بسم الله
 
EN

بازدیدها: 386

آداب الدعوه - قسمت دوم

  1393/8/25
خلاصه: (يادآوري: اين نوشتار بصورت طنز وسبک نگارش قديمي تدوين يافته است)
قسمت قبلي


درقسمت پيش از (عشره دعاويه) نام برديم اکنون از(پيش دعوي )که در طريقت جماعت وکلا به (ثلاثه الموفقيه) معروف است پرده بر مي داريم .

همانطور که هر متن يک مقدمه دارد هر دعوي يک پيش دعوي دارد که قبل از ورود به هر دعوي اسباب آن بايد مهيا گردد که ميزان اسباب بسته به قدرت طرف دعوي است.گاه طرفين مساوي در قوا هستند و گاه دعوي بين قوي وقوي تر است.آنچه که مسلم است وکلا هميشه پاي در دعوائي مي نهندکه يک به چند نفر است!که ساده ترين آن دعوي وکيل با قاضي(براي رساندن وي به قناعت وجدان قضائي) و طرف دعوي (گرفتن حق موکل از او) است ضمن آنکه بايد مراقب موکل خود نيز باشد که ممکن است براي فرار از حق الوکاله! وکيل را دور بزند!در اينجا دعوي به حقيقت يک به سه است! اگر چه به ظاهر يک به دو است!قاضي چون پشتش به دولت گرم است طبيعي است حس قدرت فراواني دارد! طرف دعوي چون ممکن است بنا حق ورود به دعوي نموده باشد احتمال توسل به هر وسيله اي رابايد فرض نمود! موکل چون تنها خواستار پيروزي در دعوي است.پس اگر موفقيت کمتر بيند از تعهدات خود سر باز زند!اين است که بزرگان طريقت جماعت وکلا گفته اند: گرفتن حق الوکاله خود يک هنر است .

واما احصا (ثلاثه الموفقيه):

1- کسب خبر.طرفين دعوي ممکن است از طريق ماْمورين خفيه خود اقدام به کسب خبر از موضع وامکانات يکديگر نمايند بديهي است آنکه قوي تر است امکانات بيشتري درکسب خبر دارد.درکتاب سياست نامه ، خواجه نظام الملک کسب خبر را راْس پيروزي دانسته است!و تاْکيد بر اين امر زياده بر پادشاهان مي نمايد!در بعضي منابع کهن استفاده از قمر مصنوعي را نيز پيش بيني کرده بودند!

2-تاْمين بودجه.اين که وکلا بيشتر مايلند موکليني را بر گزينند که منابع مالي بيشتري در اختيار داشته باشد به اين دليل است!ومي گويند آنکه خربزه مي خورد بايد پاي لرزش هم بنشيند وکسي مي تواند پاي لرز بنشيند که کرسي گرمي داشته باشد!وگرنه بي جا مي کند پاي در دعوي نهد!در جنگ بين دول قديمه وجديده تاْمين بودجه قبل از جنگ ويا از بين بردن منابع مالي طرف دعوي از اصول کار بوده است .امروزه اصطلاح محاصره اقتصادي رااز منابع قديمه استخراج نموده وشکل نوين داده اند!

3-تهيه اسباب وآلات دعوي.گاه دعوي بين دو دولت متخاصم است که کار مي کشد به توپ وتانک وطياره حربيه!وگاه دعوي بين وکيل يک لا قباست با حريف قدر!وکيل جز بيان وقلم ودانش وخردچه اسباب وآلاتي !دارد؟و اما بيان.وکيل بايد سخت بکوشد تا در بيان سر آمد دوران گرددچنا نچه خداوندکريم فرموده : خلق الانسان علمه البيان.ما انسان را خلق کرديم وعلم بيان را به او آموختيم.پس وکيلي که بيان دارد مصداق انسان است!وخطاب خداوند به اوست!و اما قلم.نيز خطاب خداوند است که مي گويد:ن والقلم وما يسطرون. قسم به قلم و آنچه که مي نگارد.اينجا هم يکي از مصاديق وکيل است که قلم دارد ومي نگارد! پس وکيل تا مي تواند بايد بنويسد وبنويسد وبنويسد!تاقلمش قوي وخطش زيبا و قشنگ گردد!گاندي عليه الرحمه که از ارباب جماعت طريقت وکلاي هند بود گفته است :من پنجاه در صد موفقيتم را مديون خط زيبايم هستم! و اما دانش.وکيل بايد در دانش حقوق موضوعه وقانون مربوطه به امر دعوي و تفاسير آن تسلط کافي بل وافي!داشته باشد! و علاوه بر آن بر دانش تاريخ امم وشناخت سرزمين ها (سيروا في الارض) و روانشناسي و اقتصاد وسياست روز ونجوم وزبان وهنرها و تاکتيک وتکنيک ودفاع شخصي!اطلاعاتي داشته باشد! و اما خرد.خرد کمياب ترين عنصر خداوندي است که به بعضي از انسانها داده شده! که اکثرهم لا يعقلون!وکيل بي خرد همچون کوزه بدون دسته است!که از هر طرف که بگيري در زحمتي!چنانچه فردوسي بزرگ فرمود:
بنام خداوند جان وخرد کزين برتر انديشه بر نگذرد!

در اينجا از بحث سه عنصر اصلي موفقيت در دعوي«ثلاثه الموفقيه»فارق شديم وکم کم ورود به اصل دعوي مي نمائيم.


نويسنده: رحمن زارع- وکيل پايه يک دادگستري







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان