بسم الله
 
EN

بازدیدها: 361

نگاهي به ديدگاه‌هاي مفسران در مورد گواهي (شهادت) زنان در قرآن- قسمت سوم

  1393/8/22
قسمت قبلي


4. ضعف نسبي حافظه و قوه ضبط

به اعتقاد برخي از مفسران، يکي از تفاوت ‎هاي غير قابل انکار بين زن و مرد، تفاوت از حيث قواي دماغي، عقلاني و عاطفي است. اين مطلب نزد بسياري از عالمان ديني مسلم انگاشته شده است و براي اثبات مدعاي خويش از احاديث و روايات شاهد مي ‎آورند.
در تفسير آيه 282 سوره بقره از کتاب «مجمع البيان» چنين مي‌خوانيم:
«(أن تضّلُ أحداهُما فتذکّر إحداهُما الأخري)؛ بايد به جاي يک مرد دو زن گواه باشند که اگر يکي از آن دو زن فراموش کرد، ديگري به ياد او بياورد ـ ربيع، ‌سدي، ضحاک و بيشتر مفسرين ـ و بنا به قرائت کساني که «تذکر» بدون تشديد خوانده‌اند نيز معناي آن همين‌طور خواهد بود و يادآوري به اين صورت است که به او بگويد «به ياد داري که آن روز که گواهي داديم چنين بود و در حضور ما فلان مرد يا فلان زن نيز وجود داشت» تا اينکه به ياد او بيايد. و نکته اينکه اين مطلب فقط در مورد گواه بودن زنان بيان شده است، اين است که زنان نوعاً بيش از مردان فراموش کارند.» (طبرسي، 3و4/ 130)
در «التفسير المنير» آمده است:
«از اين آيه به دست مي‌آيد که حافظه زن از مرد ضعيف‌تر است. از نظر طبيعي نيز چنين است؛ در علوم طبيعي ثابت شده که وزن مغز زن از وزن مغز مرد کمتر است.» (زحيلي، 1/ 367)
در تفسير «تقريب القرآن» آمده است:
«تنها به اين دليل دو زن معادل يک مرد به حساب آمده که زن همان ‎گونه که در علم روز ثابت شده، از جهت حافظه ضعيف است و در نتيجه بيش از مرد فراموشي دارد.» (حسيني شيرازي، 3/ 36)
در تفسير «من هدي القرآن» آمده است:
«دليلش آن است که زن به جهت اشتغالات ديگري که دارد، گاه آنچه را ديده فراموش مي‌کند، بنابراين لازم است بر تعداد شاهدان زن افزوده شود تا اين نقص به نوعي جبران گردد.» (مدرسي، 1/ 48)
در «تفسير راهنما» آمده است:
«احتمال بيشتر لغزش و فراموشي زنان نسبت به مردان؛ [زيرا] جمله «ان تضل» در مقام تعليل براي جايگزيني دو زن به جاي يک مرد است.» (هاشمي رفسنجاني، 2/ 29)
در تفسير «روان جاويد» مي ‎خوانيم:
«اين براي آن است که زن به سبب ضعف عقل و ادراک ممکن است فراموش نمايد يا اشتباه کند که در اين صورت زن ديگر او را متذکر مي‌کند و هر دو با هم اداي شهادت مي‌نمايند و اين معنا را که در واقع علت تعدد شاهد است، در تفسير امام حسن عسکري (ص675) از اميرالمؤمنين7 نقل کرده است، چون اگر شاهد عادل باشد، عمداً دروغ نمي‌گويد و بايد يکي کافي باشد. پس علت تعدد، عروض سهو و نسيان است.» (ثقفي تهراني، 1/ 360)
بانو مجتهده امين مي‌نويسد:
«شايد غلبه فراموشي در زن يکي از اسراري باشد که در شهادت، دو زن را مقابل يک مرد قرار داده‌اند.» (امين، نصرت بيگم، 2/ 449)
در توضيح و تبيين آيه مذکور در تفسير شريف لاهيجي چنين آمده:
«(أن تضلُ إحداهُما) علت اختيار دو زن است در شهادت به جاي يک مرد، و کلمه «أن» ناصبه است و تقدير کلام چنين است که «لاجل اراده ان تضل احداهما»؛ يعني گردانيده شد دو زن به منزله يک مرد از جهت اراده آنکه چون فراموش کند يکي از آن دو زن به واسطه نقصان عقل و غلبه نسيان که در جبلت زنان تخمير يافته (فتذکر احداهما الاخري)، پس به ياد بياورد يکي از آن دو زن ديگري را.» (لاهيجي، 1/ 287)
آيت الله جوادي آملي در اين ‌باره مي‌نويسد:
«شهادت دو تا زن در حکم شهادت يک مرد است. اما اين به مسئله انديشه و عقل برنمي‌گردد. خود قرآن نکته آن را ذکر مي‌کند و مي‌فرمايد اينکه شهادت دو تا زن در حکم شهادت يک مرد است، نه براي آن است که زن عقلش ناقص است، بلکه براي اينکه تذکر و حافظه‌اش کم است. دو تا زن براي اين است که هر دو در صحنه حضور داشته باشند که اين به ضعف حافظه و ذاکره برمي‌گردد، نه به ضعف عقل. براي اين است که زن مشغول کارهاي خانه، تربيت بچه و مشکلات مادري است. لذا ممکن است آن صحنه‌اي که ديده است، فراموش کند. بنابراين بايد دو تا زن در اين جريان حضور پيدا کنند تا اگر يکي يادش رفت، ديگري او را متذکر کند.» (جوادي آملي،/346)
در تفاسيري چون منهج الصادقين (2/ 150)، اثني عشري ( ‎1/ 512 )، آسان (2/ 177)، احسن الحديث (1/ 532)، اطيب البيان (3/ 76)، مواهب عليّه (1/ 122) و کشف الحقائق (1/ 209)، وجود کاستي عقل و کمي حافظه با هم و يا هر يک به تنهايي علت گرفته شده است.
شهيد مطهري نيز چنين مي ‎فرمايند:
«علاوه بر شرط عدالت در شاهد، ويژگي ديگري نيز براي آن ذکر مي‏کنند. اين شرط عبارت از حافظه و ضبط است؛ يعني از نظر حافظه ضعيف نباشد، بتواند مطلب را به خوبي در ذهن بسپارد. اين خصوصيت به ويژه در بحث خبررساني که در فقه و اصول مطرح است، مورد توجه قرار گرفته است و علاوه بر شرط عدالت گفته‏اند راوي بايد «ضبّاط» باشد. اگر راوي فردي باشد که عدالت او مسلم باشد، ولي قوه حافظه او چندان خوب و رضايت ‎بخش نباشد و زياد فراموش کند، ديگر گفته او را معتبر نمي‏دانند.
در بحث کنوني نيز از آنجا که شهادت مربوط به امري حسي است، آيا مي‏توان گفت ضبط و قوه حافظه زن از مرد کمتر است و از همين روي شهادت او با شهادت مرد برابري نمي‏کند؟» (مطهري، زن و گواهي، /13-12)
استاد شهيد پاسخ مثبت اين سؤال را مبتني به يکي از دو توجيه مي‏کند:
«يکي اينکه [بگوييم] اساساً، به طور کلي حفظ و ضبط زن از مرد کمتر است، يا نه، [فقط] در مسائل اين جوري که مي‏خواهد شهادت بدهد حفظ و ضبطش کمتر است؛ يعني انسان به هر موضوعي که زياد توجه دارد، موضوعاتي که مورد علاقه‏اش هست، در آن موضوعات حفظ و ضبطش خوب است، ولي در موضوعاتي که مورد علاقه‏اش نيست، کمتر به يادش مي‏ماند، چون مورد علاقه‏اش نيست. مسائلي که مورد شهادت واقع مي‏شود (که از جمله همين است که در اينجا ذکر شده است)، مسئله‏اي است که از حدود کارهاي زن خارج است؛ کارهاي بيروني است.» (همان)
طبيعتاً زني که بر اساس احساس وظيفه مهم خويش، تلاش عمده خود را در چارچوب خانواده و تربيت فرزندان قرار داده است، همان گونه که استاد شهيد يادآور شده‏اند، «توجهش به مسائل بيروني که مثلاً برادرش يا شوهرش يا همسايه‏ها با يکديگر يک معامله‏اي کرده‏اند و در آن معامله، قراردادشان اين طور بود يا آن طور بود، از موضوعاتي است که طبعاً مورد توجه او نيست [و] چون طبعاً مورد توجهش نيست، حفظش در اين مورد ضعيف است. آيه قرآن هم [که اين گونه فرمود] تکيه‏اش روي حفظ و ضبط است؛ نه تکيه‏اش روي عقل است، نه تکيه‏اش روي ايمان و عدالت. فرمود: «أن تضلّ احداهما فتذکّر احداهما الاخري»؛ دو تا زن باشد، نه يکي تا اگر ديگري به يادش نبود، آن ديگري به يادش بياورد.» (همان)
شهيد مطهري يادآور مي‏شوند که اغلب مفسرين نيز اين جمله را مربوط به نسيان دانسته‏اند. البته بعضي از مفسرين نيز احتمال قبلي را پذيرفته‏اند. آن گاه در پايان اين بخش مجدداً تأکيد مي‏کند:
«به هر حال لزوم گواهي دو زن در موقعي که شهادت يک مرد لازم است، لزوم گواهي دو زن مربوط به ضعف عقل نيست. کما اينکه مربوط به ضعف عدالت هم نيست. يا مربوط به اين است که حفظ زن، لااقل در مسائل حقوقي، يعني مسائلي که خارج از محيط خانوادگي و خارج از محيط کار زن است، از مرد کمتر است و «أن تضل احداهما فتذکر احداهما الاخري» اين را بيان مي‏کند. يا نه، [بلکه] مربوط به اين است که احساسات او غليان بيشتري دارد و احساسات او، زود او را از حقيقت منحرف مي‏کند و فکر مي‏کند که اگر من اينجا خلاف را بگويم بهتر است، براي اينکه ترحمي کردم، رحمي کردم و...» (همان)
و چنان که گذشت، ايشان اين امر را مربوط به احساسات قابل توجه در زنان مي ‎دانند.



نويسنده: احمدرضا حسن خاني






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان