بسم الله
 
EN

بازدیدها: 373

وصيت- قسمت نهم

  1393/7/28
قسمت قبلي

ثلث مال


بي شک، همه ي موجودات، طعم تلخ مرگ را خواهند چشيد جز ذات لايزال الهي که هميشه بوده و خواهد بود. مخلوقات دير يا زود، از اين جهان فاني خواهند رفت، اما نياز به توصيه و سفارش پس از مرگ، بسيار ضروري است تا نظام خانوادگي و روابط اجتماعي دچار مشکل نگردد. چه بسا انسان هايي که بدون وصيّت، از اين جهان رفته اند و پس از مرگ آنان، اختلاف هاي شديد مالي بين اعضاي خانواده اتفاق افتاده است يا اشخاص بيگانه، ادعاي طلب کاري داشته اند.
آيا بهتر نيست انسان با نوشتن وصيت نامه، از وقوع اين حوادث پيش گيري کند و خداي نکرده زير دَين ديگران قرار نگيرد و سبب اختلاف خانواده نيز نشود. پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله مي فرمايند: تَرْکُ الْوَصيَّةِ عارٌ فِي الدُّنْيا وَ نارٌ وَ شَنارٌ فِي الاْآخِرَةِ؛ وصيت نکردن، مايه ي ننگ اين جهان و آتش آن جهان است. 
وصيت در لغت به معناي اندرز و نصيحت است و هم به معناي مهر ورزيدن ولي در اصطلاح فقهي وصيت از عقود است و عبارتست از تسليط بر تصرف پس از مرگ در اموال يا تمليک عين يا منفعت است پس از مرگ.
از حضرت رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) نقل است که فرمود: شايسته نباشد مسلمان به بستر خواب برود و وصيت نامه اش به زير سرش نباشد. (مستدرک الوسائل، ج 2، ص116)
پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) وصايايي دارد که در کتب حديث مضبوط است من جمله آن کتب کتاب تحف العقول عن آل الرسول است و بحار الأنوار ج 77 و 75 و هم چنين حضرت امير(عليه السلام) وصايايي دارد که درنامه هاي نهج البلاغه و در کتب حديثي موجود هستند و بقيه ائمه هدي عليهم السلام نيز وصيت هاي معنوي و سياسي اجتماعي خود را دارد.
بانو امين اصفهاني دربخش هايي از وصيت نامه خود ميفرمايد:  خود، وصي خويش باش . با ثروت و دارائي هايت چنان کن که دوست داري پس از مرگت، با آن کنند. همانطور که اميرمومنان، صلي الله عليه و آله فرمود: يا ابن آدم ! کن وصي نفسک واعمل في مالک ما توثران يعمل فيه. (نهج البلاغه، صبحي صالح، حکمت 254.)
و به فرزند خود، امام حسن عليه السلام، توصيه مي کند: يا بني لاتخلفن و راءک شيئا من الدنيا فانک تخلفه لاحد رجلين اما رجل عمل فيه بطاعه الله فسعد بما شقيت به واما رجل عمل فيه بمعصيه الله فشقي بما جمعت له فکنت عونا له علي معصيته و ليس احد هذين حقيقاان توثر علي نفسک و تحمل له علي وزرک. (نهج البلاغه، صبحي صالح، حکمت 416)؛ پسرکم ! چيزي از دنيا به جا منه چه آن را براي يکي از دو کس خواهي نهاد: يا مردي که آن را در طاعت خدا به کار برد، پس به چيزي که تو بدان بدبخت شده اي نيکبخت شود، و يا مردي که به نافرماني خدا در آن کار کند و بدانچه تو براي او فراهم کرده اي بدبخت شود پس در آن نافرماني او را يار باشي و هيچ يک ازاين دو درخور آن نبود که برخود مقدمش داري .
نيزاز آن حضرت روايت شده است: ليس لا حد من دنياه الا ماانفقه علي اخراه؛ براي هر کس ازاين دنيا آنچه باقي مي ماند که در راه آخرت صرف کند.
در سامان دهي امور مومنان و مسلمانان بسيار بکوش .
دراين زمينه امام صادق(عليه السلام) از پيامبر ( صلي الله و عليه و آله)، چنين نقل کرده است: من اصبح ولايتهم بامورالمسلمين فليس بمسلم. (اصول کافي؛ ج 2.163.11)؛ مسلمان نيست کسي که شب را به صبح برد و در فکر سامان بخشيدن به امور مسلمانان نباشد.
بترس از ماندن جان در چاه طبيعت و سرگم شدن به اين خانه فريب و غرور. مبادا ز آنان باشي که در آخرت دردمندانه گويند: رب ارجعون لعلي اعمل صالحا فيما ترکت. (سوره مومنون، آيه 100.)
پروردگارا مرا به دنيا برگردان تا در فرصت باقي مانده، کارهاي شايسته کنم .
چنين پاسخ مي شنوند: کلاانها کلمه هوقائلها و من ورائهم برزخ الي يوم يبعثون چنين نيست! اين حرفي است که او مي زند ورنه اهل عمل نمي باشد.







برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان