بسم الله
 
EN

بازدیدها: 923

اصل منع توسل به زور در حقوق بين الملل چه جايگاهي دارد؟ جواز محدويت يا ممنوعيت

  1393/7/28
خلاصه: به گواه تاريخ جامعه بشري تنها بخش اندکي از دوران حيات خود در کره خاکي را در صلح گذرانده است با اين حال روياي زندگي همراه با آرامش و بدور از جنگ و نزاع و خونريزي همواره ذهن صالحان و خيرخواهان را به خود مشغول کرده است.
حقوق بين الملل مدرن از زمان انعقاد معاهدات صلح لاهه تلاش هاي گستره اي براي محدويت جنگ و کاهش آثاب مخرب اين بالاي خانمان سوز به عمل آورده است که اگر چه در حذف کامل جنگ از جامعه بشري موفق نبوده اما راه را براي تحقق روياي ديرينه صلح هموارتر کرده است در ذيل به برخي از مهم ترين اقدامات جامعه بين الملل در اين راستا اشاره مي شود.

جنگ را مي توان يکي از قديمي ترين ملازمان جامعه انساني دانست از نخستين روزهاي حيات اجتماعي بشر و شکل گيري گروه هاي انساني، وقوع نزاع و در گيري امري اجتناب ناپذير بوده است و حتي مي توان آن را يکي از قديمي ترين و مهم ترين اشکال ارتباط ميان ملت ها بشمار آورد در طي قرون متمادي جنگ پديده اي طبيعي و پذيرفته شده بشمار مي رفته که به عنوان ابزاري براي تداوم بقاي هر جامعه بخش قابل توجهي از توان و منابع هر تمدني را به خود اختصاص مي داد شايد يکي از قديمي ترين و والاترين آرمان هاي بشري برقراري صلحي جاويدان و تحريم هر نوع جنگ و نزاع باشد. اما واقعيت هاي تاريخي و ويژگي هاي جامعه بين الملل نشان مي دهد که اصل تحريم مطلق جنگ متاسفانه نمي تواند در عمل اجرا شود. اما با اين حال در يک قرن گذشته تلاش هاي زيادي براي محدود کردن جنگ و تدوين قواعد و مقررات خاص براي کاهش آثار دلخراش جنگ صورت گرفته است.

تلاش براي محدود کردن اقتدار دولت ها

در طول تاريخ با پيدايش عناويني چون جنگ عادلانه و ناعادلانه تلاش هايي در جهت محدود کردن اقتدار بي حد و حصر دولت ها در تعرض به تماميت ساير موجوديت ها صورت گرفت. در قرون وسطي در چارچوب نظام کليسايي تنها جنگي مشروع و عادلانه تلقي مي شد که طبق فرمان کليسا آغاز شده بود. البته اين تقسيم بندي ها در عمل آثار و نتايج محدود کننده چنداني در پي نداشتند و به هر حال جنگ به عنوان پديده اي پذيرفته شده به گرفتن قربانيان بي شمار در ميان اکثر جوامع ادامه مي داد در قرن هجدهم پيدايش مفهوم مطلق حاکميت باعث شد که همه تقسيم بندي هاي موجود در خصوص جنگ هاي عادلانه و ناعادلانه رنگ ببازد و دست هر دولت حاکم در تجاوز به استقلال و تماميت ارضي ساير دولت هاي بشدت باز شود، چرا که بر طبق نظريه حاکميت کليه کشورها از حاکميتي برابر برخوردارند و هيچ يک در وضعيتي برتر از سايرين قرار ندارند، از اين رو اقدام هيچ دولتي عليه دولت ديگر نمي تواند عادلانه تلقي  شود و هيچ کشوري صلاحيت تشخيص عادلانه بودن يا نبودن چنين اقداماتي را ندارد.

در حدود قرون هجدهم و نوزدهم ميلادي جنگ به عنوان حقي پادشاهي براي کشورها شناخته مي شد و کشورها با برخورداري از صلاحيت آزادي بدون نياز به توسل به هر گونه توجيهي مطابق اراده خود اقدام به جنگ افروزي مي کردند.

کنفرانس هاي صلح لاهه شايد بتوان يکي از نخستين اقدامات جدي و فراگير جامعه بين الملل در راستاي محدوديت جنگ دانست.

اين کنوانسيون ها که در سال هاي 1899 و 1907 تدوين و تصويب شده اند اگر چه صراحتاً جنگ را غيرقانوني اعلام نکرده اند اما با تاکيد بر حل و فصل مسالمت آميز اختلافات بين المللي به طرح جايگزيني شايسته براي جنگ پرداخته اند.

محدوديت توسل به زور در دوران جامعه ملل

وقوع فجايع و کشتارهاي گسترده در جريان جنگ جهاني اول جامعه بين الملل را بر آن داشت که علاوه بر تأسيس جامعه ملل به عنوان سازماني براي توسعه همکاري ملت ها و ترويج حل و فصل مسالمت آميز اختلافات بين المللي، اين بار دست به تهيه سندي بين المللي در زمينه محدوديت جنگ و توسل به قواي نظامي بزنند با توجه به شرايط حاکم بر جامعه بين المللي آن زمان تدوين سندي با اين ويژگي عملاً امکان پذير نشد و تنها ميثاق جامعه ملل توانست جنگ را در برخي شرايط خاص غيرقانوني اعلام کند، اما همچنان در فروض متعددي توسل به جنگ طبق مفاد ميثاق قانوني و مشروع تلقي مي شد.

بعلاوه ميثاق کشورهاي عضو را مکلف به حفظ تماميت ارضي و استقلال سياسي ديگر در برابر تجاوز خارجي دانسته و نيز اقدام به ايجاد شيوه اي آيين نامه اي  براي ممانعت و يا تاخير در جنگ کرده است چندي بعد در سال 1928 ميثاق بريان- گلوگ يا پيمان پاريس در زمينه  منع توسل به زور و تحريم جنگ تدوين شد اين پيمان عام نخستين سند در طول تاريخ بشري است که به طور مطلق توسل به جنگ را ممنوع مي کند اين پيمان ضمن شناسايي حق دفاع مشروع کشورها، تنها طريق مجاز براي حاصل اختلافات را توسل به روش هاي مسالمت آميز مي داند.

وقايع تلخي که در سال هاي حيات جامعه ملل رخ داد و وقوع مخاصماتي در منچوري، انيوپي، لهستان و در نهايت وقوع جنگ جهاني دوم ناکارآمدي اقدامات حقوقي صورت گرفته و نيز ضرورت پيش بيني چارچوب هاي حقوق مناسبت تر را آشکار کرد از اين رو پيش از پايان جنگ جهاني دوم جامعه بين الملل بار ديگر عزم خود را در جهت تأسيس سازماني جهاني براي حفاظت و حراست از صلح و امنيت بين المللي و جلوگيري از وقوع جنگ هاي ديگر جرم کردند.

منع توسل به زور در نظام ملل متحد

منشور ملل متحد در مقدمه خود بر عزم مردم ملل متحد بر حفاظت از نسل هاي آينده از بلاي جنگ که دو بار در مدت يک عمر انساني افراد بشر را دچار مصايب غيرقابل بيان کرده بود، تاکيد داشت اين منشور بر قبول اصول و ايجاد روش هايي که عدم توسل به نيروهاي نظامي را جز در راه منافع مشترک تضمين کند تاکيد مي دارد قاعده منع توسل به زور که در منشور ملل متحد، به عنوان قاعده اي عام مورد اشاره قرار گرفته است هر گونه اقدام زورمبارزانه که از جمله جنگ تهديد به جنگ اقدام به مقابله به مثل مسلحانه، محاصره دريايي يا هر شکل ديگر استفاده  از زور که با مقاصد ملل متحد سايت داشته باشد را در بر مي گيرد. منشور تنها در چند مورد استثنائاتي بر قاعده منع توسل به زور وارد کرده که شامل دفاع مشروع، اقدامات قهري شورا امنيت ترتيبات سازمان هاي منطقه اي در اجراي تصميمات شورا امنيت و برخي اقدامات موقتي اعضاي دائم شوراي امنيت مي شوند. سازمان ملل متحد در راستاي تحقق اهداف منشور در زمينه منع توسل به زور قطعنامه هاي متعددي چون محکوم کردن هر گونه تبليغ جنگي، اصول حقوق بين الملل در زمينه روابط دوستانه و همکاري ميان کشورها و اعلاميه تحکيم پايه هاي امنيت بين المللي را تصويب کرده است بعد از منشور ملل متحد معاهدات بسياري از جمله پيمان تأسيس اتحاديه عرب، پيمان آتلانتيک شمالي، منشور وگوتا و منشور وينوس آبرس به مسئله تحريم جنگ پرداخته اند.



نويسنده: فريناز فيضي






برای دادن نظر، باید به صورت رایگان در سایت عضو شوید. [عضویت در سایت]



مشاوره حقوقی رایگان