بسم الله
 
EN

بازدیدها: 405

قتل ترحم آميز - قسمت اول

  1393/8/10

مقدمه 

هرچند پيشرفتهاي نوين علم پزشکي، زمينه معالجه و درمان بسياري از بيماريهاي لاعلاج يا صعب العلاجي که تا ديروز بيماران را به کام مرگ مي کشاند فراهم کرده است، اما اين پيشرفتها هرگز نقطه پاياني بر درد و رنج بشر و بيماريهايي که گريبانگير اوست نمي باشد. هر روز شاهد مرگ هزاران انساني هستيم که به علت ابتلا به بيماريهاي مجهول و ناشناخته، اميدي به نجات و بهبودي آنها نيست. پزشکي که مي داند دردي جان کاه همه وجود بيمارش را فرا گرفته و نمي تواند هيچ مرهمي بر آلام روحي و جسمي او نهد و ديري نخواهد پائيد که مرگ گريبانگير بيمار بينوا خواهد شد، در حالي که بيمار مصرانه از پزشک معالج مي خواهد که به درد و رنج غيرقابل تحمل او پايان بخشد و مرگ بيمار نيز، نفعي عايد پزشک نمي گرداند، آيا او مي تواند صرفاً براساس يک فکر انساني و بشر دوستانه و با احساس همدردي و ترحم آميز به حيات بيمار خود پايان دهد؟!
چنانچه پزشک معالج به چنين اقدامي دست زند آيا عمل او همانند ساير قتلها قابل پيگيري و مجازات است يا اينکه رضايت بيمار و انگيزه پزشک، تغييري در ماهيت عمل مجرمانه پزشک ايجاد خواهد کرد؟
در يکي دو دهه اخير رويکرد متفاوتي در انديشه برخي انديشمندان و متفکران فلسفي، اخلاقي و حقوقي نسبت به اين موضوع مشاهده مي شود که حتي مبناي قانونگذاري در برخي کشورها قرار گرفته است. 
بنابراين گذشته از ابعاد فلسفي و اخلاقي موضوع، مطالعه و بررسي مسئوليت ناشي از قتل وترحم آميز (1)، به ويژه با رويکرد جديد قانونگذار ايران، ضرورتي اجتناب ناپذير است. از اين رو در اين مقال ابتدا، مفهوم قتل ترحم آميز و انواع و شرايط آن را مورد بررسي قرار مي دهيم و سپس با نگاهي تطبيقي و مقارنه اي نسبت به موضوع، به تشريح قتل ترحم آميز از ديدگاه فقهاي اسلامي خواهيم پرداخت. 

بخش اول منظور از قتل ترحم آميز 

منظور از قتل ترحم آميز، پايان دادن ارادي به حيات يک بيمار لاعلاج توسط پزشک يا هريک از اعضاي کادر درماني است که بنا بر تقاضاي بيمار يا بستگان او به صورت فعال يا انفعالي صورت مي گيرد. 
در اتانازي فعال، براي رسيدن به مرگ لازم است تا گامهاي مثبتي برداشته شود و در اتانازي انفعالي بايد اجازه دهيم تا فرد بميرد. 
" برخي معتقدند که بايد به زندگي انساني که از بيماري لاعلاج رنج مي برد پايان داد و بدين ترتيب او را از تحمل درد و عذاب بيشتر راحت کرد. چنين مرگي را " مرگ شيرين " ناميده اند. اگر چه اين عمل از نظر قانوني بزه محسوب مي شود اما موارد گوناگوني از آن به چشم مي خورد که پزشک با موافقت بيمار دردمند محکوم به مرگ يا بستگان وي، اقدام به اين عمل کرده و با اغماض بخشي از افکارعمومي جامعه روبرو شده است. " (2)
تاکنون تعريفي از اتانازي يا قتل ترحم آميز ارائه نگرديده، ليکن انواع و مصاديق آن را برشمرده و به تبيين شرايط و ويژگي هاي آن پرداخته اند که آن را در دو بند به شرح ذيل مورد مطالعه قرار مي دهيم. 

1- انواع قتل ترحم آميز 

اتانازي يا قتل ترحم آميز بر دو نوع است: قتل ترحم آميز فعال و قتل ترحم آميز انفعالي که به تشريح آن مي پردازد. 

الف – قتل ترحم آميز فعال

قتل ترحم آميز فعال (3) همان گونه که از عنوانش پيداست عبارت است از انجام اقداماتي صريح که به منظور پايان دادن به حيات بيمار صورت مي گيرد و در تعريف آن مي توان گفت: پايان دادن ارادي به حيات يک بيمار صعب العلاج توسط پزشک يا هريک از اعضاي کادر درماني بنابر تقاضاي بيمار يا بستگان او. 
براي مثال، وضعيت آشناي زير را در نظر يگيريد. بيماري که در اثر ابتلا به سرطان لاعلاج گلو در حال احتضار است، از دردي جانکاه که تسکين آن غيرممکن است رنج مي برد. بيمار به طور قطع در چند روز آينده مي ميرد اما از آن جايي که درد او غيرقابل تحمل است تصميم مي گيرد تا از ادامه زندگي در اين چند روزه چشم بپوشد. بنابراين او و خانواده اش از پزشک معالج تقاضا مي کنندتا هر چه زودتر به زندگي وي خاتمه دهد. يکي از راههايي که پزشک مي تواند اين خواسته را برآورده کند پايان دادن به حيات بيمار از طريق تزريق آمپولي مهلک است. اقدامي که با هدف حرفه پزشکي که نجات جان بيمار است کاملاً در تضاد است. 
شايد مثال زير بهتر بتواند موضوع را تبيين نمايد. 
هنگامي که دکتر " بن زايليکز "‌(4) زن پنجاه ساله اي را به کلينيک محل کار او در هلند مراجعه کرده بود، معاينه مي کرد، بلافاصله دريافت که بيمار مدت زمان زيادي زنده نخواهد ماند. سرطان از سينه او به استخوانها، کبد و ششهاي او رسيده بود. 
اين پزشک لهستاني تبار با دقت براي بيمار توضيح داد که قادر است با استفاده از داروهاي خاصي، درد او را کاهش دهد و به وي پيشنهاد نمود تا در بيمارستان بستري شود. زايليکز احساس کرد که بيمار او ازاين خط مشي هلند که به پزشکان اجازه مي دهد تا به حيات بيماران محتضر خاتمه دهند، هراسناک است. بيمار به او گفت: " من کاتوليک هستم. اعتقادات مذهبي به من اجازه نمي دهد تا اتانازي را بپذيرم. "
زايليکز به زن بيمار اطمينان داد که از او مراقبت خواهد کرد؛ ازاين رو او دست آخر موافقت کرد تا در بيمارستان بستري شود. بيمار پس از 24 ساعت معالجه با مرفين از درد نجات يافت و با وجود آن که مدت زيادي به مرگش نمانده بود، آرام بود و مي توانست با همسر و بستگان خود ملاقات کند. 
مدتي بعد، پرستاري به منزل زايليکز تلفن زد و خبر هولناکي را به او رساند. بعد از اين که او بيمارستان را ترک کرده بود، پزشک ديگري وارد اتاق بيمار شده و از شوهر و خواهر او خواسته بود تا اتاق را ترک کنند. سپس دستور داده بود تا دز مصرفي مرفين را افزايش دهند، اما اين دستور را به صورت مکتوب نياورده بود. چند دقيقه بعد بيمار از دنيا رفت. 
زايليکز از پزشک خواست تا در اين مورد توضيح دهد. پزشک به او گفته بود: " تا زمان مرگ او حدوداً يک هفته باقي مانده بود. من به تخت او احتياج داشتم. " (5) 
در اين جا همه شرايط اتانازي فعال فراهم است به جز رضايت بيمار يا بستگان او وهمين شرايط موضوع را از جرگه قتل ترحم آميز خارج و به قتل عمدي تبديل مي نمايد. همچنين لازم به توضيح است که در قتل ترحم آميز رضايت بيمار يا بستگان او بايد قبل از اقدام اخذ شده باشد و رضايت بعد از قتل، گرچه ممکن است موجب تخفيف مجازات گردد اما موجبي براي انصراف قتل عمد به قتل ترحم آميز نيست. 
بنابراين در قتل ترحم آميز فعال، قتل بنابر تقاضاي آزادانه بيمار و نزديکان او انجام مي شود. 
ثانياً، بيمار بايد مبتلا به بيماري صعب العلاج و غيرقابل تحملي باشد که معالجه آن متعذر باشد. 
ثالثاً، اقدام پزشک در اجراي قتل ترحم آميز، فعل مثبت مادي است. 
رابعاً فاعل يا مباشر جرم در قتل ترحم آميز، معمولاً پزشک، پرستار يا يکي از اعضاء کادر درماني هستند. 
برشمردن ويژگي ها و عناصر تشکيل دهنده اتانازي فعال از آن جهت اهميت دارد که از نظر اصول و قواعد حاکم بر حقوق جزا، اتانازي فعال با اتانازي انفعالي، انواع قتلهاي عمدي و غيرعمدي و رها کردن تا لحظه مرگ متفاوت است که به تشريح آن خواهيم پرداخت. 

ب – قتل ترحم آميز انفعالي 

قتل ترحم آميز انفعالي (6) عبارت است از خودداري از انجام هرگونه عملي که سبب زنده ماندن بيمار مي گردد. در حالت انفعالي، دارو درماني و يا هرگونه معالجه ديگري و يا دستگاهي که به حفظ حيات بيمار کمک مي کند، قطع مي شود و يا پزشک ازانجام عمل جراحي و يا اقدامات مشابه خودداري مي کند و منتظر مي ماند تا بيمار ( بطور طبيعي ) بر اثر ابتلا، به بيماري قبليش جان خود را از دست بدهد. (7)
" تا قبل از اين که پيشرفت هاي حاصل از تکنولوژي پزشکي، امکان زنده نگه داشتن بسياري از بيماران مايوس و نااميد را با استفاده از ماسک اکسيژن، تغذيه و ريدي و غيره فراهم نکرده بود، مسئله قطع مداواي بيمار از چنين اهميت ويژه اي برخوردار نبود. حاصل اين پيشرفت ها اين است که پزشک معالج ديگر سعي نمي کند ( تا حدامکان ) بيمار را زنده نگه دارد، زيرا دراين صورت، بيمارستان ها مملو از دستجات انساني مي شوند که نگه داري آنها، از نقطه نظر بشردوستانه بي ثمر و از نظر اجتماعي، فاجعه آميز خواهدبود. (8) براي مثال، بيماري صعب العلاج که مدتهاست در بيمارستان بستري است و به دستگاه وصل مي باشد، همانند مبتلايان به مرگ مغزي که قلب به لحاظ اتصال به دستگاه فعال است ولي مغز بيمار از کار افتاده است. حال چنان چه پزشک معالج، بنابر درخواست بستگان بيمار به اين اعتبار که دير يا زود، زمان مرگ بيمار فرا مي رسد و يا برداشتن دستگاه دليلي بر پايان زندگي اوست، مبادرت به قطع يا برداشتن دستگاه نمايد اتانازي انفعالي به وقوع پيوسته و يا بيماري ديابتي که مدتهاست از انسولين استفاده مي کند دچار سرطاني لاعلاج گردد و پزشک معالج با توجه به حدوث سرطان، ادامه بيماري وي را بي نتيجه توصيف نمايد و با رضايت اولياء قانوني بيمار به منظور پايان دادن به درد و رنج او، ادامه درمان با انسولين بيمار را متوقف سازد و در نتيجه بيمار جان خود را از دست بدهد، اتانازي انفعالي به قوع پيوسته است، هرچند نتيجه هر دو امر يعني اتانازي فعال و انفعالي يکي است و نهايتاً منجر به مرگ بيمار مي گردد، اما بسياري از مردم از جمله پزشکان و حقوقدانان معتقدند که ميان اتانازي فعال و انفعالي تفاوت اخلاقي فاحشي وجود دارد: زيرا به نظر آنها در حالت انفعالي، حقيقتاً پزشک کاري انجام نمي دهد. پزشک به راحتي ازانجام هر عملي سرباز مي زند و بيمار در اثر قطع معالجه، بر اثر بيماري خود که قبلاً بدان مبتلا بوده جان خود را از دست مي دهد، در حالي که در اتانازي فعال، پزشکان کاري مي کنند که زمان مرگ بيمار زودتر فرا رسد، در حقيقت آنها بيمار را به قتل مي رسانند. 
بنابراين تفاوت ميان اتانازي فعال وانفعالي، تفاوت ميان انجام دادن و انجام ندادن يک عمل به منظور پايان دادن به حيات بيمار لاعلاجي است که براي نجات خود از رنج بيشتر درخواست مرگ کرده است. يعني در واقع همان فعل يا ترک فعلي که در قوانين عرفي جرم تلقي مي گردد. 
اگر از زاويه اي محدود به آن چه روي مي دهد بنگريم، اين حقيقت آشکار مي گردد که پزشک، شيمي درماني و ياهرگونه معالجه ديگري را قطع مي کند، از ادامه روش درماني به پرستاران خودداري مي کند و از انجام هرگونه عمل جراحي سرباز مي زند. اينها همه کارهايي است که پزشک انجام نمي دهد و در حقيقت مي توان گفت که اين تعريف درستي ازاتانازي انفعالياست. 
اکنون مي توان اين مسئله را با دقت بيشتري مورد بررسي قرار داد که چرا بسياري از مردم تصور مي کنند تفاوت اخلاقي فاحشي ميان صور فعال و انفعالي قتل ترحم آميز وجود دارد. زيرا تصور مي کنند که تزريق آمپول مهلک هوا به بيمار و کشتن وي از نظراخلاقي بدتر از قطع دستگاهي است که ادامه حيات بيمار به آن بستگي دارد. 
بيانيه انجمن پزشکان آمريکا نيز با ارائه تعريفي، " پايان دادن ارادي به زندگي يک فرد توسط فرد ديگري " (9) ر ا اتاناري فعال اعلام کرده است در حالي که اين بيانيه اتانازي انفعالي و قطع معالجات بيمار را به منزله پايان دادن ارادي به زندگي بيمار نمي داند. 
درنقد اين نظر بايد به خاطر داشته باشيم که وظيفه پزشک در قبال بيمار دقيقاً کمک کردن به اوست، يعني همان کاري که پزشک موظف به انجام آن اتس. بنابراين، به نظر مي رسد يک ناهمگوني کلي، ميان وظيفه کمک کردن و وظيفه صدمه نرساندين در رابطه پزشک و بيمار در اين تعريف وجود دارد و به طور کلي مي توان گفت که آن چه به عنوان تعريف يا خصوصيات اتانازي انفعالي در بيانيه انجمن پزشکان آمريکا ارائه گرديده بسيار نامعقول است و به هيچ وجه با اصول اخلاقي و قواعد حقوقي سازگار نيست. زيرا از نظر اخلاقي هيچ تفاوت فاحشي بين اتانازي فعال و انفعالي وجود ندارد و اتفاقاً اگر هدف از اتانازي فعال، پايان بخشيدن به آلام روحي و جسمي بيمار صعب العلاجي است که در فاصله اي نه چندان دور حياتش خاتمه مي يابد و يک آمپول مهلک اين فاصله زماني را کم مي کند، در اتانازي انفعالي که در واقع خودداري از ادامه شيمي درماني يا قطع دستگاهي است که ادامه حيات بيمار به آن وابسته است موجب رهايي بيمار تا لحظه مرگ مي شود که بايد روندي نسبتاً آرام و دردناک را پشت سر گذارد که اين با هدف اوليه اتانازي که خاتمه درد و رنج بيشتر بيمار بود در تضاد است و اين همان نکته اي است که برخي فلاسفه به آن تصريح کرده اند !
پروفسور جيمز راشل مي گويد: " به اعتقاد من در اين مورد مناسبترين کار از نظر اخلاقي اين است که آمپول را طوري تزريق کنيم که بيمار، بدون تحمل درد و رنج بيشتر بميرد. " (10)
لازم به توضيح است که بيانيه انجمن پزشکان آمريکا تاثير بسزايي بر رويه قضايي اين کشور داشته است، زيرا عليرغم اينکه تعداد زيادي از پزشکان آمريکا به اتهام قتل ترحم آميز به صورت فعال تحت تعقيب قرار گرفته اند، اما عملاً هيچ پزشکي به اتهام حالات انفعالي قتل ترحم آميز تحت پيگرد قرار نگرفته است، زيرا برخلاف نوع فعال قتل ترحم آميز، حالت انفعالي آن يا رها کردن بيمار تا لحظه مرگ، از نظر قانوني کاملاً مجاز شناخته شده است. (11)




نويسنده : محمود عباسي







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان