستي دقيقا مورد محاسبه قرار دهد، و درست مانند تاجر موشکاف و دقيقي که همه روز يا هر هفته و هر ماه و هر سال به حسابرسي تجارتخانه خود مي پردازد و سود و زيان خويش را از دفاتر تجاري بيرون مي کشد و ترازنامه و بيلان تنظيم مي کند، به يک محاسبه الهي و معنوي دست زند و همين کار را در مورد اعمال و اخلاق خويش انجام دهد.
روشن است محاسبه چه در امر دين باشد يا دنيا يکي از دو فايده مهم را دارد: اگر صورتحساب، سود کلاني را نشان دهد، دليل بر صحت عمل و درستي راه و لزوم تعقيب آن است؛ و هر گاه زيان مهمي را نشان دهد دليل بر وجود بحران و خطر و احتمالا افراد مغرض و دزد و خائن و يا خطا کار و ناآگاه در تجارتخانه اوست که بايد هر چه زودتر براي اصلاح آن وضع کوشيد.
در اين زمينه نيز در منابع اسلامي اعم از آيات و روايات اشارات پر معنايي ديده مي شود.
آيات زيادي از قرآن خبر از وجود نظم و حساب در مجموعه جهان آفرينش مي دهد، و انسانها را به دقت و انديشه در اين نظم و حساب دعوت مي کند؛ از جمله، مي فرمايد:
«و السماء رفعها و وضع الميزان- ان لاتطغوا في الميزان؛ آسمان را برافراشت و ميزان و قانون در آن گذاشت، تا در ميزان طغيان نکنيد (و از مسير عدالت و حساب منحرف نشويد) ! » (الرحمن، آيات 7 و 8) .
در جاي ديگر مي خوانيم: «و کل شي ء عنده بمقدار؛ و هر چيز نزد او (خدا) مقدار معيني (حساب روشني) دارد. . » (سوره رعد، آيه 8) .
و نيز مي فرمايد: «و ان من شي ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم؛ و خزائن همه چيز فقط نزد ما است و ما جز به اندازه معين آن را نازل نمي کنيم. » (سوره حجر، آيه 21)
از سوي ديگر قرآن مجيد در آيات متعددي از حساب دقيق روز قيامت خبر داده است؛ از جمله، از زبان لقمان حکيم خطاب به فرزندش چنين نقل مي کند: « يا بني انها ان تک مثقال حبة من خردل فتکن في صخرة او في السموات او في الارض يات بها الله ان الله لطيف خبير؛ پسرم! اگر به اندازه سنگيني دانه خردلي (کار نيک يا بد) باشد و در دل سنگي يا در (گوشه اي) از آسمانها و زمين قرار گيرد، خداوند آن را (در قيامت براي حساب) مي آورد؛ خداوند دقيق و آگاه است! » (سوره لقمان، آيه 16) .
و نيز مي فرمايد: « و ان تبدوا ما في انفسکم او تخفوه يحاسبکم به الله؛ اگر آنچه را در دل داريد آشکار کنيد يا پنهان نماييد، خداوند شما را بر طبق آن محاسبه مي کند. » (سوره بقره، آيه 284) .
اين مساله بقدري مهم است که يکي از نامهاي روز قيامت، «يوم الحساب» است: «ان ال-ذين يضلون عن سبيل الله له-م عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب؛ کساني که از راه خدا منحرف مي شوند، به خاطر فراموش کردن روز حساب عذاب شديدي دارند! » (سوره ص، آيه 26)
مساله حساب در قيامت بقدري روشن و آشکار است که انسان را در آنجا حسابرس خودش مي سازند، و به او گفته مي شود: «اقرء کتابک کفي بنفسک اليوم عليک حسيبا؛ (در آن روز به انسان گفته مي شود) نامه اعمالت را بخوان، کافي است که امروز خود حسابگر خود باشي! » (سوره اسراء، آيه 14) .
با اين حال و با توجه به اين شرايط که همه چيز در دنيا و آخرت داراي حساب است، چگونه انسان مي تواند از حساب خويش در اين جهان غافل بماند؛ او که بايد فردا به حساب خود برسد چه بهتر که در اين دنيا ناظر بر حساب خويش باشد؛ او که مي داند همه چيز در اين جهان حساب و کتابي دارد چرا خود را از حساب و کتاب دور دارد؟!
بنابراين، مجموعه آيات فوق و مانندآن اين پيام مهم را براي همه انسانها دارد که هرگز محاسبه را فراموش نکنيد، و اگر مي خواهيد بارشما فردا سبک باشد، در اين جهان به حساب خويش برسيد، پيش از آن که در آن جهان به حساب شما برسند.
در روايات اسلامي، مساله از اين هم گسترده تر است؛ از جمله:
1- درحديث معروف رسول خدا صلي الله عليه و آله مي خوانيم: «حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا و زنوها قبل ان توزنوا و تجهزوا للعرض الاکبر؛ خويشتن را محاسبه کنيد پيش از آن که به حساب شما برسند و خويش را وزن کنيد قبل از آن که شما را وزن کنند! (و ارزش خود را تعيين کنيد پيش از آن که ارزش شما را تعيين نمايند) و آماده شويد براي عرضه بزرگ (روز قيامت) ! » (59)
2- در حديث ديگر از همان حضرت خطاب به ابوذر مي خوانيم: « يا اباذر حاسب نفسک قبل ان تحاسب فانه اهون لحسابک غدا وزن نفسک قبل ان توزن ... ؛ اي ابوذر! به حساب خويش برس، پيش از آن که به حساب تو برسند، چرا که اين کار براي حساب فرداي قيامت تو آسانتر است، و خود را وزن کن پيش از آن که تو را وزن کنند! » (60)
3- در حديثي از اميرمؤمنان علي عليه السلام مي خوانيم که فرمود: « ما احق للانسان ان تکون له ساعة لايشغله شاغل يحاسب فيها نفسه، فينظر فيما اکتسب لها و عليها في ليلها و نهارها؛ چقدر شايسته است که انسان ساعتي براي خود داشته باشد، که هيچ چيز او را به خود مشغول نسازد و در اين ساعت، محاسبه خويش کند و بنگرد چه کاري به سود خود انجام داده و چه کاري به زيان خود، در آن شب و در آن روز. » (61)
در اين حديث بوضوح مساله محاسبه در هر روز، آن هم در ساعتي که فراغت بطور کامل حاصل باشد، آمده است؛ و اين امر از شايسته ترين اموربراي انسان شمرده شده است.
4- همين معني درحديث امام صادق عليه السلام به شکل ديگري آمده است، مي فرمايد: «حق علي کل مسلم يعرفنا، ان يعرض عمله في کل يوم و ليلة علي نفسه، فيکون محاسب نفسه، فان راي حسنة استزاد منها و ان راي سي-ئة استغ-فر منها لئلا يخزي يوم القيامة؛ بر هر مسلماني که معرفت ما را دارد لازم است که اعمال خود را در هر روز و شب، بر خويشتن عرضه بدارد، و حسابگر نفس خود باشد؛ اگر حسنه اي مشاهده کرد براي افزودن آن کوشش کند، و اگر سيئه اي ملاحظه نمود از آن استغفار نمايد، مبادا روز قيامت رسوا گردد! » (62)
5- همين معني از امام کاظم عليه السلام به گونه ديگري روايت شده است؛ فرمود: «ياهشام ليس منا من لم يحاسب نفسه في کل يوم فان عمل حسنة استزاد منه و ان عمل سيئا استغفر الله منه و تاب؛ کسي که هر روز به حساب خويش نرسد از ما نيست، اگر کار خوبي انجام داده از خدا توفيق فزوني طلبد (و خدا را بر آن سپاس گويد) و اگر عمل بدي انجام داده استغفار کند و به سوي خدا برگردد و توبه کند! » (63)
روايات در اين زمينه فراوان است، علاقه مندان مي توانند براي توضيح بيشتر به مستدرک الوسائل، کتاب الجهاد، ابواب الجهادالنفس، مراجعه نمايند. (64)
اين روايات بخوبي نشان مي دهد که مساله محاسبه نفس در اسلام از اهميت والائي برخوردار است، و کساني که اهل محاسبه نفس نيستند، از پيروان راستين ائمه اهل بيت عليهم السلام محسوب نمي شوند!
در اين روايات به فلسفه و حکمت اين کار نيز بروشني اشاره شده است که اين کار مي تواند مايه فزوني حسنات، و جلوگيري از سيئات و جبران آنها گردد، و از سقوط انسان در گرداب هلاکت و غرق شدن در درياي غفلت و بي خبري جلوگيري کند.
راستي چرا ما با امور مادي و معنوي حداقل يکسان برخورد نکنيم؟! امور مادي ما حساب و کتاب و دفترروزنامه و دفتر انبار و دفتر کل و دفاتر ديگر دارد، ولي براي امور معنوي حتي حاضر به يک حساب به اصطلاح سرانگشتي نيز نباشيم، در حالي که امور معنوي به درجات بالاتر و والاتر است و اصولا قابل مقايسه با امور مادي نيست! به همين دليل، در حديث پر معنايي از پيغمبراکرم صلي الله عليه و آله مي خوانيم: «لايکون العبد مؤمنا حتي يحاسب نفسه اشد من محاسبة الشريک شري-که، و السيد عبده ؛ انسان هرگز اهل ايمان نخواهد شد مگر اين که در حسابرسي خويش سختگير باشد؛ حتي سختگيرتر از حساب شريک نسبت به شريکش و مولي نسبت به غلامش! » (65)
اين موضوع به اندازه اي مهم است که حتي جمعي از بزرگان کتابهائي در موضوع «محاسبة النفس» نوشته اند، از جمله محاسبة النفس مرحوم سيد بن طاووس حلي (متوفاي سنه 664 ه . ق) و محاسبه النفس مرحوم کفعي (از علماي قرن نهم هجري) و محاسبة النفس في اصلاح عمل اليوم و الاعتذار من الامس مرحوم حاج ميرزا علي حائري مرعشي (متوفاي 1344 ه . ق ) و محاسبه النفس سيد علي مرعشي (متوفاي 1080 ه . ق) است. (66)
در اينجا اشاره به چند نکته لازم به نظر مي رسد:
1- در اين که چگونه بايد نفس را «محاسبه» کرد
و خويشتن را پاي حساب حاضر نمود و مورد باز خواست قرار داد؛ بهترين طريق همان است که در حديثي از اميرمؤمنان علي عليه السلام نقل شده که بعد از نقل حديث پيغمبراکرم صلي الله عليه و آله که فرمود: «اکيس الکيسين من حاسب نفسه؛ عاقل ترين مردم کسي است که به محاسبه خويش پردازد» مردي از آن حضرت پرسيد «يا اميرالمؤمنين و کيف يحاسب الرجل نفسه؛ اي اميرمؤمنان! انسان چگونه نفس خويش را محاسبه کند؟ »
امام ضمن بيان مشروحي چنين فرمود:
«هنگامي که صبح را به شام مي رساند، نفس خويش را مخاطب ساخته چنين گويد: اي نفس! امروز بر تو گذشت و تا ابد باز نمي گردد، و خداوند از تو درباره آن سؤال مي کند که در چه راه آن را سپري کردي؟ چه عملي در آن انجام دادي؟ آيا به ياد خدا بودي، و حمد او را به جا آوردي؟ آيا حق برادر مؤمن را ادا کردي؟ آيا غم و اندوهي از دل او زدودي؟ و در غياب او زن و فرزندش را حفظ کردي؟ آيا حق بازماندگانش را بعد از مرگ او ادا کردي؟ آيا با استفاده از آبروي خويش، جلو غيبت برادر مؤمن را گرفتي؟ آيا مسلماني را ياري نمودي؟ راستي چه کار (مثبتي) امروز انجام دادي؟!
سپس آنچه را که انجام داده به ياد مي آورد، اگر به خاطرش آمد که عمل خيري از او سر زده، حمد خداوند متعال و تکبير او را به خاطر توفيقي که به او عنايت کرده به جا مي آورد، و اگر معصيت و تقصيري به خاطرش آمد، از خداوند متعال آمرزش مي طلبد و تصميم برترک آن در آينده مي گيرد، و آثار آن را از نفس خويش با تجديد صلوات بر محمد و آل پاکش، و عرضه بيعت با اميرمؤمنان عليه السلام برخويشتن و قبول آن و اعاده لعن بر دشمنان و مانعان از حقوقش، محو مي کند؛ هنگامي که اين محاسبه (جامع و کامل) را انجام داد، خداوند مي فرمايد: «من به خاطر دوستي تو با دوستانم و دشمنيت با دشمنانم (و محاسبه جامعي که با نفس خويش داشتي) در مورد گناهانت به تو سختگيري نمي کنم و تو را مشمول عفو خود خواهم ساخت! » (67)
آري اين است بهترين طرز محاسبه نفس!

-----------------------
59- بحارالانوار، جلد67، صفحه 73.
60- امالي طوسي، (طبق نقل ميزان الحکمه، جلد 1، صفحه 619).
61- مستدرک الوسائل، جلد 12، صفحه 154.
62- تحف العقول، صفحه 221.
63- مستدرک الوسائل، جلد 12، صفحه 153.
64- مستدرک الوسائل، جلد 12، صفحه 152 تا156 - همين معني در اصول کافي، جلد2، باب محاسبة العمل، صفحه 453، حديث 2، آمده است.
65- محاسبه النفس سيد بن طاووس، صفحه 14 - بحارالانوار، جلد67، صفحه 72، حديث 22.
66- الذريعه، جلد20.
67- بحارالانوار، جلد89، صفحه 250.




نويسنده: ناصر مکارم شيرازي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان