بسم الله
 
EN

بازدیدها: 608

پوشش زنان در ايران- قسمت اول

  1393/8/22
خلاصه: لباس پوشيدن سابقه‏اى به اندازه حيات انسان دارد و جز پيروان يکى از مکاتب فکرى که بر لزوم برهنه زيستى پاى مى‏فشارند، همه افراد به نوعى آن را تجربه مى‏کنند. يکي از امتيازات انسان، در مقايسه با موجودات ديگر، تهيه پوشش مناسب براي اندام خويش است. بر اين اساس، لباس پوشيدن يکي از شئون و ويژگي هاي انسان است. لباس، افزون بر حفظ انسان از سرما و گرما و برف و باران و ياري دادن وي در حفظ عفت و شرم، در آراستگي و زيبايي آدمي نيز نقشي مهم ايفا مي کند و مي توان آن را نشان دهنده گرايش اعتقادي فرد و تعلق وي به فرهنگي خاص دانست. لذا در تحقيق حاضر با هدف معرفي وضعيت پوشش زنان ايراني ضمن بررسي ريشه‌هاي پوشش زنان به تاريخچه پوشش زنان ايراني و معرفي انواع پوشش‌هاي محلي و شهري امروز ايران زمين پرداخته خواهد شد.

مقدمه 

پوشش زن و مرد ايراني ازجمله مسايلي است که از دوران باستان داراي اهميت بوده است و از ابتداي تاريخ باستاني اين کشور تا کنون دست خوش تحولات عميق نشده و مفهوم آن در فرهنگ ايراني حفظ شده است.
بررسي پوشاک از اين لحاظ اهميت دارد که بواسطه آن مي توان در رابطه با سير تحول تاريخي، زيباشناسي، اعتقادات، طبقات اجتماعي و پيشرفت صنعت به ويژه نساجي و پارچه بافي يک قوم يا تمدن اطلاعات ارزشمندي کسب کرد.
پوشاک ايرانيان در زمان 550 قبل از ميلاد تا دوران جنگ هاي صليبي، ادامه لباس بابلي ها و آشوري ها و بسيارمتنوع و گوناگون بود. براساس اعتقاد پژوهش گران مورخ، اين نخستين دوره اي است که لباس زير و خصوصا نوع دوخته شده آن به عنوان پوشش ملي، مطرح شده است. در 1350 قبل از ميلاد به شهادت آثاري که از تمدن ايلامي به دست آمده، ايرانيان «لباس کامل» به تن مي کرده اند.
پارسيان باز گذاشتن هر يک از قسمت هاي بدن، جز دو دست را خلاف ادب مي شمردند و به جهت پوشش سر و پاي خود، از سربند يا کلاه يا پاپوش استفاده مي کردند.
اگرچه پوشيدن لباس براي جلوگيري از سرما و تابش آفتاب يا به منظور پوشش بدن است، اما انتخاب رنگ و نقش‌ روي پارچه و تزيين لباس، معرف قوميت، شخصيت، باورها و منزلت اجتماعي است لذا در تحقيق حاضر ضمن بررسي تاريخچه پوشش در سه دوره باستان تا پيش از کشف حجاب، کشف حجاب تا انقلاب اسلامي و بعد از انقلاب در ايران، به منظور آشناسازي خواننده با وضعيت موجود، به معرفي وضعيت موجود پوشش زنان در اقوام و مشاغل گوناگون پرداخته خواهد شد.

تاريخچه پوشش

پوشش به معناي پوشيدن و در لفظ عرب آن حجاب و حايل مي باشد. استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زنان اصطلاحي نسبتاَ جديد است. در قديم و مخصوصاَ در اصطلاح فقها، کلمه ستر به معناي پوشش به کار مي رفته است. بنابراين علاوه بر معناي قديم حجاب تحت عنوان پرده و حايل، امروزه اصطلاحاً تنها به معناني پوشش خاص زنان است.
شکل گيري پوشش در ميان اقوام مختلف داراي خاستگاهي مشترک بوده، اما در گذر زمان تحت تاثير عوامل گوناگون، هريک از اقوام نوعي خاص از پوشش را برگزيده اند که در واقع نماد تجربه تاريخي و فرهنگي آنان به شمار مي آيد. پوشاک نيز همانند ساير پديده هاي زندگي از بدو پيدايش در طول تاريخ سير تکاملي خود را طي کرده و از صورت ابتدايي خود بيرون آمده است.
هريک از اقوام مختلف، بنا به مقتضيات ويژه خود به تهيه لباسهاي گوناگون پرداخته و در دوخت و تزيين آن ابتکاراتي از خود نشان داده اند.

اما عواملي از قبيل
1- شرايط جغرافيايي و محيطي و آب و هوا 2- نحوه زندگي و اسکان و اوضاع اجتماعي 3- جنگ ها و اوضاع سياسي و نوع حکومت 4- شرايط و اوضاع اقتصادي و پيشرفت هاي تکنولوژي 5- اعتقادات مذهبي و آداب و رسوم 6- نظام طبقاتي حاکم بر جامعه 7- روابط فرهنگي، اقتصادي و سياسي، بر فرم لباس ها درجوامع مختلف موثر بوده اند.
پوشش فراي آنکه به عنوان يک نياز بنيادين مادي براي بشر به حساب مي آيد، عاملي براي نمايش اعتقاد و شخصيت افراد تلقي مي‌شود و به نوعي پرچم وجودي انسان است. انسانها به وسيله نوع پوشش بخشي از هويت خود را عرضه مي کنند و تاريخ 2500 ساله ايران در هيچ کجاي خود زنان را باظاهري برهنه يا نيمه عريان نديده است، مگر آنجا که دستان بيگانگان تلاش نموده اين ملت را از تمدن و فرهنگش جدا کند.
گرچه انتخاب لباس و پوشاک برآيند انديشه و اراده آدمى است، ولى از بينش يک قوم برآمده و بر بينش و اراده انسانى نيز تأثير مى‏گذارد و مى‏تواند به عنوان زمينه‏ساز تعالى يا انحطاط فردى و اجتماعى نقش آفرينى نمايد.
نيم نگاهي به دوره‌هاي متمادي زندگي ايرانيان، نشانگر آن است که حفظ حريم فردي و بين فردي از اهميت زيادي برخوردار بوده است و اين امر خصوصا در امر پوشاک آنان خودنمايي مي‌کند، چنانچه بيرون بودن بيش از گردي صورت و کف دو دست، بي‌حرمتي محسوب مي‌شده و افراد خصوصا بانوان اين امر را رعايت مي‌کرده‌اند. بنابراين ساختار پوشاک زنان در ايران نشانگر عمق نگاه باستاني فرهنگ ايراني در خصوص پوشش زنان، حريم بين فردي و تاثير و تاثر آن در رشد فرد و جامعه است.

سابقه و ديرينه پوشش در اديان

بر اساس پژوهش‏ها، از آغاز پيدايش انسان، هر يک از زن و مرد کوشيده است تا پوشش مناسب خود را تهيه کند. آدمي نخست‏با برگ درختان، سپس با پوست‏حيوانات و بعدها با دست‏بافت‏هاي خود، خويش را پوشاند. ويل دورانت درباره پوشاک انسان و تاريخ صنعت‏بافندگي مي‏نويسد: از وقتي که انسان بافندگي را آغاز کرد بر حسب ضرورت سوزن و سنجاق را ساخت، با پشم گوسفند و الياف گياهان لباس‏هايي را براي خود تهيه کرد.
تمام کساني که زندگي بشر و تحولات آن را ارزيابي کرده‏اند، بر اين تلاش تاکيد ورزيده‏اند و خوشبختانه با پيشرفت صنعت و دست‏يافتن به منابع و ابزار جديد، پوشش نيز از تغييرات تکاملي بهره‏مند گرديد و انسان به پوشاک مناسب‏تر دست‏يافت. نکته قابل توجه آن است که اگر چه حيات آدميان از همان آغاز با «پوشش‏» پيوند خورده است، به دليل وجود نوعي احساس حياي طبيعي در جنس زن، زنان در طول تاريخ در امر پوشش تلاش و جديت ‏بيش‏تر از خود نشان داده‏اند.
بي دليل نيست که همواره پوشاک با مدنيت و تمدن بشري ارتباط مستقيم داشته و هر چه تمدن انسان جلوتر رفته تکه هاي پوشش او بيشتر شده است و تنها در قرن بيستم است که مي بينيم تمدن با هزاران تعمد با عرياني و برهنگي همراه مي شود.

حجاب و رابطه آن با پوشش

«حجاب‏» به معناى پرده، حاجب، پوشيدن و پنهان کردن و منع از وصول است. اين واژه تنها به معناى پوشش ظاهرى يا پوشاندن زن نيست و در اصل به مفهوم پنهان کردن زن از ديد مرد بيگانه است. بدين سبب، هر پوششى حجاب نيست. حجاب پوششى است که از طريق پشت پرده واقع شدن تحقق يابد به کارگيرى کلمه «حجاب‏» در خصوص پوشش زن اصطلاحى نسبتا جديد است و همين سبب گرديده بسيارى گمان کنند اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود، يا مثل ويل دورانت بگويند: «اين امر خود مبناى پرده پوشى در ميان مسلمانان به شمار مى‏رود» و يا مدعى شوند حجاب به وسيله ايرانيان به مسلمانان و اعراب سرايت کرده است، در حالى که آيات مربوط به حجاب (پوشش اسلامى زنان در مقابل نامحرمان) قبل از مسلمان شدن ايرانيان نازل شده است. در عهد جاهليت نيز – همان طور که ويل دورانت مى‏گويد و کتب تفسير شيعه و سنى تاييد مى‏کند – اعراب چنين پوششى نداشتند و عادتشان تبرج و خودنمايى بود که اسلام آن را ممنوع ساخت: «و لا تبرجن تبرج الجاهليه الاولى .»
آنچه از قديم به ويژه نزد فقها وجود دارد. واژه «ستر» و «ساتر» به معناى پوشش و وسيله پوشش زن در مقابل نامحرمان بوده است. بنابراين، وظيفه پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و زندانى کردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتيجه عدم مشارکت اين گروه عظيم در فعاليت‏هاى اجتماعى نيست. اين وظيفه بدان معنا است که زن در معاشرت با مردان بدنش را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمايى نپردازد و مشارکتش در فعاليت‏ها بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد.
بسياري از متفکران، برابر آيات قرآن و کتب مقدس – آدم و حوا بدون حضور ناظري بيگانه از برهنگي احساس شرم کردند و بدون آن که تحت تاثير هيچ آموزه، فرمان يا تذکري قرار گيرند، به وسيله برگ‏هاي درختان بهشتي به سرعت‏خود را پوشاندند – راز رويکرد انسان به پوشش را نهاد و فطرت او دانسته‏اند، زيرا اولا، نخستين انسان‏ها به طور فطري به پوشش روي آورده‏اند. ثانيا، گزارش‏هاي موجود به خوبي اثبات مي‏کند که پوشش زنان به عنوان حجاب، در نقاط مختلف جهان به طور کامل رعايت مي‏شده و در بعضي از موارد با شدت و سختي همراه بوده است. ثالثا، اگر اکنون نيز به لباس ملي کشورهاي جهان بنگريم، معمول بودن حجاب زنان را به خوبي در مي‏يابيم. نگاهي به پوشش زنان در اديان و اقوام مختلف نشان مي‏دهد يهوديان، مسيحيان، اعراب، يونانيان، اهالي رم، آلمان، خاور نزديک و.. . حجاب را به طور کامل رعايت مي‏کردند و اکثرا سر خويش را نيز مي‏پوشاندند. برابر تصاوير موجود، کاهش تدريجي حجاب زنان از نيمه دوم قرن هيجدهم در اروپا آغاز شد.
از سوي ديگر متداول بودن حجاب در ميان ملل مختلف که عقيده، مذهب و شرايط جغرافيايي متفاوت داشتند، نيز نشان دهنده تمايل فطري زنان به حجاب دانسته شده است و دانشمندان، تاريخ حجاب و پوشش زن را به دوران ما قبل تاريخ و عصر حجر نسبت مى‏دهند.

پوشش زن در اديان بزرگ الهى

پوشش و به عبارتي حجاب در کليه اديان الهي به شکل بسيار با اهميتي وجود داشته است به گونه‌اي که بعد از ظهور اسلام، اصلاح و تلطيف گشت.

حجاب در شريعت حضرت ابراهيم عليه‏االسلام

در آئين مقدس حضرت ابراهيم عليه‏السلام مسأله پوشش زنان، حائز اهميت بوده است. در کتاب تورات چنين مى‏خوانيم: «”رفقه” چشمان خود را بلند کرده و اسحاق را ديد و از شتر خود فرود آمد، زيرا از خادم پرسيد: اين مرد کيست که در صحرا به استقبال ما مى‏آيد؟ خادم گفت: آقاى من است. پس برقع خود راگرفته، خود را پوشانيد. »
از اين بيان روشن مى‏شود که پوشش زن در مقابل نامحرم در شريعت حضرت ابراهيم عليه‏االسلام وجود داشته است؛ زيرا «رفقه» در مقابل اسحاق که به او نامحرم بود، از شتر پياده شد و خود را پوشاند تا چشم اسحاق به او نيفتد.

حجاب در آيين يهود

در اصول اخلاقى «تلمود» که يکى از کتاب‏هاى مهم دينى و در حقيقت فقه مدون و آيين نامه زندگى يهوديان است، آمده: «اگر زنى به نقض قانون يهود مى‏پرداخت، چنانچه مثلاً بى‏آنکه چيزى بر سر داشت به ميان مردم مى‏رفت و يا در شارع عام نخ مى‏رشت يا با هر سنخى از مردان درد دل مى‏کرد يا صدايش آنقدر بلند بود که چون در خانه‏اش تکلّم مى‏نمود، همسايگانش مى‏توانستند سخنان او را بشنوند، در آن صورت مرد حق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد. »

حجاب در آيين مسحيت

در کتاب انجيل آمده است: پولس در رساله خود به قدنتيان تصريح مى‏کند:
«اما مى‏خواهم شما بدانيد که سر هر مرد، مسيح است و سر زن، مرد و سر مسيح، خدا. هر مردى که سرپوشيده دعا يا نبوت کند سر خود را رسوا مى‏نمايد. اما هر زنى که سربرهنه دعا کند، سر خود را رسوا مى‏سازد؛ زيرا اين چنان است که تراشيده شود. زيرا اگر زن نمى‏پوشد، موى را نيز ببرد و اگر زن را موى بريدن يا تراشيدن قبيح است، بايد بپوشد؛ زيرا که مرد را نبايد سر خود را بپوشد چون که او صورت و جلال خداست، اما زن جلال مرد است؛ زيرا که مرد از زن نيست، بلکه زن از مرد است و نيز مرد به جهت زن آفريده نشده، بلکه زن براى مرد. از اين جهت زن مى‏بايد عزتى بر سر داشته باشد، به سبب فرشتگان.. . در دل خود انصاف دهيد آيا شايسته است که زن ناپوشيده نزد خدا دعا کند. »( باب11، آيه 3تا14)

پس در جايى که براى دعا بايد سر زن پوشيده باشد، به هنگام روبه رو شدن با نامحرم پوشش سر لازم‏تر خواهد بود.
نيز در انجيل، در رساله پولس، به تيموتاوءس مى‏گويد: «و همچنين زنان خود را بيارايند به لباس حيا و پرهيز، نه به زلف‏ها و طلا و مرواريد و رخت گران‏بها، بلکه چنان که زنانى را شايسته است که دعواى ديندارى ‏کنند به اعمال صالحه. »

حجاب در اسلام

حدود پوشش براي زنان در احکام اسلامي ولايت دارد بر اينکه: پوشاندن غير وجه و کفين بر زن واجب است و پوشش بدين نحو جزء ضروريات و مسلمات است و از نظر قران، حديث و فتاوي هيچ اختلاف و تشکيکي در اين باره وجود ندارد. در قران و روايات ائمه هدي عليه السلام کلماتي درباره مسئله پوشش بيان شده که شناخت دقيق آن در تبيين موضوع کمک شاياني مي کند از اين رو به بررسي اين واژه ها مي پردازيم:
تبرج : در لغت به معاني بروز و ظهور مي باشد و معناي اصطلاحي تبرج، آشکار کردن و جلوه گري زينتهاي زن مي باشد. در جاي ديگر تبرج را خودنمائي در مقابل مردان معنا کرده و نوشته «تبرجت: اظهرت زينتها للرجال» بدحجابي يکي از مصاديق تبرج است.
حجب (حجاب): يکي از معاني حجاب پرده و پوشش و حائل است. کلمه «حجاب» هم به معناي پوشيدن است هم به معني پرده و پوشش و بيشتر استعمالش به معني پرده است. اين کلمه از آن جهت معني پوشش مي دهد که پرده وسيله پوشش است. شهيد مطهري در اين باره مي فرمايد: «همين امر موجب شده که عده زيادي گمان کنند اسلام خواسته زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود در حالي که وظيفه پوششي که اسلام براي زنان مقرر کرده است بدين معني نيست.»
جلباب: در قران کريم جلباب يکي از پوششهاي لازم براي زنان مومنين معرفي شده است.
يا ايهاالنبي قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيهن ذلک ادني ان يعرفن فلايؤذين و کان الله غفورا رحيما
اي پيغمبر به زنان و دختران خود و زنان مومنين بگو که خويش را به چادر فرو پوشند که اين کار براي اينکه انها به عفت و حرمت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت هوسرانان آزار نکشند بسيار بهتر است و خدا در حق خلق بسيار آمرزنده است.
خمار: يکي ديگر از پوششهايي که درقرآن کريم براي زن معرفي شده است خمار مي باشد.
قل للمومنات … و ليضربن بخمر هن علي جيوبهن …
به زنان با ايمان بگو سرو سينه و دوش خود را با مقنعه بپوشانند.
در کتب لغت درباره اين لغت چنين آمده است که خمر و خمار به معني ستر و پوشش است؛ شراب را خمر ميگويند زيرا حواس ظاهري و باطني را مي پوشاند؛ به روسري زن نيز خمار مي گويند زيرا به وسيله ان سرش را مي پوشاند.
زينت: مفهوم زينت در عربي از زيور در فارسي گسترده تر مي باشد زيرا زينت هم به زيورهايي گفته مي شود که از بدن جدا مي شوند مثل جواهرت و هم به آرايشهايي گفته مي شود که به بدن متصل است نظير سرمه و …
عفت: عفت يک بينش، منش و يک صفت و خوي عالي است. العفه حصول حاله للنفس تمتنع بها عن غلبه الشهوه»



نويسنده : نسرين جعفري کاديجانيد





برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان